پیروزی ملت ایران در تحمیل اراده خود بر ایالات متحده و اسرائیل برای توقف تهاجم نظامی امپریالیستی/صهیونیستی را تبریک میگویم. این پیروزی که به شکرانه مقاومت ملت تحت رهبری آیتالله خامنهای و عملیات متهورانه نیروهای مسلح ایران به دست آمد، دل مردم آزاده جهان را شاد و جایگاه ایران را در نظم جهانی چند قطبی تقویت کرد. و این دستاورد صرفنظر از این است که آتشبس چقدر پایدار خواهد بود.
رویارویی انقلاب ایران و امپریالیسم ادامه خواهد داشت و ملت ایران با کسب دستاورد اخیر، اکنون در موقعیت بهتری برای پیشبرد این نبرد تاریخی قرار گرفته است.
زنده باد ایران سرافراز
رویارویی انقلاب ایران و امپریالیسم ادامه خواهد داشت و ملت ایران با کسب دستاورد اخیر، اکنون در موقعیت بهتری برای پیشبرد این نبرد تاریخی قرار گرفته است.
زنده باد ایران سرافراز
۱۷:۳۶
حمید شهرابی
https://telewebion.com/episode/0x16b6ee10
به نظر، این مستند در چند بخش تهیه شده است. دقایقی پیش متوجه شدم که بخش دیگری از "رخنه" ۲۷ دی از شبکه خبر پخش شده است. لینک این بخش را در زیر ملاحظه میکنید.
https://telewebion.com/episode/0x16b6ab97
https://telewebion.com/episode/0x16b6ab97
۳:۲۶
مصاحبهای که لینک آن در زیر میآید، قبل از شروع "روز سیزدهم" جنگ تحمیلی علیه ایران است.https://jamejamonline.ir/fa/news/1537658/تهاجم-آمریکا-به-ونزوئلا-شکست-میخورد-بدون-شبکههای-نفوذ-عملیاتهای-دقیق-در-قلب-پایتختها-ممکن-نیست-ترامپ-از-هیتلر-و-موسولینی-هم-بدتر-است
۱۲:۱۸
حمید شهرابی
مصاحبهای که لینک آن در زیر میآید، قبل از شروع "روز سیزدهم" جنگ تحمیلی علیه ایران است. https://jamejamonline.ir/fa/news/1537658/%D8%AA%D9%87%D8%A7%D8%AC%D9%85-%D8%A2%D9%85%D8%B1%DB%8C%DA%A9%D8%A7-%D8%A8%D9%87-%D9%88%D9%86%D8%B2%D9%88%D8%A6%D9%84%D8%A7-%D8%B4%DA%A9%D8%B3%D8%AA-%D9%85%DB%8C%E2%80%8C%D8%AE%D9%88%D8%B1%D8%AF-%D8%A8%D8%AF%D9%88%D9%86-%D8%B4%D8%A8%DA%A9%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%86%D9%81%D9%88%D8%B0-%D8%B9%D9%85%D9%84%DB%8C%D8%A7%D8%AA%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%D9%82%DB%8C%D9%82-%D8%AF%D8%B1-%D9%82%D9%84%D8%A8-%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D8%AA%D8%AE%D8%AA%E2%80%8C%D9%87%D8%A7-%D9%85%D9%85%DA%A9%D9%86-%D9%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D9%85%D9%BE-%D8%A7%D8%B2-%D9%87%DB%8C%D8%AA%D9%84%D8%B1-%D9%88-%D9%85%D9%88%D8%B3%D9%88%D9%84%DB%8C%D9%86%DB%8C-%D9%87%D9%85-%D8%A8%D8%AF%D8%AA%D8%B1-%D8%A7%D8%B3%D8%AA
بعضی از اظهارات من در این مصاحبه به طور دقیق منعکس نشده است. از جمله این که من گفتهام انسجام ما، مردم ایران در مقابله با دشمن امپریالیستی میتواند از بمب اتم قویتر باشد، و در متن اینگونه آمده که انگار بنده عرض کردهام که انسجام لازم هم اکنون وجود دارد.
با صراحت بیشتر عرض کنم: تا وقتی که ستون پنجم امپریالیسم در کشور فعال است و بعضاً در حوزه اقتصاد و معیشت مردم صحنهگردانی میکند، مانعی اساسی در راه انسجام ملت وجود دارد.
با صراحت بیشتر عرض کنم: تا وقتی که ستون پنجم امپریالیسم در کشور فعال است و بعضاً در حوزه اقتصاد و معیشت مردم صحنهگردانی میکند، مانعی اساسی در راه انسجام ملت وجود دارد.
۱۵:۰۳
بخشی از نطق نماینده اتحادیه جنبش عدالتخواه دانشجویی در خصوص مطالبه برخورد قوه قضائیه با اغتشاشگران اقتصادی و خیابانی در تجمع رو به روی قوه قضائیه:
*"مگس تنها بر روی زخم مینشیند و مسببان اصلی آنهایی هستند مکه زخم را ایجاد کردند و به یک آشوب اجتماعی امکان بروز دادند. اگر با اغتشاشگران اقتصادی برخورد قاطع نکنید والله دهها حادثه مشابه و حتی سنگین تر از دیماه ۱۴۰۴ رخ خواهد داد. مطالبه ساده است. به همان اندازه که تروریستهای مسلح نیازمند تیغ عدالتاند، تروریستهای اقتصادی و الیگارشهای فاسدی که معیشت مردم را به بازی گرفتهاند هم باید در انظار عمومی مجازات و اعدام شوند."
