بله | کانال ماهنامۀ سوره
عکس پروفایل ماهنامۀ سورهم

ماهنامۀ سوره

۵ هزار عضو
undefined آیات_جنگundefined خدا مؤمنانی را که در راه او در صف‌های به‌هم‌پیوسته می‌جنگند دوست داردundefined دین، دوستی، جنگundefined فاطمه رومنا

«إِنَّ ٱللَّهَ یحِبُّ ٱلَّذِینَ یقَٰتِلُونَ فِی سَبِیلِهِ صَفّاً کأَنَّهُم بُنیٰانٌ مَّرصُوصٌ: همانا خداوند دوست دارد کسانى را که در راه او در صفى واحد که گویا بنیانى درهم‌فشرده و پولادین‌اند مى‌جنگند» (صف/ ۴).
در قرآن کریم با آیات بسیاری روبه‌رو هستیم که به دوست‌داشتن یا دوست‌نداشتن خداوند اشاره می‌کند. خداوند تجاوزگران را دوست ندارد. محسنین را دوست دارد. فاسدان را دوست ندارد.
توبه‌کننده‌گان را دوست دارد و... . پیداست که این دوست‌داشتن یا دوست‌نداشتن چیزی غیر از دوست داشتن و نداشتن در بین انسان‌هاست. همان‌طورکه دوست داشتن و نداشتن انسان می‌تواند توام با شهوت یا غضب خارج از ملاک و عقل باشد؛ ممکن است خشم غلبه کند و فرد دوست داشته باشد کسی را بکشد یا شهوت غلبه کند و بخواهد به سراغ مست‌کننده‌ای برود. دوست داشتن و نداشتن آدمی در هر لحظه در خطر است تا به یکی از این دو سمت متمایل شود و خود را هلاک کند. لذا صرف دوست یا نداشتن نمی‌تواند ملاک و معیاری برای انسان باشد. اما وقتی خداوند خبر می‌دهد که چیزی را دوست دارد یا چیزی را دوست ندارد، نشان از حقیقتی در تمام عالم دارد. اگر خداوند تعدی و تجاوز را دوست ندارد، یعنی این عمل کنشی است که در تمام عالم اثری می‌گذارد و آن اثر خود انسان را هم در بر می‌گیرد. از این جاست که این اعلام برای انسان حد و مرز تعیین می‌کند. یعنی به ما خبر می‌دهد که فلان عمل چه بر سر خود انسان می‌آورد؛ او را می‌سازد یا خراب می‌کند؛ برای او خیر است یا شر. همه با آن اعلام، عیان می‌شود.
خداوند در این آیه می‌فرماید مقاتله را دوست دارد. در مفرادت قرآن آمده است که مقاتله به معنای جنگیدن به قصد کشتن و قتل است. یعنی خداوند کشتن و قتل را دوست دارد، اما بلافاصله به آن قید می‌زند: «فِی سَبِیلِه.» یعنی خدا آن نوع از مقاتله را که در راه خودش و برای خودش است دوست دارد و مؤمنان را به آن فرامی‌خواند. این مقاتله در راه خدا همان جهاد اصغر و در میدان جنگ و در مقابل کفار و مشرکان است. شرایط و حد و حدود این جنگیدن در آیات دیگر برای ما روشن شده است. از همین جا روشن می‌شود که «اخلاق» چیزی در خلأ نیست. یعنی این نیست که ذاتاً فعلی اخلاقی و دیگری غیراخلاقی باشد. مثلاً این نیست که کشتن و قتل ذاتاً مذموم و غیراخلاقی باشد، بلکه ملاک و معیار اخلاقی یا غیراخلاقی‌بودنِ چیزی، با همین دوست داشتن و نداشتن خداوند معلوم می‌شود.

#سوره_فتحundefined @Sourehmagazine

۸:۱۰

undefined نگه‌دارِ پرچم یا پرچمِ نگه‌دارundefined کمیل میرزائی

کلیپی در ایام جنگ رمضان پخش شد از دخترکی خردسال در آغوش پدر، داخل خودرو. پدر در حال رانندگی است و دخترک دست به پرچم ایران.
دخترک دست به پرچم، آرام‌یافته و ایمن به خواب می‌رود. لحظه‌ای بعد دستش از پرچم رها شده و چون پرچم را ازدست‌رفته و به‌زمین‌افتاده پنداشته، ناآرام و آشفته، خواب را پس زده و می‌پرد. به پایین-زمین می‌نگرد که لابد پرچم را افتاده بیابد. اما شگفت‌زده آن را همچنان بالا می‌یابد. با اطمینان به آن دست می‌گیرد تا امن و آرامش را بازیابد تا باز به خواب رود.
لحظه‌ای دیگر باز دستش از پرچم رها شده و باز خواب را بر خود روا نمی‌دارد و جویای آرامش می‌پرد. اما این بار به بالا می‌نگرد و باز دستش را به پرچم می‌گیرد.
دگربار دستش رها شده و این بار با شگفتی به بالا ماندن پرچم خیره می‌شود که حتی بالاتر رفته و اکنون دیگر دست او به آن نمی‌رسد. دستش را تکان می‌دهد تا بلکه به آن برسد اما خوابْ سنگینی می‌کند و میان او و پرچم فاصله می‌اندازد. اما پدر به یاری او شتافته و دست او را به پرچم بازمی‌رساند که مبادا دست از پرچم کشیده و به خواب برود. و دخترک این بار دست به پرچم، آسوده و آرام می‌خوابد.دخترک پس از این تجربه اطمینان یافته که چه بیدار باشد چه خواب، پرچم بالاست و از بالا نگه‌داری می‌شود. پرچم از دستش نمی‌لغزد و پایین نمی‌افتد بلکه دست اوست که از پرچم می‌لغزد و پایین می‌افتد. پرچم برای آرامش نیاز به دست او ندارد، بلکه این اوست که برای آرامش به پرچم نیاز دارد.
ایرانیان نیز سالیانی را زیر این پرچم زنده بودند و زندگی کردند و خوابیدند تا این که دشمن به طمع پایین کشیدن پرچم و برآشفتن خوابشان حمله‌ور شد و پرچم‌دار (رهبر) و تعدادی از ایرانیان را شهید کرد.
بخشی از ایرانیان برای این که پرچم بی نگه‌دار نماند آن را به دست گرفته و به میدان آمدند. بخشی دیگر که سالها خوابِ بی‌پرچم را ترجیح داده بودند با صدای انفجارهای دشمن از خواب پریدند و به زمین نگریستند که پرچم را افتاده بیابند اما شگفت‌زده آن را بالا یافتند.
بخش نخست ایرانیان که در نبود شهیدان پنداشتند پرچم را بالا برده‌اند دریافتند که پرچم پایین نیامده و زمین نیفتاده بلکه این آنها بوده‌اند که سالیانی را بر زمین و زیر سایه پرچم آرام و آسوده بوده‌اند و پرچم بالا بوده است؛ پس برانگیختند و دست خود را به آن رسانده و برخاستند و به میدان آمدند.
بخش خواب‌رفته ایرانیان نیز دریافتند که همین خوابی که داشته‌اند زیر سایه همین پرچمِ بالا بوده و اکنون آنها نیز برای بیداری باید دست به پرچم گرفته و برخیزند.
پس به واقع چنان که دخترک و دیگر ایرانیان دریافتند دشمن نیز دریابد که پرچم ایران بر زمین نمی‌افتد چه ایرانی به خاک بیفتد و چه به خواب رود.
پس ای دشمن! شگفت‌زده به بالا بودن پرچم ایران بنگر و بر نقش مرکز آن و حاشیه‌های بالا و پایین این نقش توجه کن که این پرچم فقط یک پارچه رنگی نیست که هر کشوری دارد و نیاز به نگه‌دارنده پایه‌ای یا انسانی دارد تا بالا نگه‌اش دارد. این پرچمْ آیین و دین ایرانی مسلمان است که قدرت را فقط از الله می‌داند و می‌گیرد؛ نه از سرمایه. و الله را مرکز و منشأ همه هستی می‌داند پس مرکز پرچمش نقش الله است.
و الله را اکبر-بزرگ‌تر از همه چیز می‌داند؛ از همه چیز، از همه چیز، از همه چیز ... و دشمنان نیز یکی از این چیزها هستند. و برای تأکید این باور، «الله اکبر» با تکرار در بالا و پایین نقش مرکزیِ الله تثبیت شده که برساند هیچ چیزی بزرگ‌تر و قوی‌تر و برتر از الله نیست.
بنابراین این پرچم است که همچون ریسمانی الهی نگه‌دار ایران و ایرانی است نه ایران و ایرانی نگه‌دار آن؛ که با به‌ خاک‌ افتادنش به خاک بیفتد؛ پرچم ایران همیشه بالاست.
«وَٱعْتَصِمُواْ بِحَبْلِ ٱللَّهِ جَمِيعࣰا وَلَا تَفَرَّقُواْۚ وَٱذْكُرُواْ نِعْمَتَ ٱللَّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ كُنتُمْ أَعْدَآءࣰ فَأَلَّفَ بَيْنَ قُلُوبِكُمْ فَأَصْبَحْتُم بِنِعْمَتِهِۦٓ إِخْوَٰنࣰا وَكُنتُمْ عَلَىٰ شَفَا حُفْرَةࣲ مِّنَ ٱلنَّارِ فَأَنقَذَكُم مِّنْهَاۗ كَذَٰلِكَ يُبَيِّنُ ٱللَّهُ لَكُمْ ءَايَٰتِهِۦ لَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ» ﴿آل عمران ۱۰۳﴾
«و همگى به ريسمان خدا [قرآن و اهل بيت عليهم السلام] چنگ زنيد، و پراكنده و گروه گروه نشويد؛ و نعمت خدا را بر خود ياد كنيد آن‌گاه كه با يكديگر دشمن بوديد، پس ميان دل‌هاى شما پيوند و الفت برقرار كرد، در نتيجه به رحمت و لطف او باهم برادر شديد، و بر لب گودالى از آتش بوديد، ولى شما را از آن نجات داد؛ خدا اين‌گونه نشانه‌هاى خود را براى شما روشن مى‌سازد تا هدايت شويد.»

