عضو تیم ریاست جمهوری دکتر محمد مرسی
#جنگ_رمضان
۶:۵۹
اگرچه هدف ما جمع آوری بازخوردهای مثبت درباره ایران از فضای عربی و اسلامی نیست، اما باید پذیرفت که اکنون رسانه ها و شبکه های اجتماعی ارزیابی بسیار مثبتی از نتیجه حاصل شده برای ایران ارائه می دهند.
۷:۰۳
۷:۱۳
توییت علی مرتضی خبرنگار معروف شبکه المیادین
سلام دشمنای من!
۷:۲۵
#جنگ_رمضان
۷:۴۱
بازارسال شده از منیب - محمد قطرانی
تو به ما جرئتِ طوفان دادی.
@monib_ghatrani
۸:۲۹
۱۱:۲۳
اولین اقدام عاقلانهای که اکنون میتواند از کاخ بعبدا صادر شود، این است که کاخ با سفارت ایران تماس بگیرد و به سفیر منصوب ایران در لبنان، زمان امروز را برای ارائه برگههای استوارنامهاش اعلام کند. ایران یک چتر امنیتی راهبردی برای لبنان فراهم کرده است که لبنان باید فوری و کامل از آن بهره ببرد تا به تجاوز اسرائیل پایان دهد.
(کاخ بعبدا: محل ریاستجمهوری لبنان)
۱۱:۳۵
ایران قویترین برگ برندهاش را به خاطر لبنان رو کرد...هرمز در برابر لبنان ایستاده. لبنان این برگ را چگونه دریافت میکند؟
چه کسانی بر مسند قدرت نشستهاند که باز هم لبنان را در بازار بندگی خود به آمریکایی ها بفروشند؟
امروز روزی سرنوشتساز، پر از فشار و سخت است... کسی که دیروز فروخت و پشت کرد، آیا امروز خریدار است؟
۱۱:۵۳
«حسن احمدیان» تنها یک مهمان تلویزیونی موفق نیست؛ او نمونهای از یک پژوهشگر ایرانی است که در دل یک محیط آکادمیک و پژوهشی رشد یافته است. چنین محیطی میداند چگونه سخنگویی تربیت کند که همزمان توانایی تبیین و استدلال داشته باشد. او استادیار دانشگاه تهران و پژوهشگر یک مرکز استراتژیک در تهران است که تجربه پژوهشی در دانشگاه هاروارد را نیز در کارنامه دارد. این پیشینه، بخشی از علت حضور موثر او را توضیح میدهد: او با ذخیرهای علمی وارد قاب تصویر میشود و توانایی آشکاری در تبدیل «نظر» به یک «دفاعیه منسجم» دارد.
۱۷:۲۴
بازارسال شده از رب الناس/ بقلم علیرضا کمیلی
این روزها در داخل ایران و منطقه، فضای عاطفی گسترده ای درباره آتش بس و نسبت آن با لبنان دیده می شود که لازم دیدم چند نکته را بنویسم:
ایران با وجود صدماتی که رژیم به زیرساخت های او می زد، شرط شمول آتش بس را کل جبهه مقاومت و به طور خاص لبنان قرار داد که رژیم آنرا نقض کرد. ما قصد حمله به او داشتیم که طرف پاکستانی گفت آمریکا بناست رژیم را کنترل کند ولی نهایتا ما آن حملات را نقض آتش بس تلقی کردیم و در مذاکرات مطرح خواهد بود.
آنچه یک تحول خیلی مهم است همین «اندراج عدم حمله به جبهه مقاومت در مقوله آتش بس با آمریکاست.»چرا تحول؟چون لبنان راهی برای التزام بخشی به رژیم ندارد چنانچه در این ماهها، توافق او بارها نقض شده است. درباره غزه هم که یک توافق با ضمانت ترامپ و کشورهای مهم منطقه وجود دارد هزاران نقض انجام شده!
از همین رو اگر بتوان نقض های رژیم را ذیل یک توافق بیرونی گنجاند عملا یک ابزار فشار جدید خلق شده است! هر چند نقض آتش بس توسط او محتمل است ولی عملا راه را برای ما در جایی مثل تنگه هرمز ایجاد مینماید که یک ابزار فشار جدید و نسبتا موثر است چرا که روی حامیان او یعنی کشورهای غربی فشار اجتماعی ایجاد خواهد کرد.
کسانی که توهم میکنند رژیم را میتوان با چند موشک از بین برد یا شروع به تهمت زدن به مسوولان کشور می نمایند از واقعیت میدان به دور هستند. رژیم، سگ وحشی آمریکاست که جز با یک اجماع منطقهای و جدا کردن او از آمریکا و قبولاندن هزینه مندی او برای آمریکایی ها قابل تضعیف نیست. امروز این فرصت از طریق کنترل انرژی در تنگه هرمز ایجاد شده است که یک فرصت تاریخی است.
