۱۴:۴۱
۲۱:۲۵
روزنامه صدای ایران
حیرت و استیصال آمریکا در برابر واقعیت قدرت ایران
شماره جدید #صدای_ایران منتشر شد.
سرمقاله این شماره
در جنگها، نقطه آغاز خطا معمولاً جایی شکل میگیرد که تصویر ذهنی از واقعیت فاصله میگیرد. آنچه در جنگ چهلروزه رخ داد، بیش از هر چیز محصول همین فاصله بود. آمریکا و رژیم صهیونیستی با این برداشت وارد میدان شدند که میتوانند با یک ضربه سریع، مسیر تحولات را عوض کنند و ایران را در موقعیت ضعف قرار دهند. اما میدان، روایت دیگری را پیش برد و نشان داد که برآوردها از ابتدا دقیق نبوده است و قدرت واقعی ایران را در بهترین شکل به نمایش گذاشت.
️ در همان روزهای نخست، نشانههای غافلگیری در رفتار متجاوزان بهوضوح دیده میشد. آنها انتظار داشتند ضربه اولیه نوعی اخلال در روند تصمیمگیری ایجاد کند و زمان را به نفعشان تغییر دهد. اما پاسخ ایران، قدرتمندتر، منظمتر و سریعتر از آن چیزی بود که پیشبینی میکردند و همین مسئله، محاسبات اولیه را بههم زد.
️با طولانی شدن جنگ، این غافلگیری به سردرگمی تبدیل شد. تصمیمها دیگر بر پایه یک مسیر روشن گرفته نمیشد و هر اقدام، واکنشی به وضعیتی بود که از کنترل خارج میشد. آنها نه میتوانستند شدت درگیری را به سطحی برسانند که نتیجهای تعیینکننده به دست آورند و نه امکان داشت بدون پرداخت هزینه از میدان فاصله بگیرند. همین وضعیت، بهتدریج فشار را از سطح عملیات به سطح تصمیمگیری منتقل کرد.
️در ادامه، نشانههای استیصال یکی پس از دیگری ظاهر شده است. تغییر مداوم لحن، عقبنشینی از ضربالاجلها و تلاش برای باز کردن مسیرهای دیپلماتیک، همگی نشان داده که طرف مقابل دیگر در موقعیت طراحی یک پیروزی قرار ندارد. آنچه دنبال میشود، بیشتر به مدیریت وضعیت شباهت دارد تا پیشبرد یک راهبرد مشخص. این تغییر جهت، نتیجه مستقیم ناتوانی در تبدیل فشار نظامی به نتیجه ملموس است.
️ریشه این وضعیت را باید در نوع نگاه به ایران جستوجو کرد. طرف مقابل، ایران را در چارچوبی سادهتر از واقعیت تحلیل کرد و بسیاری از مؤلفههای تعیینکننده را در محاسبات خود وارد نکرد. همین نگاه باعث شد که واکنشها و ظرفیتها بهدرستی دیده نشود و تصمیمها بر پایه اطلاعات ناقص شکل بگیرد. نتیجه چنین روندی، طبیعی است که به خطاهای پیاپی منجر شود و مسیر را پیچیدهتر کند.
️در این میان، تابآوری ایران بهتدریج به عامل تعیینکننده تبدیل شده است. توانایی حفظ انسجام در شرایط فشار، مدیریت همزمان چند سطح از درگیری و بازتولید ظرفیت در میانه بحران، معادله را به شکلی پیش برده که پیشبینی نشده بود. همین ویژگی، زمان را از یک متغیر خنثی به عاملی علیه طرف مقابل تبدیل کرده و هزینهها را برای او افزایش داده است.
️در نقطه مقابل، آمریکا و رژیم صهیونیستی با وضعیتی روبهرو شدند که پایان مشخصی نداشت. جنگی که قرار بود کوتاه باشد، ادامهدار شد و هر روزی که میگذشت، بار تصمیمگیری را سنگینتر میکرد. آنها بهتدریج در موقعیتی قرار گرفتند که ادامه دادن، فشار را بیشتر میکرد و عقبنشینی، تصویر نامطلوبی از نتیجه بهجا میگذاشت. این همان نقطهای است که تصمیمگیران میان دو گزینه پرهزینه گرفتار میشوند.
️همزمان، تلاش برای تغییر فضا شدت گرفت. از افزایش تهدیدها تا طرح پیشنهادهای سیاسی، مسیرهای مختلفی آزموده شد تا شاید راهی برای خروج پیدا شود. اما واقعیت این بود که مشکل در سطح ابزارها قرار نداشت، بلکه به برآوردهای اولیه بازمیگشت. وقتی نقطه شروع دچار خطا باشد، تغییر مسیر در میانه راه بهسادگی نتیجه را اصلاح نمیکند.
