#پای_درس_استاد
تحلیل عضو هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی شیراز از اتفاقات چند روز گذشته جنگ رمضان :
" در پی خبر حمله به فولاد مبارکه، پتروشیمی بندر امام ، ماهشهر و چند مرکز علمی در دانشگاه شهید بهشتی و مرکز پاستور، تعدادی از افراد جامعه دچار یأس و ترس شده اند. لازم دانستم نکاتی در این زمینه یادآور شوم شاید راهگشا باشد:
اولاً کسانی در جامعه ایران حتی در میان دانشگاهیان بوده اند که طی این سالها عنوان میکردند مگر ایران چه پیشرفتهایی داشته که مرتبا اعلام میکند ؟ آیا اساساً در این سالها توانسته پیشرفتهای چشمگیری به دست بیاورد؟ اگر این عده هنوز هم بر این باور خود پافشاری میکنند، پس این بمبارانها نباید برای آنها چیز مهمی باشد. چون به هر حال این موارد از نظر آنها اصلا وجود خارجی نداشته است !!!!
در ثانی طی ۸ سال دفاع مقدس نیز ایران با بمباران پالایشگاهها و مراکز صنعتی روبرو بود. حتی پالایشگاههایی داشتیم که به دست دشمن افتاده بود. در آن زمان که تعداد پالایشگاهها و مراکز صنعتی مان در مقایسه با الان بسیار کمتر بوده اند. اگر در آن زمان برای ۸ سال توانستیم دوام بیاوریم چرا اکنون نتوانیم؟!!!
اصولا وقتی ژاپن پس از حمله هسته ای ، توانست دوباره از نو همه چیز را بسازد چرا مردم غیور ایران نتوانند؟! مثل ققنوسی که دوباره سر از خاک برمیدارد.
رسانه ها همیشه تلاش میکنند آسیب هایی که به ایران وارد می شود را بزرگنمایی کنند در حالیکه به اعتراف خود گزارشگران بی بی سی سانسورهای بسیار شدید اجازه نمی دهد آسیب های مهلکی که به پالایشگاهها و مراکز صنعتی کشورهای عربی و اسراییل وارد شده اخبارش منتشر شود.
اما کلام آخر که اهمیتش نه تنها از موارد قبلی کمتر نیست که بیشتر هم هست اینکه: در قران بارها و بارها به مومنین گوشزد شده که اگر اسلام آوردید ایمان و یقین در مراحل بعدی است. پس اگر یقین حاصل کنید که دست خداوند بالاتر از دست همه انسانهاست، پس از چه نگران هستید؟ آیه انا فتحنا لک فتحا مبینا برای چنین لحظاتی است. به خاطر داشته باشیم که خداوند وعده داده که اگر تعداد اندکی از مومنان (واقعی) در راه حق مبارزه کنند خداوند با نیروهای خودش آنها را یاری میکند، ان شاءالله "
" />
استاد دانشگاه علوم پزشکی شیراز
سِواک، نبض سلامت دهان و دندان
با ما همراه باشید
" در پی خبر حمله به فولاد مبارکه، پتروشیمی بندر امام ، ماهشهر و چند مرکز علمی در دانشگاه شهید بهشتی و مرکز پاستور، تعدادی از افراد جامعه دچار یأس و ترس شده اند. لازم دانستم نکاتی در این زمینه یادآور شوم شاید راهگشا باشد:
اولاً کسانی در جامعه ایران حتی در میان دانشگاهیان بوده اند که طی این سالها عنوان میکردند مگر ایران چه پیشرفتهایی داشته که مرتبا اعلام میکند ؟ آیا اساساً در این سالها توانسته پیشرفتهای چشمگیری به دست بیاورد؟ اگر این عده هنوز هم بر این باور خود پافشاری میکنند، پس این بمبارانها نباید برای آنها چیز مهمی باشد. چون به هر حال این موارد از نظر آنها اصلا وجود خارجی نداشته است !!!!