کسانیکه حالا بدون کنترل احساسات هر تهمتی را نثار دلسوزان میکنند در قبال جنگ های گذشته لبنان و غزه که ایران هیچ ورود مستقیمی نداشت چه می گویند؟! همواره عقلای فلسطین و لبنان تاکید میکردند که ایران باید حامی ما بماند تا ما دوام بیاوریم. خودمان را کنترل کنیم که وسط تحولات، جوهر مردان شناخته میشود.
۱۱:۲۳
منبع : کانال جنگ پژوهی
۲۰:۵۰
هنوز یاد و خاطره اولینبار در وجودم شعلهور است که لابهلای هیئتهای دانشجویی -اربعین ٩۵- چگونه از مسجد دانشگاه تهران و کوچهپسکوچههای آن به پاره تن اسلام رسیدم؛ دستم نداد قوت رفتن به پیش یار/ چندی به پای رفتم و چندی به سر شدم.اولینبار بودنش به یک طرف، طعم انحصاری اینکه تنها دانشجوی مهاجر افغانی جمع بودم یک طرف. بعد از آن دیگر بَلدِراه شده بودم و خودم را به نحوی به یکی از شبهای اقامه عزای فاطمی و حسینیِ بیت میرساندم.از روایت حضورم در دو دیدار رمضانیه دانشجویان سالهای ٩۶ و ٩٨ میگذرم که بحرطویل میشود. اما دلم نمیآید اشارتی به ١٧ جَوزا/خرداد ٩۶ نداشته باشم؛ صبح همان روزی که داعشیان به حرم امام و ساختمان مجلس یورش برده بودند و عصرش دیدار فرزندان با قبلهگاهشان بود. [قبلهگاه: تعبیر رایج از پدر در میان مردم افغانستان]هنگام عبور از گیتها، عزیز پاسداری که متوجه شد دانشجوی ایرانی نیستم، همزمان که مدارک شناسایی و کارت ورودم را بررسی میکرد با لبخندی که به تمام معنا در وجودم حک میشد ادغام مهاجرین افغانستانی در ایران، آمیتخهای از نگاه اُمتی و رویکرد ملّتی باهم است؛ نه در تقابل هم؛ نظرم را درباره ترقهبازی صبح جویا شد.نمیدانم قلب و چشمانم به کدام سمت و سو تمایل داشت که به زبانم چنین رفت: "سَرِ خُمّ مى سلامت؛ آقاصاحب جور باشند".رویای مشترک بسیاری از همنسلان وطندار مهاجرم که از سر دَستَرخوانِ [سُفره] امنیت انقلاب اسلامی به سلاحِ "العلم السلطان" مجهز گشتهاند، روز بازگشتی بوده است؛ بازگشت به آن پاره از وطن فارسی-ایمانی که خوانده و ناخواندههایمان را آنجا درس پس بدهیم.بماند که داستان "بابا آب داد" با تمام فراز و فرودهایی که برای یک دانشآموز و دانشجوی مهاجر داشته و دارد؛ چهقدر به نگاه پدرانه و رویکرد حکیمانه قائد شهید گره میخورد؛ که "عدم بازماندگی از تحصیل کودکان مهاجر افغانستانی اعم از قانونی و غيرقانونی" را به عنوان یک خطقرمز، فرمان داده بودند.گزاف نگفتهام آن رؤیای مشترک همنسلان مهاجرم با سقوط لیبرال-دموکراسی توخالی آمریکایی در کابل به سرابی دست نیافتنی تبدیل شده بود که خودمان را در تعلیقی میان اینجا و آنجا مییافتیم.رهبر شهید در آن برهه حساس از تحولات افغانستان، همان نگاه راهبردی را که هماره نسبت به افغانستان داشتهاند مورد تأکید قرار دادند: "دولتها میآیند و میروند، آن که باقی میماند ملّت افغانستان است؛ ما طرفدار ملّت افغانستان هستیم." (۶/ ۶/ ١۴٠٠)در چند سال اخیر که مهندسی یک موج عظیم رسانهای و دیگریسازی از مسأله حضور مهاجرین جریان داشت؛ روح و جان مهاجرین به شناخت و ارتباط عمیق قائد شهیدشان گره محکم خورده و پیوند استوار داشته است که هماره میفرمودند: "برادران و خواهران عزیز افغانی و خاوریهای مشهد و خراسان و اینها در همهی مراحل انقلاب اسلامی نقش ایفا کردند؛ هم در خود اصل انقلاب و پیروزی انقلاب، هم در دفاع مقدس و دوران جنگ تحمیلی، هم در همهی حوادث بعدی" (٨/ ١/ ١٣٩۵)چقدر تصور جهان بدون خامنهای برایمان سخت و جانکاهست؛ کاش صبحگاهِ نهم حوت[اسفند] را ندیده بودیم.کاش آن پاسدار بیت را دوباره بیابم تا من حال آقاصاحب را از او پُرسان شوم که چرا "جواب نالهی ما را نمیدهد دلبر/ خدا کند که کسی تَحبسُالدّعا نشود" و با خون دلی که لاتَبرُدُاَبدا به روح پر فتوح آقاصاحب ندا سر دهم: میان ما و شما عهد در ازل رفته است/ هزار سال بر آید همان نخستینی. حال ماییم و ادامه راه امام سیدعلی حسینی خامنهای که نقشهراه را چنین تصویر نموده است: "ما باید کمربند دفاع را، کمربند استقلالطلبی را، [کمربند] عزّت را، از افغانستان تا یمن، از ایران تا غزّه و لبنان، در همهی کشورهای اسلامی و ملّتهای اسلامی محکم ببندیم."(۱۴۰۳/۷/۱۳)
۲۱:۰۶
۲۰:۰۴
جهانِ کهن در حال مرگ است، و جهانِ نو هنوز زاده نشده است، و در میانِ تاریکی و روشنی، هیولاها پدیدار میشوند
۱۶:۳۱
پ.ن:جمهوری اسلامی از کشورهای حاشیه خلیج فارس چیزی نمیخواهد جز اخراج بیگانگان از منطقه و اراده مستقل ؛
۱۶:۳۷
تانک های اسرائیلی در بیروت، سال ۱۹۸۲، پیش از وجود حزب الله.
