عکس پروفایل طعم کدهط
۵.۴ هزار عضو

طعم کده

در حوالی ماundefined‍undefined طعم و مزه متفاوت بچشید undefinedیاد بگیرید و لذت ببریدundefinedundefined🫰
کپی ممنوع undefined
طعم کده
#داستان_واقعی #روایت_انسان #قسمت_دویست_هشتاد_سهundefined: حالا که حضرت یوسف از دنیا رفته بود و جامعه ی موحد هم درگیر ثروت اندوزی شده بود و کم کم از مسیر مستقیم منحرف شدند و کارهایشان رنگ و بوی دنیا پرستی گرفته بود در این شرایط، سرانجام قبطیان و کاهنان معبد آمون که سالها بود در گوشه ای گمنام و پنهانی می زیستند قدرت را به دست گرفته بودند، ابلیس بر سر در مجالس مصر خود نمایی می کرد. ابلیس که دوران حضرت یوسف را زیر نظر داشت و میدید پیش بینی حضرت یوسف درباره چهارده سال پیش رو درست از کار درآمد و سپس نبوغ او در کشاورزی و حکومت داری و پیشرفت جامعه ی مصر در سایه ی حکومت الهی یوسف نبی چشم همه ی مردم را خیره کرده بود و همه را به سمت خداوند یکتا جذب کرده بود، حالا او هم می خواست سکه ی بدلی دیگر رو کند و البته این سکه ی بدل می بایست آنقدر قوی باشد که مردم دوران شکوفایی مصر را در زمان یوسف از یاد ببرند. پس ابلیس ترفندی زد و مستقیم به امداد طاغوت زمان آمد، او از طریق سحر و کهانت و به کار گیری اجنه، به قبطیان امداد می رساند و حتی معلوماتی را در کشاورزی و ساختمان سازی و طبابت در اختیار طاغوت قرار داد تا بوسیله ی آن ، مردم را جذب کند. فلاسفه ای که در آن زمان خود نمایی کردند و بعضا قانون های ریاضی و فیزیک و... را به نام کشف خود زدند از این قانون مستثنی نبودند، آنها هم از طریق سحر و جادو به این امور دست پیدا می کردند که با گذشت زمان بعضی دیگر این کشفیات را شاخ و برگ می دادند و تزیین می کردند و در قالب قانون های عقلانی و انسانی به خورد ملت ها می دادند در صورتی که علم واقعی در دست انبیا و حجت های الهی ست و تا زمانی که دین خداوند به طور کامل اقامه نشود، علوم عالم هم به طور کامل برملا نخواهد شد. حالا مصر سرشار از سحر و جادو شده بود و تقریبا همان اتفاقی که در بابل و برج معروفش افتاده بود ، اینک در مصر می افتاد و فرعون و کاهنان معبد به طور مستقیم با ابلیس در ارتباط بودند و به این طریق بر مردم حکمرانی می کردند ادامه دارد... undefinedبه قلم: طاهره سادات حسینی
#داستان_واقعی #روایت_انسان #قسمت_دویست_هشتاد_چهار🎬:
چرا ابلیس در این برهه از تاریخ برای مقابله با جریان حق دانش سحر را انتخاب میکند؟برای جواب به این سوال باید بگیم یکی از امیال نفسانی بشر استیلا است، یعنی انسان دوست داره قدرتی ما فوق قدرت دیگران داشته باشه.آدم ها وقتی قدرتمند می شوند دوست دارند این قدرت و سلطه خودشان را از موضع بالا برجمعی که زیر دست شان هستند اعمال کنند، یعنی انسانی که قدرتمند بشه خواه ناخواه به سمت ریاست بر دیگران سوق میده و این ریاست در عمق وجود تمام انسان ها هست و این اعمال قدرت همراه با خشونت و تکبر هم خواهد بود.