*"مگس تنها بر روی زخم مینشیند و مسببان اصلی آنهایی هستند مکه زخم را ایجاد کردند و به یک آشوب اجتماعی امکان بروز دادند. اگر با اغتشاشگران اقتصادی برخورد قاطع نکنید والله دهها حادثه مشابه و حتی سنگین تر از دیماه ۱۴۰۴ رخ خواهد داد. مطالبه ساده است. به همان اندازه که تروریستهای مسلح نیازمند تیغ عدالتاند، تروریستهای اقتصادی و الیگارشهای فاسدی که معیشت مردم را به بازی گرفتهاند هم باید در انظار عمومی مجازات و اعدام شوند."
۱۷:۰۶
بازارسال شده از شهید بهشتی | بهشتیُم
﷽| سراغ ما و اسلام ما نمیآیند!
بالا برویم یا پایین بیاییم، وقتی در جامعههای اسلامی از دور نگاه کردند و جهاد و تلاش پیگیر و هوشیارانه و مدبرانه در راه اقامه عدل و حق نیافتند، دیگر سراغ اسلام نمیروند. وقتی در پرتو اسلام کوششی و جنبشی در راه اقامه حق و عدل تحقق نیافت، نهتنها آنها سراغ ما و اسلام ما نمیآیند، بلکه مردم خود ما هم سراغ جایی میروند که میتواند ادعا کند در راه اقامه عدل قدمهای تحققیافته مؤثرِ مثمرِ ثمر برداشته است. بیخود هم رفقا نیایید دور هم بنشینیم که چه کنیم که جوانمان منحرف نشوند.
سید محمد حسینی بهشتی، در مکتب قرآن، ج۴، ص۳۲۵
@beheshtium_ir
بالا برویم یا پایین بیاییم، وقتی در جامعههای اسلامی از دور نگاه کردند و جهاد و تلاش پیگیر و هوشیارانه و مدبرانه در راه اقامه عدل و حق نیافتند، دیگر سراغ اسلام نمیروند. وقتی در پرتو اسلام کوششی و جنبشی در راه اقامه حق و عدل تحقق نیافت، نهتنها آنها سراغ ما و اسلام ما نمیآیند، بلکه مردم خود ما هم سراغ جایی میروند که میتواند ادعا کند در راه اقامه عدل قدمهای تحققیافته مؤثرِ مثمرِ ثمر برداشته است. بیخود هم رفقا نیایید دور هم بنشینیم که چه کنیم که جوانمان منحرف نشوند.
@beheshtium_ir
۱۷:۵۶
من به توییتر دسترسی ندارم. کمک کنید توصیه زیر به گوش رئیسجمهور ایالات متحده برسد.
Be ware Mr. Trump!
Mr. Trump, you could avoid a grave mistake. Those who promote further intense confrontation between US and Iran, are pushing you to a swamp. Do you see the deadly sign? I hope you do!
حواستون باشه آقای ترامپ!
آقای ترامپ، شما می توانید از یک اشتباه بزرگ جلوگیری کنید. کسانی که رویارویی شدیدتر بین آمریکا و ایران را ترویج می کنند، شما را به باتلاق سوق می دهند. آیا علامت مرگبار را می بینید؟ امیدوارم ببینید!
Be ware Mr. Trump!
Mr. Trump, you could avoid a grave mistake. Those who promote further intense confrontation between US and Iran, are pushing you to a swamp. Do you see the deadly sign? I hope you do!
حواستون باشه آقای ترامپ!
آقای ترامپ، شما می توانید از یک اشتباه بزرگ جلوگیری کنید. کسانی که رویارویی شدیدتر بین آمریکا و ایران را ترویج می کنند، شما را به باتلاق سوق می دهند. آیا علامت مرگبار را می بینید؟ امیدوارم ببینید!
۲۳:۱۷
همایش بزرگ عدالت،معیشت،ایران/۹ بهمن ساعت ۱/۳۰ الی ۵/۳۰ میدان فلسطین مسجدامام صادق سالن غدیر
سخنرانان:فرشاد مومنی،عبدالکریمی،یزدی زاده، صمصامی،راغفر،جبرائیلی،احسان فرزانه،علیرضا میر غفاری، مجید رضا حریری
سخنرانان:فرشاد مومنی،عبدالکریمی،یزدی زاده، صمصامی،راغفر،جبرائیلی،احسان فرزانه،علیرضا میر غفاری، مجید رضا حریری
۱۵:۱۹
منبع: کانال "دستها از ونزوئلا کوتاه"
نه ترامپ حاکم ونزوئلاست نه دلسی رودریگس منتخب ترامپ
در پی تجاوز نظامی گسترده و آشکارا غیرقانونیِ ایالات متحده علیه ونزوئلا در سوم ژانویه، که به ربایش رئیسجمهور نیکلاس مادورو و همسرش سیلیا فلورس انجامید و تاکنون دستکم یکصد کشته برجای گذاشته، دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، تلاش گستردهای در سطح روایتسازی رسانهای آغاز کرده تا القا کند که اکنون اوست که ادارهٔ امور ونزوئلا را در دست دارد.