در ثانی طی ۸ سال دفاع مقدس نیز ایران با بمباران پالایشگاهها و مراکز صنعتی روبرو بود. حتی پالایشگاههایی داشتیم که به دست دشمن افتاده بود. در آن زمان که تعداد پالایشگاهها و مراکز صنعتی مان در مقایسه با الان بسیار کمتر بوده اند. اگر در آن زمان برای ۸ سال توانستیم دوام بیاوریم چرا اکنون نتوانیم؟!!!
اصولا وقتی ژاپن پس از حمله هسته ای ، توانست دوباره از نو همه چیز را بسازد چرا مردم غیور ایران نتوانند؟! مثل ققنوسی که دوباره سر از خاک برمیدارد.
رسانه ها همیشه تلاش میکنند آسیب هایی که به ایران وارد می شود را بزرگنمایی کنند در حالیکه به اعتراف خود گزارشگران بی بی سی سانسورهای بسیار شدید اجازه نمی دهد آسیب های مهلکی که به پالایشگاهها و مراکز صنعتی کشورهای عربی و اسراییل وارد شده اخبارش منتشر شود.
اما کلام آخر که اهمیتش نه تنها از موارد قبلی کمتر نیست که بیشتر هم هست اینکه: در قران بارها و بارها به مومنین گوشزد شده که اگر اسلام آوردید ایمان و یقین در مراحل بعدی است. پس اگر یقین حاصل کنید که دست خداوند بالاتر از دست همه انسانهاست، پس از چه نگران هستید؟ آیه انا فتحنا لک فتحا مبینا برای چنین لحظاتی است. به خاطر داشته باشیم که خداوند وعده داده که اگر تعداد اندکی از مومنان (واقعی) در راه حق مبارزه کنند خداوند با نیروهای خودش آنها را یاری میکند، ان شاءالله "
۴:۲۱
۴:۵۷
روز ۱۵ فروردین اولین روز کاری بعد از تعطیلات بود. حین ورود به محل کارم صدایی توجهم را جلب کرد. سر را برگرداندم و دنبال صدا و صاحب صدا بودم. مسیرم را به سمت خیابان و میدان اصلی شهر که جنب محل کارم بود تغییر دادم.به شدت کنجکاو شده بودم و بالاخره آن دختر جوان صاحب صدا را دیدم.دختری که فقط کلاه آفتابی به سر داشت، دو انگشت خود را به نشانه ی پیروزی بالا برده بود و نواری با طرح پرچم ایران به دور همان دست بسته بود و فریاد می زد:" آریایی وطن فروش نیست"
"ایرانی وطن نمی فروشد"
"ما وطن فروش نیستیم"مردم با تعجب نگاه می کردند ، توقفی می کردند، مغازه دارها بیرون آمده بودند، جوان و پیر همه به این خانم چشم دوخته بودند. گویا کسی از درون آنها فریاد می زد. برخی مردّد بودند که پاسخ بدهند و همراهی بکنند یا نه... به اطراف خود نگاه می کردند و منتظر عکس العمل بقیه بودند.یک نفر شروع کرد به شعار دادن "*مرگ بر آمریکا!"*"*مرگ بر اسراییل!"*نفر بعدی قوت قلبی گرفت و او هم شروع کرد و در ادامه نفر قبلی فریاد زد:" ایرانی با ریشه وطن فروش نمیشه "
دیگری گفت:" الله اکبر!" لبخندی بر لبان آن دختر نقش بست، بوسه ای به سمت جمعیت فرستاد و بلند تر از قبل فریاد زد " ایرانی وطن فروش نیست".دیگر صدای تیز آن دختر در بین فریادهای زن و مرد آنجا گم شده بود و همه باهم یکصدا شده بودند.می توانی احساس آن لحظه را تصور کنی؟!به طرف محیط کارم برگشتم، دیر شده بود.ساعاتی بعد از اتمام کارم پس از خروج، هنوز صدای تیز آن دختر شنیده می شد. ماشین را کنار زدم و رفتم تا با آن ایرانی شجاع وطن دوست هم صدا شوم.
