سریال مورد علاقهم قراره بازپخش بشه 
«لحظه گرگ و میش»از دوشنبه ۳ فروردینماه ۱۴۰۵هرشب ساعت ۲۱ از شبکه آیفیلم
«لحظه گرگ و میش»از دوشنبه ۳ فروردینماه ۱۴۰۵هرشب ساعت ۲۱ از شبکه آیفیلم
۱۸:۳۰
بی لذت ازین سال غم انگیز گذشتیم از عمر... ازین فرصت ناچیز گذشتیم
چون نور نحیف از دل تاریکی مطلق آهسته از این روزنهی ریز گذشتیم
ماندیم و به همراه درختان کهنسال بی برگ و بر از وحشت پاییز گذشتیم
از ترس، ازین صخرهی خونبار پریدیم از مرگ، ازین قاتل خونریز گذشتیم
مثل پشه افتاده به دام شب مسموم از پنجره غلتان و گلاویز گذشتیم
ویرانهی فتحیم که چون صبح نشابور از خنجر غارتگر چنگیز گذشتیم
#عبدالجبار_کاکایی | @sarzamin_del
چون نور نحیف از دل تاریکی مطلق آهسته از این روزنهی ریز گذشتیم
ماندیم و به همراه درختان کهنسال بی برگ و بر از وحشت پاییز گذشتیم
از ترس، ازین صخرهی خونبار پریدیم از مرگ، ازین قاتل خونریز گذشتیم
مثل پشه افتاده به دام شب مسموم از پنجره غلتان و گلاویز گذشتیم
ویرانهی فتحیم که چون صبح نشابور از خنجر غارتگر چنگیز گذشتیم
#عبدالجبار_کاکایی | @sarzamin_del
۰:۵۶
Balagardoon_e_iranam.mp3
۰۲:۵۳-۷.۱۷ مگابایت
«بلاگردون ایرانم»
خواننده و آهنگساز: حسین حقیقیشاعر: حمید رمیتنظیم و میکس: اوّابتهیه شده در مرکز موسیقی مأوا@sarzamin_del
خواننده و آهنگساز: حسین حقیقیشاعر: حمید رمیتنظیم و میکس: اوّابتهیه شده در مرکز موسیقی مأوا@sarzamin_del
۲۰:۴۴
در فکر کوچههای توام تهران!ای شهر خاطرات خوش و شیرین!لبخند عید در تو بپیچد کاشاین چند روز مانده به فروردین
این روزها که خواب تو آشفته استشبهای من چقدر پریشان شدهر بمب که به جان تو افکندنددر من هزار خاطره ویران شد
پرتابههای شوم چه میفهمندهر کوچه تو سنگر ایران استمیایستی و جلوهای از امیددر هر چراغ روشن تهران است
راهی نمانده است به پیروزیاین روزها که بگذرد ای تهران!آغوش تو دوباره گشوده است واین ترک شاعر است تو را مهمان
میآیم و سلام نخستینمبر قامت مقدس «آزادی»ستدر ایستگاه متروی فردوسیهر های و هوی، نغمهای از شادیست
گم میشوم میان شلوغیهادر «انقلاب» میکنیام پیدادر حول و حوش سر در دانشگاه،آن سویتر... کنار پل گیشا
پای درختهای «ولیعصرت»میایستم به خنده و بیتشویشپر میشوم دوباره، پر از امید،وقتی که میزنم به دل تجریش
باید همیشه شاد ببینم شادآن شهر پر غرور چراغان راباید نهیم بار دگر مرهمما زخمهای کاخ گلستان را