زبان آشکارا استعماری ترامپ همچنین شامل ارعاب و قلدرمآبی بهعنوان تاکتیک تحریکآمیز بوده است؛ تا جایی که اخیراً در شبکهٔ اجتماعی Truth Social خود را «رئیسجمهور موقت ونزوئلا» معرفی کرد.
همزمان، اظهارات متناقض او دربارهٔ دلسی رودریگس، رئیسجمهور موقت ونزوئلا، و ماریا کورینا ماچادو، رهبر راست افراطی معارضین، مکمل چارچوب این روایت است. ترامپ دربارهٔ رودریگس از «همکاری» و «کار خوب مشترک» سخن میگوید، درحالیکه همزمان ماچادو را تحقیر میکند و مدعیست او در کشورش فاقد احترام است.
بر پایهٔ این دو گزاره، ترامپ در حال ساختن یک توهم سیاسی است؛ توهمی که میکوشد آن را بهعنوان نوعی قیمومت یا نیابت استعماری آمریکا بر ونزوئلا جا بزند؛ قیمومتی که قرار است بر «انتخاب» رودریگس از سوی واشنگتن استوار باشد.
اما این روایت با واقعیتهای موجود همخوانی ندارد. علیرغم تلاش رسانههای جریان مسلط برای سرپوشگذاشتن بر حقیقت، شکافهای این روایت کاملاً آشکار است.
اگر به بامداد تلخ سوم ژانویه بازگردیم و محاسبات آمریکا را بدون تعصب بررسی کنیم، سادهلوحانه خواهد بود اگر تصور کنیم هدف نهایی این تجاوز نظامی صرفاً ربایش مادورو بوده است. به همان اندازه سادهلوحانه است اگر گمان کنیم حذف عالیترین مقام سیاسی یک کشور، بخشی از یک راهبرد کلان برای فروپاشی و بیثباتسازی دولت نبوده است.
شوک روانی و اجتماعی و سیاسی ناشی از بمباران کاراکاس و دیگر شهرهای ونزوئلا، معیار عینی این جاهطلبی بود؛ جاهطلبیای که هرگز بهطور رسمی بهعنوان بخشی از «عملیات عزم خللناپذیر» اعلام نشد. به احتمال زیاد، محافل قدرت در واشنگتن—که سالهاست تحت استعمار فکری روایتهای تکراری دربارهٔ شکافهای داخلی جنبش چاویستی قرار دارند—انتظار فروپاشی سریع و دومینویی در ونزوئلا را داشتند.
پس از فروپاشی مورد انتظار—ابتدا سیاسی و سپس نهادی—ایالات متحده میتوانست مدیریت هرجومرج را به دست بگیرد؛ الگویی مشابه غارت عراق پس از تهاجم نظامی سال ۲۰۰۳. دولتی ضعیف و تکهتکه، ناتوان از ادارهٔ سرزمین و حفظ انسجام ملّی، شرایطی ایدئال برای اشغال، متمرکز بر تصاحب میادین نفتی ایجاد میکرد، درحالیکه همزمان آمریکا داور منازعات داخلی میان نیروهای نظامی و سیاسی میشد و کفه را به نفع جناحهای طرفدار واشنگتن سنگین میکرد.
میتوان استدلال کرد که ونزوئلا عراق نیست و ترامپ—برخلاف نومحافظهکاران دوران جرج بوش پسر—به عملیاتهای نظامی محدود تمایل دارد تا هزینههای حیثیتی و انتخاباتی را کاهش دهد. این استدلال تا حدی درست است، اما پس از بمبارانها شکافهای بزرگی باقی میماند که مستلزم توضیح است.
ترامپ هیچ دستاورد مثبتی بهدست نیاورده که همسنگ ریسک حملهٔ نظامی به یک کشور آمریکای جنوبی و ربایش رئیسجمهور آن باشد. افکار عمومی آمریکا تصمیم او را محکوم کرده؛ او افزایش معناداری در [میزان محبوبیت خود در] نظرسنجیها ندیده؛ شکافها در میان جناحهای انزواطلب جنبش MAGA تشدید شده؛ و دیدار اخیرش با مدیران شرکتهای بزرگ نفتی غربی—که قرار بود پیروزی اقتصادی بزرگی در داخل آمریکا رقم بزند—بدون هیچ تعهد سرمایهگذاری پایان یافت.
با درنظرگرفتن بازده مورد انتظار این تجاوز، تداوم دولت ونزوئلا تحت رهبری دلسی رودریگس هیچ تناسبی با موقعیت پیروزمندانهای که ترامپ انتظار داشت دو هفته پس از پرریسکترین اقدام ژئوپلیتیکی دوران سیاسیاش در آن قرار داشته باشد، ندارد.
بهوضوح پیداست که رویکارآمدن معاون مادورو در شرایط فوقالعاده، نه بخشی از طراحی این عملیات بوده و نه حاصل مذاکرههای پشتپرده یا انتخابات، بلکه پیامدی پیشبینینشده بوده که ترامپ ناچار شده موقتاً با آن کنار بیاید.