undefined @Sourehmagazine

۱۲:۲۹

thumbnail
undefined بجنگیم یا تسلیم شویم؟
شمارهٔ چهل‌وپنجم «سورهٔ فتح» منتشر شد.در این شماره می‌خوانید:

undefined بجنگیم یا تسلیم شویم؟ undefined شیخ نعیم قاسم
undefined پس بر باورشان افزودundefined #آیات_جنگ
undefined سیاست «عدم تعهد» پَر!undefined حسین قتیب
undefined ستیز با وجدان بیدار جهانundefined سعید اشیری
undefined حالا تویی و طرح جدید هزاره‌هاundefined سرودۀ فاطمه عارف‌نژاد

undefinedنسخهٔ مناسب چاپundefined نسخهٔ مناسب تلفن همراه
#سوره_فتحundefined @Sourehmagazine

۱۵:۰۱

ماهنامۀ سوره
undefined undefined بجنگیم یا تسلیم شویم؟ شمارهٔ چهل‌وپنجم «سورهٔ فتح» منتشر شد. در این شماره می‌خوانید: undefined بجنگیم یا تسلیم شویم؟ undefined شیخ نعیم قاسم undefined پس بر باورشان افزود undefined #آیات_جنگ undefined سیاست «عدم تعهد» پَر! undefined حسین قتیب undefined ستیز با وجدان بیدار جهان undefined سعید اشیری undefined حالا تویی و طرح جدید هزاره‌ها undefined سرودۀ فاطمه عارف‌نژاد undefinedنسخهٔ مناسب چاپ undefined نسخهٔ مناسب تلفن همراه #سوره_فتح undefined @Sourehmagazine

روزنامه سوره فتح-۴۵.pdf

۷۵۸.۰۹ کیلوبایت

undefinedبجنگیم یا تسلیم شویم؟
• نسخهٔ الکترونیکی شمارهٔ چهل‌وپنجم ویژه‌نامهٔ «سورهٔ فتح»(نسخه مناسب چاپ و توزیع در تجمعات و مساجد)
#سوره_فتحundefined @Sourehmagazine

۱۵:۰۳

سوره فتح - چهل و پنجم.pdf

۱.۰۷ مگابایت

undefinedبجنگیم یا تسلیم شویم؟
• نسخهٔ الکترونیکی شمارهٔ چهل‌وپنجم ویژه‌نامهٔ «سورهٔ فتح»(نسخه مناسب مطالعه در تلفن همراه)
#سوره_فتحundefined @Sourehmagazine

۱۵:۰۳

undefined «شیخ نعیم قاسم» وجدان‌ها را مخاطب قرار می‌دهد و یادآوری می‌کند جنگی که در آن هستیم، جنگ «مرگ و زندگی» است:undefined بجنگیم یا تسلیم شویم؟undefined اسرائیل می‌خواهد پروژه‌اش را به هر قیمتی کامل کند، بنابراین هزینۀ مقاومت از هزینۀ سازش کمتر استundefined شیخ نعیم قاسم، دبیرکل حزب‌الله لبنان(بخش اول)

اشاره: «شیخ نعیم قاسم»، دبیرکل حزب‌الله لبنان، در این سخنرانی می‌گوید جنگی که در آن هستیم، جنگی برای همۀ «ما»ست. شیخ اگرچه در سراسر سخنرانی‌اش به شبهه‌ها، وسوسه‌ها و شیطنت‌هایی که «لبنانی‌ها» را نشانه گرفته پاسخ می‌دهد، اما «ما» در لابه‌لای سطور و کلمات شیخ، هرچه‌بیشتر از نظمِ استعماری و دست‌وپاگیرِ «دولت-ملتی» فاصله گرفته است. از این «ما» علاوه‌بر لحن، می‌شود در تعبیر «محور مقاومت» و اخیراً «جبهۀ مقاومت» هم سراغ گرفت؛ یعنی موجودیتی که به مقاومت ایستاده یا مستعد است که بایستد. این «ما» به «انسانی‌ترین» و «فطری‌ترین» مؤلفه‌ها نزدیک و نزدیک‌تر می‌شود. این از استدلال‌ها و شاهدمثال‌های شیخ هم پیداست.

هدف تجاوز اسرائیل روشن است: نابودی قدرت لبنان به عنوان مقدمۀ ایجاد «اسرائیل بزرگ». دولت لبنان را می‌توان به دلیل ضعف و ناتوانی‌اش توجیه کرد، اما به هیچ وجه نمی‌توان پذیرفت که دولت با قدرت حاکمیتیِ خود به ابزاری اجرایی برای تحقق خواسته‌های اسرائیل تبدیل شود؛ آن هم از طریق فشار بر مقاومت، درتنگناقراردادنِ آن و اتخاذ تدابیر، بروز رفتارها و گرفتن تصمیماتی که به تضعیف وضع داخلی در مقابله با دشمن اسرائیلی منجر می‌شود. در داخل لبنان کسانی هستند که به کشته‌شدن فرزندان کشورشان راضی شده و تسلیم قیمومیت آمریکا شده‌اند. میهن‌دوستی به این معناست که با هم باشیم، نه اینکه دچار دودستگی شویم؛ به‌گونه‌ای‌که برخی از ما با دشمن همکاری کنند و برخی دیگر برای میهن‌دوستی تلاش نمایند.
اسرائیل در زمان آتش‌بس، لبنان را بیشتر از زمان جنگ ویران کردپس از توافق، در آن شصت روزی که گفته شد دشمن اسرائیلی طی آن از لبنان خارج می‌شود، حجم ویرانی‌ای که به بار آورد بسیار بیشتر از چیزی بود که از اولِ طوفان‌الاقصی تا آخر نبرد «اولی‌البأس» رخ داد. آیا منتظر بمانیم تا به همین شکل ادامه یابد؟ خسارتِ مقابله کمتر از عدمِ مقابله است، زیرا اسرائیلی پروژه‌ای دارد و می‌خواهد آن را کامل کند. وقتی بمبارانِ اسرائیلی رخ می‌دهد و تعدادی از مردم شهید یا تعدادی از خانه‌ها ویران می‌شوند، عده‌ای می‌گویند: «ای مقاومت! آیا دیدید چه کردید؟» ما بمباران کردیم یا اسرائیل بود که بمباران کرد؟ می‌گوید: «نه، چون شما می‌جنگید.» برادرِ من! ما تجاوز را از خود دفع می‌کنیم؛ آیا به کسی که مورد تجاوز قرار گرفته است گفته می‌شود تو علت تجاوز هستی؟ نه، علت آن دشمن است.
درگیر جنگ «وجودی» هستیمما چون از نظرِ وجودی هدف قرار گرفته‌ایم؛ چون میهن‌مان هدف پروژۀ «اسرائیل بزرگ» است؛ چون به حاکمیت و استقلال کشورمان ایمان داریم و هیچ‌کس حق ندارد چیزی را در نحوۀ ادارۀ کشورمان بر ما به عنوان شهروندان لبنانی و به عنوان حاکمیت لبنان تحمیل کند، تصمیم به مقاومت در دفاع از لبنان گرفتیم. خداوند متعال می‌فرماید: «أُذِنَ لِلَّذِينَ يُقَاتَلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا وَإِنَّ اللَّهَ عَلَى نَصْرِهِمْ لَقَدِيرٌ * الَّذِينَ أُخْرِجُوا مِنْ دِيَارِهِمْ بِغَيْرِ حَقٍّ إِلَّا أَنْ يَقُولُوا رَبُّنَا اللَّهُ: به کسانی که جنگ بر آنان تحمیل می‌گردد، اجازه جهاد داده شده است، چرا که موردِ ستم قرار گرفته‌اند؛ و قطعاً خدا بر یاریِ آن‌ها تواناست؛ همانان که به ناحق از خانه‌هایشان اخراج شدند، جز اینکه می‌گفتند: پروردگار ما خداست» (حج/ ۳۹ و ۴۰).