تهران! بایست زیر هجوم ظلمتو پایتخت کشور ایمانیما با توییم همدل و همپیمانچشم و چراغ ملت ایرانی
#لیلا_حسیننیا | @sarzamin_del
این روزها که خواب تو آشفته استشبهای من چقدر پریشان شدهر بمب که به جان تو افکندنددر من هزار خاطره ویران شد
پرتابههای شوم چه میفهمندهر کوچه تو سنگر ایران استمیایستی و جلوهای از امیددر هر چراغ روشن تهران است
راهی نمانده است به پیروزیاین روزها که بگذرد ای تهران!آغوش تو دوباره گشوده است واین ترک شاعر است تو را مهمان
میآیم و سلام نخستینمبر قامت مقدس «آزادی»ستدر ایستگاه متروی فردوسیهر های و هوی، نغمهای از شادیست
گم میشوم میان شلوغیهادر «انقلاب» میکنیام پیدادر حول و حوش سر در دانشگاه،آن سویتر... کنار پل گیشا
پای درختهای «ولیعصرت»میایستم به خنده و بیتشویشپر میشوم دوباره، پر از امید،وقتی که میزنم به دل تجریش
باید همیشه شاد ببینم شادآن شهر پر غرور چراغان راباید نهیم بار دگر مرهمما زخمهای کاخ گلستان را
تهران! بایست زیر هجوم ظلمتو پایتخت کشور ایمانیما با توییم همدل و همپیمانچشم و چراغ ملت ایرانی
#لیلا_حسیننیا | @sarzamin_del
۲۰:۵۲
این روزها به هرچه گذشتم کبود بودهر سایهای که دست تکان داد، دود بود
این روزها ادامهی نان و پنیر و چایاخبار منفجر شدهی صبح زود بود
جز مرگ پشت مرگ خبرهای تازه نیستمحبوب من چقدر جهان بیوجود بود!
ما همچنان به سایهای از عشق دلخوشیمعشقی که زخم و زندگیاش تاروپود بود
پلکی زدیم و وقت خداحافظی رسیدساعت برای با تو نشستن حسود بود
دنیا نخواست؟ یا من و تو کم گذاشتیم؟با من بگو قرار من اینها نبود! بود؟!
#عبدالجبار_کاکایی | @sarzamin_del
این روزها ادامهی نان و پنیر و چایاخبار منفجر شدهی صبح زود بود
جز مرگ پشت مرگ خبرهای تازه نیستمحبوب من چقدر جهان بیوجود بود!
ما همچنان به سایهای از عشق دلخوشیمعشقی که زخم و زندگیاش تاروپود بود
پلکی زدیم و وقت خداحافظی رسیدساعت برای با تو نشستن حسود بود
دنیا نخواست؟ یا من و تو کم گذاشتیم؟با من بگو قرار من اینها نبود! بود؟!
#عبدالجبار_کاکایی | @sarzamin_del
۲۱:۰۶
این شبا که بوی باروت میادعکس بچهها توو تابوت میاداین شبا که هیچی معمولی نیست دیگه تنها غصه بیپولی نیستاین شبا که گم شدن منظرهها چسب میزنم روی پنجرهها این شبا که از صدا میترسم حتی از پرندهها میترسم
جنگو با بودن تو سر میکنم بگو آتشبسه! باور میکنم!
#امیرعلی_سلیمانی | @sarzamin_del
جنگو با بودن تو سر میکنم بگو آتشبسه! باور میکنم!