اکنون با حضور رودریگس در رأس دولت ونزوئلا، ترامپ با مجموعهای از متغیرهای انفجاری مواجه است: تبوتاب انتخابات میاندورهای، خطر تشدید دوبارهٔ تنشها، و نیاز به صرف زمان و منابع برای مذاکراتی که بتواند منافع سیاسی و اقتصادی ملموسی برای بهرهبرداری انتخاباتی فراهم کند.
@Bolivari
۱۹:۵۳
نه ترامپ حاکم ونزوئلاست نه دلسی رودریگس منتخب ترامپ
بهطور خلاصه، «انتخاب» ادعایی رودریگس از سوی ترامپ هیچ منطقی ندارد، وقتی نتیجهٔ آن مواجهه با همان موانعی است که پیشتر با مادورو وجود داشت: تلاش برای افزایش حضور نفتی آمریکا از طریق مذاکره با دشمنان مارکو روبیو. میزان ریسکی که برای یک «پیروزی پیروسگونه»—به تعبیر تاریخدان آرژانتینی، لائوتارو ریبارا—انجام شد، گواه روشنی است بر اینکه نه رئیسجمهور موقت کنونی ونزوئلا و نه ماچادو، هیچکدام بخشی از برنامههای ترامپ نبودهاند.
با وجود اصرار لفظی ترامپ بر حکومت خیالیاش بر ونزوئلا، قیمومتها و سرپرستیهای استعماری از طریق اقدامات حقوقی و نهادی مشخص اعمال میشوند. دقیقاً همین نکته است که باعث میشود نیازی به تکرار مداوم این ادعا نباشد که «ما همهکارهایم». در این منطق، تکرارهای ترامپ او را به هدفش نزدیک نمیکند، بلکه از آن دورتر میسازد.
در سنت امپریالیستی-استعماری آمریکا، این شکلهای سلطهٔ خارجی در قالبهایی مانند اصلاحیهٔ پلات ۱۹۰۱ برای کوبا و قانون ارگانیک فیلیپین ۱۹۰۲ متجلی شدهاند؛ سازوکارهایی که پس از شکست امپراتوری اسپانیا، سلطهٔ رسمی آمریکا بر این کشورها را تثبیت کردند.
هیچیک از این سازوکارها دربارهٔ ونزوئلا اعمال نشدهاند، هرقدر هم که برخی بکوشند با تحریف تاریخ، باجگیری انرژی و ژئوپلیتیکی کنونی آمریکا را نوعی قیمومیت خاص جلوه دهند.
ازآنجاکه حاکمیت ملّی مفهومی تجزیهناپذیر است، قیمومتهای میانی امکانپذیر نیستند. فشار کنونی ترامپ علیه ونزوئلا—حتی اگر با تجاوز نظامی همراه بوده و مزیتهایی برای تحمیل ارادهٔ آمریکا ایجاد کرده باشد—بهطور خودکار به معنای تولیت نیست.
نمونهٔ روشن نبود چنین قیمومتی، موضع اخیر اکسونموبیل است؛ جایی که مدیرعامل این شرکت، دارن وودز، در دیدار با ترامپ از سرمایهگذاری در ونزوئلا خودداری کرد. ترامپ نیز پس از آن اعلام کرد که ممکن است اکسونموبیل را از راهبرد انرژی خود در ونزوئلا کنار بگذارد، چراکه نتوانسته خواستهٔ این شرکت—یعنی تغییر ساختار حقوقی ونزوئلا—را برآورده کند.
اگر ترامپ واقعاً بر ونزوئلا حکومت میکرد، تحقق چنین درخواستی چه دشواریای میداشت؟
به تعبیر آنتونیو کاندیدو، مقالهنویس برزیلی، که گفته بود «ادبیات، رؤیاپردازی تمدنهاست»، مفهوم قیمومت نیز رؤیاپردازی امپراتوری آمریکا دربارهٔ ونزوئلاست.
این اعلام نیت، نشانهای خطرناک است از اینکه نومحافظهکاران—به رهبری مارکو روبیو، وزیر خارجهٔ آمریکا—که رؤیای «عراقی [دیگر] در کارائیب» را در سر دارند، از وضعیت پسامادورو رضایت ندارند و در حال طراحی تهاجمی تازهاند؛ چراکه بار دیگر دستشان از پاداش نهایی، یعنی فروپاشی جمهوری بولیواری ونزوئلا، کوتاه مانده است.
@Bolivari
۱۹:۵۵
۲۹ دی ۱۴۰۴ • ۱ comment
بیانیۀجمعی از هواداران اتحاد چپِ ضدامپریالیست ایران: محکومیت اغتشاشات سازمانیافته، مداخلات خارجی و دفاع از همبستگی ملی ایران
آنچه امروز در ایران بهصورت اعتراضات، اغتشاشات و ناامنیهای سازمانیافته بروز یافته است، محصول یک روند مقطعی یا تصادفی نیست، بلکه در امتداد سالها فشار هدفمند، جنگ اقتصادی، تحریمهای فلجکننده، عملیات روانی و تلاشهای مستمر ایالات متحده آمریکا و متحدانش برای تضعیف بنیانهای اقتصادی، اجتماعی و سیاسی کشور قرار دارد. این سیاست درازمدت، آگاهانه معیشت مردم را نشانه گرفته، شکافهای اجتماعی را تعمیق کرده و کوشیده است نارضایتیهای واقعی را به اهرمی برای بیثباتسازی و مداخله خارجی بدل کند. بدون درک این زمینهچینی ساختاری و عامدانه، فهم آنچه در روزهای اخیر رخ داده است ناقص و گمراهکننده خواهد بود.
