مجله سوره
امضای پزشکیان تضمین است(؟)
تأملی در اثر سیاسی فرمان جدید رهبری در گشت سیاسی هواداران مذاکره؛ از ضمانت کری تا ضمانت پزشکیان
سید حمیدرضا میررکنی بنادکی پیام رهبر انقلاب دربارۀ قضیۀ تفاهمنامه از حیث لحن و مضمون اگر بینظیر نباشد، دست کم در تاریخ جمهوری اسلامی ایران کمنظیر است. ما اما در مواجهه با آن بر همان رویههای پرنظیر رفتهایم. میشود مفاد آن را به دست گرفت و بر سر این و آن زد - و لزوماً غلط هم نیست این کار - اما واضح است که مقصود و مراد رهبر انقلاب از صدور این پیام، تمهید چنین رفتارهایی نبوده است. پس مقصود چه بوده و آرایش مناسب چیست؟
متن کامل یادداشت را اینجا بخوانید
Sourehmag.ir
@Sourehmagazine
پیام رهبر انقلاب دربارۀ قضیۀ تفاهمنامه از حیث لحن و مضمون اگر بینظیر نباشد، دست کم در تاریخ جمهوری اسلامی ایران کمنظیر است. ما اما در مواجهه با آن بر همان رویههای پرنظیر رفتهایم. میشود مفاد آن را به دست گرفت و بر سر این و آن زد - و لزوماً غلط هم نیست این کار - اما واضح است که مقصود و مراد رهبر انقلاب از صدور این پیام، تمهید چنین رفتارهایی نبوده است. پس مقصود چه بوده و آرایش مناسب چیست؟
مهمترین قسمت این پیام جملهای است که رهبری در آن از نظر دیگرش سخن میگوید؛ عین عبارت چنین است: «بنده علیالاصول، نظر دیگری داشتم ولی از باب تعهّدی که رئیسجمهور محترم بهعنوان رئیس شورای عالی امنیّت ملّی از طرف خود و سایر اعضا در پاسداشت حقوق ملّت ایران و جبهۀ مقاومت به بنده دادند و تصریح به قبول مسئولیت آن نمودند، اجازۀ آن را صادر نمودم. ایشان همچنین تصریح کردهاند که اگر طرف آمریکایی بخواهد زیادهخواهی کند، زیر بار آن نخواهند رفت».
۱. عبارت «علی الاصول» در لسان فقها یک معنای اصطلاحی دارد. تصور کنیم در قضیهای هنوز دلیل خاصّی (نصّ مستقیمی) برای فتوا به دست نیامده؛ اما با اتکای به اصول کلی میشود نظری داشت. فقیه در اینجا نظرش را «علی الاصول» بیان میکند تا آن هنگام که به دلیل خاصّی برسد و آن دلیل خاصّ فتوای او را جرح یا تعدیل کند. سیاق بیان رهبر انقلاب و کاربست عبارت «علی الاصول» دقیقاً در همین چهارچوب سنتی قابل فهم است؛ علی الاصول فتوای ایشان موافقت با امضای این توافق نبوده است. حال دلیلی که منجر به صدور اجازه از جانب رهبری شد، چیست؟
۲. رهبر انقلاب خود آن دلیل خاصّ را در پیامشان قید فرمودهاند: «ولی از باب تعهدی که رئیس جمهوری… و تصریح به قبول مسئولیت آن… اجازۀ آن را صادر نمودم.» وقتی سخن از توافقنامه است، قاعدتاً طرفین متعهد به قبول مسئولیت نسبت به مفاد آن هستند. اما تجربۀ ما نشان داده است این «قبول مسئولیت» از جانب طرف آمریکایی قابل اتکا نیست. پس «علیالأصول» میباید با امضای هر نوع توافقی با طرف آمریکایی مخالف بود. کسی که عهدش قابل اتکاتر است - لاجرم غیر از آمریکا - باید اجراشدن این توافقنامه را ضمانت کند؛ آن طرف کسی نیست جز خود رئیس جمهوری و هیئت ایرانی مسئول در موضوع توافقنامه. حالا که بالاترین ردۀ امور اجرایی کشور، اجرای این توافق را ضمانت کرده، آن موضع ابتداییِ اصولی، بهاصطلاح مندفَع (کنار گذاشته شده) است؛ پس اجازه صادر میشود.
۳. اما معنای سیاسی چنین طرز استدلالی چیست و این بیان با آرایش سیاسی ما چه میکند؟
الف. رهبری با این کار یک تنش تاریخی را از بیرون مرزها به درون کشید و امکان آزمون عینی و صریح آن را فراهم کرد. در قضیۀ مذاکره با آمریکا در برجام، ما صرفاً شاهد یک خطای محاسباتی از جانب مسئولین نبودیم. کسانی که تنها طرحشان برای ادارۀ کشور بستن با آمریکا بود و به فکر هیچ راه جایگزینی غیر از مسیرهایی آمریکایی نبودند، دائماً و تلویحاً و تصریحاً در حال سلب مسئولیت از دولت ایران در قبال امور ایران بودند. در برابر هر سؤالی که برای ادارهکننده پیش میآمد، آنان اول به سراغ فهرست گزینههای آمریکایی میرفتند؛ نمونۀ واضح آن قضیۀ واکسن در دورۀ کروناست. دولت مستقر وقت - دولت دوم آقای روحانی - در برابر سؤال «واکسن از کجا تهیه کنیم؟» یک پاسخ داشت؛ «به ما واکسن نمیدهند! باید با ۵+۱ به نتیجه برسیم تا بتوانیم سهمی از واکسن داشته باشیم؛ و الا باید بمیریم!» دولت آقای رئیسی چنین فهمی از ادارۀ کشور نداشت؛ او رویههای وضع شده توسط آمریکا را مسئول ادارۀ کشور نمیدید، بلکه یگانه مسئول در قبال ایران را خود دولت ایران میشناخت؛ و راههایی که ایرانیان برای اداره کشور میسازند و میگشایند! بنابراوارد مذاکره با کشورهایی شد و واکسن را مستقیماً از آن کشورها وارد کرد؛ بدون آنکه دخلی به مذاکرات با غرب داشته باشد.
۴.۲K
۱۱:۴۶