" />
استاد فاطمه لواییریاست سابق دانشکده دندانپزشکی شیراز و عضو هیئت علمی گروه بیماری های دهان و دندان
سِواک، نبض سلامت دهان و دندان
با ما همراه باشید
"ایرانی وطن نمی فروشد"
"ما وطن فروش نیستیم"مردم با تعجب نگاه می کردند ، توقفی می کردند، مغازه دارها بیرون آمده بودند، جوان و پیر همه به این خانم چشم دوخته بودند. گویا کسی از درون آنها فریاد می زد. برخی مردّد بودند که پاسخ بدهند و همراهی بکنند یا نه... به اطراف خود نگاه می کردند و منتظر عکس العمل بقیه بودند.یک نفر شروع کرد به شعار دادن "*مرگ بر آمریکا!"*"*مرگ بر اسراییل!"*نفر بعدی قوت قلبی گرفت و او هم شروع کرد و در ادامه نفر قبلی فریاد زد:" ایرانی با ریشه وطن فروش نمیشه "
دیگری گفت:" الله اکبر!" لبخندی بر لبان آن دختر نقش بست، بوسه ای به سمت جمعیت فرستاد و بلند تر از قبل فریاد زد " ایرانی وطن فروش نیست".دیگر صدای تیز آن دختر در بین فریادهای زن و مرد آنجا گم شده بود و همه باهم یکصدا شده بودند.می توانی احساس آن لحظه را تصور کنی؟!به طرف محیط کارم برگشتم، دیر شده بود.ساعاتی بعد از اتمام کارم پس از خروج، هنوز صدای تیز آن دختر شنیده می شد. ماشین را کنار زدم و رفتم تا با آن ایرانی شجاع وطن دوست هم صدا شوم.
۱۳:۰۳
#پوستر
پیمان خون برای وطن
● شهدای کادر درمان فارس در جنگ رمضان که به دست دو رژیم جنایتکار آمریکا و اسرائیل کشته شدند.
سِواک، نبض سلامت دهان و دندان
با ما همراه باشید
● شهدای کادر درمان فارس در جنگ رمضان که به دست دو رژیم جنایتکار آمریکا و اسرائیل کشته شدند.
۱۶:۲۵
۱۸:۰۴
سِواک | Sevak
ویژه نامه نشریه سِـــــواک همزمان با جنگ تحمیلی سوم
بَــــــرٰای ایــــــــــرٰان
️آنچه در این شماره ویژه نامه میخوانیم :
یک دست صدا دارد !
پای درس استاد
دندان واتِرلو
احمدی که من میشناختم
لینک دانلود پی دی اف نشریه
سِواک، نبض سلامت دهان و دندان
با ما همراه باشید
۱۸:۰۵
سِواک | Sevak
ویژه نامه نشریه سِـــــواک همزمان با جنگ تحمیلی سوم
بَــــــرٰای ایــــــــــرٰان
️آنچه در این شماره ویژه نامه میخوانیم :
یک دست صدا دارد !
پای درس استاد
دندان واتِرلو
احمدی که من میشناختم
لینک دانلود پی دی اف نشریه
سِواک، نبض سلامت دهان و دندان
با ما همراه باشید
۱۸:۰۵
سِواک | Sevak
ویژه نامه نشریه سِـــــواک همزمان با جنگ تحمیلی سوم
بَــــــرٰای ایــــــــــرٰان
️آنچه در این شماره ویژه نامه میخوانیم :
یک دست صدا دارد !
پای درس استاد
دندان واتِرلو
احمدی که من میشناختم
لینک دانلود پی دی اف نشریه
سِواک، نبض سلامت دهان و دندان
با ما همراه باشید
۱۸:۰۵
سِواک | Sevak
ویژه نامه نشریه سِـــــواک همزمان با جنگ تحمیلی سوم
بَــــــرٰای ایــــــــــرٰان
️آنچه در این شماره ویژه نامه میخوانیم :
یک دست صدا دارد !
