مثـلا یهـو نگـامـونـ قفــل بـه شـه بهـمـ


#دخترکـ.آبی.نوشتـ#کپی_بدون_هشتگ_نویسنده_حرام🚫
ســاکـن قـلـ
ـب آبـی
#دخترکـ.آبی.نوشتـ#کپی_بدون_هشتگ_نویسنده_حرام🚫
۸:۲۲
مـنُـ تـو مُتـضـادِ همـه تنفــراییمـ

#دخترکـ.آبی.نوشتـ#کپی_بدون_هشتگ_نویسنده_حرام🚫
ســاکـن قـلـ
ـب آبـی
#دخترکـ.آبی.نوشتـ#کپی_بدون_هشتگ_نویسنده_حرام🚫
۸:۲۳
✨ســاکـن قـلـ💙ـب آبــی✨
مـنُـ تـو مُتـضـادِ همـه تنفــراییمـ
#دخترکـ.آبی.نوشتـ #کپی_بدون_هشتگ_نویسنده_حرام🚫
ســاکـن قـلـ
ـب آبـی
۸:۲۳
حـالمـ مثلـه دختـرکیـه کـه
صـدفیـ که با کلیـ ذوقـ و سختـی بازشـ کـرده بعـد دیدهـ بـجـا مـروارید خـرچنـگـ نشـستـه تـوش و قلـبشـو پـاره پـارهـ کـردو رفتــ


#دخترکـ.آبی.نوشتـ#کپی_بدون_هشتگ_نویسنده_حرام🚫
ســاکـن قـلـ
ـب آبـی
صـدفیـ که با کلیـ ذوقـ و سختـی بازشـ کـرده بعـد دیدهـ بـجـا مـروارید خـرچنـگـ نشـستـه تـوش و قلـبشـو پـاره پـارهـ کـردو رفتــ
#دخترکـ.آبی.نوشتـ#کپی_بدون_هشتگ_نویسنده_حرام🚫
۸:۲۴
دلـمـ غصـه دارهـ آقـایـ شکـلاتـ فـروشـ

میـشـه همـه خنـدهـ هـایـ از تـه دلـه امـروزو بـه مـنـ بفـروشـیدـ...

#دخترکـ.آبی.نوشتـ#کپی_بدون_هشتگ_نویسنده_حرام🚫
ســاکـن قـلـ
ـب آبـی
میـشـه همـه خنـدهـ هـایـ از تـه دلـه امـروزو بـه مـنـ بفـروشـیدـ...
#دخترکـ.آبی.نوشتـ#کپی_بدون_هشتگ_نویسنده_حرام🚫
۸:۲۴
دلمـ میخوادتـ تجـربه پَسِتـ میزنـه

#دخترکـ.آبی.نوشتـ#کپی_بدون_هشتگ_نویسنده_حرام🚫
ســاکـن قـلـ
ـب آبـی
#دخترکـ.آبی.نوشتـ#کپی_بدون_هشتگ_نویسنده_حرام🚫
۸:۲۴
میـدونیـ....
تـو بـرامـ مثـله صـدفیـ میمونی که با کلیـ زود و سختـی بازشـ کـردمـ بعـد دیدمـ بـجـا مـروارید خـرچنـگـ نشـستـه تـوش و قلـبمـو پـاره پـارهـ کـردو رفتــ


#دخترکـ.آبی.نوشتـ#کپی_بدون_هشتگ_نویسنده_حرام🚫
ســاکـن قـلـ
ـب آبـی
تـو بـرامـ مثـله صـدفیـ میمونی که با کلیـ زود و سختـی بازشـ کـردمـ بعـد دیدمـ بـجـا مـروارید خـرچنـگـ نشـستـه تـوش و قلـبمـو پـاره پـارهـ کـردو رفتــ
#دخترکـ.آبی.نوشتـ#کپی_بدون_هشتگ_نویسنده_حرام🚫
۸:۲۵
دل است دیگر!!
گاه مثل بغض در گلو
ک راه نفس را میبندد
یا مثل چاه فاضلاب...
می گیرد!!