در امتداد همین زمینهچینی ساختاری و فشارهای انباشته، آنچه در روزهای اخیر در ایران بروز یافت، در بستری از بحرانهای عمیق اقتصادی و اجتماعی شکل گرفت: تورم لجامگسیخته، تضعیف عامدانۀ پول ملی، فرسایش معیشت تودههای مردم و تداوم سیاستهای ناعادلانهای که بار اصلی بحران را بر دوش اقشار زحمتکش و طبقات متوسط فرودست گذاشته است؛ مردمی که سالهاست همزمان هزینه تحریمهای ویرانگر خارجی و سیاستهای نئولیبرالی داخلی را میپردازند. در چنین شرایطی، بروز نارضایتی اجتماعی امری قابل پیشبینی و قابل فهم است. با اینهمه، سیر حوادث نشان داد که این نارضایتیهای واقعی بهسرعت در معرض ربایش، مصادره و انحراف توسط نیروهایی قرار گرفت که منافعشان نه در پاسخگویی به مطالبات مردم، بلکه در بیثباتسازی کشور و هموارسازی مسیر مداخله خارجی گره خورده است.
این اعتراضات، دیری نپایید که مسیر خود را از دست داد و بهتدریج به صحنهای دیگر بدل شد. از چند روز پس از آغاز اعتراضات، نشانههای آشکار سازماندهی خشونتآمیز، ورود عناصر آموزشدیده، مسلح و هدایتشده، و تغییر ماهیت کنشها پدیدار گشت. حمله به نیروهای انتظامی و امدادی، آتشزدن بانکها و مغازههای مردم، تخریب خودروهای آتشنشانی و اورژانس، تعرض به اماکن عمومی و حتی مذهبی، و تلاش هدفمند برای کشتهسازی و ایجاد رعب عمومی، هیچ نسبتی با اعتراض اجتماعی ندارد. این اقدامات، مصادیق روشن اغتشاش سازمانیافته و تروریسم خیابانی است.
چپِ ضدامپریالیست با صراحت اعلام میکند: اعتراض حق مردم است، اما اغتشاش و خشونتِ سازمانیافته علیه جان و مال مردم و امنیت کشور، جنایت است.
نادیدهگرفتن این تمایز، نه تنها خیانت به حقیقت، بلکه همصدایی ناخواسته با پروژهای خطرناک است که سالهاست علیه ایران دنبال میشود. آنچه شاهد آن بودیم، بخشی از یک سناریوی شناختهشده بیثباتسازی داخلی بود؛ سناریویی که با فشار اقتصادی و جنگ ارزی آغاز میشود، با عملیات رسانهای و روانی تشدید میگردد، و در بزنگاه، با اغتشاش و خشونت خیابانی میکوشد کشور را به آستانۀ فروپاشی امنیتی بکشاند تا زمینه برای مداخله خارجی یا تحمیل تسلیم سیاسی فراهم شود.
این سناریو، نه تازه است و نه پنهان. از آمریکای لاتین تا خاورمیانه، از لیبی و سوریه تا عراق و افغانستان، امپریالیسم بارها کوشیده است با ربودن مطالبات مردم و سوارشدن بر رنج آنها، کشورها را به میدان ویرانی بدل کند. ایران نیز، بهدلیل موقعیت ژئوپلیتیکی راهبردی خود، جایگاه آن در معادلات انرژی و امنیت منطقهای، و ایستادگی در برابر سلطه و نظم تحمیلی، همواره یکی از اهداف اصلی این پروژه بوده است.
در این میان، نقش مداخلۀ خارجی را نمیتوان و نباید پنهان کرد. حمایت علنی و بیشرمانۀ دولت ایالات متحده آمریکا از اغتشاشگران، تهدیدهای پیاپی، و تلاش برای مشروعیتبخشی به خشونت خیابانی، مصداق آشکار دخالت در امور داخلی یک کشور مستقل است. اظهارات اخیر و صریح دونالد ترامپ مبنی بر اینکه «وقت آن رسیده رهبری ایران عوض شود»، نه فقط اعلان آشکار سیاست تغییر رژیم، بلکه توهینی مستقیم به حق حاکمیت و ارادۀ ملت ایران است. تعیین مسیر سیاسی، نظام حکمرانی و رهبری کشور، امری است که منحصراً به مردم ایران تعلق دارد و نه دولت های خارجی و نه رئیسجمهور دولتی که کارنامۀ آن آکنده از جنگ، تحریم، کودتا و ویرانی ملتهاست. ابراز چنین سخنان وقیحانهای از سوی دولتی که خود را مدعی دموکراسی و آزادی مینامد، مایۀ شرمساری نظم جهانیای است که یا در برابر این تجاوز آشکار سکوت میکند یا آن را توجیه میسازد. چپِ ضدامپریالیست این مواضع را نقض صریح حاکمیت ملی، بیحرمتی به شأن ملت ایران و ادامه سیاست گانگستری و قانونستیزانهای میداند که جهان را بهسوی بیثباتی و جنگ سوق داده است و آن را قاطعانه محکوم میکند.
