عکس پروفایل طعم کدهط
۵.۴ هزار عضو

طعم کده

در حوالی ماundefined‍undefined طعم و مزه متفاوت بچشید undefinedیاد بگیرید و لذت ببریدundefinedundefined🫰
کپی ممنوع undefined
طعم کده
#داستان_واقعی #روایت_انسان #قسمت_دویست_هشتاد_دوundefined: اگر در جامعه ای اقامه ی دین انجام شود، اثراتی دارد که شاید در فهم برخی نگنجد اما واقعا این اثرات هست. اگر دین در جامعه اقامه شود، پس در نتیجه ی این اقامه، مردم همگی خدا را اطاعت می کنند پس عالم انسانی مطیع خدا می شوند. و همچنین طبق آیات قرآن، تمامی موجودات و مخلوقات عالم، تسبیح و حمد الهی را به جا می آورند و مطیع خدا هستند پس به این نتیجه می رسیم در این صورت بین تمام عناصر دخیل در حیات هماهنگی ایجاد میشود و در نتیجه چرخه حیات بهتر کار میکند و ثمردهی اش بهتر میشود و این همان هماهنگی بین تشریع و تکوین است که به وجود می آید و این مسئله کاملا عقلانی است دومین کارکرد اقامه این است که انسان می تواند از تمام منابع زمین و آسمان بهره برداری کند. انسان همیشه آرزوی دستیابی به کیهان و آسمان را داشته است. در فرض اقامه، با توسعه انسانی و هماهنگی با تکمیل عالم این مسئله کاملا امکان پذیر خواهد بود و حتی خیلی بیشتر از این مسائل که در فهم ما نمی گنجد انجام خواهد شد و در کل نتیجه اقامه ی کامل دین خداوند این خواهد شد که تمام قدرت ها در اختیار انسان خواهد بود. از طرفی انسان موجودی بی نهایت خواه است و در تمام اوصافش میل بی نهایت دارد. میل به کمال داشتن برای انسان، هیچ قیدی ندارد. زمانی که انسان امکان ر چه صورتی دستیابی به توسعه و امکان رسیدن به بی نهایت را داشته باشد امیال انسان در مسیر خوب و صالح و رشد پیش می رود و او به لذت می رسد. و زمانی که تمام مقدورات عالم در اختیار انسان باشد و این مسئله فقط در فرض هماهنگی تکوین و تشریع در فرض اقامه قابل تحقق است و در این صورت انسان به آن بی نهایت مد نظرش دست پیدا می کند‌. پس همه چیز در اقامه ی دین خلاصه می شود و ابلیس این موضوع را خوب می داند و چون دشمن قسم خورده ی انسان است و قسم یاد کرده که نگذارد بنی بشر به کمال برسد، تمام تلاشش را می کند تا دین اقامه نشود و گاعی اوقات برای اینکه به این هدف کلی اش برسد، امکاناتی تحت اختیار بنی بشر قرار میدهد، درست است در نگاه اول شاید این امکانات باعث پیشرفت بشر باشد اما در حقیقت این امکانات باعث مغرور شدن انسان به خود می شود و آنها را از راه خدا دور می کند و از این گذشته، این امکانات زودگذر است و اصلا پایداری ندارد. ادامه دارد... undefinedبه قلم: طاهره سادات حسینی
#داستان_واقعی #روایت_انسان #قسمت_دویست_هشتاد_سه🎬:

حالا که حضرت یوسف از دنیا رفته بود و جامعه ی موحد هم درگیر ثروت اندوزی شده بود و کم کم از مسیر مستقیم منحرف شدند و کارهایشان رنگ و بوی دنیا پرستی گرفته بود در این شرایط، سرانجام قبطیان و کاهنان معبد آمون که سالها بود در گوشه ای گمنام و پنهانی می زیستند قدرت را به دست گرفته بودند، ابلیس بر سر در مجالس مصر خود نمایی می کرد.
ابلیس که دوران حضرت یوسف را زیر نظر داشت و میدید پیش بینی حضرت یوسف درباره چهارده سال پیش رو درست از کار درآمد و سپس نبوغ او در کشاورزی و حکومت داری و پیشرفت جامعه ی مصر در سایه ی حکومت الهی یوسف نبی چشم همه ی مردم را خیره کرده بود و همه را به سمت خداوند یکتا جذب کرده بود، حالا او هم می خواست سکه ی بدلی دیگر رو کند و البته این سکه ی بدل می بایست آنقدر قوی باشد که مردم دوران شکوفایی مصر را در زمان یوسف از یاد ببرند.
پس ابلیس ترفندی زد و مستقیم به امداد طاغوت زمان آمد، او از طریق سحر و کهانت و به کار گیری اجنه، به قبطیان امداد می رساند و حتی معلوماتی را در کشاورزی و ساختمان سازی و طبابت در اختیار طاغوت قرار داد تا بوسیله ی آن ، مردم را جذب کند.فلاسفه ای که در آن زمان خود نمایی کردند و بعضا قانون های ریاضی و فیزیک و... را به نام کشف خود زدند از این قانون مستثنی نبودند، آنها هم از طریق سحر و جادو به این امور دست پیدا می کردند که با گذشت زمان بعضی دیگر این کشفیات را شاخ و برگ می دادند و تزیین می کردند و در قالب قانون های عقلانی و انسانی به خورد ملت ها می دادند در صورتی که علم واقعی در دست انبیا و حجت های الهی ست و تا زمانی که دین خداوند به طور کامل اقامه نشود، علوم عالم هم به طور کامل برملا نخواهد شد.
حالا مصر سرشار از سحر و جادو شده بود و تقریبا همان اتفاقی که در بابل و برج معروفش افتاده بود ، اینک در مصر می افتاد و فرعون و کاهنان معبد به طور مستقیم با ابلیس در ارتباط بودند و به این طریق بر مردم حکمرانی می کردند
ادامه دارد...undefinedبه قلم: طاهره سادات حسینی

۳۱۰

۱۶:۵۴