پ.ن:رزمندگان حزب الله لبنان در حال مقاومت جانانه ای در شهر خیام و شهر بنت جبیل و دیگر مناطق جنوب لبنان هستند؛ دعایشان کنیم.
۱۷:۰۵
شعوبا
صدای تحقیر شکستگان تاریخ در برابر سربلندی ایران؛ چرا مسلمانان ایران را تحسین میکنند؟
محمد قطرانی
این متن را در صبح پیروزی نمینویسم؛ بلکه در میانهٔ نبردی مینویسم که مرحلهای از آن تمام شده و مرحلهای دیگر آغاز گردیده است.
اما خوب است در همین جا به نکتهای اشاره کنم که شاید برای ما ایرانیها -که همچون ماهی در میان آبیم- چندان قابل درک نباشد.
به باور من، گمشدهٔ اصلی فضای عربی و اسلامی، توسعهی صِرف (مانند امارات حقیر که طبل رسواییاش بلند شد) یا دنیا و مظاهر آن نیست. مسلمانان دستکم دویست سال است که تحقیر میشوند. از زمانی که ناپلئون مصر را فتح کرد، تا وقتی که امپراتوری پیر و خستهٔ عثمانی در برابر اروپا زانو زد، تا تقسیم منطقه، تا نشاندن یک موجودیت استعماری به نام رژیم صهیونیستی در دل جهان اسلام و تحقیر پایدار مسلمانان تا امروز توسط این رژیم شیطانی ؛
مسلمانان از این همه خواری سرخوردهاند! مسلمانان از حاکمان بزدل خود خستهاند! شاید بپرسید: پس چرا قیام نمیکنند؟ از آن رو که ناامیدند از اینکه مبارزه نتیجه دهد. از این رو خود را با دنیا و مظاهرش، با امبیسی و سریالهایش، با سیگار و متّه و قهوه و قلیان سرگرم میکنند. مسلمانان دنبال عزتند و کرامت که از همه چیز برایش نایاب تر شده ؛
اما هر کس عزتی بسازد و فرعونهای بهظاهر شکستناپذیرِ ذهنشان را (حتی موقتاً) تحقیر کند، تحسینش میکنند. چه عبدالناصر در جنگ سوئز ۱۹۵۶ (که البته دورانش با شکست تحقیرآمیز ۱۹۶۷ پایان یافت)، چه صدام که چند موشک نمایشی به رژیم زد، و حتی اسامه بنلادن که به زعم آنان با زدن آن دو برج، دلشان را خنک کرد. عبدالباری عطوان میگفت پس از آن واقعه، اسم «اسامه» در فلسطین، اردن، مصر و ... به نامی محبوب تبدیل شد.
اکنون ایرانِ اسلام با مقاومتی مردمی، اصیل و اسلامی، چهل روز پایداری کرده است (پس همه میتوانند)، ضربه زده و سربلند از این مرحله بیرون آمده است.(پس خودباوری را تقویت کرده)
نیازی به هیچ نظرسنجی نیست (و البته نظرسنجی بیطرفی هم وجود ندارد). به جز دو گروه - آنان که عشق آمریکا دارند و آنان که کینهٔ شیعه دارند- ندیده میگویم قند در دل همهٔ مسلمانان از خوشحالی تحقیر آمریکا و اسرائیل آب شده است.
رحمت خدا بر خمینی کبیر و خامنهایِ شهید که باید به ایشان بگوییم: تو به ما جرئتِ طوفان دادی. @monib_ghatrani
۲۱:۲۴
۱۲:۱۱
#ایران و #غزه معادله را تغییر دادند.
#جنگ_رمضان#دنیای_جدید
۱۷:۱۱