با این همه، تجربه این روزها یک حقیقت مهم را بار دیگر آشکار ساخت:ملت ایران، علیرغم فشارهای سنگین، با پروژه بیثباتسازی همراه نشد.
بیانیۀجمعی از هواداران اتحاد چپِ ضدامپریالیست ایران: محکومیت اغتشاشات سازمانیافته، مداخلات خارجی و دفاع از همبستگی ملی ایران
آنچه امروز در ایران بهصورت اعتراضات، اغتشاشات و ناامنیهای سازمانیافته بروز یافته است، محصول یک روند مقطعی یا تصادفی نیست، بلکه در امتداد سالها فشار هدفمند، جنگ اقتصادی، تحریمهای فلجکننده، عملیات روانی و تلاشهای مستمر ایالات متحده آمریکا و متحدانش برای تضعیف بنیانهای اقتصادی، اجتماعی و سیاسی کشور قرار دارد. این سیاست درازمدت، آگاهانه معیشت مردم را نشانه گرفته، شکافهای اجتماعی را تعمیق کرده و کوشیده است نارضایتیهای واقعی را به اهرمی برای بیثباتسازی و مداخله خارجی بدل کند. بدون درک این زمینهچینی ساختاری و عامدانه، فهم آنچه در روزهای اخیر رخ داده است ناقص و گمراهکننده خواهد بود.
در امتداد همین زمینهچینی ساختاری و فشارهای انباشته، آنچه در روزهای اخیر در ایران بروز یافت، در بستری از بحرانهای عمیق اقتصادی و اجتماعی شکل گرفت: تورم لجامگسیخته، تضعیف عامدانۀ پول ملی، فرسایش معیشت تودههای مردم و تداوم سیاستهای ناعادلانهای که بار اصلی بحران را بر دوش اقشار زحمتکش و طبقات متوسط فرودست گذاشته است؛ مردمی که سالهاست همزمان هزینه تحریمهای ویرانگر خارجی و سیاستهای نئولیبرالی داخلی را میپردازند. در چنین شرایطی، بروز نارضایتی اجتماعی امری قابل پیشبینی و قابل فهم است. با اینهمه، سیر حوادث نشان داد که این نارضایتیهای واقعی بهسرعت در معرض ربایش، مصادره و انحراف توسط نیروهایی قرار گرفت که منافعشان نه در پاسخگویی به مطالبات مردم، بلکه در بیثباتسازی کشور و هموارسازی مسیر مداخله خارجی گره خورده است.
این اعتراضات، دیری نپایید که مسیر خود را از دست داد و بهتدریج به صحنهای دیگر بدل شد. از چند روز پس از آغاز اعتراضات، نشانههای آشکار سازماندهی خشونتآمیز، ورود عناصر آموزشدیده، مسلح و هدایتشده، و تغییر ماهیت کنشها پدیدار گشت. حمله به نیروهای انتظامی و امدادی، آتشزدن بانکها و مغازههای مردم، تخریب خودروهای آتشنشانی و اورژانس، تعرض به اماکن عمومی و حتی مذهبی، و تلاش هدفمند برای کشتهسازی و ایجاد رعب عمومی، هیچ نسبتی با اعتراض اجتماعی ندارد. این اقدامات، مصادیق روشن اغتشاش سازمانیافته و تروریسم خیابانی است.
چپِ ضدامپریالیست با صراحت اعلام میکند: اعتراض حق مردم است، اما اغتشاش و خشونتِ سازمانیافته علیه جان و مال مردم و امنیت کشور، جنایت است.
نادیدهگرفتن این تمایز، نه تنها خیانت به حقیقت، بلکه همصدایی ناخواسته با پروژهای خطرناک است که سالهاست علیه ایران دنبال میشود. آنچه شاهد آن بودیم، بخشی از یک سناریوی شناختهشده بیثباتسازی داخلی بود؛ سناریویی که با فشار اقتصادی و جنگ ارزی آغاز میشود، با عملیات رسانهای و روانی تشدید میگردد، و در بزنگاه، با اغتشاش و خشونت خیابانی میکوشد کشور را به آستانۀ فروپاشی امنیتی بکشاند تا زمینه برای مداخله خارجی یا تحمیل تسلیم سیاسی فراهم شود.
این سناریو، نه تازه است و نه پنهان. از آمریکای لاتین تا خاورمیانه، از لیبی و سوریه تا عراق و افغانستان، امپریالیسم بارها کوشیده است با ربودن مطالبات مردم و سوارشدن بر رنج آنها، کشورها را به میدان ویرانی بدل کند. ایران نیز، بهدلیل موقعیت ژئوپلیتیکی راهبردی خود، جایگاه آن در معادلات انرژی و امنیت منطقهای، و ایستادگی در برابر سلطه و نظم تحمیلی، همواره یکی از اهداف اصلی این پروژه بوده است.
