سربههوا
. . . الهی به پاکان و رندان مست به دلگرمی ساقی میپرست به آهی که بر دل شبیخون زند به اشکی که پهلو به جیحون زند به صبری که در ناشکیبا بود به شرمی که در روی زیبا بود به عزلت نشینان صحرای درد به ناخن کبودان شبهای سرد به چشمی کزو چون بر آید نگاه کند روز بیچارگان را سیاه به رویی که روشن کند بزم جمع به عشقی که پروانه دارد به شمع . . . ازین بیکسی کن دل آسا مرا مجرد کن از قید دنیا مرا دلم را بیک جرعه می شاد کن مرا از غم دهر آزاد کن از آن می که خورشید شد ذرهاش بود قل هو اللّه هر قطرهاش بخشی از سوگندنامه رضیالدین آرتیمانی
الهی به مستان میخانهاتبه عقل آفرینان دیوانهات
به دردی کش لجهٔ کبریاکه آمد به شأنش فرود انّما
به درّی که عرش است او را صدفبه ساقی کوثر، به شاه نجف
به نور دل صبح خیزان عشقز شادی به انده گریزان عشق
به رندان سر مست آگاه دلکه هرگز نرفتند جز راه دل
به اندهپرستان بی پا و سربه شادی فروشان بی شور و شر
کزان خوبرو، چشم بد دور بادغلط دور گفتم که خود کور باد
به مستان افتاده در پای خمبه مخمور با مرگ با اُشتُلُم*
بشام غریبان، به جام صبوحکز ایشانست شام و سحر را فتوح
که خاکم گل از آب انگور کن
سرا پای من آتش طور کن
خدا را به جان خراباتیانکزین تهمت هستیم وارهان
به میخانهٔ وحدتم راه دهدل زنده و جان آگاه ده
که از کثرت خلق تنگ آمدمبه هر جا شدم سر به سنگ آمدم
بیا ساقیا می بگردش در آرکه دلگیرم از گردش روزگار
مئی ده که چون ریزیش در سبوبر آرد سبو از دل آواز هو
*زور، سختی
بخشی از ساقی نامه رضی الدین آرتیمانی
به دردی کش لجهٔ کبریاکه آمد به شأنش فرود انّما
به درّی که عرش است او را صدفبه ساقی کوثر، به شاه نجف
به نور دل صبح خیزان عشقز شادی به انده گریزان عشق
به رندان سر مست آگاه دلکه هرگز نرفتند جز راه دل
به اندهپرستان بی پا و سربه شادی فروشان بی شور و شر
کزان خوبرو، چشم بد دور بادغلط دور گفتم که خود کور باد
به مستان افتاده در پای خمبه مخمور با مرگ با اُشتُلُم*
بشام غریبان، به جام صبوحکز ایشانست شام و سحر را فتوح
که خاکم گل از آب انگور کن
سرا پای من آتش طور کن
خدا را به جان خراباتیانکزین تهمت هستیم وارهان
به میخانهٔ وحدتم راه دهدل زنده و جان آگاه ده
که از کثرت خلق تنگ آمدمبه هر جا شدم سر به سنگ آمدم
بیا ساقیا می بگردش در آرکه دلگیرم از گردش روزگار
مئی ده که چون ریزیش در سبوبر آرد سبو از دل آواز هو
*زور، سختی
بخشی از ساقی نامه رضی الدین آرتیمانی
۷۱
۲۱:۵۲