پای درس استاد
دندان واتِرلو
احمدی که من میشناختم
لینک دانلود پی دی اف نشریه
سِواک، نبض سلامت دهان و دندان
با ما همراه باشید
۱۸:۰۵
۴:۰۲
دیگر ایستادن یک سبک زندگی است برای ما!
چقدر این اواخر پدر پیر و دانای ما ایستاده سخن گفت.چیزی که شاید سالها قبل، کمتر از قامت رعنای او دیده بودیم. پدر ایستاد؛ بارها و بارها پدرانه برای فرزندانش داستان مقاومت سرود:" فرزندان عزیز من! فرزندان خوب من! اگر مقاومت کردید، حلاوت شیرینی پیروزی را خواهید چشید ؛ آنگونه که حتی در زمان جدم رسول الله (صل الله علیه و آله) مسلمانان نچشیدند."
پدر گویا قند این شیرینی را زیر زبان داشت. پدر ایستاد تا دختران و پسران برمدار راستی و حق، برمدار دینداری و دنیا داری و برمدار علم بایستند....
آه چقدر پدر دغدغه داشت. دغدغه فرزندانش که گوهر جوانی را کیمیای ذات علم کنند و قد بکشند و گل بدهند. پدر سرو ایستادگی بود و میخواست فرزندانش درختان مثمر انقلاب باشند.
حالا پدر رفته و ما رسم نداریم بگوییم آسوده بخواب، که آسودگی رسم دریا نیست. پدر جانِ ایران عزیز!به امید دیدار در قله ای که آرزوی فتح آن را برای فرزندانت داشتی.به امید دیدار ای آرامش قلب طوفانی ما.
" />
لیلا شکوهی مسئول دفتر نهاد رهبری در دانشکده دندانپزشکی
سِواک، نبض سلامت دهان و دندان
با ما همراه باشید
چقدر این اواخر پدر پیر و دانای ما ایستاده سخن گفت.چیزی که شاید سالها قبل، کمتر از قامت رعنای او دیده بودیم. پدر ایستاد؛ بارها و بارها پدرانه برای فرزندانش داستان مقاومت سرود:" فرزندان عزیز من! فرزندان خوب من! اگر مقاومت کردید، حلاوت شیرینی پیروزی را خواهید چشید ؛ آنگونه که حتی در زمان جدم رسول الله (صل الله علیه و آله) مسلمانان نچشیدند."
پدر گویا قند این شیرینی را زیر زبان داشت. پدر ایستاد تا دختران و پسران برمدار راستی و حق، برمدار دینداری و دنیا داری و برمدار علم بایستند....
آه چقدر پدر دغدغه داشت. دغدغه فرزندانش که گوهر جوانی را کیمیای ذات علم کنند و قد بکشند و گل بدهند. پدر سرو ایستادگی بود و میخواست فرزندانش درختان مثمر انقلاب باشند.
حالا پدر رفته و ما رسم نداریم بگوییم آسوده بخواب، که آسودگی رسم دریا نیست. پدر جانِ ایران عزیز!به امید دیدار در قله ای که آرزوی فتح آن را برای فرزندانت داشتی.به امید دیدار ای آرامش قلب طوفانی ما.
