عکس پروفایل طعم کدهط
۵.۴ هزار عضو

طعم کده

در حوالی ماundefined‍undefined طعم و مزه متفاوت بچشید undefinedیاد بگیرید و لذت ببریدundefinedundefined🫰
کپی ممنوع undefined
طعم کده
#داستان_واقعی #روایت_انسان #قسمت_دویست_هشتاد_یکundefined: برای اینکه داستان روایت انسان را ادامه دهیم و ادامه اش ظهور منجی وعده داده شده که حضرت موسی علیه السلام است، باید کمی از فرهنگ مصر در آن زمان سخن بگوییم در کل فرهنگ مثل آبی است که ماهی ها در آن زندگی میکنند یا مثل هوایی است که ما تنفس می کنیم. هر کنش انسانی که بخواهد تحقق پیدا کند، تعّینش در بستر فرهنگ معنا پیدا می کند. ما قبل از اینکه درباره فرهنگ مصر صحبت کنیم باید درباره فرهنگ زمانه و این دوره ای که از آن روایت می کنیم حرف بزنیم و سپس به طور خاص به فرهنگ مصر بپردازیم. و لازم است تا فضای فرهنگی دوره بین حضرت یوسف و حضرت موسی را دوباره بازنگری کنیم و مواردی که قبلا گفته شد را دوباره یادآوری نماییم. همانگونه که پیش از این گفتیم، شریعت از زمان نوح آغاز شد و از زمان حضرت ابراهیم بحث اقامه دین مطرح شد. ابلیس همیشه در مقابل تاسیسات الهی و جریانات الهی سکه بدل و تقلبی و جریان معارض را ایجاد می کند. لذا زمانی که پروژه اقامه توسط انبیا آغاز شد، برای ابلیس و اعوان و انصارش سخت بود، او هم برای خود سردارانی تعیین کرد و مشغول اقامه ی شریعت ابلیسی که سکه ی بدل شریعت الهی بود شد پروژه اقامه بسیار سخت است و هنوز هم ادامه دارد و هنوز هم با گذشت اینهمه سال از خلقت آدم، دین خدا هنوز به طور کامل اقامه نشده است و انشاء الله با ظهور آخرین حجت خدا محقق خواهد شد. و لازم به ذکر است که عنصر اصلی در تحقق اقامه دین، آزادی و اختیار انسان است و اگر این اختیار نبود اقامه ی دین چیزی بی معنا بود، اختیار باید باشد تا انسان با آزادی عمل، راهش را انتخاب کند و خودش انتخاب کند که مومن باشد و به سمت خداوند بیاید یا کافر شود و جز یاران ابلیس شود. پروژه اقامه دین الهی یک وصف و ویژگی دارد که تحقق آن را زمانبر می کند و آن را به تاخیر می اندازد. عنصر اصلی و دال مرکزی پروژه اقامه (اراده و اختیار مردم) است؛ چرا که خداوند اراده کرده تا اقامه دین با انتخاب و اختیار مردم محقق شود و در این راه انبیا به عنوان رهبران و راهنمایان جامعه عمل می کنند؛ کتاب و میزان هم به عنوان وسیله و ابزار تحقق اقامه است. و این اقامه صورت نمی گیرد مگر با حضور مردم و قرار است مردم قیام کنند تا اقامه محقق شود. آزادی مردم، اصل اساسی هدایت انبیا در تمام ادیان است و اگر این عنصر اساسی را حذف کنیم دیگر هدایتی وجود ندارد. خداوند می توانست با زور و قدرت کار اقامه را پیش ببرد اما چنین کاری هیچ ارزش تربیتی ندارد. اگر مردم دنیا می فهمیدند که اصالت آزادی و اختیار در هدایت رکن اساسی دعوت تمام ادیان است به این دین علاقه مند می شدند و هرگز سمت راه های انحرافی نمی رفتند کسانی که در خارج از قالب دین خدا، شعار آزادی را می دهند، خودشان به این مسئله پایبند نیستند و اگر کوچکترین تعارضی با منافع و اهدافشان پیش بیاید آن را زیر پا میگذارند. اما انبیا حاضرند در راه انتخاب آزادانه بشر سنگ بخورند و انواع آزارها و بلاها و مرارت و سختی ها را تحمل کنند ومنافع خودشان را زیر پا بگذارند