تن ندادن به شگفتی ناگزیر در برابر رخداد عظیم انقلاب اسلامی، آنچنان انسان را به گزافهگویی میاندازد که تجمعات چنددهنفری یا نهایتاً چندصدنفریِ بلوای سال 1401 که با پشتیبانی مستقیم و هنگفت هژمونی جهانی غرب و با خشونتی وحشیانه صورت گرفته و از تحقق هدفش هم ناتوان مانده، در دهان کسی مانند جواد طباطبایی، با توصیفاتی مثل «برخاستن قُقنوس از خاکستر»، «غریدن تندر انقلاب ملی» و «اجماع شگفتانگیز همۀ افراد یک ملت کهن» به آلاف و الوف برسد اما انقلابی که از خُردترین روستاها تا کلانترین شهرهای ایران را در برابر سلاحهای آختۀ حکومت به خیابان کشانده و راهپیماییهای میلیونی به رهبری مرجعی دینی به راه انداخته و به پیروزی هم رسیده، به خاکستری فروکاسته شود که دو نویسنده به نامهای جلال آلاحمد و علی شریعتی در چشم مردم ایران پاشیدند!
ایران چیزی نیست جز «انتظار برای نمایندهای از جانب خداوند که بر سریر قدرت جلوس کند و ایران را به آسمان یا به حقیقت اتصال دهد.» البته جمهوری اسلامی به شکلی که در سال 58 تأسیس شد، پدیدهای تازه و بیسابقه در تاریخ ایران است اما این امر تازه، فعلیتیافتۀ امری بالقوه است که پس از آزمونها و مبارزههای طولانیمدت ایرانیان، فرصت ظهور پیدا کرده است؛ لذا میتوان گفت جمهوری اسلامی، امری تازه اما کهن است.
راز تداوم ایران، همین «انتظار» و «گشودگی» به روی ولایت الهی است. آن «سنگ خارا» که پایداری و پیوستگی هستۀ مرکزی ایران را به آن تشبیه میکنند، همانا «گشودگی در برابر امر آسمانی» است؛ اگرچه تمثیل «سنگ خارا» از این جهت نارساست که سنگ در برابر چیزها گشوده و منتظر نیست. میدانیم که سنگترین سنگها اگرچه مانند ایرانشعاران متحجر، تئوریپرداز دوام «سنگ خارا» باشند، در تیزاب کفر مدرن تاب نمیآورند و مستهلک میشوند؛ همانند «سنگپژوهانی» که همۀ میراث تاریخ ایران را بهنفع غایتالقصوای مدرنیته تفسیر میکنند. بگذریم از اینکه براساس تعالیم قرآن، سنگها نیز مانند هرآنچه در آسمانها و زمین است، تسبیح خدا میگویند اما انسانِ سنگپرست تسبیح سنگ را نمیفهمد!
استعارۀ مناسبتر برای فهم حیات تاریخی ایران، استعارۀ «زمین تشنه» است؛ زمینی که «انتظارِ» باران را میکشد که ببارد و آن را زنده کند؛ بارانی که بیشک از آسمان به زمین فروفرستاده میشود و قابلیتهای زمین را آشکار میکند. توضیح آنکه یوسفعلی میرشکاک در کتاب «در سایهسار سیمرغ» در جستاری با عنوان «ولایت در شاهنامه» مینویسد: «بارانی که در بهار میبارد و میگذرد، زمین را به گرمای آفتاب میسپارد و آنگاه که نزدیک است کشتگاه از تشنگی هلاک شود بارانی دیگر فرامیرسد؛ به این باران در لغت عرب، «ولی» میگویند و حقیقت ولایت برعهده داشتن چنین وظیفهای است. مردم کشتگاهند و صاحبان ولایت، بارانهایی که در هنگام تشنگی میبارند.» بر این اساس، دوام و قوام ایرانزمین، بهدلیل قابلیتش در پذیرش ولایت آسمانی بوده است.
