بله | کانال شعرهای سجاد سامانی
عکس پروفایل شعرهای سجاد سامانیش

شعرهای سجاد سامانی

۲.۷ هزار عضو
thumbnail
بعد من تنها نخواهی ماند اما بعد توبر من تنها نمی‌دانی چه‌ها خواهد گذشت ...
سجاد سامانی @sajjadsamani

۱۶:۳۴

thumbnail
به رسم صبر ، باید مَرد آهش را نگه دارداگر مرد است، بغض گاهگاهش را نگه دارد
پریشان است گیسویی در این باد و پریشان‌ترمسلمانی که می‌خواهد نگاهش را نگه دارد
عصای دست من عشق است، عقل سنـگدل بـگذارکه این دیوانه تنها تکیه‌گاهش را نگه دارد
به روی صورتم گیسوی او مهمان شد و گفتمخدا دلبستگان روسیاهش را نگه دارد
دلم را چشم‌هایش تیرباران کرد ، تسلیممبگویید آن کمان‌ابرو سپاهش را نگه دارد....!
#سجاد_سامانى@sajjadsamani

۱۶:۳۲

thumbnail
به دیدارم نمی‌آیی چرا؟ دلتنگ دیدارمهمین بود اینکه می‌گفتی وفادارم وفادارم؟
سجاد سامانی
@sajjadsamani

۱۷:۴۴

ياراي گريه نيست، به آهي بسنده کن ! آري، به آه گاه به گاهي بسنده کن!
درد دل تو را چه کسي گوش مي‌کند؟ اي در جهان غريب! به چاهي بسنده کن!
دستت به گيسوان رهايش نمي‌رسد از دوردست‌ها به نگاهي بسنده کن!
سرمستي صواب اگر کارساز نيست گاهي به آهِ بعدِ گناهي بسنده کن!
اهل نظر نگاه به دنيا نمي‌کنند تنها به ياد چشم سياهي بسنده کن!.
#سجاد_سامانی@sajjadsamani

۱۵:۵۲

thumbnail
گفتم ای دوست، تو هم گاه به یادم بودی؟گفت من نام تو را نیز نمی‌دانستم...
سجاد سامانی @sajjadsamani

۱۷:۰۱

ای دوست، آنچه گفتی و زخم زبان زدی من شرم می‌کنم که بگویم به دشمنم
سجاد سامانی

@sajjadsamani

۱۷:۰۰

سفر می‌کردی و کار تو را دشوار می‌کردم که چون ابر بهاری گریۀ بسیار می‌کردمهمان "آغاز" باید بر حذر می‌بودم از عشقت همان دیدار "اول" باید استغفار می‌کردمملاقات نخستین کاش بار آخرینم بود تو را دیگر میان خواب‌ها دیدار می‌کردم«به روی نامه‌هایت قطرۀ اشک است، غمگینی؟»تو می‌پرسیدی و با چشم خون انکار می‌کردمدر آن دنیا اگر قدری مجال همنشینی بود به پای مرگ می‌افتادم و اصرار می‌کردمخدا عمر غمت را جاودان سازد که این شاعر غزل در گوش من می‌خوانْد و من تکرار می‌کردم#سجاد_سامانی


@Sajjadsamani

۱۸:۰۸

thumbnail
بی من خوشی وگرنه از آن تو می‌شدم جان می‌سپردم آخر و جان تو می‌شدم
سجاد سامانی
@sajjadsamani

۱۷:۰۴

thumbnail
تو وعده می‌دهی و فکر می‌کنی که مراهزارسالگی نوح و صبر ایوب است ...
سجاد سامانی
@Sajjadsamani

۱۸:۰۸

thumbnail
در شمار دشمنان آورده ای، امّا چه غمبا همین شادم که گاهی در شمار آری مرا
سجاد سامانی
@Sajjadsamani

۱۸:۱۳

thumbnail
سلام کردم و گفتم مرا که یادت هست؟جواب دادی و گفتی به جا نیاوردمدلیل اشک مرا دوستان که پرسیدندصبور بودم و نام تو را نیاوردم#سجاد_سامانی
@Sajjadsamani

