با یاد و نام زندهیاد هانری دو فوشهکور(1925–2026)
ایرانشناس برجسته، مترجم، نویسنده و استاد نامدار زبان و ادبیات فارسی که عمر پربار خود را وقف شناخت، آموزش و معرفی فرهنگ و ادب ایران کرد.
او با پژوهشهای ارزشمند، ترجمههای ماندگار و تلاشهای علمی گسترده، نقشی بیبدیل در شناساندن گنجینه ادبیات فارسی، بهویژه آثار حافظ، به جهانیان ایفا کرد. ترجمه کامل و همراه با شرح دیوان حافظ به زبان فرانسه، از ماندگارترین خدمات علمی او به فرهنگ ایران و ادبیات جهان به شمار میرود. همچنین سالها به عنوان استاد دانشگاه و پژوهشگر برجسته، پلی استوار میان فرهنگ ایران و جهان ساخت.
نام و یاد این دوستدار صمیمی فرهنگ ایران و خدمتگزار زبان فارسی، در حافظه فرهنگی ایران و جامعه جهانی ایرانشناسی جاودانه خواهد ماند.
یادش گرامی و راهش پررهرو باد.
https://eitaa.com/zohouredanaeipublication#هانری_دو_فوشه_کور #ایران_شناسی #حافظ #ادبیات_فارسی #فرهنگ_ایران #زبان_فارسی #انتشارات_ظهور_دانایی #ایران
ایرانشناس برجسته، مترجم، نویسنده و استاد نامدار زبان و ادبیات فارسی که عمر پربار خود را وقف شناخت، آموزش و معرفی فرهنگ و ادب ایران کرد.
او با پژوهشهای ارزشمند، ترجمههای ماندگار و تلاشهای علمی گسترده، نقشی بیبدیل در شناساندن گنجینه ادبیات فارسی، بهویژه آثار حافظ، به جهانیان ایفا کرد. ترجمه کامل و همراه با شرح دیوان حافظ به زبان فرانسه، از ماندگارترین خدمات علمی او به فرهنگ ایران و ادبیات جهان به شمار میرود. همچنین سالها به عنوان استاد دانشگاه و پژوهشگر برجسته، پلی استوار میان فرهنگ ایران و جهان ساخت.
نام و یاد این دوستدار صمیمی فرهنگ ایران و خدمتگزار زبان فارسی، در حافظه فرهنگی ایران و جامعه جهانی ایرانشناسی جاودانه خواهد ماند.
یادش گرامی و راهش پررهرو باد.
۳۳
۶:۴۲
ibna.ir/x6tzm
امین مقدم در گفتگو خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در مشهد، با اشاره به اینکه تاکنون ۵۰ عنوان کتاب توسط انتشارات «ظهوردانایی» به مرحله چاپ رسیده است، آمادگی این انتشارات را در مسیر همکاری در بحث ترجمه کتابهای علمی معتبر روز دنیا اعلام کرد.
وی گفت: انتشارات ظهور دانایی با هدف ارتقای سطح دانش علمی در جامعه و پر کردن خلأهای موجود در حوزه کتابهای تخصصی از سال ۱۳۹۵ فعالیت خود را آغاز کرده است و تاکنون بیش از ۵۰ عنوان کتاب در حوزههای مختلف علمی از جمله علوم پایه، مهندسی، پزشکی و علوم انسانی توسط این انتشارات منتشر شده است.
امین مقدم در گفتگو خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در مشهد، با اشاره به اینکه تاکنون ۵۰ عنوان کتاب توسط انتشارات «ظهوردانایی» به مرحله چاپ رسیده است، آمادگی این انتشارات را در مسیر همکاری در بحث ترجمه کتابهای علمی معتبر روز دنیا اعلام کرد.