#خودم.ساز
#کپی.ممنــوع
#dokhtarak
ســاکـن قـلـ
ـب آبـی
گاه مثل بغض در گلو
ک راه نفس را میبندد
یا مثل چاه فاضلاب...
می گیرد!!
#خودم.ساز
#کپی.ممنــوع
#dokhtarak
۸:۴۸
✨ســاکـن قـلـ💙ـب آبــی✨
دل است دیگر!! گاه مثل بغض در گلو ک راه نفس را میبندد یا مثل چاه فاضلاب... می گیرد!! 

#خودم.ساز #کپی.ممنــوع
#dokhtarak
ســاکـن قـلـ
ـب آبـی
اسم برنامش چیه #aylar
۱۲:۲۰
دریا هیچ وقت...
از پاک کردن خسته
نمیشود!!
انسان ها ک رد
پـاهایشان را روی دل
ساحلش حک میکنند...
هربار پاکشان میکند
تا دل ب هیچکس
جز خودش نبندد!

#dokhtarak#کپی_بدون_هشتگ_نویسنده_حرام🚫
ســاکـن قـلـ
ـب آبـی
از پاک کردن خسته
نمیشود!!
انسان ها ک رد
پـاهایشان را روی دل
ساحلش حک میکنند...
هربار پاکشان میکند
تا دل ب هیچکس
جز خودش نبندد!
#dokhtarak#کپی_بدون_هشتگ_نویسنده_حرام🚫
۱۲:۵۳
آب گرم آن قدر ها هم...
ماهر نیست!
خستگی روح را ب در
نمی کند!!

#dokhtarak#کپی_بدون_هشتگ_نویسنده_حرام🚫
ســاکـن قـلـ
ـب آبـی
ماهر نیست!
خستگی روح را ب در
نمی کند!!
#dokhtarak#کپی_بدون_هشتگ_نویسنده_حرام🚫
۱۲:۵۴
صدای گریه دخترکی...
در اعـماق سرم
دلـم را ب آتش میکشاند!

#dokhtarak#کپی_بدون_هشتگ_نویسنده_حرام🚫
ســاکـن قـلـ
ـب آبـی
در اعـماق سرم
دلـم را ب آتش میکشاند!
#dokhtarak#کپی_بدون_هشتگ_نویسنده_حرام🚫
۱۲:۵۵
روحم را پرواز می دهم تا برود!
حال این روزهای من...
آزارش میدهد!!

#dokhtarak#کپی_بدون_هشتگ_نویسنده_حرام🚫
ســاکـن قـلـ
ـب آبـی
حال این روزهای من...
آزارش میدهد!!
#dokhtarak#کپی_بدون_هشتگ_نویسنده_حرام🚫
۱۲:۵۶
فراموشی...
کار همیشِمان شده است!
گاه...
خومان را هم فراموش میکنیم!!

#کپی.ممنـــوع
#dokhtarak
ســاکـن قـلـ
ـب آبـی
کار همیشِمان شده است!
گاه...
خومان را هم فراموش میکنیم!!
#کپی.ممنـــوع
#dokhtarak
۱۳:۴۰
نگران دستات بودم وقتی داشتی قلبمو میشکوندی(:♡#کپی_بدون_هشتگ_نویسنده_حرام🚫
ســاکـن قـلـ
ـب آبـی
#aylar
۱۳:۵۶
سیــلامـ خوبـید؟انـ شالله که حـالـ دلتونـ خـوبه
آبـی هستمـ مـالکـ کـانـالـ...
بخاطر یه سریـ مشکلاتـ...
نظیر درسو.. دیگه نمیتونمـ بنویسمـ باید انرژیـ میگرفتمـ با لایکـاتـونـ که نشـد و اینکـه کـانالو پـاکـ میکنمـ

و ممنـونـ بابتـ بودنـاتـونـ در اینـ مدتـ..
و اگـر در اینـ مـدتـ حـرفی انتـقادیـ چیـزیـ بـود بنـدهـ پیویـ در خـدمتـمـ