#سوره_فتحundefined @Sourehmagazine

۱۸:۴۲

undefined «شیخ نعیم قاسم» وجدان‌ها را مخاطب قرار می‌دهد و یادآوری می‌کند جنگی که در آن هستیم، جنگ «مرگ و زندگی» است:undefined بجنگیم یا تسلیم شویم؟undefined اسرائیل می‌خواهد پروژه‌اش را به هر قیمتی کامل کند، بنابراین هزینۀ مقاومت از هزینۀ سازش کمتر استundefined شیخ نعیم قاسم، دبیرکل حزب‌الله لبنان(بخش دوم)

مذاکره با رژیم غاصب مردود استما مذاکرات با رژیم غاصب اسرائیلی را رد می‌کنیم؛ این مذاکرات بیهوده و پوچ است و نیازمند آن است که توافق و اجماع لبنانی برای تغییر قطب‌نما از «عدم مذاکره» به «مذاکرۀ مستقیم» وجود داشته باشد. هیچ‌کس حق ندارد لبنان را بدون توافق داخلی مؤلفه‌هایش به این مسیر ببرد. این بخشی از کوتاه‌آمدن‌ها و از سلسلۀ امتیازدهی‌های رایگانی است که حاکمیت ارائه داده است. این چه توهینی است که مستقیماً به لبنان می‌شود؟ سفیر اسرائیل به وضوح می‌گوید: «این مذاکرات برای خلع سلاح حزب‌الله و برای صلح با اسرائیل است.» چگونه به سمت مذاکراتی می‌روید که عنوان آن از پیش مشخص است؟ به خدا قسم کار شما عجیب است؛ نه [با دشمن] مقابله می‌کنید و نه می‌پذیرید که کسی مقابله کند و با درتنگناقراردادن فرزندان کشور خود، آنچه را اسرائیل و آمریکا می‌گویند اجرا می‌کنید!
۱۰۰ هزار سرباز در شمال فلسطین اشغالی مستقر هستند که اکثریت قاطع آن‌ها از نیروهای ذخیره هستند. چرا؟ چون آن‌ها می‌خواهند اشغال‌گری خود را حفظ کنند و گسترش دهند؛ لذا از تک‌تک عناصر موجود خود استفاده می‌کنند. اما در کشور ما، حاکمیت لبنان می‌خواهد از امکانات و توانمندی‌های خود، از این مردمی که به آن کمک می‌کنند تا روی پای خود بایستد و بتواند با چالش‌ها مقابله کند، دست بکشد!
دو راه پیشِ روی ماست: بجنگیم یا تسلیم شویماین تجاوز هیچ راه‌حلی جز تسلیم‌شدن یا رویارویی ندارد. اگر کسی به فکر تسلیم‌شدن است، برود و به تنهایی تسلیم شود؛ اما ما هرگز تسلیم نخواهیم شد و در میدان خواهیم ماند، حتی اگر تا آخرین نفس باقی بمانیم. می‌گویند آن‌ها می‌کُشند. خب بکشند؛ ما هم می‌کشیم. می‌گویند جهان از آن‌ها حمایت و پشتیبانی می‌کند و این جهانی مستکبر است که حقی در آن وجود ندارد. اما ما حق را می‌خواهیم. ما می‌خواهیم الگو و تجربۀ بزرگی به تمام جهان ارائه دهیم که لبنان با اتکا به مردم، ارتش و مقاومت خود، در برابر دشمن اسرائیلی تسلیم‌ناپذیر است.
ما فرزندان حسین(ع) هستیم؛ فرزندان حسین(ع) سرهایشان را برای هیچ مخلوقی روی زمین خم نمی‌کنند. این‌هایی که هر لحظه می‌گویند آنجا کشتار و مرگ است، بدانند آنجا عزت، کرامت و شرافت است. همیشه می‌گویند: «شما همیشه می‌گویید پیروزیم، در حالی که کشته می‌شوید.» ما از همین الآن و در هر لحظه پیروزیم. پیروزی این است که در میدان ثابت‌قدم بمانی؛ دشمن را به درد بیاوری و ما او را به درد می‌آوریم. پیروزی این است که او به اهدافش نرسد که نرسیده و ان‌شاءالله نخواهد رسید.
چه پیروز شویم و چه به شهادت برسیم، پیروزیمما کربلایی هستیم؛ یعنی ذلیلانه تسلیم نمی‌شویم، بلکه می‌جنگیم تا زمانی که شهادت و پیروزی حاصل شود. برخی شهید می‌شوند و برخی دیگر ان‌شاءالله پیروز می‌شوند. این همان چیزی است که برای امام حسین(ع) رخ داد؛ کسانی که با او بودند شهید شدند، اما امت از زمان او تا کنون پیروز شده و ما از پیروان و شاگردان او هستیم. ما با پیروزی و شهادت، پیروزیم.
مقاومت، خود را در سکوت و پیچیدگی بازسازی کرده است و مجاهدان نه با ثابت‌ماندن در جغرافیا، بلکه با جنگ و گریز می‌جنگند. ما از تمام وسایل متنوع مقاومت استفاده می‌کنیم و هر زمان که فرصت اجازه دهد، از سربازان دشمن اسیر خواهیم گرفت. از لبنان یک متر هم کم نخواهد شد. خسارت‌های دشمن را مشاهده کنید: او می‌گوید که ۳۵۰ کشته و زخمی دارد و ۱۳۶ تانک، علاوه بر خودروهای نظامی دیگر، منهدم شده‌اند؛ شهرک‌های شمال نیمه‌خالی است؛ سربازانش در وحشت هستند و بحران و مخمصه‌ای را زندگی می‌کنند که نمی‌دانند چگونه از آن خارج شوند؛ میانگین عملیات‌های مقاومت تقریباً ۴۲ عملیات در روز است!
ما به خدا امید داریم و آن‌ها ندارندما درد می‌کشیم و آن‌ها نیز درد می‌کشند. درست است که ما بیشتر درد می‌کشیم، اما ما به خداوند امیدی داریم که آن‌ها ندارند [اشارۀ شیخ به آیۀ ۱۰۴ سورۀ نساء است]. ما صاحبان حقِ زمین هستیم و باید تحمل کنیم. اما این‌گونه نیست که دشمن قِسر در برود، بلکه او تاوان‌های اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و آموزشی می‌پردازد که همه‌اش بعداً نمایان خواهد شد. باید صبر کنیم. پیشِ روی ما تجربه‌هایی است؛ در سال ۱۹۸۲ چقدر ماندند؟ درنهایت علی‌رغم میل‌شان خارج شدند. البته این بدان معنا نیست که اکنون هم ۱۸ سال خواهند ماند. آن موقع توانمندی‌های امروز مقاومت وجود نداشت.

#سوره_فتحundefined @Sourehmagazine

۱۸:۴۳

undefined «شیخ نعیم قاسم» وجدان‌ها را مخاطب قرار می‌دهد و یادآوری می‌کند جنگی که در آن هستیم، جنگ «مرگ و زندگی» است:undefined بجنگیم یا تسلیم شویم؟undefined اسرائیل می‌خواهد پروژه‌اش را به هر قیمتی کامل کند، بنابراین هزینۀ مقاومت از هزینۀ سازش کمتر استundefined شیخ نعیم قاسم، دبیرکل حزب‌الله لبنان(بخش سوم)

این «جنگ ما» است، نه «جنگ دیگران»حقایق را وارونه جلوه ندهید. این جنگ لبنان علیه دشمن اسرائیلی-آمریکایی است و «جنگ دیگران» نیست. این سرزمین ماست که اشغال می‌شود؛ جوانان ما هستند که شهید می‌شوند؛ غیرنظامیان ما هستند که به خاک و خون کشیده می‌شوند. این درختان لبنان است که ریشه‌کن می‌شود و این خانه‌های لبنان است که ویران می‌گردد. با این اوصاف، «جنگ دیگران» کجاست؟
اکنون ما با دیگران در این نقطه اشتراک داریم که دشمن آن‌ها هم اسرائیل است و این عالی است. اینکه دیگران وارد نبردی می‌شوند و ما نیز در همان زمان در حال نبرد باشیم، بار ما را سبک‌تر می‌کند؛ این امری درخشان و شرافتمندانه است و بهتر از آن است که ما را تنها گیر بیاورند. آمریکا با آن طول و عرضش همیشه می‌گوید که متحدانی می‌خواهد تا با او باشند و کمکش کنند تا جهان را در پروژۀ جنایتکارانۀ خود غرق کند. آیا ما نباید بخواهیم که کسی به ما کمک کند؟ یا محوری تشکیل شود تا مقابله کند؟ ای کاش کشورهای عربی، کشورهای اسلامی و دیگران می‌پذیرفتند که مشارکت کنند تا بتوانیم در برابر این استکبار و این تجاوز بایستیم.
برخی از لبنانی‌ها از اینکه ایران، لبنان را در آتش‌بس گنجانده ناراحت هستندهنگامی که ایران، لبنان را در آتش‌بس گنجاند، برخی در لبنان ناراحت شدند! چرا؟ ما باید با همۀ جهان که به ما کمک می‌کنند، همیاری کنیم و این امری است که باید ادامه یابد. گفته شد می‌ترسند که به نمایندگی از ما مذاکره کنند؛ در حالی که هیچ‌کس به نمایندگی از کسی مذاکره نمی‌کند. مذاکرات روش خاص خود را دارد، اما در موضوع آتش‌بس، بله، ما باید با ایران و با همۀ کشورهایی که برای آتش‌بس به ما کمک می‌کنند، همکاری کنیم. اینکه ایران به این تعهد شرافتمندانه پایبند باشد، افزوده‌ای بر قدرت ماست؛ زیرا می‌دانید که قدرت لبنان محدود است. باید از ایران به خاطر حمایتش و به خاطر فشارش بر آمریکا و اسرائیل تشکر کرد؛ همچنین از یمن، از عراق و از هر کسی که با جنگیدن، حمایت مالی، دعا یا پشتیبانی در موضع‌گیری مشارکت کرد.