وی گفت: انتشارات ظهور دانایی با هدف ارتقای سطح دانش علمی در جامعه و پر کردن خلأهای موجود در حوزه کتابهای تخصصی از سال ۱۳۹۵ فعالیت خود را آغاز کرده است و تاکنون بیش از ۵۰ عنوان کتاب در حوزههای مختلف علمی از جمله علوم پایه، مهندسی، پزشکی و علوم انسانی توسط این انتشارات منتشر شده است.
۲۶
۱۰:۱۷
•°صفایقلبِپریشان!خدا نگهدارتعزیزِ مردم ایران،خدا نگهدارت
بگو چگونه وداعت کنم دم آخر!میانِ بُهت فراوان،خدا نگهدارت
طبیبِخستهدلان!بیتو ما چکار کنیم؟به دردها،همه -درمان!خدانگهدارت
به عزت و شرف لا اله الله...وَ رفتاز تنما،جان!خدا نگهدارت
(توییبهانهٔاین چشمها کهمیگریند)دلیل بارشباران!خدا نگهدارت
ببین که از نُهِاسفند،ایستادهزمانبه احترام تو!گریان!خدا نگهدارت
ببینکهبعد تو هرشب چگونه پر زدهام در آسمانِخیابان!خدا نگهدارت
عجبمُحرمیو روضهای شدهامسالشهیدِ روزه و عطشان!خدانگهدارت
عبا و چفْیهو انگشتر و عصایتکو؟کجاست عینک و قرآن؟خدا نگهدارت
تو میرویو بهسر میزنند ابیاتم!فدای بیت تو،تهران!خدا نگهدارت
تو میرویبههمانجا کهآرزویت بود:کنار شاه خراسان!خدا نگهدارت
قسم بهمُشتِگرهکردهات که تا آخر بِایستیم به میدان...خدا نگهدارت
بهانتقامتو و قطره-قطرهٔخونتشدیمسیلخروشان!خدا نگهدارت
بهانتظارِ تو هستند کنجِمدرسهای،ضحا و مریم و ماکان!خدا نگهدارت
به انتظار تو هستند آن طرف،یاران!سپردمت به شهیدان!خدانگهدارت
عارفه دهقانی+منتشر شده در صفحهٔ رهبری
𐙚 ـ๓دکتر عارفهدهقانیـ𓎩کانالhttps://eitaa.com/joinchat/1713635529Cb558f1aa56
موسسهٔ انتشاراتی ظهور دانایی
انتشارات ظهور داناییجایی برای اندیشهورزی، تولید دانش، و نشر آثار ماندگار
https://eitaa.com/zohouredanaeipublication
بگو چگونه وداعت کنم دم آخر!میانِ بُهت فراوان،خدا نگهدارت
طبیبِخستهدلان!بیتو ما چکار کنیم؟به دردها،همه -درمان!خدانگهدارت
به عزت و شرف لا اله الله...وَ رفتاز تنما،جان!خدا نگهدارت
(توییبهانهٔاین چشمها کهمیگریند)دلیل بارشباران!خدا نگهدارت
ببین که از نُهِاسفند،ایستادهزمانبه احترام تو!گریان!خدا نگهدارت
ببینکهبعد تو هرشب چگونه پر زدهام در آسمانِخیابان!خدا نگهدارت
عجبمُحرمیو روضهای شدهامسالشهیدِ روزه و عطشان!خدانگهدارت
عبا و چفْیهو انگشتر و عصایتکو؟کجاست عینک و قرآن؟خدا نگهدارت
تو میرویو بهسر میزنند ابیاتم!فدای بیت تو،تهران!خدا نگهدارت
تو میرویبههمانجا کهآرزویت بود:کنار شاه خراسان!خدا نگهدارت
قسم بهمُشتِگرهکردهات که تا آخر بِایستیم به میدان...خدا نگهدارت
بهانتقامتو و قطره-قطرهٔخونتشدیمسیلخروشان!خدا نگهدارت
بهانتظارِ تو هستند کنجِمدرسهای،ضحا و مریم و ماکان!خدا نگهدارت
به انتظار تو هستند آن طرف،یاران!سپردمت به شهیدان!خدانگهدارت
𐙚 ـ๓دکتر عارفهدهقانیـ𓎩کانالhttps://eitaa.com/joinchat/1713635529Cb558f1aa56
موسسهٔ انتشاراتی ظهور دانایی
۳۲
۱۰:۴۸
### آیین پنجشنبهها
در محلهی قدیمی «سایه سنگ»، همه میدانستند که پنجشنبهها روزِ تکرارناپذیر است. در خانهی شماره ۱۲، عمو رضایی، مردی با چشمان خسته اما آرام، یک سنت عجیب داشت: هر پنجشنبه، درست وقتی که خورشید به میانه راه میرسید، همسرش، خانم مریم، را از خانه بیرون میانداخت.