ایـدیمـ در بیـو کـانـالـ هستـ

مـراقـبـه دلـای مهـربونتـون باشیـد سیـاهی بر دلاتـونـ نشیـنه

خــدافـظی

*#کپی_بدون_هشتگ_نویسنده_حرام
ســاکـن قـلـ
ـب آبـی
آبـی هستمـ مـالکـ کـانـالـ...
بخاطر یه سریـ مشکلاتـ...
نظیر درسو.. دیگه نمیتونمـ بنویسمـ باید انرژیـ میگرفتمـ با لایکـاتـونـ که نشـد و اینکـه کـانالو پـاکـ میکنمـ
و ممنـونـ بابتـ بودنـاتـونـ در اینـ مدتـ..
و اگـر در اینـ مـدتـ حـرفی انتـقادیـ چیـزیـ بـود بنـدهـ پیویـ در خـدمتـمـ
ایـدیمـ در بیـو کـانـالـ هستـ
مـراقـبـه دلـای مهـربونتـون باشیـد سیـاهی بر دلاتـونـ نشیـنه
خــدافـظی
*#کپی_بدون_هشتگ_نویسنده_حرام
۱۱:۴۷
و بــه پـایـانـ رسیــد ایــنـ دفتـــر روزگــار

جمــعـه 21 آذر(پـاییز) 1399

#دختـرکـ.آبیـ.نوشتـ.
#اخـرینـ.پستـ.
*#کپی_بدون_هشتگ_نویسنده_حرام
ســاکـن قـلـ
ـب آبـی
جمــعـه 21 آذر(پـاییز) 1399
#دختـرکـ.آبیـ.نوشتـ.
#اخـرینـ.پستـ.
*#کپی_بدون_هشتگ_نویسنده_حرام
۱۱:۵۰
سَـــلامـ
بـه دلیـل دلـیلـ دلتنـگیه زیـادو علاقـه ی مـا به شمـا
و درخـواستـ هـای شمـا بـرای بـرگـردونـدنـ چنــلـ
یـه چنـلـِ جـدیدی زدمـ کـه اونجـا فعـالیـتـ میـکنیـمـ لطفـا حمـایتـ کنـید تـا بـتونیـم بـاز کـانـالو بـالا بیـاریمـ
#مــدیـر😌💙
۱۱:۰۲
۱۱:۰۴
بازارسال شده از Deleted Account
به نام خدارمان اول
ما اینجا چهار تا دختر و چهار تا پسر داریم

دخترامون سیاه کلاهان هستند

پیرامون کلاه کج ها هستند

کرم از خود پسر ها شروع میشه

انقدر با هم لج میوفتن که همه خسته میشن

اخرش این داستان چی میشه؟؟؟
.....
کسایی که تا خود مرگ با هم کل میندازن

جالب اینجاست که........
......
هر کدوم از این دختر ها و اقا پسر ها یک اخلاق جالب دارن
هر کدوم یک ویژگی دارن

رمان دوم
دختری به اسم ترانه که بخاطر شغلش با یه نفر آشنا میشه
اما غافل از اینکه اون مرد پسر مادرش هست


هر دو وقتی میفهمن که کی
هستن میخوان از هم انتقام بگیرند
ولی خب عشق میاد وسط و قلب این دو
تا رو میگیره تو مشتش

ولی ترانه قبول نمیکنه و


مرد مغرور قصه از اینکه بگه..
ادامه دارد ......
خب این خلاصه رمان من هستش
برای اینکه بتونم یک نویسنده بشوم به حمایت
و لایک ها و نظر های شما نیاز مندم
امید وارم در کنار هم تلخ ها و شیرین های رمان رو
تجربه کنیم
.......
#شیطان Black_hats Black_hats Black_hats
ما اینجا چهار تا دختر و چهار تا پسر داریم
دخترامون سیاه کلاهان هستند
پیرامون کلاه کج ها هستند
کرم از خود پسر ها شروع میشه
انقدر با هم لج میوفتن که همه خسته میشن
اخرش این داستان چی میشه؟؟؟
کسایی که تا خود مرگ با هم کل میندازن
جالب اینجاست که........
هر کدوم از این دختر ها و اقا پسر ها یک اخلاق جالب دارن
هر کدوم یک ویژگی دارن
رمان دوم
دختری به اسم ترانه که بخاطر شغلش با یه نفر آشنا میشه
اما غافل از اینکه اون مرد پسر مادرش هست
هر دو وقتی میفهمن که کی
هستن میخوان از هم انتقام بگیرند
ولی خب عشق میاد وسط و قلب این دو
تا رو میگیره تو مشتش
ولی ترانه قبول نمیکنه و
مرد مغرور قصه از اینکه بگه..
ادامه دارد ......
خب این خلاصه رمان من هستش
#شیطان Black_hats Black_hats Black_hats
۱۳:۴۶