هنوز آنقدرها هم فریب لیبرالها را نخوردهایم که تصور کنیم رعایت حریم و حدود الهی، میتواند مانع وحدت و انسجام ملتی باشد؛ اما این انگاره آنقدر در فضا حاضر و پُرتکرار است که در لحظات حساس، ما را دچار خطای در تصمیم و عمل کند؛ و یا دست کم ما را دچار حیرت کند. معمولاً دربارۀ انسجام و اتحاد سخن فراوان میگوییم، بیآنکه دربارۀ بنیاد و اساس و قوام آن، صادقانه چیزی پرسیده باشیم. سؤال سرراست و واضح در این موقعیت آن است که «وحدت و انسجام ملت چگونه "هست"، در حالی که میتوانست "نباشد"؟» تجویزها و توصیهها و راهبردها و سیاستهایی که ادعای انسجامآفرینی میکنند و یا آن دسته قضاوتهایی که کسانی را متهم به ضدوحدت بودن میکنند، سخن و ادعایشان بر باد است مادامی که از پس این پرسش بر نیامده باشند. کمی دوروبرمان را ببینیم؛ از این دروغ و دغلها بسیار است.
چیزی که مردمانی را متّحد میکند، چیست؟ «دشمن»؟ یعنی ملتهایی نبودهاند که دشمن داشتهاند و متحد نشدهاند؟ «بغض مشترک»؟ آیا آنان که بُغضی مشترک دارند، در سطوح دیگری در حب و بغضشان نسبت به هم دشمن یکدیگر نیستند؟ آیا «ترس» از نابودی، ترس نسبت به از دست رفتن «منافع»، مردم ما را متحد کرده است؟ آیا ما مردمان از سر ترسمان است که متحد شدهایم؟ بعید است بتوان به وحدت حول «ترس» یا وحدت حول «منافع» امیدی بست. ترس میریزد و منافع تغییر میکند و یا از بین میرود. وحدت ما حول چیست؟ حول هرچه باشد، تقویت آن همان است که وحدت و انسجام را بیشتر و محکمتر خواهد کرد.
طبیعت ما آدمیان، اقتضایش وحدت نیست؛ بلکه افتراق است. کتاب الله توضیح میدهد که طبیعت ما موجودات پرنقص و پر اشکال، چیزی جز اختلاف و تشتت را اقتضا نمیکند؛ «وَلَوْ شَاءَ رَبُّكَ لَجَعَلَ النَّاسَ أُمَّةً وَاحِدَةً ۖ وَلَا يَزَالُونَ مُخْتَلِفِينَ-إِلَّا مَنْ رَحِمَ رَبُّكَ...» (و اگر پروردگار تو مىخواست، قطعاً همه مردم را امّت واحدى قرار مىداد، در حالى كه پيوسته در اختلافند، مگر کسانی که پروردگارت به آنان رحم کرده...).
پس مردمان دائماً در حرکت به سمت تباهیِ اختلاف و تفرد و تشتتاند؛ مگر آنکه رحمت خدا در کار باشد. خداوند مردم را همچون امّت واحده «جعل» نفرموده. حال که طبیعت تودهوار مردمان میل به پراکندگی دارد، راه وحدت چیست؟ قرآن میفرماید راه وحدت، رحم و رحمت خداوند است؛ «الا من رحم ربی». اتحاد و انسجام و یکدلی مردمان، حاصل رحمت الهی است؛ نه چیز دیگر.
سؤال بعدی اینجاست که چگونه جامعهای ذیل رحمت الهی قرار میگیرد؟ کتاب خدا در این زمینه توصیفی شفاف ارائه میفرماید: «وَالْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِنَاتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاءُ بَعْضٍ يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَيُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَيُطِيعُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ أُولَئِكَ سَيَرْحَمُهُمُ اللَّهُ إِنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ» (و مردان و زنان با ايمان دوستان يكديگرند كه به كارهاى پسنديده وا مىدارند و از كارهاى ناپسند باز مىدارند و نماز را بر پا مىكنند و زكات مىدهند و از خدا و پيامبرش فرمان مىبرند آنانند كه خدا به زودى مشمول رحمتشان قرار خواهد داد كه خدا توانا و حكيم است).
۴۶۶
۱۳:۲۹