این اتفاق برخلاف ظاهرش، هیچ نشانی از خشم یا دعوا نداشت. خانم مریم هم هیچگاه گریه نمیکرد یا به دنبال بازگشت نمیگشت. او با لبخندی ملایم و با یک چمدان کوچک که همیشه دم در آماده بود، از آستانهی در عبور میکرد و به سمت باغچهی متروکهی انتهای کوچه میرفت.
مردم محله با کنجکاوی و کمی ترس، از دور تماشا میکردند. بچهها فکر میکردند عمو رضایی جادوگر است و همسرش را به دنیای دیگری میفرستد. اما حقیقت، چیزی فراتر از جادو بود؛ چیزی مربوط به «زمان».
عمو رضایی معتقد بود که خانهها، درست مثل انسانها، از سنگینیِ خاطرات پر میشوند. او میگفت اگر یک زن، با تمام عشق، تمام غصهها، تمام خندهها و تمام بوی آشپزیاش، تمام هفته در چهاردیواری یک خانه بماند، آن خانه سنگین میشود؛ سنگینتر از اینکه بتواند روی زمین بماند. خانه از شدتِ حضورِ مریم، شروع به لرزیدن میکرد و دیوارها از سنگینیِ پیوندشان، در هم میریختند.
پس هر پنجشنبه، او مریم را «بیرون میانداخت»؛ نه برای جدا کردنشان، بلکه برای «تخلیه کردن». او مریم را به فضای باز میفرستاد تا مریم در میان باد و درختان، دوباره سبک شود. مریم در آن روزها، با نسیم و باران و سنگهای خیابان همنشین میشد تا دوباره لبریز شود.
و وقتی شب فرا میرسید و ستارهها در آسمان میلرزیدند، عمو رضایی با چراغی کوچک به دنبال او میرفت. او مریم را به خانه بازمیگرداند؛ مریمی که حالا مثل یک جرعهی تازه، سبک و شفاف شده بود.
در آن پنجشنبهها، خانه دیگر لرزش نداشت. خانه دوباره نفس میکشید. و هر پنجشنبه، وقتی مریم از در وارد میشد، بوی تازگی و آزادی، تمام اتاقها را پر میکرد؛ درست مثل اولین روزی که آنها همدیگر را دیده بودندhttps://eitaa.com/zohouredanaeipublication
در محلهی قدیمی «سایه سنگ»، همه میدانستند که پنجشنبهها روزِ تکرارناپذیر است. در خانهی شماره ۱۲، عمو رضایی، مردی با چشمان خسته اما آرام، یک سنت عجیب داشت: هر پنجشنبه، درست وقتی که خورشید به میانه راه میرسید، همسرش، خانم مریم، را از خانه بیرون میانداخت.
این اتفاق برخلاف ظاهرش، هیچ نشانی از خشم یا دعوا نداشت. خانم مریم هم هیچگاه گریه نمیکرد یا به دنبال بازگشت نمیگشت. او با لبخندی ملایم و با یک چمدان کوچک که همیشه دم در آماده بود، از آستانهی در عبور میکرد و به سمت باغچهی متروکهی انتهای کوچه میرفت.
