تحول پارادایم امنیتی جمهوری اسلامی ایران؛ از بازدارندگی پیشدستانه به بازدارندگی روبه گسترش
۱ از ۲
مقدمهدر چهار دهه گذشته، راهبرد امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران صرفاً بر دفاع از مرزهای سرزمینی استوار نبوده است. برخلاف بسیاری از دولتها که امنیت خود را در خطوط مرزی تعریف میکنند، ایران تلاش کرده است امنیت ملی خود را در #عمق_راهبردی منطقه تأمین کند. بر همین اساس، شکلگیری شبکهای از متحدان و شرکای منطقهای در لبنان، سوریه، عراق، یمن و فلسطین را میتوان بخشی از راهبرد بازدارندگی پیشدستانه دانست؛ راهبردی که هدف آن انتقال #میدان درگیری از مرزهای ایران به محیط پیرامونی و افزایش هزینه هرگونه اقدام نظامی علیه ایران بود.
در این الگو، ایران میکوشید ضمن پرهیز از جنگ مستقیم و فراگیر با #آمریکا و #رژیم._صهیونی، از طریق ظرفیتهای منطقهای خود، توازن بازدارندگی را حفظ کند و حتی در مواردی، فشار را به داخل جغرافیای اسرائیل منتقل سازد. ویژگی اصلی این راهبرد، دور نگه داشتن جنگ از سرزمین ایران و مدیریت رقابت از طریق عمق راهبردی منطقهای و حفظ تنش تا زیر آستانه جنگ بود.
تحولات یک سال اخیر این فرضیه را مطرح میکند که جمهوری اسلامی در حال عبور از این الگو و ورود به مرحلهای جدید از تفکر راهبردی است که در آن، هدف دیگر صرفاً حفظ عمق راهبردی موجود نیست، بلکه گسترش مستمر #جغرافیای_بازدارندگی و افزودن لایههای جدید به آن است.
تا پیش از #جنگ_دوازده_روزه، راهبرد ایران همواره پرهیز از تنش نظامی و تحمل ضربات و حفظ داخل کشور حتی با دادن هزینه و تلفات در حد فرماندهان و برخی مقامات بود اما پس از نبرد دوازده روزه در گام اول راهبرد اعلامی خود را به #جنگ_منطقه_ای تغییر داد و در #نبرد_رمضان با همین راهبرد وارد فاز اعمالی شد.در این مرحله با یک گام جلوتر بردن میدان جنگ، #تنگه_هرمز را نقطه پایان جنگ قرار داد و زمین بازی را از داخل کشور به خارج از جغرافیای خاکی ایران تغییر میدان داد. همچنین با تعیین شرط توقف پیشروی های اسراییل در #لبنان، پایان نبرد را به نزدیکی جغرافیای رژیم گره زد. در مرحله بعد و در فرصت محدود آتش بس یک گام دیگر جلو نهاد و محاصره #یمن توسط عربستان را به چالش کشید و پس از یازده سال با انجام چند سفر هوایی جبهه تازه ای به شکل تهاجمی گشود. به نظر می رسد این راهبرد با هر نبرد تازه خود را بروز نموده و با گسترش جغرافیایی میدانی جنگ، زمین بازی را به سود ایران اصلاح می کند. با این روند می توان چنین تصور کرد که راهبرد تازه بتواند با برداشتن گام های تازه، قدرت منطقه ای ایران را تا #کویت یا #بحرین و .. نیز گسترش داده و میدان های تازه نبرد و سنگرهای جدیدی برای بازدارندگی ایران ایجاد کند.
به بیان دیگر، اگر راهبرد گذشته بر حفظ عمق راهبردی (#جبهه_مقاومت در سوریه و لبنان و...) استوار بود، راهبرد جدید بر توسعه عمق راهبردی مبتنی است. این تحول را می توان راهبرد #گسترش_تدریجی_میدان_بازدارندگی نامید.در این راهبرد، هر بحران صرفاً عرصه دفاع از دستاوردهای گذشته نیست، بلکه فرصتی برای ایجاد یک دستاورد ژئوپلیتیکی جدید تلقی میشود. بنابراین پایان هر نبرد به نقطه آغاز مرحلهای تازه از توسعه میدان بازدارندگی تبدیل میشود.در این چارچوب، امنیت دیگر یک وضعیت ثابت نیست، بلکه یک فرآیند پویا و توسعهپذیر است.
سیر تحول راهبرد :مرحله نخست: #بازدارندگی_پیشرونده منطقهای :این مرحله که طی دو دهه گذشته الگوی غالب امنیتی ایران بود، بر چند اصل استوار بود:۱) انتقال میدان درگیری از داخل ایران به محیط پیرامونی؛۲) ایجاد عمق راهبردی از طریق شبکهای از متحدان منطقهای؛۳) حفظ فشار بر رژیم صهیونی خارج از مرزهای ایران و در صورت امکان انتقال بخشی از هزینهها به جغرافیای آن؛۴) مدیریت سطح تنش برای جلوگیری از جنگ فراگیر مستقیم؛۵) تثبیت موازنه بازدارندگی در مقیاس منطقهای.در این مرحله، هدف اصلی حفظ عمق راهبردی موجود بود.