#سوره_فتحundefined @Sourehmagazine

۱۸:۴۳

undefined #آیات_جنگundefined پیروزی‌های ملی به «استغفار ملی» نیاز داردundefined فاطمه رومنا

«وَذَا ٱلنُّونِ إِذ ذَّهَبَ مُغَٰاضِباً فَظَنَّ أَن لَّن نَّقدِرَ عَلَیهِ فَنَادَىٰ فِی ٱلظُّلُمَٰتِ أَن لَّا إِلَٰهَ إِلَّا أَنتَ سُبحَٰنَک إِنِّی کنتُ مِنَ ٱلظَّـٰلِمِینَ: به یاد آور زمانى که یونس خشمگین از بین مردم عصر خویش بیرون رفت و گمان کرد که ما هرگز بر او سخت نخواهیم گرفت. در تاریکی‌ها ندا داد که خدایى جز تو نیست؛ منزّهى تو. من از ستمکاران بوده‌ام» (انبیاء/ ۸۷).
«فَلَولَا أَنَّهُۥ کانَ مِنَ ٱلمُسَبِّحِینَ* لَلَبِثَ فِی بَطنِهِ إِلَىٰ یومِ یبعَثُونَ: و اگر از تسبیح‌گویان نبود* بى‌تردید تا روزى که مردم برانگیخته مى‌شوند در شکم ماهى مى‌ماند» (صافات/ ۱۴۳ و ۱۴۴).
حضرت یونس در حالی که گمان نمی‌کرد این‌چنین با سخت‌گیری و مجازات خداوند روبه‌رو شود، در دل تاریکی‌ها بی هیچ یار و یاوری گرفتار شد. آنگاه از سر اضطرار و درماندگی به زبان آمد و پس از تسبیح رب عظیم خود، اقرار کرد که إِنِّی کنتُ مِنَ ٱلظَّـٰلِمِینَ. بعد از این اقرار است که هم و غم از او برداشته می‌شود و به نجات می‌رسد. در سورۀ صافات خبر می‌رسد: اگر نبود تسبیح و اقرارش، بی‌تردید تا روزی که مردم برانگیخته شوند در دل تاریکی‌ها می‌ماند.
شرط نجات، اقرار و طلب بخشش بود. شاید گمان رود که آن اقرار، فقط نجات خود شخص را به‌دنبال دارد، اما نجات لشکری در میدان جنگ نیز متوقف به این اقرار است. آنان که در جنگ احد گرفتار شده بودند و از مؤمنان واقعی خداوند بودند، فقط یک چیز بر زبانشان می‌آمد: ربَّنَا اغفِر لَنا ذُنوبَنا وَ اِسرافَنا فی اَمرِنا وَ ثَبِّت اَقدامَنا وَ انصُرنا عَلَى القَومِ الکافِرین. این یعنی از خداوند طلب بخشش و استغفار و یاری می‌کردند تا بتوانند در برابر لشکر کفر ایستادگی کنند. باز هم بعد از این اقرار بود که نجات برای لشکریان رسید.
مددگرفتن از استغفار برای پیروزی در میدان‌های گوناگونبه بیان رهبر شهید رجوع می‌کنیم: «تأثیر استغفار در یکی از سخت‌ترین میدان‌های زندگی یعنی میدان مبارزۀ آشکار با دشمن است که در این آیۀ شریفه‌، در سورۀ مبارکۀ آل‌عمران می‌فرماید: وَ کَأَیِّن مِن نَبیٍّ قاتَلَ مَعَهُ رِبّیّونَ کَثیرٌ فَما وَهَنوا لِما اَصابَهُم فی سَبیلِ اللهِ وَ ما ضَعُفوا وَ مَا استَکانوا وَ اللهُ یُحِبُّ الصّابِرین، وَ ما کانَ قَولَهُم اِلّا اَن قالوا رَبَّنَا اغفِر لَنا ذُنوبَنا وَ اِسرافَنا فی اَمرِنا؛یعنی این کسانی که در میدان جنگ [همراه] با پیغمبران مجاهدت می‌کردند ـ این رِبّیّون یا ربّانیّون و خداپرستان و محورهای خداپرستی دعایشان این بود: رَبَّنَا اغفِر لَنا ذُنوبَنا وَ اِسرافَنا فی اَمرِنا وَ ثَبِّت اَقدامَنا وَ انصُرنا عَلَى القَومِ الکافِرین؛ یعنی رابطۀ استغفار با جنگ، با ثبات قدم، با نصرت؛ این است دیگر؛ استغفار این‌ جور است. اگر انسان به معنای واقعی کلمه از خدای متعال به خاطر خطاها و کوتاهی‌ها و مانند این‌ها طلب مغفرت کند و معذرت‌خواهی کند، خدای متعال جواب می‌دهد دیگر؛ این، صریح آیۀ قرآن است... پس درس قرآن شد مددگرفتن از استغفار برای پیروزی در میدان‌های گوناگون؛ یعنی نگاهمان به استغفار این نباشد که مثلاً فقط برای گناهان شخصی و برای شستشوی دل خودمان استغفار کافی است؛ نه، استغفار در میدان‌های ملی، در میدان‌های بزرگ اجتماعی کارکرد دارد، تأثیر دارد و ما را به توفیقات بزرگ می‌رساند.»