ما اگر از بامدادان تا شامگاهان، ذکرِ «ایرانایران» بگیریم اما با حقیقت ایران که همانا گشودگی به روی امر مقدس جاری در زمان است، بیگانه باشیم، نمیتوانیم متحد شویم و از ایران دفاع کنیم. تاریخ دفاع مقدس هشتساله و دفاع مقدس 12روزه گواهی میدهد آن کسانی از ایران دفاع کردند که آخرین دین الهی را پذیرفته و به واپسین فرستادۀ خدا ایمان آورده و پیرو جانشینان برحق او شدهاند؛ همانها که نقش پیشانیبندشان در روزهای کارزار و نجوای لبشان در شبهای عملیات، ذکر یارسولالله و یاعلی و یازهرا و یاحسین و یامهدی (علیهم صلوات الله) بود و در وصیتنامههایشان مینوشتند پشتیبان «ولایت فقیه» باشید. اگر مدعیان خُرده نگیرند، میگویم از هر ذکری ایرانیتر، همین اذکارند -حتی از به زبان آوردن «لفظ ایران»؛ چرا که این اذکار، یادآور عهد قدسی ایران و حامل معنای زندۀ ایراناند. رمز «اتحاد مقدسِ» ما نیز همین اذکارند.
۱۰:۲۰
وحید جلیلی در شماره جدید سوره، در یادداشتی با عنوان «انتقام از امت وسط» پاسخی تفصیلی به سرمقاله محمد قوچانی با عنوان «انتقام از بورژوازی» داده است.مخاطبان گرامی مجله سوره میتوانید هماکنون با مراجعه به دکههای مطبوعاتی سراسر کشور یا صفحات مجازی سوره، این شماره به همراه ویژهنامه جنگ را تهیه و مطالعه کنید.
۱۳:۰۸
۱۳:۰۸
۱۳:۰۸
۱۳:۰۸
در این پست، بخش اول برشهایی از یادداشت «انتقام از امت وسط» وحید جلیلی منتشر شده است. او در این یادداشت پاسخی تفصیلی به سرمقاله محمد قوچانی با عنوان «انتقام از بورژوازی» داده.مخاطبان گرامی مجله سوره میتوانید هماکنون با مراجعه به دکههای مطبوعاتی سراسر کشور یا صفحات مجازی سوره، این شماره به همراه ویژهنامه جنگ را تهیه و مطالعه کنید.
۱۷:۱۰
۱۷:۱۰
۱۷:۱۰
۱۷:۱۰
۱۷:۱۰
۱۷:۱۰
۱۷:۱۰
۱۷:۱۰
۱۷:۱۰
۱۷:۱۰
در این پست، بخش اول برشهایی از یادداشت «انتقام از امت وسط» وحید جلیلی منتشر شده است. او در این یادداشت پاسخی تفصیلی به سرمقاله محمد قوچانی با عنوان «انتقام از بورژوازی» داده.مخاطبان گرامی مجله سوره میتوانید هماکنون با مراجعه به دکههای مطبوعاتی سراسر کشور یا صفحات مجازی سوره، این شماره به همراه ویژهنامه جنگ را تهیه و مطالعه کنید.
۱۷:۱۰
۱۷:۱۰
۷:۰۱
۱۹:۰۶
زبان و بیان ما در توضیح جنگ، نسبت ما و دیگران با جنگ را روشن میکند. زبانی که به توضیح و اعلام جنگ مشغول است، می باید جنگ و اعلانات حول آن را طوری اعلام کند که جدیت و حیاتی بودن آن آشکار شود. در همین آغاز دو نکته را باید مد نظر داشت؛
۱. کلیدواژه «پاسخ» را از ادبیات سیاسیمان باید حذف کنیم. باید از کلمه «جنگ» استفاده کرد. چنین نیست که ما همواره بنشینیم و بزنند و ما نهایتا پاسخ بدهیم. آنچه از ایران آغاز خواهد شد، گشایش جبهه جنگ است؛ نه پاسخ. ایران جبهه را خواهد گشود و اعلانات باید در قد و قواره جبهه گشایی باشد.
۲. ادبیات «وعده صادق» دیگر توضیح دهنده آرایش ما نیست. آرایش ما در حد یک یا چند عملیات نخواهد بود. ما در جنگ هستیم و هر عملیات باید مطابق گستره و هویتش نام خاص خودش را بگیرد. باید در نامگذاری نشان داد که ما در جنگ تازهای هستیم. دوست و دشمن باید بدانند که ما در مسیر مجموعهای از عملیاتها هستیم، نه یک عملیات بلند.
#تبلیغات_جنگ#بجنگ_و_زندهشو
۱۰:۱۸