عکس پروفایل «از شاهنامه تا حماسهٔ رمضان»«
۵۷۹ عضو

«از شاهنامه تا حماسهٔ رمضان»

ملت عزیز ایران ثابت کردند که داستان‌های اسطوره‌ای فردوسی، واقعیت زندگی و شخصیت قهرمانانهٔ آنان بوده و مفاهیم انسان‌ساز و قرآنیِ شاهنامه همهٔ اقوام ایران را در حفظ هویت، اصالت و استقلال خود و مبارزه با ضحّاک‌وَشان متجاوز، همدل و همراه می‌کند.۱۴۰۵/۲/۲۵
فردوسی در آغاز اشکانیان از وضع زمانه و حال و روزش خودش شکایت می‌کند و جهان و سپهر را خطاب قرار می‌دهد که
الا ای برآورده چرخ بلندچه داری به پیری مرا مستمند؟
چو بودم جوان، در برم داشتیبه پیری چرا خوار بگذاشتی؟
دوتایی شد آن سروِ یازان به باغهمان تیره گشت آن گرامی چراغ
پر از برف شد کوهسار سیاههمی لشگر از شاه بیند گناه
وفا و خرد نیست نزدیک توپر از رنجم از رای تاریک تو
مرا کاج هرگز نپروردی‌ایچو پروده بودی، نیازردی‌ای
و از ستم چرخ پناه به خداوند می‌برد کههر آن‌گه کزین تیرگی بگذرمبگویم جفای تو با داورم
بنالم ز تو پیش یزدان پاکخروشان به سر برپراگند خاک
اینجا اما سپهر به سخن درمی‌آیدچنین داد پاسخ سپهر بلندکه ای مرد گوینده، بر من مبند
چرا بینی از من همی نیک و بد؟چنین ناله از دانشی کی سزد؟
بدین هرچه گفتم مرا راه نیستخور و ماه ازین دانش آگاه نیست
از آن خواه راهت که راه آفریدشب و روز و خورشید و ماه آفرید
چو گوید بباش آنچه خواهد بُده‌ستکسی کو جزین داند آن بیهده‌ست
من از داد چون تو یکی بنده‌امپرستندهٔ آفریننده‌ام
نگردم همی جز به فرمان اوینیارم گذشت ز پیمان اوی
پاسخ سپهر این است که چرا تقصیر را گردن من می‌اندازی؟ من خودم بندهٔ کردگارم و گوش به فرمان او. خداست حاکم تقدیر.
به یزدان گرای و به یزدان پناهبر اندازه زو هرچ باید بخواه
@shahname_ramazan
undefined۵
undefined۱

۸۷

۱۱:۱۳