مردم محله با کنجکاوی و کمی ترس، از دور تماشا میکردند. بچهها فکر میکردند عمو رضایی جادوگر است و همسرش را به دنیای دیگری میفرستد. اما حقیقت، چیزی فراتر از جادو بود؛ چیزی مربوط به «زمان».
عمو رضایی معتقد بود که خانهها، درست مثل انسانها، از سنگینیِ خاطرات پر میشوند. او میگفت اگر یک زن، با تمام عشق، تمام غصهها، تمام خندهها و تمام بوی آشپزیاش، تمام هفته در چهاردیواری یک خانه بماند، آن خانه سنگین میشود؛ سنگینتر از اینکه بتواند روی زمین بماند. خانه از شدتِ حضورِ مریم، شروع به لرزیدن میکرد و دیوارها از سنگینیِ پیوندشان، در هم میریختند.
پس هر پنجشنبه، او مریم را «بیرون میانداخت»؛ نه برای جدا کردنشان، بلکه برای «تخلیه کردن». او مریم را به فضای باز میفرستاد تا مریم در میان باد و درختان، دوباره سبک شود. مریم در آن روزها، با نسیم و باران و سنگهای خیابان همنشین میشد تا دوباره لبریز شود.
و وقتی شب فرا میرسید و ستارهها در آسمان میلرزیدند، عمو رضایی با چراغی کوچک به دنبال او میرفت. او مریم را به خانه بازمیگرداند؛ مریمی که حالا مثل یک جرعهی تازه، سبک و شفاف شده بود.
در آن پنجشنبهها، خانه دیگر لرزش نداشت. خانه دوباره نفس میکشید. و هر پنجشنبه، وقتی مریم از در وارد میشد، بوی تازگی و آزادی، تمام اتاقها را پر میکرد؛ درست مثل اولین روزی که آنها همدیگر را دیده بودندhttps://eitaa.com/zohouredanaeipublication
۱۷
۸:۱۳
بازارسال شده از انتشارات ظهور دانایی
در دنیای امروز، صرفِ داشتن دانش کافی نیست؛ آنچه شما را متمایز میکند، تداوم در تولید و انتشار دانش است. اعتبار حرفهای، نتیجه سالها تمرکز، انسجام فکری و ارائه مستمر تجربههای ارزشمند است.
چهار اصل برای تبدیل شدن به یک مرجع تخصصی:
انتشارات ظهور دانایی بر این باور است که توسعه علمی و فرهنگی از مسیر تولید، نشر و اشتراکگذاری دانش معتبر میگذرد. هر کتاب میتواند آغازگر شکلگیری یک مرجع علمی و حرفهای باشد.
#انتشارات_ظهور_دانایی #کتاب #نویسندگی #پژوهش #توسعه_فردی #برندسازی_شخصی #تولید_محتوا #دانش #مرجعیت_علمی
۱
۱۰:۱۹
ibna.ir/x6JkG
@ibna_official
۱۱
۸:۰۹
خیلی وقتها تصور میکنیم استراتژی یعنی یک هدف بزرگ تعیین کنیم، چند KPI کنار آن بگذاریم و بگوییم: «خب، حالا برویم سراغ اجرا!»
اما واقعیت این است که سختترین بخش استراتژی، اجرا نیست؛ درست دیدن است.
استراتژیست قبل از اینکه بپرسد:
چند لحظه مکث میکند و میپرسد:
استراتژیست خوب کسی نیست که برای هر مسئله، پیچیدهترین پاسخ را داشته باشد؛
بلکه کسی است که بتواند در میان انبوه دادهها، نظرات، سناریوها و سر و صدا، الگوی اصلی را پیدا کند و تشخیص دهد کدام تصمیم واقعاً اهمیت دارد.