تا آزادی بشر سلب نشود. و در ضمن انبیا فقط در حد ضرورت از اعجاز استفاده کردند تا اتمام حجت محقق شود و اگر قرار باشد اعجاز به وسیله ای تبدیل شود که چشم ها را مسحور کند و در یک تأثیر ناخودآگاه و غیرارادی یا هیمنه رسانه ای شدید تاثیر خود را در جان مخاطبین وارد کند، در این صورت پذیرش دین بدون آزادی و اختیار صورت می گیرد و باز هم میشد یک دین اجباری که این اصلا هدف خداوند از آفرینش انسان را محقق نمی کند حتی گاهی اوقات خداوند بهانه ها و نواقصی را در اطرافیان انبیا و دعوت آنها ایجاد میکند تا مخاطبین با عنصر عقلانیت دعوت آن نبی را بپذیرند و با جوگیری و تاثیرات تبلیغاتی پس پروژه اقامه سخت و زمانبر است اما اگر این پروژه به واقع انجام شود و مردم برای اقامه ی دین قیام کنند، تاثیرات بسیار شگرفی خواهد داشت. ادامه دارد... undefinedبه قلم:طاهره سادات حسینی
#داستان_واقعی #روایت_انسان #قسمت_دویست_هشتاد_دو🎬:
اگر در جامعه ای اقامه ی دین انجام شود، اثراتی دارد که شاید در فهم برخی نگنجد اما واقعا این اثرات هست. اگر دین در جامعه اقامه شود، پس در نتیجه ی این اقامه، مردم همگی خدا را اطاعت می کنند پس عالم انسانی مطیع خدا می شوند.و همچنین طبق آیات قرآن، تمامی موجودات و مخلوقات عالم، تسبیح و حمد الهی را به جا می آورند و مطیع خدا هستند پس به این نتیجه می رسیم در این صورت بین تمام عناصر دخیل در حیات هماهنگی ایجاد میشود و در نتیجه چرخه حیات بهتر کار میکند و ثمردهی اش بهتر میشود و این همان هماهنگی بین تشریع و تکوین است که به وجود می آید و این مسئله کاملا عقلانی است
دومین کارکرد اقامه این است که انسان می تواند از تمام منابع زمین و آسمان بهره برداری کند. انسان همیشه آرزوی دستیابی به کیهان و آسمان را داشته است. در فرض اقامه، با توسعه انسانی و هماهنگی با تکمیل عالم این مسئله کاملا امکان پذیر خواهد بود و حتی خیلی بیشتر از این مسائل که در فهم ما نمی گنجد انجام خواهد شدو در کل نتیجه اقامه ی کامل دین خداوند این خواهد شد که تمام قدرت ها در اختیار انسان خواهد بود. از طرفی انسان موجودی بی نهایت خواه است و در تمام اوصافش میل بی نهایت دارد. میل به کمال داشتن برای انسان، هیچ قیدی ندارد.زمانی که انسان امکان ر چه صورتی دستیابی به توسعه و امکان رسیدن به بی نهایت را داشته باشد امیال انسان در مسیر خوب و صالح و رشد پیش می رود و او به لذت می رسد.
و زمانی که تمام مقدورات عالم در اختیار انسان باشد و این مسئله فقط در فرض هماهنگی تکوین و تشریع در فرض اقامه قابل تحقق است و در این صورت انسان به آن بی نهایت مد نظرش دست پیدا می کند‌.
پس همه چیز در اقامه ی دین خلاصه می شود و ابلیس این موضوع را خوب می داند و چون دشمن قسم خورده ی انسان است و قسم یاد کرده که نگذارد بنی بشر به کمال برسد، تمام تلاشش را می کند تا دین اقامه نشود و گاعی اوقات برای اینکه به این هدف کلی اش برسد، امکاناتی تحت اختیار بنی بشر قرار میدهد، درست است در نگاه اول شاید این امکانات باعث پیشرفت بشر باشد اما در حقیقت این امکانات باعث مغرور شدن انسان به خود می شود و آنها را از راه خدا دور می کند و از این گذشته، این امکانات زودگذر است و اصلا پایداری ندارد.
ادامه دارد...undefinedبه قلم: طاهره سادات حسینی

۳۴۷

۱۶:۳۵