#امیرعلی_سلیمانی | @sarzamin_del
۲۱:۳۴
اگر گاه از تنور واژههایم نان درآوردمبه وقتش از همین آتشفشان طوفان درآوردم
شهادت مرد میدان خواست، دنبالم فرستاد ومن از بین خیابانها سر از میدان درآوردم
بگو " فرعون برخیزد" ز خواب مرگ این ایامببیند یوسفم را از دل زندان درآوردم
غم آمد تا بیندازد مرا در چاه نومیدیتوکل کردم و از چاه غم ایمان درآوردم
خدایم با من است ای دل، به حکم حسبیالله استاگر دیدی دمار از لشگر شیطان درآوردم
صدای بمب آمد، رحلها افتاد و منبر سوختچقدر از زیر آوار غزل قرآن درآوردم
قیامت شد شبی، در خواب دیدم روز رستاخیز گشودم قبر خود را، پرچم ایران درآوردم
#محسن_ناصحی | @sarzamin_del
شهادت مرد میدان خواست، دنبالم فرستاد ومن از بین خیابانها سر از میدان درآوردم
بگو " فرعون برخیزد" ز خواب مرگ این ایامببیند یوسفم را از دل زندان درآوردم
غم آمد تا بیندازد مرا در چاه نومیدیتوکل کردم و از چاه غم ایمان درآوردم
خدایم با من است ای دل، به حکم حسبیالله استاگر دیدی دمار از لشگر شیطان درآوردم
صدای بمب آمد، رحلها افتاد و منبر سوختچقدر از زیر آوار غزل قرآن درآوردم
قیامت شد شبی، در خواب دیدم روز رستاخیز گشودم قبر خود را، پرچم ایران درآوردم
#محسن_ناصحی | @sarzamin_del
۲۲:۰۶
از شاهنامه، از دل میدان رسیدهانداسطورههای ما به خیابان رسیدهاند
برخیز و دخترانهترین رزم را ببین!گردآفریدهای رجزخوان رسیدهاند
با پرچمی به قدمت چندین هزار سالبا ماتمی به وسعت ایران رسیدهاند
هر شب، زمان به وقت ملاقات رودها رودابههای شهر، خروشان رسیدهاند
با دیوها بگو که شبِ هفتخان ماست با ناوها بگو که به طوفان رسیدهاند
ما سروهایمان هم از آنان کهنتر استآنها چقدر تازهبهدورانرسیدهاند!
گلدستهی قدیمیِ هر شهر شاهد استاین قوم، قرن هاست به ایمان رسیدهاند
ما تازه فصل اول این شاهنامهایماهریمنان چه زود به پایان رسیدهاند :)
#فائزه_امجدیان | @sarzamin_del
برخیز و دخترانهترین رزم را ببین!گردآفریدهای رجزخوان رسیدهاند
با پرچمی به قدمت چندین هزار سالبا ماتمی به وسعت ایران رسیدهاند
هر شب، زمان به وقت ملاقات رودها رودابههای شهر، خروشان رسیدهاند
با دیوها بگو که شبِ هفتخان ماست با ناوها بگو که به طوفان رسیدهاند
ما سروهایمان هم از آنان کهنتر استآنها چقدر تازهبهدورانرسیدهاند!
گلدستهی قدیمیِ هر شهر شاهد استاین قوم، قرن هاست به ایمان رسیدهاند
ما تازه فصل اول این شاهنامهایماهریمنان چه زود به پایان رسیدهاند :)
#فائزه_امجدیان | @sarzamin_del
۱۳:۳۰
اين مايع تيره را نمیديم به توما نفت ذخيره را نمیديم به تو
بيهوده دم از تصرف خارک مزنخارک و سه جزيره را نمیديم به تو
