طعم کده
#داستان_واقعی #روایت_انسان #قسمت_سیصد_پنجاه_سه
: موسی با دیدن آن اژدهایی که در تاریکی شب سفید میزد و خال های سیاه داشت و به تندی حرکت می کرد. مار جوانی که تا دهانش را باز می نمود شراره های آتش از دهانش خارج میشد، ترسی شدید به او دست داد و نا خوداگاه به سمت دیگر فرار کرد تا آن مار که همان عصای او بود به ایشان آسیبی نرساند. آری براستی بعضی از داشته های ما که به آن می نازیم همچون همین عصا هست که در ظاهر عصا و در باطن اژدهاست و اگر تکیه به پروردگار داشته باشیم و همه ی قدرت ها را ید خداوند بدانیم و دست از منیّت برداریم آن اژدها کمکی می شود به ما تا به سر منزل مقصود برسیم. موسی فرار را بر قرار ترجیح داد و در این حال خداوند به موسی فرمود: ای موسی! نترس، بیم و هراس به خود راه مده که من با تو هستم، پس دستت را دراز کن و با دستت آن مار را بگیر چرا که ما آن را به حالت اولیه باز می گردانیم.
حضرت موسی پیامبر عدالتخواهی بود که می خواست با بزرگتررن فرعون های زمانه اش که خود را خدا می نامید درگیر شود و سختی های زیادی پیش رو داشت، پس چنین شخصی در چنین موقعیتی به شدت لازم داشت که به خداوند اعتماد کامل داشته باشد و به او تکیه کند و در این راه و سختی هایی که پیش می آمد حتی اندکی هم نلغزد.
هنگامی که حضرت موسی سخن پروردگار را شنید، بلافاصله دستش را جلو برد و آن مار بزرگ را گرفت و تن اژدها فورا به حالت اولیه اش باز گشت و دوباره عصایی شد که موسی به آن تکیه کند
و حال برای حضرت موسی اطمینان کامل حاصل شد که هیچ چیزی از تحت قدرت این خدای بزرگ خارج نیست و این اعتماد به خداوند باید در وجود تمام عدالتخواهان عالم جاری باشد و اگر این اعتماد نباشد، کسی راه به جایی نخواهد برد. اعتمادی که در حال حاضر ما در تک تک حرکات رهبر عزیزمان می بینیم، آنجا که از این اوضاع نابسامان به ایشان شکایت بردند و رهبر عزیزم با طمأنینه فرمودند:« ان معی ربی سیهدین» نگران نباشید که خداوند با ماست. وقتی موسی عصا را به دست گرفت، حالا امری دیگر از خدا بر او جاری شد و خداوند به او فرمود: ای موسی! اینک دستت را درون گریبانت ببر و بیرون بیاور. حضرت موسی بلافاصله چنین کرد و دست در گریبان برد و هنگامی که حضرت موسی دستش را از گریبان بیرون آورد مشاهده کرد که دستش به شدت نورانی شد و این نور به حدی بود هنگامی که حضرت موسی
این کار را در طول روز انجام می داد، نور دست موسی بر نور خورشید غلبه می کرد، یعنی نوری که از دست موسی بیرون میزد از نور خورشید درخشان تر و زیباتر و با عظمت تر بود و این نور شدید که آیت دوم و نشانه دوم خداوند برای پیامبری موسی بود چیزی جز سلامت و صداقت و عافیت برای موسی به ارمغان نداشت و هیچ ضرری برای او نداشت.
پس از این گفتگوها خداوند به موسی فرمود: ای موسی! بدان و آگاه باش که من تو را برای رسالت انتخاب کردم پس به سوی سرزمین مصر و فرعون برو چرا که او طغیان کرده است.
حضرت موسی رهبر عدالتخواهی است که حالا سال هاست آموزش های لازم را زیر دست پیامبری دیگر دیده است و اینک ابزار مبارزه از طرف خداوند به
او عطا شده؛ پس خداوند به او دستور می دهد که به سوی قوم طغیانگر حرکت کند و مبارزه را آغاز کند.