پس هر علمی که بتواند در انجام بهتر کارها انسان را قدرتمند تر کنند انسان به آن علاقه مند می شود و برایش جذابیت خاصی خواهد داشت جذابیتی که انسان ها را به دنبال خود می کشد.همچنین به آورنده آن علم نیز علاقمند می شود.اگر ابلیس بتواند با یک علم تمام نیازهای انسان را در یک جهت برآورده کند به یک پیروزی بزرگ دست یافته است.آن علمی که می تواند به هر دو میل مهمی که انسان دارد توسط ابلیس پاسخ بدهد علم سحر و جادو است.علم سحر به ساحر قدرت بالایی می دهد و ساحر را به جایی می رساند که بعد از قدرتمند شدن می تواند دیگران را به خدمت در بیاورد، از طرفی هر کس نمی تواند به این دانش دست پیدا کند.اگر ابلیس بتواند با این محور علمی جامعه سازی کند به جامعه ایده آل مد نظرش بسیار نزدیک شده است.به همین خاطر ابلیس از ابتدا دانش سحر را به جامعه بشری وارد ساخت و آن را به مرور زمان پرورش داد تا اینکه به بابل رسید.و پس از آن اینک در مصر این دانش به بلوغ بالای خودش رسیده است.
سحر اثراتی دارد که می تواند کار اقامه باطل را انجام دهد و این گونه مقابل اقامه حق بایستد:اولین رکن اقامه باطل: امامتدر مرحله اول باید بگوییم تبعیت دائمی ساحر از کسی که سحر را در اختیارش گذاشته است و آن شخص برای ساحر امام او خواهد بود.جریان امامت و ربوبیت ارباب ساحران برای جامعه سحر زده یکی از اوصاف جوامع سحرزده است.این درحالی است که یکی از ارکان اقامه حق نیز امامت است، یعنی ابلیس دقیقا داره سکه ی بدل اقامه ی دین را مو به مو انجام میدهد.
حتی حضرت ابراهیم زمانی مامور به اقامه شد که به مقام امامت رسید.پس در طرف اقامه باطل هم امامت داریم و اینجا هم امامی وجود دارد که ساحر به او محتاج هستندًامامت یعنی حضور دائمی مربی که زیردستانش دائما گوش به فرمان او هستند.چرا که زیر دستانش فیض دائمی می خواهند و ابلیس و شیاطین کسانی هستند که به ساحران فیض دائمی می دهند. دومین رکن اقامه باطل: جامعه طبقاتی مقابله با سحر برای انسان های معمولی و کسانی که با این علوم بیگانه هستند اعمال ممکن نیست.پس از ورود سحر به جامعه انسانی، جامعه تبدیل به یک جامعه طبقاتی میشود؛ یعنی از حالت یک دستی خارج میشود و وارد یک نظام طبقاتی می شود و دقیقا کاری راذکه یوسف نبی انجام داد و نظام طبقاتی را از میان برداشت، اینجا سحر دقیقا صد و هشتاد درجه مخالف آن عمل می کند
این در حالی است که دومین رکن اقامه دین قسط و عدل بود. پس از جهت تقابل، سحر در مقابل قسط قرار دارد.سومین رکن سحر مکاشفه های شیطانی ست و انسان میل به ماوراء دارد و دوست دارد که در عوالم دیگر حضور پیدا کند و از امکانات و توانمندی های عوالم دیگر استفاده کنند.این میل نیز در هر دو اقامه وجود دارد.در مرحله اقامه حق با مکاشفه های روحانی انجام می شود و در این اقامه باطل با مکاشفه های شیطانی صورت می گیرد.این سه ویژ گی از ارکانی هستند که می شود با آن ها در یک جامعه سحر کرد و قدرت گرفت و بر مردم حکومت نمود و اقامه حق و یا اقامه ی باطل انجام داد.
ادامه دارد...undefinedبه قلم: طاهره سادات حسینی

۳۲۱

۱۶:۵۸