#حکمرانی_شایسته#راهبرد_دفاعی #امنیت_ملی#بازدارندگی#جنگ
#خط_سبز @sabzkhat
۱ از ۲
مقدمهدر چهار دهه گذشته، راهبرد امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران صرفاً بر دفاع از مرزهای سرزمینی استوار نبوده است. برخلاف بسیاری از دولتها که امنیت خود را در خطوط مرزی تعریف میکنند، ایران تلاش کرده است امنیت ملی خود را در #عمق_راهبردی منطقه تأمین کند. بر همین اساس، شکلگیری شبکهای از متحدان و شرکای منطقهای در لبنان، سوریه، عراق، یمن و فلسطین را میتوان بخشی از راهبرد بازدارندگی پیشدستانه دانست؛ راهبردی که هدف آن انتقال #میدان درگیری از مرزهای ایران به محیط پیرامونی و افزایش هزینه هرگونه اقدام نظامی علیه ایران بود.
در این الگو، ایران میکوشید ضمن پرهیز از جنگ مستقیم و فراگیر با #آمریکا و #رژیم._صهیونی، از طریق ظرفیتهای منطقهای خود، توازن بازدارندگی را حفظ کند و حتی در مواردی، فشار را به داخل جغرافیای اسرائیل منتقل سازد. ویژگی اصلی این راهبرد، دور نگه داشتن جنگ از سرزمین ایران و مدیریت رقابت از طریق عمق راهبردی منطقهای و حفظ تنش تا زیر آستانه جنگ بود.
تحولات یک سال اخیر این فرضیه را مطرح میکند که جمهوری اسلامی در حال عبور از این الگو و ورود به مرحلهای جدید از تفکر راهبردی است که در آن، هدف دیگر صرفاً حفظ عمق راهبردی موجود نیست، بلکه گسترش مستمر #جغرافیای_بازدارندگی و افزودن لایههای جدید به آن است.
تا پیش از #جنگ_دوازده_روزه، راهبرد ایران همواره پرهیز از تنش نظامی و تحمل ضربات و حفظ داخل کشور حتی با دادن هزینه و تلفات در حد فرماندهان و برخی مقامات بود اما پس از نبرد دوازده روزه در گام اول راهبرد اعلامی خود را به #جنگ_منطقه_ای تغییر داد و در #نبرد_رمضان با همین راهبرد وارد فاز اعمالی شد.در این مرحله با یک گام جلوتر بردن میدان جنگ، #تنگه_هرمز را نقطه پایان جنگ قرار داد و زمین بازی را از داخل کشور به خارج از جغرافیای خاکی ایران تغییر میدان داد. همچنین با تعیین شرط توقف پیشروی های اسراییل در #لبنان، پایان نبرد را به نزدیکی جغرافیای رژیم گره زد. در مرحله بعد و در فرصت محدود آتش بس یک گام دیگر جلو نهاد و محاصره #یمن توسط عربستان را به چالش کشید و پس از یازده سال با انجام چند سفر هوایی جبهه تازه ای به شکل تهاجمی گشود. به نظر می رسد این راهبرد با هر نبرد تازه خود را بروز نموده و با گسترش جغرافیایی میدانی جنگ، زمین بازی را به سود ایران اصلاح می کند. با این روند می توان چنین تصور کرد که راهبرد تازه بتواند با برداشتن گام های تازه، قدرت منطقه ای ایران را تا #کویت یا #بحرین و .. نیز گسترش داده و میدان های تازه نبرد و سنگرهای جدیدی برای بازدارندگی ایران ایجاد کند.
به بیان دیگر، اگر راهبرد گذشته بر حفظ عمق راهبردی (#جبهه_مقاومت در سوریه و لبنان و...) استوار بود، راهبرد جدید بر توسعه عمق راهبردی مبتنی است. این تحول را می توان راهبرد #گسترش_تدریجی_میدان_بازدارندگی نامید.در این راهبرد، هر بحران صرفاً عرصه دفاع از دستاوردهای گذشته نیست، بلکه فرصتی برای ایجاد یک دستاورد ژئوپلیتیکی جدید تلقی میشود. بنابراین پایان هر نبرد به نقطه آغاز مرحلهای تازه از توسعه میدان بازدارندگی تبدیل میشود.در این چارچوب، امنیت دیگر یک وضعیت ثابت نیست، بلکه یک فرآیند پویا و توسعهپذیر است.
سیر تحول راهبرد :مرحله نخست: #بازدارندگی_پیشرونده منطقهای :این مرحله که طی دو دهه گذشته الگوی غالب امنیتی ایران بود، بر چند اصل استوار بود:۱) انتقال میدان درگیری از داخل ایران به محیط پیرامونی؛۲) ایجاد عمق راهبردی از طریق شبکهای از متحدان منطقهای؛۳) حفظ فشار بر رژیم صهیونی خارج از مرزهای ایران و در صورت امکان انتقال بخشی از هزینهها به جغرافیای آن؛۴) مدیریت سطح تنش برای جلوگیری از جنگ فراگیر مستقیم؛۵) تثبیت موازنه بازدارندگی در مقیاس منطقهای.در این مرحله، هدف اصلی حفظ عمق راهبردی موجود بود.
#حکمرانی_شایسته#راهبرد_دفاعی #امنیت_ملی#بازدارندگی#جنگ
#خط_سبز @sabzkhat
۱.۱K
۱۳:۱۶