#سوره_فتحundefined @Sourehmagazine

۹:۲۷

undefined هند کجاست؟undefined سیاستِ «عدم تعهد» پَرundefined حسین قتیب

‌در حالی‌که شریف و منیر میزبان آمریکا و ایران بودند، رقیب سنتی پاکستان یعنی هند کجای قصه بود؟ ‌هندی‌ها که فعلاً از بازی منطقه‌ای دور افتاده‌اند، نهایتاً تصمیم گرفتند که برای مراسم چهلم آیت‌الله خامنه‌ای نماینده‌ای‌ به سفارت ایران بفرستند!
‌در موضوع شهادت رهبری، دولت هند در روزهای نخست سکوتی معنادار اختیار کرد. این سکوت صرفاً یک احتیاط دیپلماتیک ساده نبود، بلکه نشانه‌ای از سردرگمی و محاسبه‌گری بیش از حد در دستگاه سیاست خارجی هند بود. گزارش‌ها حاکی از آن است که در ۱۲ اسفند، تلگرامی از ستاد وزارت خارجه هند به نمایندگی‌های این کشور ارسال شد که به امضای دبیر مشترک مسئول بخش پاکستان، افغانستان و ایران (PAI) رسیده بود و از همهٔ نمایندگی‌های هند خواسته بود که فعلاً از امضای دفترهای تسلیت خودداری کنند و ابتدا از وزارت امور خارجه اجازه بگیرند. این امر به‌روشنی نشان می‌دهد که دهلی نو در ابتدا مایل نبود هیچ نشانه‌ای از همدلی آشکار با تهران بروز دهد، زیرا بیم آن داشت که چنین اقدامی به‌عنوان فاصله‌گیری از واشنگتن و تل‌آویو تعبیر شود.
‌در ۱۴ اسفند، ویکرام میسری دبیر وزارت خارجه به سفارت ایران در دهلی نو رفت و دفتر تسلیت را به نمایندگی از دولت و مردم هند امضا کرد. دولت هند نه تنها این کار را با تأخیر انجام داد که تصمیم گرفت بیانیه تسلیت مستقل جداگانه هم صادر نکند و امضای میسری را خود پیام رسمی تلقی کند. ‌متن پیام او علنی نشد، اما بنا به گفتهٔ منابع، میسری ظاهراً دو جمله نوشته بود: ‌«صمیمانه‌ترین تسلیت‌ها را از جانب دولت و مردم هند تقدیم می‌کنیم. برای آرامش روح آن مرحوم دعا می‌کنیم».
‌این دقیقاً همان جایی بود که هند از نظر نمادین و سیاسی عقب‌افتاده به نظر رسید: نه رهبر دولت برای تسلیت به آنجا رفت، نه وزیر خارجه، نه حتی بیانیه‌ای صادر کرد که با وزن تاریخی روابط ایران و هند متناسب باشد. ویکرام میسری که دفتر تسلیت را امضا کرد، Foreign Secretary یا دبیر وزارت امور خارجه هند است؛ یعنی عالی‌ترین مقام حرفه‌ای و اداری وزارت خارجه، نه یک مقام سیاسی در سطح وزیر. دولت می‌خواست تسلیت بگوید، اما سطح سیاسی حضور را بالا نبرد.
دولت مودی که به اسراییل و امارات بسیار نزدیک است، عملاً از خط مشی سنتی «عدم تعهد» هند خارج و مؤتلف محور آمریکا-اسراییل-امارات شده. ‌اهمیت ماجرا زمانی بیشتر شد که ناو ایرانی دنا که به دعوت هند در رزمایش میلان شرکت کرده بود، در نزدیکی سریلانکا هدف قرار گرفت و غرق شد. این حادثه فقط یک واقعه نظامی یا انسانی نبود، بلکه آزمونی مستقیم برای اعتبار منطقه‌ای هند به شمار می‌رفت. کشوری که خود را قدرتی بزرگ در اقیانوس هند می‌داند و مدعی نقش‌آفرینی مستقل در محیط پیرامونی خویش است، نمی‌تواند نسبت به هدف‌قرارگرفتن یک میهمان نظامی در حوزۀ راهبردی نزدیک خود بی‌تفاوت بماند. با این حال، واکنش رسمی هند باز هم محتاط، محدود و خنثی بود. نیروی دریایی هند صرفاً بر جنبه‌های امداد و نجات تمرکز کرد و از اشاره مستقیم به نقش آمریکا در این حادثه پرهیز نمود. این سکوت سیاسی، در عمل این برداشت را تقویت کرد که دهلی نو حتی در محیط امنیتی نزدیک به خود نیز نمی‌خواهد یا نمی‌تواند موضعی روشن در برابر اقدامات واشنگتن اتخاذ کند.
پیام‌های دیپلماتیک و بی‌خاصیت‌روز ۲۱ اسفند وقتی از سخنگوی وزارت خارجه پرسیده شد چرا هند حملات ایران به کشورهای خلیج را روشن محکوم کرده، اما دربارۀ حملات آمریکا و اسرائیل به ایران، غرق‌کردن ناو دنا و حتی حمله به مدرسه‌ای در ایران، همان شفافیت را نشان نداده، پاسخ دولت عملاً به این سمت رفت که هند خواهان جلوگیری از حمله به زیرساخت‌های انرژی و غیرنظامی بوده و مدافع دیپلماسی است. یعنی دولت از محکوم‌کردن صریح حملات به ایران خودداری کرد و ترجیح داد با واژگان عمومی درباره «حملات به زیرساخت‌های انرژی» و «لزوم توقف آن‌ها» سخن بگوید.
عقب‌افتادن هند از پاکستان‌هندی‌ها البته به تأخیر خود در واکنشی حداقل نمادین ادامه دادند. پس از این که مشخص شد پاکستان در سطح عالی مشغول میانجی‌گری میان آمریکا و ایران است، نهایتاً هند سطح نزاکت دیپلماتیک را بالا برد. ۲۳ فروردین، هند سطح نمادین حضور خود در سفارت ایران را یک پله بالا برد و این بار پابیترا مارگریتا، وزیر مشاور امور خارجه را به مراسم چهلم فرستاد. این توالی نشان می‌دهد که هند به‌تدریج موضع خود را از «مدیریت صرف تبعات جنگ» به «بازسازی محتاطانه رابطه سیاسی با ایران» منتقل کرد، اما این حرکت همچنان تأخیری و تدریجی بود. در حالی که ایران سال‌ها چابهار را به‌عنوان یک امتیاز راهبردی در اختیار هند گذاشته و این حضور حتی با قرارداد بلندمدت نیز تثبیت شده بود، دهلی نو در جنگ اخیر باز هم با جانبداری از دشمن و تأخیر عمل کرد.

#سوره_فتحundefined @Sourehmagazine

۱۰:۴۷

undefined گاه‌نگار خلاصه‌ای از برخی رویدادهای مرتبط با الهیات جنگ رمضانundefined ستیز با وجدان بیدار جهانundefined سعید اشیری

در این گاه‌نگار، واکنش‌های واتیکان و برخی مراکز دینی جهان و رئیس‌جمهور آمریکا از ابتدای جنگ سوم تحمیلی علیه ایران مرور شده است. لحن و موضوعاتی که دو طرف به آن پرداخته‌اند جالب توجه است.یک. ۱۰ اسفند: آغاز درگیری؛ پاپ لئو پیامی اضطراری خواستار توقف فوری «ماشین کشتار» شددو. ۱۲ اسفند: واتیکان رسماً اعلام کرد که جنگ علیه ایران هیچ توجیه «عادلانه‌ای» ندارد.سه. ۱۴ اسفند (تروث سوشال): ترامپ: «واتیکان باید روی مشکلات داخلی‌اش تمرکز کند و در سیاست‌های «اول آمریکا» دخالت نکند!»چهار. ۱۸ اسفند: امام الازهر و پاپ لئو در تماسی تاریخی، جنگ را «توهین به خالق» نامیدند.پنج. ۲۲ اسفند: اسقف‌های کاتولیک آمریکا با صدور بیانیه‌ای از ترامپ خواستند به دیپلماسی بازگردد.شش. ۲۵ اسفند (تروث سوشال): ترامپ در واکنشی توهین‌آمیز: «این اسقف‌ها تفرقه‌افکن هستند؛ آن‌ها از قدرت و شکوهی که من برای آمریکا می‌آورم می‌ترسند.»هفت. ۲۸ اسفند: شورای جهانی کلیساها اقدامات واشینگتن را «بربریت نوین» توصیف کرد.هشت. ۲ فروردین: خاخام‌های ارشد ضدجنگ در نیویورک تجمع کردند و ترامپ را «دشمن صلح ابراهیمی» خواندند.نُه. ۵ فروردین (تروث سوشال): ترامپ با تمسخر پاپ لئو نوشت: «پاپ لئو بیشتر شبیه یک سیاستمدار شکست‌خورده است تا یک رهبر مذهبی. او ضعیف است!»ده. ۱۰ فروردین: در پاسخ به توهین ترامپ، واتیکان سفیر آمریکا را برای ادای توضیحات احضار کرد (اتفاقی نادر در تاریخ).یازده. ۱۲ فروردین: دالایی لاما هشدار داد که «نفرت‌پراکنی از کاخ سفید» جهان را به لبه پرتگاه برده است.دوازده. ۱۵ فروردین (تروث سوشال): ترامپ در پستی جنجالی: «من بیش از هر کسی در تاریخ برای دین کار کرده‌ام. پاپ باید از من تشکر کند، نه انتقاد!»سیزده. ۱۸ فروردین: اسقف اعظم کانتربری لفاظی‌های ترامپ را «سقوط به چاه بی‌اخلاقی» دانست.چهارده. ۲۱ فروردین: کلیساهای سراسر جهان به نشانۀ اعتراض به «تکبر واشینگتن»، ناقوس‌های عزا نواختند.پانزده. ۲۴ فروردین (تروث سوشال): آخرین واکنش ترامپ: «تمام این رهبران مذهبی فقط «چپ‌گرایانِ لباس‌پوش» هستند. من به راه خود ادامه می‌دهم!»خلاصه: این ۴۵ روز جنگ نشان داد ترامپ نه با ایران بلکه با «وجدان بیدارِ جهان» در ستیز است. او با هر پست در تروث‌سوشال، یک پل دیگر را پشت سر خود تخریب می‌کند.

#سوره_فتحundefined @Sourehmagazine

۱۲:۳۹

thumbnail
undefined جنگ ترکیبی ایرانیان، از خیابان
شمارهٔ چهل‌وششم «سورهٔ فتح» منتشر شد.در این شماره می‌خوانید:

undefined جنگ ترکیبی ایرانیان، از خیابانundefined حسین مهدی‌زاده
undefined مسئله هنوز آمریکاستundefined #آیات_جنگ
undefined آتش‌بس، درخواست طرف غربی بودundefined سامی العریان
undefined باج‌گیری نه، «تمکین» به اقتدار ایرانundefined سعید اشیری
undefined تا قلهٔ ایمان و شرف فاصله‌ای نیستundefined سرودۀ مهدی قنبری

undefinedنسخهٔ مناسب چاپ

#سوره_فتحundefined @Sourehmagazine

۱۳:۵۰

ماهنامۀ سوره
undefined undefined جنگ ترکیبی ایرانیان، از خیابان شمارهٔ چهل‌وششم «سورهٔ فتح» منتشر شد. در این شماره می‌خوانید: undefined جنگ ترکیبی ایرانیان، از خیابان undefined حسین مهدی‌زاده undefined مسئله هنوز آمریکاست undefined #آیات_جنگ undefined آتش‌بس، درخواست طرف غربی بود undefined سامی العریان undefined باج‌گیری نه، «تمکین» به اقتدار ایران undefined سعید اشیری undefined تا قلهٔ ایمان و شرف فاصله‌ای نیست undefined سرودۀ مهدی قنبری undefinedنسخهٔ مناسب چاپ #سوره_فتح undefined @Sourehmagazine