#ياسين_قاسمى | @sarzamin_del
بيهوده دم از تصرف خارک مزنخارک و سه جزيره را نمیديم به تو
#ياسين_قاسمى | @sarzamin_del
۱۳:۳۶
به رازِ خونِ کبوتر، به آشیانه قسمبه انفجار دبستان دخترانه قسم
قسم به جُرات فریاد در برابر هیس!قسم به گفتنِ الله با زبان سلیس
قسم به قِدمت ایران و خاک پُرگُهرشخلیج فارسِ موّاج و پهنهی خزرش
قسم به رستم و فرهنگ داستانیمانقسم به کورُوش و تاریخ باستانیمان
قسم به متنِ اَوِستا و حکمتی که در اوستقسم به سورهی قرآن و آیتی که در اوست
قسم به کوفتن دشمنان به گُرزِ گِرانقسم به خون شهیدان جنگ چالدران
قسم به فتحِ روایت، قسم به آوینیقسم به غیرتِ ملّی، به عزمِ آیینی
که بر طریقِ شرف ایستادهایم هنوزوَ مرد کوه و بیابان و جادهایم هنوز
شبیه آینه در چند جبهه مُنتشریمکمانِ آرشمان هست و پشتِ لانچریم
به هیچ شعبدهای زَر نمیشود مِستانشکارِ پنجهی سیمرغِ ماست هِرمِستان
شکستِ گاوچرانان از ایلِ پارس خوش استعقبنشینیِ ناو از خلیج فارس خوش است
هلا که از سرتان تیر کم نخواهد شدصدای زوزهی آژیر کم نخواهد شد
مدام لعنت و فریاد میفرستیمتقشونِ موشک و پهپاد میفرستیمت
به خیره از صفِ آزادگان چه میطلبی؟شهید و اِبنِ شهیدیم؛ هان! چه میطلبی؟
مَدارهای تو حیرانِ حرب و حربهی ماستکه جایجای تلاویو زیر ضربهی ماست
چنان به غیظ بکوبیم شهر حیفا راکه بیدرنگ ببینید خاکِ صحرا را
سِزا قبیلهیتان را زمین نداشتن استکه بعد شخمزدن وقتِ یونجه کاشتن است
به سوی ماست کنون چشمهایِ فردوسیبه گوش میرسد آنک صدایِ فردوسی
"بدون حرمتِ اینخاک، تن مباد مراکه جز ولایتِ ایران وطن مباد مرا"
زمان آن شده از نو چکامه بنویسیمکه جلد دیگری از شاهنامه بنویسیم
تو ای هماره پریزاد و پاکزاد ایران!به رغم دشمن دیوانه زندهباد ایران!
برای هدیه به خاکت به تن سری دارمهم از زبان و هم از مُشت خنجری دارم
اگر فدای تو شد روح ناشکیبایمبگو که تیر بسازند از استخوانهایم
تو از هزارهی قبل از مسیح، ایرانیکه سرزمین دلیران و مهد شیرانی
که ساکنان تو خورشیدگسترند هنوزو دشمنان تو یکمُشت بَربَرند هنوز
حماسهات رد شد صنعتِ کلامی رابیار سمفونیِ سرخِ انتظامی را
که موشک از پی موشک به آسمان برویمفراتر از خود و آنسوتر از زمان برویم
بهار میرسد از راه و ما مقدمهایمیکیست مردم ایران و آن یکی همهایم
کسی که پشت پدافندها نشسته منمکسی که معبر دژخیم را شکسته منم
منم که دگمهی پرتاب را نواختهاممنم که خاک تلاویو را گداختهام
منم پرندهی جنگندههای ایرانیمنم یکایک رزمندههای ایرانی
معادلات بَداندیش را به هم زدهایمستیغ پهنهی تاریخ را عَلَم زدهایم
شبیه خاک تو کاشانهای نشد ایران!بمان به خاطر فرزندهای خود ایران!