۱۶:۳۲
بازارسال شده از معاونت آموزشی وزارت بهداشت
روزگار گرانی ست ...دل ها سخت رنجور و کهکشان بی انتهای افکار پرتلاطم از هجوم پریشانی هاست . گه گداری صدای مهیبی قلب را از سینه می دَرَد و موجی خشمگین دست در یقه زمین و زمان می اندازد و خصمانه پیکره موجودیت شان را لگدمال می کند .در این میان قلب مادری نیز برای نوگل یک ماهه اش می لرزد و لحظه ای بعد از آشیانه خوشبختی اش و همه آن اسبابی که با آنها زندگانی را با عشق میگذرانده ، در چشم بهم زدنی تنها مشتی خاک و قطعه عکسی از پاره تنش می ماند ، که در عمر بس کوتاهش غرش موشک ها و جنگنده ها هم نوای لالایی روح بخش مادرش بودند . اما حالا بی شک در جهان ابدیت، عطوفت الهی وجودش را مالامال کرده و در آغوش محبتی جاودان آرمیده است . آمال و آرزوهای شیرین از خرابه های آن کاشانه پرمهر ، در غل و زنجیر دود های پلید و سیاه ، فریاد مظلومیت را در آسمان ها سر می دهند .آری ، این گوشه ای از درد ملتی است که جوهره وجودش در کتاب تاریخ کهن ترین حماسه ها را می سراید و همه هستی اش را به مام وطن پیشکش می نماید. گویا استواری ، این میراث گرانقدر قله سرفراز دماوند از آغاز خلقت در بند بند وجودشان تنیده شده و سوگندِ جان را برای وفاداری به خاک مقدس شان از ازل تا به ابدیت یاد میکنند. مردمانی پاکزاد و نجیب که هر چند غم ها و غصه ها همچون تیری زهرآلود بر بلور دل هایشان نشسته و وجودشان در سوگ دست درازی به وطن و فراق جانگداز فرزندان شان می سوزد ، اما آوای آزادگی آنها با صلابت و اقتدار مانند مقتدای آزاده شان حسین (ع) ، در گوش جهانیان طنین انداز شده و با دستگیری حضرت حق« جَلَّ و عَلی» تا روز نابودی جنایتکاران قدم های آهنینِ خود را عقب نخواهند کشید .نزدیک است سپیده دمِ فرح بخش پیروزی وطلوع پرفروغ نور بر ظلمت تاریکی !#پویش_مرزبانانسلامت#ایثارـهمدلیـامید#دلنوشته
۲۰:۴۴
ای نازنین که بی تو دلم غرق خون شده!باز آ، ببین که دل ز فراق تو چون شده
مهتاب من! بتاب به شبهای تار منره، بی حضور ماه تو، بی رهنمون شده
آن سر، که همچو سرو سرافراز و سبز بوداینک، بنفشهوار، زِ غم واژگون شده
صبری که بود در دل من، کاستی گرفتدردی که بود، بی تو دمادم فزون شده
هر جا که چامهایست، سرود عزای توستهر جا که جامهای، ز غمت نیلگون شده
اندوه، کوه کوه، شد انبوه در دلمشادی زِ در نیامده، از در برون شده
بگذار تا بگویم من بی تو کیستممرغی کز آسمان به زمین سرنگون شده
شمعی به یاد روی تو شبها گریستهموجی ز پا فتاده، اسیر سکون شده
آزردهدل نشسته به کنجی غریبوارفرزانهای که بی تو دچار جنون شده
زهرای من! شهید بهخونخفتهٔ پدر!باز آ، ببین که بی تو دلم غرق خون شده...
۲۱:۵۹
متولد دی ماه ۱۳۳۸ کرمان ،که در سال ۱۳۵۶ با نمره ۹۸ رتبه اول امتحانات تافل را کسب کرد ،و امتحان اعزام به خارج از کشور قبول شد ؛ اما ماند و به تحصیل در رشته دندانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران مشغول شد.
تحصیلاتش را نه فقط در دانشگاه تهران ، که در دانشگاه جبهه ها هم ادامه داد و با شروع جنگ تحمیلی راهی میدان دفاع از وطن شد. سرانجام در حالی که دوره اینترنی خود را همزمان با اعزام به جبهه ها سپری میکرد ، در سال ۱۳۶۲ ، در جریان عملیات خیبر و جبهه طلائیه مفقودالاثر گشت و پیکر مطهرش ۱۳ سال بعد به وطن بازگشت.
در نقل قولی معروف که بر سنگ قبر ایشان نیز حک شده است ، خطاب به دوست خود میگوید:«قدسی جان؛ ما مسلمان دندانپزشک هستیم ، نه دندانپزشک مسلمان!»