در این میان، نقش مداخلۀ خارجی را نمیتوان و نباید پنهان کرد. حمایت علنی و بیشرمانۀ دولت ایالات متحده آمریکا از اغتشاشگران، تهدیدهای پیاپی، و تلاش برای مشروعیتبخشی به خشونت خیابانی، مصداق آشکار دخالت در امور داخلی یک کشور مستقل است. اظهارات اخیر و صریح دونالد ترامپ مبنی بر اینکه «وقت آن رسیده رهبری ایران عوض شود»، نه فقط اعلان آشکار سیاست تغییر رژیم، بلکه توهینی مستقیم به حق حاکمیت و ارادۀ ملت ایران است. تعیین مسیر سیاسی، نظام حکمرانی و رهبری کشور، امری است که منحصراً به مردم ایران تعلق دارد و نه دولت های خارجی و نه رئیسجمهور دولتی که کارنامۀ آن آکنده از جنگ، تحریم، کودتا و ویرانی ملتهاست. ابراز چنین سخنان وقیحانهای از سوی دولتی که خود را مدعی دموکراسی و آزادی مینامد، مایۀ شرمساری نظم جهانیای است که یا در برابر این تجاوز آشکار سکوت میکند یا آن را توجیه میسازد. چپِ ضدامپریالیست این مواضع را نقض صریح حاکمیت ملی، بیحرمتی به شأن ملت ایران و ادامه سیاست گانگستری و قانونستیزانهای میداند که جهان را بهسوی بیثباتی و جنگ سوق داده است و آن را قاطعانه محکوم میکند.
با این همه، تجربه این روزها یک حقیقت مهم را بار دیگر آشکار ساخت:ملت ایران، علیرغم فشارهای سنگین، با پروژه بیثباتسازی همراه نشد.
۲۳:۴۵
اکثریت جامعه میان اعتراض و تخریب مرز کشید و اجازه نداد رنجهایش به ابزار مداخله خارجی بدل شود. ایستادگی و فداکاری نیروهای امنیتی و انتظامی، که با پرداخت هزینههای جانی از فروغلتیدن کشور به سناریوهای فاجعهبار جلوگیری کردند، بخشی از همین مقاومت ملی است و شایستۀ قدردانی و حمایت است.
چپِ ضدامپریالیست، در عین دفاع قاطع از امنیت ملی و تمامیت ارضی کشور، تأکید میکند که امنیت پایدار بدون عدالت اجتماعی اساساً قابل تحقق نیست. مقابله با اغتشاش و تروریسم خیابانی، اگر با برخورد قاطع با تروریسم اقتصادی، مهار الیگارشی رانتی، پایاندادن به بازیهای مخرب ارزی، و چرخشی واقعی در سیاستهای اقتصادی به نفع تودههای مردم همراه نشود، ناتمام و شکننده خواهد ماند. دفاع از میهن، نه صرفاً در میدانهای نظامی، بلکه در تضمین عدالت، حفظ کرامت انسانی و بازسازی امید اجتماعی معنا مییابد؛ زیرا اینها پایههای واقعی امنیت ملی و سدهای پایدار در برابر بیثباتسازی و مداخلهاند.
ما خواهان رسیدگی فوری به وضع نابسامان اقتصادی، و مبارزه قاطع با الیگارش ها از طرف مسئولان حکومتی هستیم. ما همچنین از همۀ نیروهای وفادار به استقلال، اهداف انقلاب اسلامی و پاسداری از تمامیت ارضی ایران—فارغ از تفاوتهای فکری، سیاسی و اجتماعی—میخواهیم که در این مقطع حساس تاریخی، اتحاد عمل و همبستگی ملی را بر هر ملاحظه دیگری مقدم بدارند. پرهیز از تنگنظریهای بینشی، ایستادن در کنار مردم و کشور، و خنثیکردن توطئههای دشمنان، امروز وظیفهای ملی و تاریخی است.
ما ضمن تقدیر از همبستگی بینالمللی دولتها، احزاب، نیروهای مترقی، ضدامپریالیست و عدالتخواه جهان با مردم ایران، اعلام میکنیم که چپِ ضدامپریالیست افشای مداخلات امپریالیستی و صهیونیستی در امور داخلی ایران را بهعنوان وظیفۀ عاجل و مستمر خود در سطح بینالمللی با جدیت دنبال خواهد کرد. ما در برابر تلاشهای سازمانیافته برای تحریف واقعیتها، وارونهسازی اعتراضات اجتماعی، و مشروعیتبخشی به اغتشاش، بیثباتسازی و مداخله خارجی سکوت نخواهیم کرد. اجازه نخواهیم داد حقیقت قربانی جنگ رسانهای شود و مقاومت یک ملت مستقل، در زیر آوار روایتهای دروغین و اهداف سلطهجویانه پنهان گردد. ایجاد و تقویت همبستگی جهانی با مردم ایران، بخشی جداییناپذیر از مبارزه علیه سیاستهای تجاوزکارانه و بیقانونی امپریالیسم در جهان امروز است.
ما هشدار میدهیم: ایران میدان آزمایش پروژههای بیثباتسازی نیست.هرگونه مداخله، تهدید یا حمایت از خشونت، با مقاومت ملی و تاریخی مردم ایران روبهرو خواهد شد.
در این لحظه خطر، دفاع از میهن، دفاع از مردم، و دفاع از استقلال، یک وظیفه مشترک است.
