بله | کانال سفرنامه اربعین/آزاده رحیمی
عکس پروفایل سفرنامه اربعین/آزاده رحیمیس

سفرنامه اربعین/آزاده رحیمی

۹۶عضو
اما امشب...شب میلاد امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام است و دلم هوایی نجف.
توی سفر کربلا به زهرا گفتم سال ۱۴۰۱ که برای اولین بار رفتم زیارت اربعین وارد حرم امام علی که شدیم بغضم ترکید.توی اون شلوغی حرم یه جایی روبروی ضریح پیدا کردم و ایستادم. های های گریه کردم. یه جوری که تا حالا توی زندگی‌ام اینجور اشک نریخته بودم.هیچی نمی‌گفتم فقط گریه می‌کردم.

به زهرا گفتم انگار تمام غم‌ها و سختی‌ها و ناملایماتی که تا اون وقت توی دلم داشتم، همه و همه شسته شد و رفت‌.به معنای واقعی کلمه دلم سبک شد. روحم آروم گرفت و اون لحظه بود که پدر بودن امیرالمؤمنین برای امت پیامبر را با تمام وجود حس کردم.
از اون به بعد هر سال شب میلاد علی‌بن‌ابیطالب خدا را شکر می‌کنم که محب آنهاییم و از انتخاب و نام‌گذاری این شب به نام پدر سرخوش می‌شوم.🥹undefined
هر دل كه شكست ره به جايی داردهر اهل دلی قبله نمايی دارد
با آنكه بُود قبله‌ی ما كعبه ولیايوان نجف عَجب صفايی دارد
عیدتون مبارک undefined

۱۵:۲۹

thumbnail
در گالری گوشی‌ام هنوز عکس و فیلم‌های قشنگی از سفر دارم که فرصت نشده اینجا به اشتراک بگذارم.قصد داشتم سیزده رجب این کار را بکنم، نشد...
حیف است صدای اذان صبح حرم که با جیک‌جیک گنجشک‌ها همراه شده بود را نشنوید!

۱۲:۳۵

thumbnail

۱۲:۳۵

من فکر می‌کنم اگر غرفه‌های بهشتی کاشی‌کاری‌ شده باشند، احتمالا چیزی شبیه حرم امام علی علیه‌السلام است!undefinedundefined

۱۲:۳۷

thumbnail

۱۲:۳۷

نماز جماعت صبح را در صحن حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها خواندیم.

۱۲:۳۸

thumbnail

۱۲:۴۹

سفرنامه اربعین/آزاده رحیمی
undefined تصویر
صف زیارت ضریح خلوت نبود. اما آرام و روان پیش می‌رفت‌.از صلوات چاق کردن‌های زن ایرانی جلویم کلافه شده بودم. اما دلم نمی‌آمد تذکری بدهم و حال خوشش را خراب کنم.دلم سکوت می‌خواست با پس‌زمینه همهمه زائران دور ضریح...زن پیش از رسیدن به ضریح دیگر در خواست صلوات نکرد اما تمام آرزوها و دعاهایش را بلند بلند می‌گفت و زن دیگری که به گمانم خواهرش بود آمین می‌گفت.
"خدایا پدر و مادرم زمین‌گیر و محتاج اولاد نشنخدایا به ابوالفضل بچه صحیح و سالم بدهخدایا یه شوهر خوب نصیب فائزه کنخدایا به آبجی معصوم خونه بزرگ بده از مستأجری نجات پیدا کنهخدایا مریضی از خونه مش حسین بره و سالم باشنخدایا امید رو اهل و سر به راه کن..."
تمرکزم را برای دعا کردن گرفته بود. رسیدن به حال خوش که بماند! دیدم حرص خوردن فایده ندارد، تا چند قدمی ضریح پشت به پشتش رفتم و من هم آمین‌گوی دعاهایش بودم.

۱۲:۵۰

thumbnail
هوا سرد اما دلچسب بود.یه خنکی جذابی که اجازه نمی‌داد خاطرات صبح‌های داغ تابستان و زیارت اربعین را به یاد بیاوری.صحن روبروی ایوان طلا خلوت بود و همچنان صدای جیک جیک پرنده‌ها می‌آمد.undefined🥹

۱۲:۵۳

thumbnail
در مجلس عروسی‌مان پیرمرد روحانی‌ای آمده بود که همسرم از حضورش خیلی خوشحال شده بود.می‌گفت از اساتید حوزه‌شان بوده و نوه آسید ابوالحسن اصفهانی است‌.
ما برای خواندن زیارتنامه وارد حجره‌ای شدیم که قبر آسید ابوالحسن موسوی اصفهانی و آیت‌الله میرزا حسن بجنوردی و آیت‌الله رشتی آنجا بود!
از تصویر علما عکس گرفتم که نامشان در خاطرم بماند.رضا عکس‌های گوشی‌ام را که می‌دید گفت چه خوب که سر قبر پدربزرگ حاج‌آقا هم رفتید.تازه یادم به پیرمرد سیدی که مهمان عروسی‌مان شده بود افتاد!

۱۲:۵۹

thumbnail

۱۳:۰۲

thumbnail
قبل از آنکه مشغول گرفتن عکس و فیلم شوم به نیابت همه افرادی که می‌شناختم و نمی‌شناختم زیارت امین الله خواندم.

۱۳:۰۳

thumbnail
چقدر امام باقر عليه‌السلام درباره خواندن این زیارتنامه قشنگ گفته بودند.🥹

۱۳:۰۵

thumbnail
undefined🥹

۱۳:۰۵

thumbnail
زائران درگهت را بر در خلد برین می‌دهند آواز طبتم فادخلوها خالدین
ابتدا «زایران» را «زِ ایران» می‌خواندم و هی کلافه بودم که چرا وزن شعر درست در نمیادundefinedundefined

۱۳:۱۲

thumbnail
رضا دیوانه‌ی نجف است و عاشق امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام...نمی‌شود از حرم حرف بزند و بغض نکند و اشکش جاری نشود.جای جای حرم آرزو می‌کردم که ایکاش الان اینجا بود.خلوت دلنشین این روحانی را که دیدم برایش آرزو کردم به زودی چنین لحظه‌ای را تجربه کند.عکس را که نشانش دادم دست روی چشم‌هایش کشید تا اشک‌هایش را پاک کند.

۱۳:۱۷

سفرنامه اربعین/آزاده رحیمی
#سفرنامه #اربعین ۱۴۰۳
#ابتدای_کانال
#موقت

۱۰:۵۵

thumbnail
undefinedمرا هزار امید است و هر هزار حسین
#عیدتون_مبارک🌱

۱۸:۰۸

thumbnail
ما حسین (علیه‌السلام) را دوست داریم به خاطر آنکه با نام او، عطرِ نجابت در فضا پراکنده می شود؛ عطر ایمان، *عطر مقاومت در برابر ظلم از این سو تا آن سوی جهان*، از زمین تا ستارگان...
undefined از #کتاب بر جاده های آبی سرخ | نوشته ی #نادر_ابراهیمی

۱۸:۱۸

بازارسال شده از وقتی خانه ما بهشت می شود
thumbnail
undefinedتوصیه‌ ای به نوجوانان و جوانان در ماه مبارک رمضان
@Thirdintifada#وقتی_خانه_ما_بهشت_میشود undefined @vaghtikhanemabeheshtmishavadundefined beheshterowze.ir

۱۰:۴۷