️ پیامد این وضعیت، محدود به میدان جنگ باقی نمانده است. در سطح ادراکی، تصویری شکل گرفته که نشان میدهد برتری نظامی لزوماً به توان تحمیل اراده منجر نمیشود. این برداشت، بر نگاه سایر بازیگران نیز اثر گذاشته و محاسبات آنها را تغییر داده است. در چنین فضایی، هر نشانهای از ناتوانی در رسیدن به هدف، فراتر از یک شکست مقطعی معنا پیدا میکند.
ادامه سرمقاله را از اینجا بخوانید.
دریافت نسخه PDF
Farsi.Khamenei.ir
این روند نشان میدهد که در معادلات پیچیده، فهم دقیق از طرف مقابل نقش تعیینکنندهای ایفا میکند. هر جا این فهم دچار نقص شود، حتی ابزارهای قدرتمند نیز نمیتوانند نتیجه مطلوب را تضمین کنند. جنگ چهلروزه و نمایش قدرت ایران در میدان نبرد، نمونهای از همین واقعیت است که در آن، شکاف میان تصور و واقعیت، مسیر تحولات را تغییر داد و طرف مقابل را در موقعیتی قرار داده که خروج از آن بهسادگی ممکن به نظر نمیرسد.
۲۱:۲۶
نتانیاهو در سه سال گذشته نه در برابر حماس و نه در برابر حزبالله نتوانسته است به پیروزی برسد. این جنگها با وجود تحمیل هزینههای هنگفت مادی، روانی و امنیتی بر شهرکنشینها انجام شده، اما نتیجهای به دنبال نداشته است. اما اوج شکست نتانیاهو در جنگ چهلروزه و در برابر ایران بود. جنگی که با وعده تغییر موازنه کلید خورد، اما در عمل به یکی از باتلاقهای آمریکا و رژیم صهیونیستی تبدیل شده است.
نتانیاهو برای بقای سیاسی خود مجبور به راهاندازی جنگهای مختلف با شعار پیروزی و حذف تهدیدات است، اما در عمل هر جنگی به شکستی جدید برای رژیم صهیونیستی تبدیل میشود و این چرخه در حال تکرار شدن است و نتانیاهو در بنبست جنگی گرفتار شده است.
۶:۵۵
۷:۴۸
۸:۳۱
۱۰:۵۲
۱۲:۳۸
۱۴:۲۳
۱۵:۰۸
۲۰:۳۸
روزنامه صدای ایران
شهیدِ کشوردوست
نگاهی به ساحتهای کلیدی وطندوستی و ایراندوستی رهبر شهید انقلاب؛ از زبان فارسی تا امنیت و تمامیت ارضی ایران، موضوع اصلی شماره جدید #صدای_ایران است.
سرمقاله این شماره
«ما برای اسلام مبارزه میکنیم یا وطن؟». در سالهای اول جنگ تحمیلی، در جلسه پرسش و پاسخ نماینده امام، آیتالله خامنهای، با رزمندگان، این دوگانه در قالب یک سؤال مطرح شد. آن سالها، پروژهای که در دوره طاغوت برای شکاف بین «ایرانیت» و «اسلامیت» شکل گرفته بود، هنوز جلوی چشم خیلی از رزمندگان بود. پاسخ آیتالله شهید خامنهای صرفاً رفع یک ابهام نبود؛ صورتبندی یک نظریه و منطق دائمی بود. وقتی انقلاب اسلامی ظرف تحقق اسلام در ایران شده، دفاع از یکی بدون دیگری بیمعناست: «در ارتش توحیدی منطق باید این باشد که ما برای اسلام مبارزه میکنیم یا برای وطن؟ سؤال خوبی است. اما ببینید امروز وطن با کدام اندیشه گره خورده است؟ این دو بر هم منطبق شدهاند... امروز ایران عزیز با اندیشه اسلام ـ که مایه اصلی انقلاب است ـ یکی شده است. شما اگر بخواهید از انقلاب اسلامی دفاع کنید، نمیتوانید از ایران دفاع نکنید.»
این گزاره، اما در سطح نظر و شعار در دوره جنگ و دفاع نماند. در دوره سیوهفتساله رهبری قائد شهید، از پایان دفاع مقدس تا مسیر بازسازی و پیشرفت، بهتدریج در سیاستگذاری، نهادسازی و فرهنگ عمومی، این مفهوم و نگاه به وطن رسوب کرد و از یک پاسخ، به یک باور عمومی تبدیل شد. به همین دلیل، «ایراندوستی» از سطح احساس عبور کرد و به برنامه عمل بدل شد؛ چه در دوران جنگ، چه در دوران صلح.