جمعی از هواداران چپِ ضدامپریالیست ایران
چپِ ضدامپریالیست، در عین دفاع قاطع از امنیت ملی و تمامیت ارضی کشور، تأکید میکند که امنیت پایدار بدون عدالت اجتماعی اساساً قابل تحقق نیست. مقابله با اغتشاش و تروریسم خیابانی، اگر با برخورد قاطع با تروریسم اقتصادی، مهار الیگارشی رانتی، پایاندادن به بازیهای مخرب ارزی، و چرخشی واقعی در سیاستهای اقتصادی به نفع تودههای مردم همراه نشود، ناتمام و شکننده خواهد ماند. دفاع از میهن، نه صرفاً در میدانهای نظامی، بلکه در تضمین عدالت، حفظ کرامت انسانی و بازسازی امید اجتماعی معنا مییابد؛ زیرا اینها پایههای واقعی امنیت ملی و سدهای پایدار در برابر بیثباتسازی و مداخلهاند.
ما خواهان رسیدگی فوری به وضع نابسامان اقتصادی، و مبارزه قاطع با الیگارش ها از طرف مسئولان حکومتی هستیم. ما همچنین از همۀ نیروهای وفادار به استقلال، اهداف انقلاب اسلامی و پاسداری از تمامیت ارضی ایران—فارغ از تفاوتهای فکری، سیاسی و اجتماعی—میخواهیم که در این مقطع حساس تاریخی، اتحاد عمل و همبستگی ملی را بر هر ملاحظه دیگری مقدم بدارند. پرهیز از تنگنظریهای بینشی، ایستادن در کنار مردم و کشور، و خنثیکردن توطئههای دشمنان، امروز وظیفهای ملی و تاریخی است.
ما ضمن تقدیر از همبستگی بینالمللی دولتها، احزاب، نیروهای مترقی، ضدامپریالیست و عدالتخواه جهان با مردم ایران، اعلام میکنیم که چپِ ضدامپریالیست افشای مداخلات امپریالیستی و صهیونیستی در امور داخلی ایران را بهعنوان وظیفۀ عاجل و مستمر خود در سطح بینالمللی با جدیت دنبال خواهد کرد. ما در برابر تلاشهای سازمانیافته برای تحریف واقعیتها، وارونهسازی اعتراضات اجتماعی، و مشروعیتبخشی به اغتشاش، بیثباتسازی و مداخله خارجی سکوت نخواهیم کرد. اجازه نخواهیم داد حقیقت قربانی جنگ رسانهای شود و مقاومت یک ملت مستقل، در زیر آوار روایتهای دروغین و اهداف سلطهجویانه پنهان گردد. ایجاد و تقویت همبستگی جهانی با مردم ایران، بخشی جداییناپذیر از مبارزه علیه سیاستهای تجاوزکارانه و بیقانونی امپریالیسم در جهان امروز است.
ما هشدار میدهیم: ایران میدان آزمایش پروژههای بیثباتسازی نیست.هرگونه مداخله، تهدید یا حمایت از خشونت، با مقاومت ملی و تاریخی مردم ایران روبهرو خواهد شد.
در این لحظه خطر، دفاع از میهن، دفاع از مردم، و دفاع از استقلال، یک وظیفه مشترک است.
جمعی از هواداران چپِ ضدامپریالیست ایران
۲۳:۴۵
آتلانتیک: ترامپ از درک ایران ناتوان است
مجله آتلانتیک با انتشار تحلیلی آورده است:
بعد از آنکه ترامپ وعده کمک به معترضان را داد، زمان کوتاهی فرا رسید که این کمک میتوانست اهمیت داشته باشد. اما او هیچ کاری نکرد. طولی نکشید که حال و هوای افرادی که منتظر کمک او بودند از امید به ناامیدی تغییر کرد؛ زیرا مشخص شد تهدیدهای او توخالی هستند.
و حالا هم علیرغم نزدیک شدن ناوهای آمریکا، یک واقعیت بدون تغییر باقی مانده است: حمله به ایران روایت وجودِ دشمن خارجی در پشت صحنه تحولات ایران را تأیید میکند.
اتفاقاً مقابله با یک دشمن خارجی برای جمهوری اسلامی بسیار آسانتر است؛ زیرا موجب انسجام داخلی و اتحاد ملی میشود. ایرانیان در طول تاریخ از بیگانگانی که خواستهاند سرنوشت آنها را تعیین کنند، نفرت داشتهاند.
رویارویی با آمریکا یا اسرائیل، سناریویی است که جمهوری اسلامی از سال ۱۹۷۹ خود را برای آن آماده کرده است.
@TheGlobalWatch
مجله آتلانتیک با انتشار تحلیلی آورده است:
۲۱:۰۴
توییت مکس بلومنتال:
یکی از مهمترین اعترافات جنگ آمریکا علیه ایران
"اسکات بسنت وزیر خزانه داری میبالد که تحریمهای سادیستی آمریکا عمدا ارزش پول ایران را کاهش داده و 'به همین دلیل [ایرانیها] به خیابان.ها آمدند'."
بسنت افزود: "این یک سیاستمداری اقتصادی است، هیچ گلولهای شلیک نمی شود."
یکی از مهمترین اعترافات جنگ آمریکا علیه ایران
"اسکات بسنت وزیر خزانه داری میبالد که تحریمهای سادیستی آمریکا عمدا ارزش پول ایران را کاهش داده و 'به همین دلیل [ایرانیها] به خیابان.ها آمدند'."
بسنت افزود: "این یک سیاستمداری اقتصادی است، هیچ گلولهای شلیک نمی شود."
۲۱:۵۸