روزنامه سوره فتح-۴۶.pdf

۱.۱ مگابایت

undefinedجنگ ترکیبی ایرانیان، از خیابان
• نسخهٔ الکترونیکی شمارهٔ چهل‌وششم ویژه‌نامهٔ «سورهٔ فتح»(نسخه مناسب چاپ و توزیع در تجمعات و مساجد)
#سوره_فتحundefined @Sourehmagazine

۱۳:۵۰

undefined ابهام و گره موجود صحنۀ جنگ را باید از خاکریز خیابان برطرف کنیمundefined جنگ ترکیبی ایرانیان، از خیابانundefined این اولین نبرد تهاجمی نظامی ما پس از نادرشاه افشار است؛ باید بیاموزیم آن را با سه قوۀ «میدان و دیوان و خیابان» مدیریت کنیمundefined حسین مهدی‌زاده(بخش اول)

یک. به طور قطع، جنگ تحمیلی آمریکا و رژیم به ایران در 10 رمضان که با شهادت قائد امت آغاز شد، با موضع تهاجمی و استراتژی عالی رهبران نظامی و درنهایت با کوتاه‌نیامدن ایران و عملیاتی‌شدن راهبرد «وحدة الساحات» در زمانی در حدود یک ماه به پایان رسید.
دو. با بستن تنگۀ هرمز از همان روز اول جنگ، ایران جنگ را از حالت دفاعی به حالت تهاجمی وارد کرد و در ضمن دفاع، به مزیت غرب حمله کرد؛ یعنی رهبری بر دریاها از طریق رهبری تنگه‌های اصلی. این یک جنگ جدید است که مختصات آن بسیار متفاوت از تجربۀ ما در جنگ‌هایی است که همۀ کمان‌ها رو به رژیم در کنار مدیترانه و در غرب ایران داشت. تصویرهای ذهنی ما از جنگ پس از انقلاب همیشه رو به غرب بوده، اما تصویر جنگ از جنوب شرق و شرق، برای ما مردم تا حد زیادی نامأنوس است.
سه. این اولین نبرد تهاجمی نظامی ما با دنیای پیرامون‌مان پس از انقلاب و حتی شاید بشود گفت پس از نادرشاه افشار است! لذا همان‌طورکه آمریکا و رژیم برای حمله به ایران مقدمه‌چینی و مذاکرات ظاهری فراوانی می‌کردند تا بالاخره ظرفیت نبرد در میدان مهیا شود، طبیعی است که ما هم بالا و پایین‌های متفاوت و جدیدی را انجام دهیم تا بتوانیم جنگی پیروز را رقم بزنیم.
نیروی جبهه‌ای گفتمان فرهنگی انقلاب همان‌طورکه سال‌ها با تصور جنگ هشت‌ساله با عراق به جنگ نگاه می‌کرد و تا تازیانۀ جنگ دوازده‌روزه به صورتش نخورد، معنای تغییر در ماهیت جنگ را نفهمید، الآن هم هنوز در ذهنیت برجام و جنگ دوازده‌روزه است و باید روایت خود را به‌روز کند.(تا اینجا میدان از خیابان و مردم جلوتر است و ما باید خودمان را به میدان برسانیم!)
چهار. اما در نیمه‌شبِ سه‌شنبه، مدیریت رسانه‌ای داخلی، به‌یکباره خط پیروزی و خاتمۀ جنگ را آغاز کرد، درحالی‌که آنچه مردم می‌دیدند فقط یک مذاکره بود؛ مذاکره‌ای که از اول دهۀ هشتاد یک بلاتکلیفی و اضطراب خانمان‌سوز برای امنیت شغلی و مالی جامعه بوده و در دو جنگ اخیر هم، رهبران کشور در میانۀ آن به شهادت رسیده‌اند. به لحاظ روان‌شناسی و مدیریت رسانه، این خط به طور فاجعه‌باری اشتباه بود. جامعۀ ما در جنگ اخیر به نقطه‌ای رسیده بود که حاضر بود هزینه‌های جنگ را بدهد، اما به اضطراب مذاکره بازنگردد. اما تحکم رسانه‌ای بر اعلام خط پیروزی، به اعتماد و آرامش روانی اقشار مختلف جامعه لطمه زد. این لطمه به‌گفتۀ بعضی روان‌شناسان، اصل ضررش را در لحظۀ آغاز جنگ بعدی که به اذعان نظامیان قریب‌الوقوع هم است نشان خواهد داد و ممکن است به فروپاشی ذهنی و عاطفی در عمق روان بخشی از دغدغه‌مندان، چه مردم عادی و چه انقلابی‌ها منتهی شود. لذا از این حیث واقعاً با یک فاجعه در حکمرانی مواجه بودیم.
می‌دانیم که مسئولان فرهنگی در این جنگ، از توییت‌های سفارت‌خانه‌ها تا ساختن انیمیشن و انیمه، در فضای بین‌المللی فراتر از انتظار ظاهر شده‌اند. اما در فضای مدیریت داخلی پیام در یک لحظه یک فاجعۀ کامل به بار آورده‌اند. به هر حال این ناشی‌گری‌ها در بهترین‌های جهان هم متصور است، اما نبودِ تلاش برای اصلاح آن اصلاً قابل‌دفاع نیست.(اینجا هم مسئولان دیوانی و رسانه‌ای نسبت به مردم به یک عقب‌ماندگی بزرگ دچار شده‌اند.)

#سوره_فتحundefined @Sourehmagazine

۱۸:۱۹

undefined ابهام و گره موجود صحنۀ جنگ را باید از خاکریز خیابان برطرف کنیمundefined جنگ ترکیبی ایرانیان، از خیابانundefined این اولین نبرد تهاجمی نظامی ما پس از نادرشاه افشار است؛ باید بیاموزیم آن را با سه قوۀ «میدان و دیوان و خیابان» مدیریت کنیمundefined حسین مهدی‌زاده(بخش دوم)

پنج. اما ماجرای لبنان؛ یکی از مهم‌ترین قواعد رفتاری ایران که جبهۀ مقاومت را ساخت، پایبندی تام و تمام و شجاعانۀ معمار آن، حاج‌قاسم شهید، به حضور در میدان‌های نبردی بود که برای اعضای جبهۀ مقاومت رخ می‌داد. اسطورۀ حاج‌قاسم، از لبنان تا بغداد و اربیل تا سامرا و دمشق و تا همه جا، با این روحیه بود که جبهه را ساخت و این معادله، ناموس بقای جبهۀ مقاومت بود.
مردمی که جبهۀ مقاومت، از ایران تا همۀ اعضای دیگرش را ساختند، هنوز در روزگاری هستند که برای ساخت جبهۀ مقاومت و رهاکردن «سازش و منحل‌شدن در نظم آمریکایی» هزینه می‌دهند. مردم به لحاظ دنیایی میوه‌ای از این هزینه‌ها نچیده‌اند و این دوستی و الفت و برادری که به‌خصوص بین ایران و لبنان وجود دارد، صحنۀ حماسی الهام‌بخش و دل‌ربای این جبهه‌سازی بوده و هست. شهرهای ایران برای سیدالشهدای مقاومت، سیدحسن نصرالله(ره)، مثل لبنان گریست و ترانۀ فراق سرود. پس کیفیت کنونی سکوت ما در مقابل کاری که رژیم از فردای آتش‌بس با جنوب لبنان کرد، به لحاظ عاطفی قابل‌دفاع نیست. خیابان که خاکریز جدید جنگ است و ضامن اخلاق و اصول نظام جبهۀ مقاومت است، مطالبۀ بازگشت به این اصل را دارد!
برای مردم قابل قبول نیست که به آن‌ها گفته شود لبنانی‌ها گفته‌اند شما به جنگ ما کاری نداشته باشید و به جنگ خودتان بپردازید. البته طبیعی است و قطعی است که مجاهدان بزرگ و اسطوره‌ای لبنانی چنین بلندطبعی داشته باشند و از ما تقاضای کمک نداشته باشند. اما این سکوت ایران در میدان لبنان، حتی اگر دستاورد بین‌المللی برای جنگ هرمز داشته باشد، به یکی از ارکان این جنگ که رکن روایت هم‌سرنوشتی درون جبهۀ مقاومت است، لطمه می‌زند و لذا خیابان با آن کنار نمی‌آید.
همان‌طورکه خیابان به‌خاطر نداشتن درک دقیق و جامع از تحولات میدان، تابع آن است، اما اخلاق و حدود خواسته‌های این جنگ، از حفظ جمهوری اسلامی تا رفع اغتشاش‌های خیابانی، پذیرش رهبری سوم، حفظ زیرساخت‌ها و... را در خاکریز خیابان به جبهۀ دشمن ابلاغ کرده‌ایم!(پس فرماندهان میدان در این مسئله یک ناهماهنگی از خود بروز داده‌اند.)
شش. عجله نکنیم و عصبی نباشیم و مقصریابی نکنیم. در پنج نکتۀ قبل سعی شد تعدادی از نقص‌هایی که قوای سه‌گانه جنگ رمضان (قوۀ مردم، قوۀ دیوان و قوۀ میدان) احصا شود تا بگوییم کرسی داوری نهایی در آشفتگی پس از آتش‌بس به هیچ‌یک نمی‌رسد و موفقیت و خطا را همه تواَمان دارند.