و این تازه اول ماجراری است که خداوند می خواهد توسط موسی پروژه اقامه اش را در مصر بزرگ پیش ببرد و موسی مأمور است تا دین خداوند را اقامه نماید و البته این سنت خداست که اول طغیانگر را هدایت می کند و اگر کار ساز نبود راه دیگری در پیش خواهد گرفت ادامه دارد.. #طاهره_سادات_حسینی
#داستان_واقعی #روایت_انسان #قسمت_سیصد_پنجاه_چهار🎬:
خداوند میخواهد در میان مومنین گروه مستضعف را وارث زمین کند یعنی اقامه دین را محقق کند و این وعده ی خداست که آینده زمین از آن صالحان است.ماموریتی که به حضرت ابراهیم هم داده شد اما اتفاق نیفتاد و حالا پس از گذشت سالها از آن زمان، حضرت موسی یکی از نوادگان ابراهیم مامور به انجام این کار مهم است. خداوند که عالم بر خفیات و دانای کل است، تمام امکانات را برای انجام این اقامه به همراه مومنین مصر در اختیار موسی میگذارد، اقامه ی دین که در مقابل اقامه ی باطل توسط طاغوت قرار میگیرد. خدا به حضرت موسی میفرماید: ای موسی! همانا ما دو چیز در اختیار تو قرار دادیم، دو چیزی که در بین بنی بشر جنبه ی اعجاز دارد، آنهم «عصا و ید بیضاء» است که هر دو برهان عملی از سمت پروردگار هستند به سوی فرعون و طرفداران فرعون و ثروتمندان مصر برو و بدان که دست یاریگر خداوند همیشه همراه توست.
حضرت موسی سالها در مصر زندگی کرده است و شرایط این سرزمین را کاملا میداند و از طرفی در آخرین روزهای حضورش در مصر یکی از عوامل قصر فرعون را کشته است، پس به خدا میفرماید: ای پروردگار بلند مرتبه! من در مصر کسی از کسان فرعون را کشته ام و از جان خود ترس دارم که به سمت مصر بروم و بیم آن را دارم که شاید قبل از انجام ماموریتم به همین بهانه کشته بشوم.
موسی خوب میداند که درگیری با فرعون و مصر کار آسانی نیست پس از خدا میخواهد تکیه گاه و شرح صدری به او عنایت کند و همچنین در این راه پر از فراز و نشیب و مملو از خطر شریکی در امر هدایت داشته باشد و چون برادرش هارون را خوب می شناسد و بارها ایمان و یقین او را به خداوند یکتا دیده است از خداوند درخواست میکند که برادرش هارون را وزیر و جانشین خود کند.
حضرت موسی به خدا می گوید: پروردگارا! تو به فرعون هم مال داده ای هم این مال به صورت زینت است و یک تمدن متجمل و زیبا و فریبنده است و با این امکاناتی که به من داده ای، می خواهم این زینت ها و بت های مادی را از بین ببرم و جایگزین آن ها ذکر تو را قرار بدهم.خدا در پاسخ به حضرت موسی میفرماید: ای موسی! من بازوی تو را بواسطه ی برادرت هارون تقویت میکنم و برای هر دوی شما سلطنت و قدرتمندی قرار میدهم و مصری ها بر شما تسلطی نخواهند داشت، پس با اطمینان به مصر و قصر فرعون برو که من همواره تکیه گاه و پناه شما هستم.
خداوند که مهربان بی همتاست و مهربانی اش برای تمام بندگانش چه مومن و چه کافر هست و هدایتش فراگیر هست و به همه میرسد به موسی متذکر می شود که به نزد فرعون و اطرافیانش برو و با احترام با او سخن بگو، از پروردگار جهانیان و خدایی که خلقش نموده برایشان سخن بگو و سپس انها را به ایمان و اعتقاد به خدای یکتا دعوت کن، اگر دعوتت را پذیرفتند که خداوند رحمتش را شامل حال آنها می گرداند و اگر دعوتت را نپذیرفتند و در مقابل تو عناد کردند، آنها را بترسان تا بتوانی جان و مال مومنین مصر را از دست او رها سازی و آنان را از ان سرزمین به سلامت بیرون آوری...و این سنت تبشیر و انذار است که خداوند در مراحل هدایت انسان ها بکار می برد.