بمان به فَرّ خداوند و جاودانه بمانبه احترام دبستان دخترانه بمان
#سعید_مبشر | @sarzamin_del
قسم به جُرات فریاد در برابر هیس!قسم به گفتنِ الله با زبان سلیس
قسم به قِدمت ایران و خاک پُرگُهرشخلیج فارسِ موّاج و پهنهی خزرش
قسم به رستم و فرهنگ داستانیمانقسم به کورُوش و تاریخ باستانیمان
قسم به متنِ اَوِستا و حکمتی که در اوستقسم به سورهی قرآن و آیتی که در اوست
قسم به کوفتن دشمنان به گُرزِ گِرانقسم به خون شهیدان جنگ چالدران
قسم به فتحِ روایت، قسم به آوینیقسم به غیرتِ ملّی، به عزمِ آیینی
که بر طریقِ شرف ایستادهایم هنوزوَ مرد کوه و بیابان و جادهایم هنوز
شبیه آینه در چند جبهه مُنتشریمکمانِ آرشمان هست و پشتِ لانچریم
به هیچ شعبدهای زَر نمیشود مِستانشکارِ پنجهی سیمرغِ ماست هِرمِستان
شکستِ گاوچرانان از ایلِ پارس خوش استعقبنشینیِ ناو از خلیج فارس خوش است
هلا که از سرتان تیر کم نخواهد شدصدای زوزهی آژیر کم نخواهد شد
مدام لعنت و فریاد میفرستیمتقشونِ موشک و پهپاد میفرستیمت
به خیره از صفِ آزادگان چه میطلبی؟شهید و اِبنِ شهیدیم؛ هان! چه میطلبی؟
مَدارهای تو حیرانِ حرب و حربهی ماستکه جایجای تلاویو زیر ضربهی ماست
چنان به غیظ بکوبیم شهر حیفا راکه بیدرنگ ببینید خاکِ صحرا را
سِزا قبیلهیتان را زمین نداشتن استکه بعد شخمزدن وقتِ یونجه کاشتن است
به سوی ماست کنون چشمهایِ فردوسیبه گوش میرسد آنک صدایِ فردوسی
"بدون حرمتِ اینخاک، تن مباد مراکه جز ولایتِ ایران وطن مباد مرا"
زمان آن شده از نو چکامه بنویسیمکه جلد دیگری از شاهنامه بنویسیم
تو ای هماره پریزاد و پاکزاد ایران!به رغم دشمن دیوانه زندهباد ایران!
برای هدیه به خاکت به تن سری دارمهم از زبان و هم از مُشت خنجری دارم
اگر فدای تو شد روح ناشکیبایمبگو که تیر بسازند از استخوانهایم
تو از هزارهی قبل از مسیح، ایرانیکه سرزمین دلیران و مهد شیرانی
که ساکنان تو خورشیدگسترند هنوزو دشمنان تو یکمُشت بَربَرند هنوز
حماسهات رد شد صنعتِ کلامی رابیار سمفونیِ سرخِ انتظامی را
که موشک از پی موشک به آسمان برویمفراتر از خود و آنسوتر از زمان برویم
بهار میرسد از راه و ما مقدمهایمیکیست مردم ایران و آن یکی همهایم
کسی که پشت پدافندها نشسته منمکسی که معبر دژخیم را شکسته منم
منم که دگمهی پرتاب را نواختهاممنم که خاک تلاویو را گداختهام
منم پرندهی جنگندههای ایرانیمنم یکایک رزمندههای ایرانی
معادلات بَداندیش را به هم زدهایمستیغ پهنهی تاریخ را عَلَم زدهایم
شبیه خاک تو کاشانهای نشد ایران!بمان به خاطر فرزندهای خود ایران!
بمان به فَرّ خداوند و جاودانه بمانبه احترام دبستان دخترانه بمان
#سعید_مبشر | @sarzamin_del
۰:۵۶
بازارسال شده از عباس تافته
«به هنرمندنمایان مسکوت و مقهور!»
ای پرچم آزادگیات رنگ اسیری ای آروغ روشنگریات از سر سیری
ای اسب! مبادا بزنی قلعه خود را کذب است که گفتند ته قصه وزیری
ای پشتِ درِ کاخ فلان در پی عزت تا خاک وطن مفتخرت نیست حقیری
ما قلۀ کوهیم و تو در دامنۀ کوهماندی که سر گردنهها باج بگیری
لب دوخته از ترس نظرهای مجازی!یک دم دهنی باز بکن، لال نمیری!