#سوره_فتحundefined @Sourehmagazine

۱۸:۲۰

undefined ابهام و گره موجود صحنۀ جنگ را باید از خاکریز خیابان برطرف کنیمundefined جنگ ترکیبی ایرانیان، از خیابانundefined این اولین نبرد تهاجمی نظامی ما پس از نادرشاه افشار است؛ باید بیاموزیم آن را با سه قوۀ «میدان و دیوان و خیابان» مدیریت کنیمundefined حسین مهدی‌زاده(بخش سوم)

هفت. راه‌حل به اشارۀ رهبر شهید و تأیید قائدِ میدان، در دست قوۀ مردمی است که مبعوث شده‌اند و خاکریز خیابان را خلق کرده‌اند. ما این جنگ شناختی و آسیب روحی و آسیب میدانی را باید در خیابان تدارک کنیم. اما چطور؟ همۀ آن‌هایی که لانچرشان در خیابان است باید فکر کنند و جواب‌هایی بیاورند تا فضا از تراکم آن‌ها اصلاح شود. صاحب این قلم هم به‌منزلۀ یکی از این جبهه، این نکات را عرضه می‌دارد:
معادلۀ میدان را چگونه ارتقاء بدهیم؟
الف، لبنانی‌ها برادران ما هستند. فارغ از اینکه وقتی به خانۀ برادر ما بمب اصابت می‌کند، ما مقصر هستیم یا نه، ما مردم حق داریم و باید برای برادران‌مان اقامۀ عزا کنیم و پیراهن مشکی را دوباره به تن کنیم. ما مردم ولیِ دَم برادران ایمانی‌مان در لبنان هستیم. این پیام اول ما به رژیم است.
ب، مسئولان و فرماندهان را ملامت نمی‌کنیم. این سطح از آمادگی برای کشوری که به برجامی‌ها رأی داده و تا قبل از بعثت رمضان، همه فکر می‌کردند از انقلاب هم جدا شده جدید است. پس هرگاه ما در خیابان نشان دهیم که مرزهای ایران را به مرزهای هم‌سرنوشتی در «سرزمین میانه» ارتقاء داده‌ایم، معادله میدان ارتقاء پیدا خواهد کرد و الّا همچنان این جنگ به صورت محافظه‌کارانۀ کنونی ادامه خواهد داشت. به نحوی باید سرود برادری سر دهیم که صدایش رژیم را بلرزاند؛ در مغناطیس این سرود جدید، میدان تغییر خواهد کرد.از قدیم گفته‌اند «دو صد گفته چون نیم کردار نیست» ما امروز در خیابان خاکریز داریم و از آنجا می‌توانیم مستقیماً با رژیم بجنگیم. اگر ادوات این خاکریز جدید فوق‌پیشرفتۀ ایرانی را بشناسیم، می‌توانیم برادران لبنانی‌مان را نجات دهیم. این سرود پرشور برادری باید به گوش جهان برسد.
دو هفتۀ اول بعد از شهادت آقا را به یاد بیاورید! خیابان بود که مشخص کرد کدام حکومت را می‌خواهد! بعدتر خیابان بود که با نترسیدن از جنگنده و رفتن به دور نیروگاه‌ها، ترامپ و رژیم را به زانو درآورد! الآن هم باید معلوم شود که چقدر برادرانش را می‌خواهد! عمق این احساس را باید همه ببینند. همه باید بفهمند مرز برادری مردم ایران تا بی‌نهایت است! این پیام مستقیماً باید به رژیم صهیونیستی ابلاغ شود، نه سیدمجید عزیز! خاکریز خیابان، یک خط مقدم مستقیم جلوی آمریکا و رژیم است. این جنگ ترکیبی جدیدی است که ایرانی‌ها اختراع کرده‌اند.

#سوره_فتحundefined @Sourehmagazine

۱۸:۲۰

ماهنامۀ سوره
undefined undefined جنگ ترکیبی ایرانیان، از خیابان شمارهٔ چهل‌وششم «سورهٔ فتح» منتشر شد. در این شماره می‌خوانید: undefined جنگ ترکیبی ایرانیان، از خیابان undefined حسین مهدی‌زاده undefined مسئله هنوز آمریکاست undefined #آیات_جنگ undefined آتش‌بس، درخواست طرف غربی بود undefined سامی العریان undefined باج‌گیری نه، «تمکین» به اقتدار ایران undefined سعید اشیری undefined تا قلهٔ ایمان و شرف فاصله‌ای نیست undefined سرودۀ مهدی قنبری undefinedنسخهٔ مناسب چاپ #سوره_فتح undefined @Sourehmagazine

سوره فتح - چهل و ششم.pdf

۱.۵۲ مگابایت

undefinedجنگ ترکیبی ایرانیان، از خیابان
• نسخهٔ الکترونیکی شمارهٔ چهل‌وششم ویژه‌نامهٔ «سورهٔ فتح»(نسخه مناسب مطالعه در تلفن همراه)
#سوره_فتحundefined @Sourehmagazine

۱۹:۰۳

undefined «چلّه»undefined امت مبعوث حالا آمادۀ حرکت در منزل و مرتبۀ بالاتر است
undefined محمدمهدی دادمان
در آیات و روایت شیعه و سنی بر عدد چهل تأکید شده است. پيامبر خدا(ص) می‌فرمایند: هيچ بنده‌اى چهل روز براى خدا اخلاص نورزيد، مگر آن كه چشمه‌هاى حكمت از دلش به زبانش جارى شد.
علمای شیعه هم بر چله‌های سلوکی تأکید دارند. آیت‌الله سیدمهدی بحرالعلوم پیرامون عدد چهل در منازل سلوك به این موضوع اشاره دارند که عبور از منازل سلوکی به مداومت چهل‌روزه بر یک مراقبت خاص نیاز دارد تا اولاً کمالات انسان از «حال» به «مقام» و از مقام به «ملکه» تبدیل شود و ثانیاً، با مداومت و استقامت بر مراقبت‌های آن مرتبه، همۀ آثار رذائل اخلاقی که در مراتب قبل، در وجود انسان بود، به طور کامل از نفس او رخت بربندد. در این مدت، هر مقدار مراقبه عمیق‌تر و محاسبه دقیق‌تر باشد، آثار آن در پایان این چهل روز در نفس انسان آشکارتر است.
خبر شهادت رهبر، مؤذن سحرگاهی ملتی شد که وقایع دی‌ماه طمع دشمنانش را برانگیخته بود. خبری سخت، بهت‌آور و بی‌نهایت غم‌انگیز. اما ملت به جای بهت و سوگواری مبعوث شد و در بزنگاه خطیر تهاجم دشمن مسئولیت رهبری کشور را بر دوش خویش احساس کرد. پس به خیابان آمد و همان‌جا را به میعاد شبانۀ خود بدل ساخت و همین چلۀ سلوکی مردم ایران مسیر تطهیر از رذایل ذهنی و اخلاقی و تزئین به فضایل متعالی را گشود.که ای صوفی شراب آنگه شود صافکه در شیشه بماند اربعینی
قلوب این امت مبعوث، از ترس از مستکبرین و طواغیت عالم منزه شد تا برای پنجه در پنجه افکندن با قوی‌ترین دشمنان انسان اعتماد به نفس بیابند.
ما فرزندان معنوی خامنه‌ای بزرگ باید پیش‌تر، از امیدواری به هر تکیه‌گاهی (حتی خود او) منقطع و سپس متوجه تام به مقام الله(جلّ جلاله) و متوسل به وجود شریف حضرت حجت‌بن‌الحسن(‌عج) می‌شدیم.
انسان ایرانی باید به چشم می‌دید که در این جنگلِ ساخته و پرداختۀ موجودات دوپا، آبادی دنیا هم فقط از مسیر استقلال‌خواهی و مقاومت اسلامی می‌گذرد.
او باید این واقعیت را زندگی می‌کرد که غربِ توسعه‌یافته و متمدن(!) در مقابل ما جهان‌سومی‌‌ها زبان و عملی جز فریب، زور و جنایت ندارد و تنها در مقابل شهادت‌طلبی و ظهور قدرت رزمندگان رشید و عزیز اسلام عقب‌نشینی می‌کند.
جامعۀ ایرانی باید می‌دید که تصویر پر زرق و برق توسعه‌یافتگی در دولت‌های عربی وابسته، جز فریب نیست. صاحبان این کاخ‌های پوشالی حتی در دورۀ شکوه ظاهری هم توسط اربابان آمریکایی‌شان، به گاو شیرده تشبیه و به بوسیدن باسن دعوت می‌شوند! البته در لحظه‌ای کوتاه چون تار عنکبوت و با بادی پاییزی، هیچ خواهند شد.
انسان ایرانی در هیچ زمانی این اندازه قرائن روشن این حقیقت را ندیده بود که شرط پیشرفت و پیروزی، تشکیل حقیقی امت یکپارچه اسلامی است و از عمق جان به بطلان شعار الحادی «نه غزه، نه لبنان... » ایمان نیاورده بود. حال نیز باید درّ گران‌بهای وحدت کلمه را به حق‌الیقین دریابد تا با وسوسه‌های نفسانی یا فریب شیاطین از آن دست نکشد. باید ریشۀ ظن سوء و بدبینی بعضی از مردم به هم، مردم به بعضی از مسئولان و فرماندهان و همچنین مسئولین به بخشی از مردم سوزانده شود.
این سلوک معرفتی و این رشد معنوی برای مردم ایران از آن لحظه‌ای آغاز شد که بعثت خویش را درک کرد و عازم مرتبۀ تاریخی «امامت امت» شد. خمینی کبیر در توصیف یوم‌الله تشکیل جمهوری اسلامی گفته بود که عصر تاریخی امامت امت آغاز شده است. ملت برای عبور از منزل اول سلوک، چهل شب خیابان را برپاساخت و این فضایل برایش حاصل شد. حالا آمادۀ حرکت در منزل و مرتبۀ بالاتر است. اگر با دقت نظر بر کلمات منبعث از امت مبعوث در خیابان تأمل کنیم و حاشیه‌نشین ظواهر متفاوت، الفاظ عامیانه یا احساسات متراکم نشویم به روشنی حکمت‌های جوشیده از قلب‌ها و جاری بر زبان‌ها را می‌توان شنید.