️ در این چارچوب، این نظریه وطندوستی و ایراندوستی در چند ساحت کلیدی عملی بیشتر خود را نشان داد:
۱- زبان فارسی، بهعنوان زیرساخت هویت ملی، همواره دغدغه ایشان بود و رهبر شهید، زبان فارسی را رکن اصلی هویت ملی و حامل مواریث عظیم بشری میدانستند و آن را ستون فقرات حیات یک ملت و هویت ملت یاد میکردند؛ تا جایی که در این باره میگفتند: «من راجع به زبان فارسی حقیقتاً نگرانم، زیرا در جریان عمومی، زبان فارسی در حال فرسایش است.» دیدارهای منظم با شاعران و ادیبان زبان فارسی و نقش جدی ایشان در ترویج کتابخوانی در دهههای اخیر نیز از ابعاد دیگر خدمات ایشان به زبان فارسی است.
۲- تاریخ و مفاخر ایرانی، در نگاه ایشان، صرفاً روایت گذشته نیست، بلکه بستر خودآگاهی ملی است و تلاش کردند تاریخ را به منبع انسجام تبدیل کنند. در همین چارچوب، درباره فردوسی تصریح میکنند: «فردوسی یک حکیم الهی است» و «شاهنامه» نهتنها یک اثر ادبی، بلکه یک دایرةالمعارف ملی است که ارزشهای انسانی، اجتماعی و فرهنگی ایران را به تصویر میکشد؛ روایتی که نشان میدهد ریشههای ایران در امتداد ارزشها معنا پیدا میکند.
۳- میراث باستانی، در این منظومه، نه یک نقطه تعارض، بلکه منبع اعتمادبهنفس تاریخی است؛ چنانکه در بازدید آذر ۱۳۶۷ از تختجمشید، آن را «گنجینهای که میتوان در آن تاریخ ایران و ایرانی را مشاهده کرد» توصیف میکنند و همزمان تأکید دارند که باید میان هنر و تمدن ایرانی و سلطهگری پادشاهان تفکیک کرد. این نگاه، گذشته را از یک نقطه افتخار صرف و باستانگرایانه، به یک منبع آگاهی تبدیل میکند.
۴- امنیت و تمامیت ارضی ایران هم موضوعی است که در منظومه فکری رهبر شهید، یک واجب شرعی است. در این چارچوب، امام شهید خامنهای تأکید دارند امنیت باید متکی به درون باشد، نه بیرون، که اثر آن را در حماسه دفاع مقدس سوم دیدیم. حضور مستقیم ایشان در جبهههای جنگ، از نخستین روزهای بمباران فرودگاه مهرآباد در ۳۱ شهریور ۱۳۵۹، ترجمه عملی همین نگاه است که ایران را یک واقعیت قابل دفاع میداند، نه صرفاً یک مفهوم تبلیغاتی.
۵- علم و فناوری، در نهایت، ابزار تثبیت این هویت در سطح قدرت است؛ رهبر شهید، علاوه بر تأکید همیشگی بر روایت «العلم سلطان»، با ترسیم افق مرجعیت علمی کشور ایران تصریح میکنند: «باید به جایی برسیم که زبان فارسی، زبان علم شود» و دیگران برای دسترسی به دانش، ناگزیر از یادگیری آن باشند. این نگاه، پیشرفت علمی را از یک انتخاب به یک ضرورت هویتی ارتقا میدهد و نشان میدهد استقلال، بدون تولید قدرت پایدار، تحقق پیدا نمیکند.
ادامه سرمقاله را از اینجا بخوانید.
دریافت نسخه PDF
Farsi.Khamenei.ir
۲۰:۴۰
۸:۰۵
۸:۰۷
۸:۲۶
این سفر، نخستین زیارت آنها بدون حضور ماکان بود. آخرینبار، خردادماه سال گذشته، همراه با فرزندشان به این حرم آمده بودند؛ سفری که حالا هر گوشهاش برایشان یادآور خندهها، دویدنها و بازیگوشیهای کودکانه ماکان در صحن و سرای امام رضا(ع) است. خاطرات آن زیارت، امروز در ذهن پدر و مادر زنده شد، اما اینبار، جای خالی ماکان، سنگینی بیشتری بر دلشان گذاشته بود.
با این حال، این سفر چندان هم بدون حضور ماکان نبود. تنها یادگار باقیمانده از پیکر این کودک شهید، در دستان پدر، همراه آنها به حرم آمده بود؛ نشانهای کوچک، اما پرمعنا از حضوری بزرگ. گویی ماکان، با همان کفش کوچک، بار دیگر در کنار پدر و مادرش قدم به حریم امام رئوف گذاشته بود.
حالا، انگار هنوز صدایش در گوشها میپیچد: «ماکان نصیری، انشایت را بخوان.» «چشم، خانم... مادرم توی کلاس ما روی نیمکتها نشست. مادر همکلاسیهای من هم روی نیمکتها نشستند. آنها هی اسم ما را صدا میزدند. مردم با مادرم گریه میکردند. آنها مادرم را بغل کردند. مادرم خوشحال شد.»
۸:۴۶
۱۰:۱۶
۱۲:۱۱