شهید راه وطن ،دکتر احمد هدایت
روز دندانپزشک بر جامعه دندانپزشکی مبارک باد.
سِواک، نبض سلامت دهان و دندان
با ما همراه باشید
تحصیلاتش را نه فقط در دانشگاه تهران ، که در دانشگاه جبهه ها هم ادامه داد و با شروع جنگ تحمیلی راهی میدان دفاع از وطن شد. سرانجام در حالی که دوره اینترنی خود را همزمان با اعزام به جبهه ها سپری میکرد ، در سال ۱۳۶۲ ، در جریان عملیات خیبر و جبهه طلائیه مفقودالاثر گشت و پیکر مطهرش ۱۳ سال بعد به وطن بازگشت.
در نقل قولی معروف که بر سنگ قبر ایشان نیز حک شده است ، خطاب به دوست خود میگوید:«قدسی جان؛ ما مسلمان دندانپزشک هستیم ، نه دندانپزشک مسلمان!»
۶:۲۹
۱۵:۰۲
سعدی بزرگ در حکایتی از گلستان ، داستان بازرگانی را تعریف میکند که بار کاروان او 150 شتر بوده است و چهل نفر خدمتکار در کاروان او کار میکردهاند.
این بازرگان یک شب با حضرت سعدی همنشین میشود. او در بحثهای خود مدام از مال و اموالش در مناطق و کشورهای مختلف سخن میگوید و یک بار هم یادی از هوای خوش شهر اسکندریه میکند.
ناگهان به سعدی میگوید که فقط یک سفر دیگر در پیش دارم. اگر این سفر انجام شود، تا پایان عمر به گوشهای میروم و شیرینی زندگی را تجربه میکنم.
سعدی از او میپرسد:«عجب! این چه سفری است جناب بازرگان؟
بازرگان میگوید:«گوگرد پارسی خواهم بردن به چین که شنیدم قیمتی عظیم دارد و از آنجا کاسه چینی به روم آرم و دیبای رومی به هند و فولاد هندی به حلب و آبگینه حلبی به یمن و برد یمانی به پارس، و زآن پس ترک تجارت کنم و به دکانی بنشینم»
سعدی از این فکر بازرگان، حیرت میکند و بعد از آنکه مرد از سعدی میخواهد که به او چیزی بگوید ، سعدی در پاسخ این دو بیت شعر تأملبرانگیز را بیان میکند:
آن شنیدستی که در اقصای غور / بارسالاری بیفتاد از ستورگفت چشم تنگ دنیادوست را / یا قناعت پر کند یا خاک گور
در واقع سعدی میخواست به دوست بازرگانش بگوید که شما دو راه بیشتر ندارید:یا باید قناعت را پیشه خود کنید و دست از طمع بردارید؛ یا اینکه تا زمان مرگ، با تمام قوا مشغول تجارت باش و اصلاً طعم زندگی را نچش.
۱۱:۳۱

پاکت هدیه
سِواک | Sevak
میلاد امام رضا مبارک 
پس از ۱۱۶ سال حضور پرتغالی ها، سپاه شاه عباس صفوی، به رهبری امام قلی خان، فتح هرمز را با موفقیت انجام داد و کل منطقه خلیج فارس را آزاد کرد. از همان زمان تاکنون، به دلیل رشادت های شاه عباس صفوی و آزاد سازی بندر گمبرون، نام این بندر به «بندر عباس» تغییر یافت.
۹:۳۳
در نمک نشناسی کم نگذاشتید !