#عباس_تافته | @abbas_tafteh
ای پرچم آزادگیات رنگ اسیری ای آروغ روشنگریات از سر سیری
ای اسب! مبادا بزنی قلعه خود را کذب است که گفتند ته قصه وزیری
ای پشتِ درِ کاخ فلان در پی عزت تا خاک وطن مفتخرت نیست حقیری
ما قلۀ کوهیم و تو در دامنۀ کوهماندی که سر گردنهها باج بگیری
لب دوخته از ترس نظرهای مجازی!یک دم دهنی باز بکن، لال نمیری!
#عباس_تافته | @abbas_tafteh
۱۶:۲۲
Daste Akhar - Ali Akbar Ghelich .mp3
۰۳:۴۲-۸.۹۲ مگابایت
۱۶:۵۹
آورده نسیم سحر ایمان به خیابانگل داده مگر خون شهیدان به خیابان؟
خوش باش که هر پنجره آغوش گشودهستاز ماتم هر خانه رجزخوان به خیابان
هر مشت گره کرده مگر آیهی وحی است؟ شرحیست هم از سورهی انسان به خیابان
انگار که یک شهر پیمبر شده باشدنازل شده این مرتبه قرآن به خیابان
دیدیم که شبهای خیابان شب قدرند گفتیم الهی به خیابان، به خیابان...
هر کوچه شبستانی و هر کوی، مقامیستپیچیده مگر نور خراسان به خیابان؟
ای نبض صمیمیّت ما از نفس تو! بخشیده دم و باز دمت جان به خیابان
جنگ است و دفاع از حرم شهر بهانهستدنبال تو هستیم خیابان به خیابان
#حسن_خسروی_وقار | @sarzamin_del
خوش باش که هر پنجره آغوش گشودهستاز ماتم هر خانه رجزخوان به خیابان
هر مشت گره کرده مگر آیهی وحی است؟ شرحیست هم از سورهی انسان به خیابان
انگار که یک شهر پیمبر شده باشدنازل شده این مرتبه قرآن به خیابان
دیدیم که شبهای خیابان شب قدرند گفتیم الهی به خیابان، به خیابان...
هر کوچه شبستانی و هر کوی، مقامیستپیچیده مگر نور خراسان به خیابان؟
ای نبض صمیمیّت ما از نفس تو! بخشیده دم و باز دمت جان به خیابان
جنگ است و دفاع از حرم شهر بهانهستدنبال تو هستیم خیابان به خیابان
#حسن_خسروی_وقار | @sarzamin_del
۳:۵۰
آن کس که سکوت را همآوازی کردتاریخ نخوانده، قصهپردازی کردیک سمت یزیدیان و یک سمت حسینجنگ است؛ وسط نمیتوان بازی کرد!
#حامد_طونی | @sarzamin_del
#حامد_طونی | @sarzamin_del
۱۶:۳۷
ای شهر دوستداشتنی! تهران!بادا که روزهای فراوانیسرگرم با قدمزدنت باشماز قهوهخانههای دلانگیزتتا کافههای آینهآویزتبا چای و قهوه همسخنت باشم
ای شهر دوستداشتنی! تهران!از روی پُل چه حس خوشی داردشبهای بیغروبِ تو را دیدنبعد از چقدر دوری و دلتنگی در باجهی بلیطفروشیهاپایانهی جنوبِ تو را دیدن
ای شهر دوستداشتنی! تهران!جنگندههای لاشخور این شبهااز بوی دود و شعله پُرَت کردندپهپادهای خائن و آلودهوقتی که خواب بودی و آسوده همراه کودکان تِرُورَت کردند
من ایستاده پشت پدافندتبا تکهسنگهای دماوندتتصمیم داشتم سپرت باشمفریاد انفجار که میآمدبا پارههای پیرهنم شایدمرهم به زخم بال و پرت باشم
ای شهر دوستداشتنی! تهران!بادا که بوسههای فراوانیدر کوچههات ردّ و بدل گرددبادا که خانههای تو از شادیتجریش و راهآهن و آزادیابیات باشکوه غزل گردد
