قسمت اول:بعضی آدمها آنقدر زلال و دوستداشتنیاند که حتی سالها بعد، با شنیدن نامشان، سیل خاطرات از گوشههای ذهن جاری میشود و انسان را به روزهای شیرین گذشته میبرد.
شهید مسعود شانهئی از همان جنس آدمها بود؛ رفیقی که بیش از ده سال افتخار همنشینی و دوستی با او را در یکی از محلههای تهران داشتم.
برای من، مسعود فقط یک دوست نبود؛ او بخشی از بهترین روزهای جوانیام بود؛ روزهایی سرشار از رفاقت، خنده، دغدغههای مشترک و خاطراتی که هنوز هم با یادشان لبخند بر لبم مینشیند. اما امروز، وقتی به گذشته نگاه میکنم، همه آن خاطرات رنگ دیگری گرفتهاند؛ چرا که مسعود، سرانجام به آرزوی دیرینهاش رسید و به قافله شهیدان پیوست.
از این پس، میخواهم روایتگر بخشی از خاطراتم با این رفیق عزیز و آسمانی باشم؛ خاطراتی واقعی از انسانی که زندگیاش درس اخلاص، صفا و مردانگی بود.
ادامه دارد...
راوی #خاطره آقای خودسیانی
کانال شهید مسعود شانهئی
@shanei_ir
شهید مسعود شانهئی از همان جنس آدمها بود؛ رفیقی که بیش از ده سال افتخار همنشینی و دوستی با او را در یکی از محلههای تهران داشتم.
برای من، مسعود فقط یک دوست نبود؛ او بخشی از بهترین روزهای جوانیام بود؛ روزهایی سرشار از رفاقت، خنده، دغدغههای مشترک و خاطراتی که هنوز هم با یادشان لبخند بر لبم مینشیند. اما امروز، وقتی به گذشته نگاه میکنم، همه آن خاطرات رنگ دیگری گرفتهاند؛ چرا که مسعود، سرانجام به آرزوی دیرینهاش رسید و به قافله شهیدان پیوست.
از این پس، میخواهم روایتگر بخشی از خاطراتم با این رفیق عزیز و آسمانی باشم؛ خاطراتی واقعی از انسانی که زندگیاش درس اخلاص، صفا و مردانگی بود.
ادامه دارد...
۲.۸K
۶:۰۵