طعم کده
#داستان_واقعی #روایت_انسان #قسمت_دویست_نود_هفتم
: در اطراف مصر تمدن هایی بود که می توان اینچنین از آنها نام برد. یکی تمدن بابل که هنوز هم در بین النهرین در اوج خود به سر میبرد اما میراث تمدنی اش بیش از آنچه
که نمرود آورد، نبود و همچنین تمدنی که نمرود در بابل بنا کرده بود با آخرین مناظره حضرت ابراهیم و بهت نمرود به
پایان رسید
در ایران ما هنوز تمدن مهمی شکل نگرفته و هنوز تمدن هخامنشیان آغاز نشده است و همچنین هنوز اتفاق مهمی در یونان و روم هم نیفتاده است ؛چرا که فضای فرهنگی یونان کاملا
متاثر از فضای فرهنگی مصر است و هنوز هویت جدی برای خود پیدا نکرده است اما بعدها توسط اسکندر میراث مصر به روم منتقل می شود.
در اطراف مصر دو تمدن مهم انسانی شکل گرفته که اتفاقات مهمی را در خود رقم زده است.
یکی از این تمدن ها کنعان است که به واسطه قرار گرفتن بر سر راه کاروانهای تجاری و جاده ابریشم و تمام آن چیزهایی که قبلا گفتیم از اهمیت بسزایی برخوردار است و به عنوان آنتن تمدنی می توان نام برد که ایوب نبی در آنجا به سر می برد و در موردش توضیحاتی دادیم
و اینک به سراغ منطقه ای به نام «مدین» می رویم
همانطور که قبلا اشاره شد به خاطر عذابی که بر قوم لوط نازل شد، جاده تجاری که بابل را به شام و از شام به مصر متصل میکرد به سمت پایین متمایل شد و از منطقه سدوم فاصله گرفت. حالا در مدین تمدنی شکل گرفته بود که حتی مصر را هم تحت تاثیر خود قرار داده بود، در مدین همزمان با حضرت ایوب در کنعان، حضرت شعیب به پیامبری رسیده بود. حضرت شعیب پیامبری بسیار باهوش بود که معجزه ای بزرگ را برای مردم سرزمینش آورد که این معجزه کم کم از مدین خارج و به تمام نقاط زمین رسید. حضرت شعیب با معجزه ای کیل و میزان و ترازو را باب کرد، هیچ کس نمی داند این معجزه چگونه رخ داد اما بی شک این معجزه علمی از علوم الهی بود که خداوند در اختیار پیامبرش گذارد تا به نوعی مفهوم قسط و عدل را که یکی از کارهای مهم و اولیت های بالای پیامبران همین برپایی عدل است را به مردم بفهماند. این کیل و میزان به تدریج به همه جا رسید و یک واحد رسمی در کل جوامع بشری شد، به همین دلیل در زمان حضرت شعیب، مدین با این اعجاز به قطب اقتصادی زمین تبدیل شد و سرزمین مصر هم به همین دلیل با مدین ارتباط گرفت و از هر طرف مردم برای تجارت به سمت مدین روی آوردند. ادامه دارد...
#داستان_واقعی #روایت_انسان #قسمت_دویست_نود_هشتم🎬:
حضرت شعیب به دنبال آن بود که با ایجاد جامعه ای عادلانه بستر تحقق اقامه دین را فراهم کند و مفهوم قسط و عدل را با معجزه ای که آورده بود کم کم و به تدریج به خورد جامعه دهد، همانا یکی از ارکان جامعه ی الهی ایجاد عدل و داد و برابری هست
اما ابلیس هم بی کار ننشسته بود و به دنبال راهی بود تا مردم مدین را در مقیاس تمدنی دچار گمراهی و انحراف کند.و پر واضح بود در جامعه ای که رشد اقتصادی چشمگیری دارد، بهترین راهی که می توانست در مقیاس تمدنی باعث انحراف مردم مدین شود، ایجاد حرص و طمع در آنان نسبت به ایجاد رفاه بیشتر بود.