گاهی یک تصمیم کوچک، مسیر یک سازمان را برای سالها تغییر میدهد.
بنابراین:
استراتژی فقط انتخاب مسیر نیست؛ فهمیدن این است که چرا اصلاً این مسیر را انتخاب کردهایم.
#انتشارات_ظهور_دانایی#استراتژی#تفکر_استراتژیک#مدیریت#رهبری#تصمیم_گیری#کسب_و_کار#دانش_مدیریت
۱۰
۱۵:۵۱
گاهی مشکل ما نداشتن اطلاعات بیشتر نیست؛مشکل این است که حاضر نیستیم دانستههای قبلی خودمان را زیر سؤال ببریم.
وقتی میبینیم فردی با یک روش متفاوت نتیجه بهتری گرفته، معمولاً بهجای اینکه بپرسیم:
ذهنمان شروع میکند به ساختن دلیل:
«شرایطش فرق داشته.»«شانس آورده.»«این روش برای من جواب نمیدهد.»«من قبلاً این چیزها را میدانم.»
این همان جایی است که سوگیری تأییدی میتواند وارد عمل شود؛ یعنی بیشتر به اطلاعاتی توجه کنیم که باورهای قبلی ما را تأیید میکنند و شواهد مخالف را کمتر ببینیم.
«ممکن است چیزی را که درباره این موضوع فکر میکنم، اشتباه فهمیده باشم.»
این جمله نشانه ضعف نیست؛نشانه انعطافپذیری ذهن و آمادگی برای رشد است.
هر زمان احساس کردید نسبت به یک باور، نظر یا روش خاص تعصب دارید، از خودتان بپرسید:
«اگر این باور اشتباه باشد، چه شواهدی باید وجود داشته باشد؟»
و سؤال مهمتر:
«آیا حاضر هستم یک روش متفاوت را برای مدتی منطقی و آگاهانه امتحان کنم؟»
قرار نیست هر باور جدیدی را بدون بررسی بپذیریم؛قرار است نه کورکورانه قبول کنیم و نه کورکورانه رد کنیم.
گاهی یک تغییر کوچک در شیوه فکر کردن، میتواند آغاز یک تغییر بزرگ در زندگی باشد.
#انتشارات_ظهور_دانایی #رشد_فردی #تفکر_انتقادی #باورها #سوگیری_تأییدی #یادگیری #توسعه_فردی #کتابخوانی
۱۱
۱۹:۱۰
تغییر واقعی از یک تصمیم آغاز میشود؛ تصمیمی برای رهاکردن گذشته و ساختن آگاهانه آینده:
۱. هویتها و روایتهای محدودکننده گذشته را رها کنید.۲. ویژگیهای شخصیتی و سبک زندگی مطلوب خود را مشخص کنید.۳. هدفهایی بزرگ، معنادار و روشن داشته باشید.۴. عادتهای بازدارنده را با عادتهای سازنده جایگزین کنید.۵. همواره مهارت تازهای بیاموزید و کتاب بخوانید.۶. محیط، روابط و برنامههای روزانه خود را بهبود دهید.۷. از منطقه امن خود خارج شوید؛ رشد در تجربههای تازه اتفاق میافتد.۸. باورها و نگرشهای خود را دوباره ارزیابی کنید.۹. هر روز، حتی با گامهای کوچک، پیوسته اقدام کنید.۱۰. پیشرفتهای خود را ببینید و مسیر تحولتان را جشن بگیرید.
انتشارات ظهور دانایی؛ همراه شما در مسیر آگاهی و رشد
#ظهور_دانایی #توسعه_فردی #خودسازی #رشد_فردی #کتاب #مطالعه #آموزش #موفقیت
۹
۷:۱۷
بازارسال شده از abolfazl
«معجزه میکروبیوم» را از طاقچه دریافت کنیدhttps://taaghche.com/book/337176
۱
۱۵:۵۱