عکس پروفایل انجمن علمی علوم اجتماعی اسلامی ا
۲۶۲ عضو

انجمن علمی علوم اجتماعی اسلامی

«انجمن علمی علوم اجتماعی اسلامی دانشگاه تهران»
ارتباط با دبیر انجمن:@m_b_abraham
undefined | عبور از سوژۀ بی‌حجاب/باحجاب به گفتمانِ سبک زندگیِ اسلامی-ایرانی
undefined فرصت کم‌نظیر حضور مردم در خیابان جنگ رمضان برای تحول در گفتمان حجاب-بی‌حجابی
undefined بخش اول:1. در دورۀ معاصر، مخصوصاً بعد از جنگِ دوم جهانی، فهم تحولات اجتماعی دیگر ناظر به سوژه‌های منفرد نیست، بلکه زمینه‌های تاریخی-اجتماعی هستند که سوژه‌ها و به‌تعبیری اشیاء را می‌سازند. این زمینه‌های تاریخی-اجتماعی بعضاً با عنوان گفتمان، پارادایم، زیست‌جهان، تجربۀ زندگی و نظایر آنها همگی دال بر تاریخ‌مندیِ هویتِ انسان این‌دوره‌اند. در اینجا، آنچه انسان را می‌سازد، زیست‌جهان یا تاریخ‌مندیِ اوست. به‌همین جهت است که ایدۀ هویت در این دوره، دیگر identity نیست، بلکه difference است. انسانِ تاریخ‌مند با هیچ‌ حقیقت نفس‌الامری مرتبط نیست که هویت خودش را با آن تعریف کند و identity را مبنای هویت خویش قرار دهد، بلکه به دلیل سیالیت محضِ هویتی، هویتِ او از خلالِ تمایزِ او با لحظۀ پیشین شکل می‌گیرد. تمایز نسبت به ماقبل، موجد معنای جدیدی است که هر لحظه می‌تواند با معنایِ جدید دیگری متمایز شود. یکی از بهترین قلمروهایی که به‌حیث انضمامی، امکان درکِ ایدۀ هویتیِ تمایز را در دورۀ مشهور به پست مدرنیسم یا جهانی‌شدن توضیح می‌دهد، قلمرو لباس و پوشش است. در ایدۀ هویتیِ مبتنی بر تمایز، هیچ سبک پوششِ معیار و مطلقی وجود ندارد؛ گذاشتنِ محاسن برای آقایان یا بستنِ چفیه برای خانم‌ها، شلوار تنگ یا راحت و باز، لباس مشکی یا قرمز، شلوار شبه‌نظامیِ یا کوتاه، هیچ‌کدام معیار پوشش نیست، آنچه مهم است، میزان ایجاد تمایز در پوشش است. مُد، تابعی از این تمایزیافتگی است که بتواند در لحظاتی خاص، معنایِ جدید و متمایزی را در جامعه ایجاد کند. مصرف متزاید نیز تابعی از این تمایزهای مکرر در مکرر است. مهمترین انگیزۀ انسانی برای عبور از ایدۀ identity به difference ، با همۀ مخاطراتی که ممکن است دربرداشته باشد، قدرت این ایده برای ایجاد حداکثر ظرفیتِ ارادۀ آزادی و از آن‌مهمتر، تحقق خودبنیادیِ سوژه، در گفتمان‌های فوق‌العاده سیال و متکثر است.
2. با نظر به ایدۀ هویتیِ تمایز، شاید بتوان تجربۀ جامعۀ ایرانی از بی‌حجابی‌های یک دهۀ اخیر، مخصوصاً در نقطۀ اوج اغتشاشاتِ 1401 را دریافت. افزون بر مافیایِ اقتصادیِ شکل‌گرفته در پشتِ این ایده که مبتنی بر مصرف متزاید است، اما از حیث هویتی، در جامعه‌ای که چندان طرح هویتی و فکری برای تکثر پوشش، مخصوصاً پوشش زنان در نظر گرفته نشده و علیرغم تاکیدات رهبر شهید انقلاب، نسبت به مسئلۀ مد و پوشاک، چندان طرح منسجمی در نظر گرفته نشده بود، ورودِ چنین گفتمانیِ ناگزیر به خشونت کشیده می‌شد. با این‌حال فراگیرشدنِ ایدۀ تمایز، مخصوصاً در ماه‌های پس از زن، زندگی آزادی، پوششِ چادر زنِ مسلمان ایرانی را تبدیل به یکی از تمایزات هویتی در کنار صدها تمایز هویتی دیگر کرد. مسئلۀ گفتمان تمایزِ هویتی، چادرِ مشکی زنان مسلمان نبود و می‌توانست آن‌را به‌مثابه یکی از صدها مُد یا سبک‌زندگی (lifestyle) در ذیل ایدۀ هویتی تمایز توضیح دهد. پوشش زنان، صدها شکل و قالب دارد و می‌تواند از نیمه‌برهنگیِ رایج در کشورهای غربی آغاز شود و حتی پوششِ چادر مشکیِ زنانه را نیز به‌مثابه یکی از تمایزهایی که حتی امکان تولد معنایِ متمایزی را فراهم می‌کند، پذیرفته شود. همانطور که گذاشتنِ محاسن بلند برای آقایان، اگر در ذیلِ ایدۀ تمایز هویتی (و نه به‌مثابه یک واجب یا مستحب شرعی)، چندان منافاتی با دیگر اشکال ظاهریِ آقایان ندارد، پذیرشِ پوششِ چادر مشکی در کنارِ دیگر اشکال پوششِ زنانه نیز موجد معضله‌ای نبود. فراگیریِ هویت مبتنی بر ایدۀ تمایز، باعث شد که زنانِ محجبۀ ایرانی یا حتی زنانِ حزب‌اللهیِ ایرانی، در پویش‌هایی مانند #نه_به_حجاب_اجباری مشارکت فعالی داشته باشند.
undefined محمدرضا قائمی‌نیکundefined دانشیار علوم اجتماعی دانشگاه علوم اسلامی رضوی
undefined @saissut
undefined۳

۱۹۹

۱۹:۰۹