ادامه دارد...#طاهره_سادات_حسینی
خداوند میخواهد در میان مومنین گروه مستضعف را وارث زمین کند یعنی اقامه دین را محقق کند و این وعده ی خداست که آینده زمین از آن صالحان است.ماموریتی که به حضرت ابراهیم هم داده شد اما اتفاق نیفتاد و حالا پس از گذشت سالها از آن زمان، حضرت موسی یکی از نوادگان ابراهیم مامور به انجام این کار مهم است. خداوند که عالم بر خفیات و دانای کل است، تمام امکانات را برای انجام این اقامه به همراه مومنین مصر در اختیار موسی میگذارد، اقامه ی دین که در مقابل اقامه ی باطل توسط طاغوت قرار میگیرد. خدا به حضرت موسی میفرماید: ای موسی! همانا ما دو چیز در اختیار تو قرار دادیم، دو چیزی که در بین بنی بشر جنبه ی اعجاز دارد، آنهم «عصا و ید بیضاء» است که هر دو برهان عملی از سمت پروردگار هستند به سوی فرعون و طرفداران فرعون و ثروتمندان مصر برو و بدان که دست یاریگر خداوند همیشه همراه توست.
حضرت موسی سالها در مصر زندگی کرده است و شرایط این سرزمین را کاملا میداند و از طرفی در آخرین روزهای حضورش در مصر یکی از عوامل قصر فرعون را کشته است، پس به خدا میفرماید: ای پروردگار بلند مرتبه! من در مصر کسی از کسان فرعون را کشته ام و از جان خود ترس دارم که به سمت مصر بروم و بیم آن را دارم که شاید قبل از انجام ماموریتم به همین بهانه کشته بشوم.
موسی خوب میداند که درگیری با فرعون و مصر کار آسانی نیست پس از خدا میخواهد تکیه گاه و شرح صدری به او عنایت کند و همچنین در این راه پر از فراز و نشیب و مملو از خطر شریکی در امر هدایت داشته باشد و چون برادرش هارون را خوب می شناسد و بارها ایمان و یقین او را به خداوند یکتا دیده است از خداوند درخواست میکند که برادرش هارون را وزیر و جانشین خود کند.
حضرت موسی به خدا می گوید: پروردگارا! تو به فرعون هم مال داده ای هم این مال به صورت زینت است و یک تمدن متجمل و زیبا و فریبنده است و با این امکاناتی که به من داده ای، می خواهم این زینت ها و بت های مادی را از بین ببرم و جایگزین آن ها ذکر تو را قرار بدهم.خدا در پاسخ به حضرت موسی میفرماید: ای موسی! من بازوی تو را بواسطه ی برادرت هارون تقویت میکنم و برای هر دوی شما سلطنت و قدرتمندی قرار میدهم و مصری ها بر شما تسلطی نخواهند داشت، پس با اطمینان به مصر و قصر فرعون برو که من همواره تکیه گاه و پناه شما هستم.
خداوند که مهربان بی همتاست و مهربانی اش برای تمام بندگانش چه مومن و چه کافر هست و هدایتش فراگیر هست و به همه میرسد به موسی متذکر می شود که به نزد فرعون و اطرافیانش برو و با احترام با او سخن بگو، از پروردگار جهانیان و خدایی که خلقش نموده برایشان سخن بگو و سپس انها را به ایمان و اعتقاد به خدای یکتا دعوت کن، اگر دعوتت را پذیرفتند که خداوند رحمتش را شامل حال آنها می گرداند و اگر دعوتت را نپذیرفتند و در مقابل تو عناد کردند، آنها را بترسان تا بتوانی جان و مال مومنین مصر را از دست او رها سازی و آنان را از ان سرزمین به سلامت بیرون آوری...و این سنت تبشیر و انذار است که خداوند در مراحل هدایت انسان ها بکار می برد.
ادامه دارد...#طاهره_سادات_حسینی
۲۱۴
۱۶:۴۸