محکم بمان که حضرت فردوسیفصلی به شاهنامه بیفزاید در وصف پهلوانیِ شیرانتای شهر دوستداشتنی! تهران!ای مهد مهربان جوانمردان!محکم بمان به حرمت ایرانت
#سعید_مبشر | @sarzamin_del
ای شهر دوستداشتنی! تهران!از روی پُل چه حس خوشی داردشبهای بیغروبِ تو را دیدنبعد از چقدر دوری و دلتنگی در باجهی بلیطفروشیهاپایانهی جنوبِ تو را دیدن
ای شهر دوستداشتنی! تهران!جنگندههای لاشخور این شبهااز بوی دود و شعله پُرَت کردندپهپادهای خائن و آلودهوقتی که خواب بودی و آسوده همراه کودکان تِرُورَت کردند
من ایستاده پشت پدافندتبا تکهسنگهای دماوندتتصمیم داشتم سپرت باشمفریاد انفجار که میآمدبا پارههای پیرهنم شایدمرهم به زخم بال و پرت باشم
ای شهر دوستداشتنی! تهران!بادا که بوسههای فراوانیدر کوچههات ردّ و بدل گرددبادا که خانههای تو از شادیتجریش و راهآهن و آزادیابیات باشکوه غزل گردد
محکم بمان که حضرت فردوسیفصلی به شاهنامه بیفزاید در وصف پهلوانیِ شیرانتای شهر دوستداشتنی! تهران!ای مهد مهربان جوانمردان!محکم بمان به حرمت ایرانت
#سعید_مبشر | @sarzamin_del
۱۸:۴۷
بازارسال شده از بافتار
تو رُستمِ تهمتنی، بزن که خوب میزنیتو شیرِ پیل افکنی، بزن که خوب میزنی
به فرق کاخ و تختشان، به زندگی نحسشانبه قلب دشمن دنی، بزن که خوب میزنی
از این نبرد خسته شد، اُبُهتش شکسته شدطلسم دیو بشکنی، بزن که خوب میزنی
خداست یار و یاورت، توکل است لشکرتتو فوق هر چه آهنی، بزن که خوب میزنی
غریوِ شادی جهان، رسیده تا به آسمانتو آن امید روشنی، بزن که خوب میزنی
۱۹:۲۶
حاج علی مقدم پرچم شعر مشهد رو برده بالا
۱۹:۲۷
گفتی: «دوستت دارم»و این زیباترین دروغ سیزدهای بود که تا بهحال شنیده بودم...
۱۰:۱۲
من آن غمم که درون صدایِ گرمِ بنانَم
غروب سرد فروغَم، سرودهی اخوانَم
شبیه کوه دماوند ایستاده و خاموشمن از تبار سهندم، نوادهی سبلانَم
شبیه سروِ کهنسالِ سر به زیرِ خموشم که هیچ زخم زبانی نداده است تکانم
هزار دفعه زمین خورده ام ولی نسپردمبه دست مردم نا اهل روزگار عنانم
به رغم اینهمه زخم عمیق و کهنه و کاریهنوز تازه و سبزند شاخههای جوانم
دلی به آبی دریا دلی به وسعت صبرمبپرس بار دگر از خلیج فارس نشانم
#محمدعلی_حقجو@sarzamin_del
غروب سرد فروغَم، سرودهی اخوانَم
شبیه کوه دماوند ایستاده و خاموشمن از تبار سهندم، نوادهی سبلانَم
شبیه سروِ کهنسالِ سر به زیرِ خموشم که هیچ زخم زبانی نداده است تکانم
هزار دفعه زمین خورده ام ولی نسپردمبه دست مردم نا اهل روزگار عنانم
به رغم اینهمه زخم عمیق و کهنه و کاریهنوز تازه و سبزند شاخههای جوانم
دلی به آبی دریا دلی به وسعت صبرمبپرس بار دگر از خلیج فارس نشانم
#محمدعلی_حقجو@sarzamin_del
۱۸:۵۲