undefined @Sourehmagazine

۱۹:۴۸

undefined #آیات_جنگundefined در شیوۀ ادارۀ جنگ، با هم نزاع نکنیدundefined مسئله هنوز آمریکاستundefined قرآن دستور می‌دهد در «جهاد کردن یا نکردن»، «شیوۀ جهاد» و «صبر بر حفظ وحدت و اختلاف‌نکردن» از خدا و رسولش اطاعت کنیدundefined سیدحمیدرضا میررکنی(بخش اول)

«وَأَطيعُوا اللَّهَ وَرَسولَهُ وَلا تَنازَعوا فَتَفشَلوا وَتَذهَبَ ريحُكُم وَاصبِروا إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصّابِرينَ: و (فرمان) خدا و پیامبرش را اطاعت نمایید و نزاع (و کشمکش) نکنید، تا سست نشوید و قدرت (و شوکت) شما از میان نرود! و صبر و استقامت کنید که خداوند با استقامت‌کنندگان است» ﴿انفال/ ۴۶﴾.
در زمینۀ جهاد از خدا و رسولش اطاعت کنیددستور به اطاعت از خدا و رسولش دستور عامّ قرآنی است؛ قرآن دستور می‌دهد که در جمیع امور از خدا و رسولش پیروی کنید! اما به سبب سیاقی که آیۀ شریفه در آن قرار گرفته است، اینجا مراد از دستور، اطاعت در قضیه‌ای خاص است. علامه طباطبائی در المیزان می‌نویسد: «مراد از اطاعت، اطاعت از دستوراتی که از ناحیۀ باری متعال و رسولش در زمینۀ جهاد صادر شده است.» این مطلب فراتر از دستور کلی به اطاعت از حکم جهاد هم می‌تواند باشد. یعنی آنجایی که خدا و رسولش دستور به جهاد دادند، جهاد کنید و آنجا که دستور به توقف دادند توقف کنید؛ یا آن‌طور که آنان دستور دادند بجنگید و آن‌طور که آنان نهی فرمودند، عمل کنید. این دستور چه دربارۀ اصل جهادکردن و توقف جهاد و چه دربارۀ شیوۀ جهاد و ادارۀ جهاد صادق است.
درباره شیوۀ ادارۀ جنگ تنازع نکنیداگر دستور ابتدایی آیۀ شریفه دربارۀ جهاد است، ادامۀ آیه نیز می‌باید در زمینۀ جهاد باشد که می‌فرماید: «نزاع و کشمکش نکنید که اگر دچار نزاع شوید، موجب سستی و رفتن شوکت شماست». البته این یک قاعدۀ طبیعی است که هر تنازعی موجب سستی و رفتن شوکت مسلمانان است؛ چنانکه رهبر شهید انقلاب ذیل این آیۀ شریفه فرمود: «وقتی تنازع کردید، فشل به وجود می‌آید؛ فشل یعنی سستی. «وَ تَذهَبَ رِیحُکُم» یعنی تَذهَبَ عِزّکم؛ یعنی عزتتان از بین می‌رود. اختلاف که پیدا کردید، قهراً خاک‌نشین می‌شوید، قهراً ذلیل می‌شوید، قهراً وسیلۀ تسلط دیگران بر خودتان را فراهم می‌کنید. [نتیجۀ] تفرّق این است.» اینجا امام شهید یک قاعدۀ کلی را از آیۀ شریفه استفاده کرده‌اند.
در جای دیگری مجدد از همین آیه استفاده فرموده‌اند: « گاهی انسان تنازع‌هایی مشاهده می‌کند بین آحاد ملت یا بین بعضی مسئولان با یکدیگر یا بین مسئولان و آحاد ملت، غالباً پوچ... خیلی از این مناقشه‌ها و از این تنازع‌ها ناشی از حبّ به نفْس و بی‌ملاحظگی و بی‌تقوایی و مانند این‌هاست؛ این‌ها را باید کنار بگذاریم و نبایستی بسیج عمومی ملت ایران را در راه‌های صلاح (چه راه‌های علمی، چه راه‌های عملی، چه راه‌های مقاومتی، چه راه‌های خدمات اجتماعی؛ در همۀ این‌ها) با این تنازع‌ها تخریب کرد که فرمود: وَ لا تَنازَعُوا فَتَفشَلُوا وَ تَذهَبَ ریحُکُم؛ که اگر تنازع کردیم، این‌ها پیش می‌آید».

#سوره_فتحundefined @Sourehmagazine

۸:۲۲

undefined #آیات_جنگundefined در شیوۀ ادارۀ جنگ، با هم نزاع نکنیدundefined مسئله هنوز آمریکاستundefined قرآن دستور می‌دهد در «جهاد کردن یا نکردن»، «شیوۀ جهاد» و «صبر بر حفظ وحدت و اختلاف‌نکردن» از خدا و رسولش اطاعت کنیدundefined سیدحمیدرضا میررکنی(بخش دوم)

در اینجا سه عامل را معرفی فرموده‌اند که همگی شایسته توجه است و زمینه بروز تنازع است: حبّ به نفس، بی‌ملاحظگی و بی‌تقوایی. در ادامه نیز مصداق این تنازع را تخریب «بسیج عمومی ملت ایران در راه‌های صلاح» قلمداد کرده‌اند. گویی اگر تنازع پیش بیاید، این بسیج عمومی به‌خطر می‌افتد. شاید این بسیج عمومی مصداقی از همان شوکت مدنظر آیه و ازبین‌رفتن آن مصداق «فشل» باشد.
در هر صورت مصداق بارز این قاعدۀ کلی، اختلاف و تنازع در زمینه و نحوۀ جنگیدن است؛ استاد عابدینی در کتاب خود موسوم به «رِبّیّون مقاومت»، نظیر علامه طباطبائی(ره) این دستور را به‌خصوص دربارۀ جهاد و نحوۀ جنگیدن قلمداد کرده و می‌نویسند: «این دستور (و لاتنازعوا) در حقیقت مربوط به نزاع بر سر نحوۀ جنگیدن است! عده‌ای می‌گویند بجنگیم، عده‌ای می‌گویند نمی‌شود! عده‌ای می‌گویند باید تعقیب کنیم، عده‌ای می‌گویند فعلاً ممکن نیست! این نزاع مدنظر در آیۀ شریفه در رابطه با نحوۀ جنگ است».
دستور سوم: صبر بر اختلاف‌نکردن و حفظ وحدت صفوفوقتی دو دستور قبل در سیاق جهاد وارد شده است، دستور به صبر نیز باید در همین سیاق معنا شود. یعنی صبر بر اصل جهاد و سختی‌هایش و صبر بر مراقبت از وحدت صفوف و تنازع‌نکردن. طبعاً تک‌تک مجاهدان نظراتی دارند و گاهی اصل جهاد را در خطر می‌بینند؛ قرآن به ایشان نیز دستور به صبر داده است. یعنی صبورانه مراقبت کنید تا فشل و بی‌شوکتی پیش نیاید. واضح است که مراد آیه، نهی از بیان عقیده و نظر نیست، بلکه مراد پرهیز از اختلاف و دعواست. آیۀ شریفه بشارت می‌دهد که اگر این صبر به خرج داده شد و از اصل جهاد مراقبت شد، از اتحاد صفوف مسلمانان و شوکت و آبروی آنان مراقبت شد و مجاهدان در این راه صبر و شکیبایی پیشه کردند، «خداوند با صابران است»؛ مقام معیّت خداوند با صابران به دست می‌آید و جالب اینجاست که نمی‌فرماید «صابران با خدا هستند»، بلکه می‌فرماید «خداوند با صابران» است که اشاره به احاطۀ باری متعال دارد. گویی جامعه‌ای که برای حفظ صفوف صبر به خرج می‌دهد، در آغوش خداست و خداوند شئون مختلف آنان را بر عهده می‌گیرد و آنان را همراهی می‌کند.

#سوره_فتحundefined @Sourehmagazine

۸:۲۲