۱۸:۰۵

گفت در چشمان من غرق تماشایی چقدر گفتم آری، خود نمی‌دانی که زیبایی چقدر!در میان دوستداران تا غریبم دید گفت: دوره‌گرد آشنا! دور و بر مایی چقدر!ای دل عاشق که پای انتظارش سوختی هیچکس در انتظارت نیست، تنهایی چقدرعاشقی از داغ غیرت مرد و با خونش نوشت دل نمی‌بندی ولی محبوب دلهایی چقدرآتش دوری مرا سوزاند، ای روز وصال بیش از این طاقت ندارم، دیر می‌آیی چقدر...#سجاد_سامانی
@Sajjadsamani

۱۶:۰۷

آه از جفای چرخ ستمگر، حسین راوای از بلای نیزه و خنجر، حسین را
مظلوم عالم است و ستم‌دیدگان دهرفریاد کرده‌اند مکرر حسین را
ابنای روزگار اگر سر دهند و تنیا رب مخواه بی تن و بی سر، حسین را
خم شد ستون عرش الهی در آن میان در هم شکست داغ برادر حسین را
وای از دقایقی که ملائک خبر کننداز ماجرای سیلی و معجر، حسین را
در خاک بردن علی اصغر به جان رساند یا جان سپردن علی اکبر، حسین را؟
هر گوشه پیکری ست در این دشت لاله‌گوندیگر نماند یاورِ دیگر، حسین را
خورشید ذره‌ای ز حسین است و ماه نیزیاداورند سرو و صنوبر حسین را
شاعر ز استعاره پشیمان شد و نخواندبا هیچ جز حسین برابر حسین را
معشوق را مفارقت از عاشقان مباددامن گرفته‌ایم به محشر، حسین را
اول حسین گفتم و آخر همان حسین من دوست دارم اول و آخر حسین را
سجاد سامانی @Sajjadsamani

۱۸:۴۲

اف بر شما و ذات خبیث و پلیدتانبر کوچک و بزرگ و سیاه و سپیدتان
هر روز، زجرتان برساند خدا و رنجهر دم عزایتان و عزا باد عیدتان!
الحق که برگزیده شمایید موش‌ها!ابلیس خوش فریفت و‌ خوش برگزیدتان
موسی کجا و ذات پلید شما کجا؟فرعون عبدتان شده، هامان عبیدتان
ای قوم صدپدر، همه آلوده‌دامنیدنفرین به مادری که نزایید و **دتان!
ای بی‌رگان که خون هر آزاده را به جوشآورده‌اید، لعن خدا بر وریدتان
در انتقام خون عزیزان که ریختیدباید به خاک و خون چو ذلیلان کشیدتان
چون بیرق حسینی عالم علم شودرحمی نمی‌کنیم به شمر و یزیدتان!
سجاد سامانی @sajjadsamani

۶:۵۵

thumbnail
دلیل اشک من ...سلام کردم و گفتم مرا که یادت هست؟جواب دادی و گفتی به جا نیاوردم ...دلیل اشک مرا دوستان که پرسیدند صبور بودم و نام تو را نیاوردم
#سجاد_سامانی
@sajjadsamani

۸:۵۹

thumbnail
وعده‌ی دیدار ...‌آمد به مزار من و خشنودترین بودپس وعده‌ی دیدار که می‌گفت، همین بود ...از دشت گذر کرد خرامان و خرامانصیاد، فراوان و فراوان به کمین بوداز جانب خود راندن و بر خاک نشاندنپاداش دعای منِ سجاده نشین بود ...زاهد، به نگاهی دل و دین باختی آخرای وای اگر آخر تقوای تو این بودکم سرزنشت میکنم ای دل که به هر حالتقدیر تو در مساله عشق چنین بود ...#سجاد_سامانی
@SajjadSamani