آنان که خود از رفاه خوبی برخوردار بودند اینک به فکر افتاده بودند تا از هر طریقی که شده رفاه خود را افزایش بدهند، یعنی خطر همان ویروس طمع و آز که از ابلیس نشأت می گرفت مشغول خود نمایی بود و این گونه بود که ابلیس با سردارانی که پیش از این از آن نام بردیم، راه های جدیدی را پیش ر وی آن ها گشود.
عده ای از آنان دست به کم فروشی و خراب کردن مکیال و میزانی زدند که شعیب برایشان آورده بود و به واسطه کم فروشی و فریب در معامله و تجارت عده ای از آنان به سرعت رشد کردند و هر روز که می گذشت بر ثروتشان افزوده می شد و این ثروت اندوزی عده ای باعث ایجاد نظام طبقاتی میشد.و کسانی که سخنان شعیب را مبنی بر عدالت و رعایت میزان و مکیال سرلوحه کار خود قرار داده بودند، از بقیه عقب ماندند.همین مساله موجب به وجود آمدن جامعه ای طبقاتی و ناعادلانه شد. در چنین جوامعی که بین جامعه طبقه مرفه و مترف و فقیر به وجود می آید بستر مناسبی برای حضور و ظهور و رشد طاغوت فراهم می باشد؛ طاغوتی که با تکیه بر پول و قدرت می تواند عده ی زیادی را به استثمار و بردگی بکشاند.در این هنگام بود که به مرور زمان پادشاه ستمگری در این جامعه به وجود آمد، پادشاهی که گویی از طرف ابلیس همه طوره ساپورت میشد و اندیشه هایی به ذهنش می انداخت که برای نابود کرد یک جامعه ی الهی کفایت می کرد.
این پادشاه...
ادامه دارد...
به قلم: طاهره سادات حسینی
حضرت شعیب به دنبال آن بود که با ایجاد جامعه ای عادلانه بستر تحقق اقامه دین را فراهم کند و مفهوم قسط و عدل را با معجزه ای که آورده بود کم کم و به تدریج به خورد جامعه دهد، همانا یکی از ارکان جامعه ی الهی ایجاد عدل و داد و برابری هست
اما ابلیس هم بی کار ننشسته بود و به دنبال راهی بود تا مردم مدین را در مقیاس تمدنی دچار گمراهی و انحراف کند.و پر واضح بود در جامعه ای که رشد اقتصادی چشمگیری دارد، بهترین راهی که می توانست در مقیاس تمدنی باعث انحراف مردم مدین شود، ایجاد حرص و طمع در آنان نسبت به ایجاد رفاه بیشتر بود.
آنان که خود از رفاه خوبی برخوردار بودند اینک به فکر افتاده بودند تا از هر طریقی که شده رفاه خود را افزایش بدهند، یعنی خطر همان ویروس طمع و آز که از ابلیس نشأت می گرفت مشغول خود نمایی بود و این گونه بود که ابلیس با سردارانی که پیش از این از آن نام بردیم، راه های جدیدی را پیش ر وی آن ها گشود.
عده ای از آنان دست به کم فروشی و خراب کردن مکیال و میزانی زدند که شعیب برایشان آورده بود و به واسطه کم فروشی و فریب در معامله و تجارت عده ای از آنان به سرعت رشد کردند و هر روز که می گذشت بر ثروتشان افزوده می شد و این ثروت اندوزی عده ای باعث ایجاد نظام طبقاتی میشد.و کسانی که سخنان شعیب را مبنی بر عدالت و رعایت میزان و مکیال سرلوحه کار خود قرار داده بودند، از بقیه عقب ماندند.همین مساله موجب به وجود آمدن جامعه ای طبقاتی و ناعادلانه شد. در چنین جوامعی که بین جامعه طبقه مرفه و مترف و فقیر به وجود می آید بستر مناسبی برای حضور و ظهور و رشد طاغوت فراهم می باشد؛ طاغوتی که با تکیه بر پول و قدرت می تواند عده ی زیادی را به استثمار و بردگی بکشاند.در این هنگام بود که به مرور زمان پادشاه ستمگری در این جامعه به وجود آمد، پادشاهی که گویی از طرف ابلیس همه طوره ساپورت میشد و اندیشه هایی به ذهنش می انداخت که برای نابود کرد یک جامعه ی الهی کفایت می کرد.
این پادشاه...
ادامه دارد...
۳۱۳
۱۶:۴۳