چشمتان را باز کردید و زیر سایه جمهوری اسلامی قد کشیدید. سر کلاس های درس مدرسه و دانشگاهش رایگان تحصیل کردید. برایتان فرش پهن کردند و مسئولیت هم گرفتید. چندین و چند سال از برش ارتزاق کردید و برای خودتان دک و پزی بهم زدید. اما شما چه کردید؟
مسئول فرهنگی شدید تا آن زمانی که حضورتان در صحنه ضرورت داشت، میدان را خالی کنید؟ یا اینکه در کوران هجمه ها علیه ایران اسلامی ، وقتی که چند تشکل خودشان خودجوش پای کار آمدند، با دروغ و دغل گربه رقصانی کنید و چوب لای چرخشان بگذارید؟ اگر دشمنان این مرز و بوم چهل و اندی سال با مقاومت ایران به ستوه آمده اند و هیج امتیازی هم عایدشان نشده ، شما که هست و نیستتان را مدیون انقلاب اسلامی هستید چرا با آنان همسو شده اید ؟ نمک نشناسی را شما مسئولين خائن به وطن باز تعریف کردید!
چه مدیری هستید که برای اقلیت دانشجویان خواهان آزادی جنایتکاران دی ماه ، نوشابه باز و سرویس ایاب و ذهاب هماهنگ میکنید ولی برای عِدِّه و عُدِّه دانشجویان وطن دوست دانشگاه لشگر سنگ اندازی مهیا؟ یادمان نرفته که تنها زمان اندکی پس از بحبوحه جنایات خرابکارانه دی ماه ، چه کسی را به سمت مشاور جنابتان منصوب کردید!!
انتقاد ما نه از بغض و کینه شخصی، بلکه به سبب دلسوزیمان برای فضای ارتجاع یافته فرهنگی دانشگاه هست. ضمن حفظ احترام به شخصیت حقیقی جنابان دکتر سمائی و دکتر کافی پور، رفتارهای اخیر شما غیر قابل اغماض و جایگاه مسئولیت در جمهوری مقدس اسلامی بسیار بزرگتر از شخصیت شماست . انقلاب اسلامی مدیون شما نیست ، این شمایید که تا ابد بدهکار آنید.
سِواک، نبض سلامت دهان و دندان
با ما همراه باشید
چشمتان را باز کردید و زیر سایه جمهوری اسلامی قد کشیدید. سر کلاس های درس مدرسه و دانشگاهش رایگان تحصیل کردید. برایتان فرش پهن کردند و مسئولیت هم گرفتید. چندین و چند سال از برش ارتزاق کردید و برای خودتان دک و پزی بهم زدید. اما شما چه کردید؟
مسئول فرهنگی شدید تا آن زمانی که حضورتان در صحنه ضرورت داشت، میدان را خالی کنید؟ یا اینکه در کوران هجمه ها علیه ایران اسلامی ، وقتی که چند تشکل خودشان خودجوش پای کار آمدند، با دروغ و دغل گربه رقصانی کنید و چوب لای چرخشان بگذارید؟ اگر دشمنان این مرز و بوم چهل و اندی سال با مقاومت ایران به ستوه آمده اند و هیج امتیازی هم عایدشان نشده ، شما که هست و نیستتان را مدیون انقلاب اسلامی هستید چرا با آنان همسو شده اید ؟ نمک نشناسی را شما مسئولين خائن به وطن باز تعریف کردید!
چه مدیری هستید که برای اقلیت دانشجویان خواهان آزادی جنایتکاران دی ماه ، نوشابه باز و سرویس ایاب و ذهاب هماهنگ میکنید ولی برای عِدِّه و عُدِّه دانشجویان وطن دوست دانشگاه لشگر سنگ اندازی مهیا؟ یادمان نرفته که تنها زمان اندکی پس از بحبوحه جنایات خرابکارانه دی ماه ، چه کسی را به سمت مشاور جنابتان منصوب کردید!!
انتقاد ما نه از بغض و کینه شخصی، بلکه به سبب دلسوزیمان برای فضای ارتجاع یافته فرهنگی دانشگاه هست. ضمن حفظ احترام به شخصیت حقیقی جنابان دکتر سمائی و دکتر کافی پور، رفتارهای اخیر شما غیر قابل اغماض و جایگاه مسئولیت در جمهوری مقدس اسلامی بسیار بزرگتر از شخصیت شماست . انقلاب اسلامی مدیون شما نیست ، این شمایید که تا ابد بدهکار آنید.
۱۱:۱۸