۱۷:۵۳

بازارسال شده از یه بیت شعر
thumbnail
در این زمانه‌ی بدنام ناجوانمردیبه نام نامی مردان روزگار بایست!#سجاد_سامانی@yeBeitble.ir/join/OTQ1NzE5Yz

۱۶:۱۹

thumbnail
نامش بلند باد که مانند دلبرشلب‌تشنه بود و غرقه به خون گشت پیکرش
یاداور دمی‌ست که فرق علی شکافتگویا حسین بر سر نی می‌رود سرش
فرعونیان ز مشت گره کرده اش ملوللرزید کاخ ظلم ز الله اکبرش
نیکان روزگار و دلیران کارزارپیوسته‌اند از همه دنیا به لشکرش
سروی که سروها همه تعظیم می‌کنندچون چشم می‌برند به قد صنوبرش
یاری کز او نمونه‌ی دیگر ندیده‌ایمواحسرتا اگر که نبینیم دیگرش
خونش بزرگ بود و بزرگی به جا گذاشت تاریخ می‌نویسد از این خون به دفترش
باید فَرَزدَقی بنویسد قصیده‌ایمن کیستم که شعر بگویم به محضرش؟
کو محتشم که مرثیه‌ای تازه سر کند؟دعبل بیا و شعر بخوان در برابرش
آن پیر می‌فروش که مست حسین بودای کاش ساغری زده بودم به ساغرش
روزی در این مقام چو روز حسین نیستشامی شبیه شام غریبان خواهرش
ما وارثان خون گلویی بریده‌ایمجانها فدای عطر ضریح معطرش
وین ملتی که خامنه‌ای بود امید اواینک دوباره خامنه‌ای باد رهبرش

سجاد سامانی @SajjadSamani

۱۶:۳۹

thumbnail
خطاب به آن عده‌ی قلیلی که حمله‌ی خارجی به ایران را راه حل مشکلات معرفی می‌کردند و دست به دامان دشمن شدند و هستند.

بی‌وطن، ایران اگر ویران، شرف دارد به توای سگ دشمن، سگ ایران شرف دارد به تو
آشیانش را در آتش هیچ موجودی نخواست کمتر از حیوانی و حیوان شرف دارد به تو
خائنا، ابلیس هم گردن نمی‌گیرد تو راچیزی از شیطان مگو، شیطان شرف دارد به تو
گفته بودی کاشکی اسکندری پیدا شودخاک پای کاوه در میدان شرف دارد به تو
جز چریدن، لخت گردیدن، چه دردی داشتی؟دردمندا، درد بی‌درمان شرف دارد به تو
گر تو را انسان بنامم کسر شأن آدمی‌ست بی‌فضیلت، فضله‌ی انسان شرف دارد به تو
ای خیال پوچ آزادی به دست اهرمن!زندگی در گوشه‌ی زندان شرف دارد به تو

سجاد سامانی @SajjadSamani

۸:۲۵

thumbnail
خطاب به دشمن پیمان‌شکن و کودک‌کش و در حمایت از مردم مظلوم ایران و لبنان:

ای قاتلان دخترکان، می‌کشیمتان وحشی‌ترین وحوش جهان، می‌کشیمتان
خون حسین در رگ ما شیعه‌زاده‌هاستای شمرزادگان زمان، می‌کشیمتان
بر ما زبان به هرزه گشودید مدتیای دلقکان هرزه‌زبان می‌کشیمتان
آماده‌ایم مرد و زن و کوچک و بزرگآماده‌ایم پیر و جوان، می‌کشیمتان
دیگر کمر به کشتنتان بسته‌ایم مادیگر نمی‌دهیم امان، می‌کشیمتان
چون موش اگر پناه بگیرید گوشه‌ایهر گوشه آشکار و نهان می‌کشیمتان
با ما همین که وعده‌تان نقض می‌شودرحمی نمی‌کنیم، همان می‌کشیمتان!
صبری و شایدی و گمانی نمانده استقطعا، بدون حدس و‌ گمان می‌کشیمتان

سجاد سامانی @Sajjadsamani

۲۰:۰۲