. - که بود؟+ شهره عالم به سست پیمانی وفا نکرد و دریغ از کمی پشیمانی - چه گفت؟+گفت فراق تو بر من آسان استوداع کرد و نمی یابمش به آسانی-چه برد؟+تاب مرا برد تاب گیسویش-چه بود جرم تو؟+سرگشتگی، پریشانی-چه کرد؟+عشق مرا کفر خواند و خونم ریختچه حکمتیست در این شیوهء مسلمانی؟-چه از تو خواست؟+غزلهای بی رقیب مرا-کجاست؟+نزد رقیبان پی غزلخوانی-چرا به عشق چنین ظالمی دچار شدی؟+تو نیز عاشق اویی خودت نمیدانی...#سجاد_سامانی@sajjadsamani
۴.۶K
۸:۲۷
تا ابد دوریم، چون سوگند قرآن و دروغدور، مانند زبان روزهداران و دروغ
روز، پیمان بستی و شب توبه کردی، ای دریغ ...توبه کارا! چیست فرق نقض پیمان و دروغ؟
خواستی دلتنگیم را در دلم پنهان کنمعاشق و انکار دلتنگی؟ مسلمان و دروغ؟
باز در جمع رقیبان صحبت از من شد، بیا!تا از ایشان بشنوی یک چند بهتان و دروغ
بعد از این دیگر تو را مومن نمی دانم، که دوستگفت در یک دل نمیگنجند ایمان و دروغ ...
#سجاد_سامانی @sajjadsamani
روز، پیمان بستی و شب توبه کردی، ای دریغ ...توبه کارا! چیست فرق نقض پیمان و دروغ؟
خواستی دلتنگیم را در دلم پنهان کنمعاشق و انکار دلتنگی؟ مسلمان و دروغ؟
باز در جمع رقیبان صحبت از من شد، بیا!تا از ایشان بشنوی یک چند بهتان و دروغ
بعد از این دیگر تو را مومن نمی دانم، که دوستگفت در یک دل نمیگنجند ایمان و دروغ ...
#سجاد_سامانی @sajjadsamani
۴K
۱۷:۴۱
۴K
۸:۱۱
۳.۸K
۸:۴۸
۱۸۶.۳K
۱۰:۰۰
آهندل خودشیفتهی کافر مغروردور است که یادی کند از عاشق مهجور ...
میگفت: در این شهر، که دلباختهام نیست؟آنقدر که محبوبم و آنقدر که مشهور
گفتم که تو منظور من از اینهمه شعریمغرور، نگاهی به من انداخت که: منظور؟!
من شاعر دوران کهن بودم و آن مستآمد به مزار من و برخاستم از گور
بار دگرش دیدم و در نامه نوشتم:نزدیک رقیبانی و میبوسمت از دور ...
بر عاشق دلنازک خود رحم نکردیآهندل خودشیفتهی کافر مغرور!
#سجاد_سامانیاجرای علی بخشی عزیز
@sajjadsamani
میگفت: در این شهر، که دلباختهام نیست؟آنقدر که محبوبم و آنقدر که مشهور
گفتم که تو منظور من از اینهمه شعریمغرور، نگاهی به من انداخت که: منظور؟!
من شاعر دوران کهن بودم و آن مستآمد به مزار من و برخاستم از گور
بار دگرش دیدم و در نامه نوشتم:نزدیک رقیبانی و میبوسمت از دور ...
بر عاشق دلنازک خود رحم نکردیآهندل خودشیفتهی کافر مغرور!
#سجاد_سامانیاجرای علی بخشی عزیز
@sajjadsamani
۲.۵K
۱۱:۰۷
حیدر که شاه عالم و عالم غلام اومن هم غلام عام غلامان عام او
حیدر که از کلیم خدا خوشسخنتر استصدها سخنورند اسیر کلام او
حیدر که نیست با احدی قابل قیاسوالاتر از تصور عالم مقام او
حیدر که نام او گره از کار ما گشودنام خداست زمزمهی صبح و شام او
از هوش برده شیردلان را شهامتشپیوند خورده نام عدالت به نام او
آن کس که احترام به دربار او کندهربار واجب است مرا احترام او
وان کس که دشمن است علی را بدون شکخونش حلال باد و محبت حرام او
ما آهوانه آمده تا صید او شویم خوشبخت آهویی که بیفتد به دام او
صدها سلام ما به حضور مبارکشای کاش بشنویم جواب سلام او
سجاد سامانی @sajjadsamani
حیدر که از کلیم خدا خوشسخنتر استصدها سخنورند اسیر کلام او
حیدر که نیست با احدی قابل قیاسوالاتر از تصور عالم مقام او
حیدر که نام او گره از کار ما گشودنام خداست زمزمهی صبح و شام او
از هوش برده شیردلان را شهامتشپیوند خورده نام عدالت به نام او
آن کس که احترام به دربار او کندهربار واجب است مرا احترام او
وان کس که دشمن است علی را بدون شکخونش حلال باد و محبت حرام او
ما آهوانه آمده تا صید او شویم خوشبخت آهویی که بیفتد به دام او
صدها سلام ما به حضور مبارکشای کاش بشنویم جواب سلام او
سجاد سامانی @sajjadsamani
۳.۴K
۷:۴۸
حتی مرا به نام، صدا هم نمی کنددردا که فکر حال مرا هم نمی کندبیمار چشم اویم و آن سنگدل مرادرمان که بگذریم، دعا هم نمی کند!منت گذاشت بر من و عهدی دوباره بستمنت گذاشت، گرچه وفا هم نمی کند...غم مثل کودکی ست که آغوش عشق رامحکم گرفته است و رها هم نمی کندزاهد خیال طعنه رها کن، که مرد عشقگر طاعتی نکرده ریا هم نمی کند!#سجاد_سامانی
@Sajjadsamani
@Sajjadsamani
۱.۹K
۸:۴۵
شعرهای سجاد سامانی
نامش بلند باد که مانند دلبرش لبتشنه بود و غرقه به خون گشت پیکرش یاداور دمیست که فرق علی شکافت گویا حسین بر سر نی میرود سرش فرعونیان ز مشت گره کرده اش ملول لرزید کاخ ظلم ز الله اکبرش نیکان روزگار و دلیران کارزار پیوستهاند از همه دنیا به لشکرش سروی که سروها همه تعظیم میکنند چون چشم میبرند به قد صنوبرش یاری کز او نمونهی دیگر ندیدهایم واحسرتا اگر که نبینیم دیگرش خونش بزرگ بود و بزرگی به جا گذاشت تاریخ مینویسد از این خون به دفترش باید فَرَزدَقی بنویسد قصیدهای من کیستم که شعر بگویم به محضرش؟ کو محتشم که مرثیهای تازه سر کند؟ دعبل بیا و شعر بخوان در برابرش آن پیر میفروش که مست حسین بود ای کاش ساغری زده بودم به ساغرش روزی در این مقام چو روز حسین نیست شامی شبیه شام غریبان خواهرش ما وارثان خون گلویی بریدهایم جانها فدای عطر ضریح معطرش وین ملتی که خامنهای بود امید او اینک دوباره خامنهای باد رهبرش سجاد سامانی @SajjadSamani
کریمی.mp3
۰۵:۰۶-۴.۷۶ مگابایت
نامش بلند باد که مانند دلبرش لبتشنه بود و غرقه به خون گشت پیکرش...
با نوای حاج محمود کریمی @sajjadsamani
با نوای حاج محمود کریمی @sajjadsamani
۱.۲K
۱۳:۴۱