طعم کده
#داستان_واقعی #قسمت_سیصد_پنجاه_دو
: خداوند بعد از امر به نماز و اقامه ی نماز توسط موسی به ایشان بقیه معارف را آموخت و درباره معاد و مخفی بودن زمان آن با حضرت موسی سخن گفت و رازهای دنیای پس از مرگ را برای ایشان بازگو نمود و فرمود: ممکن است تمام این اتفاقات در مدت زمان بسیار کوتاهی اتفاق افتاده باشد چرا که حضرت موسی با علم حضوری تمام این مسائل را درک می کرد و با وحی الهی تمام مطالب به او می رسید.
خداوند به موسی فرمود: ای موسی! مراقب باش کسانی که به معاد و قیامت ایمان ندارند تو را از قیامت باز ندارند و تو را منحرف نکنند چرا که نابود خواهی شد.
این جمله و تاکیدی که خداوند نموده بی خود و بی جهت نیست چرا که هیچ کار و حرف خداوند بیهوده نیست و این جمله نشانگر سخت بودن کار حضرت موسی در مصر و جاذبه تمدنی مصر برای اهل دنیا است و این جاذبه
مادی تمدن مصر به حدی زیاد است که خود حضرت موسی نیز در معرض خطر است و وقتی خداوند چنین به موسی گوشزد می کند ما درمی یابیم که تمدن آنزمان مصر بسیار زیبا و فریبنده بوده است و
زرق و برق های مادی تمدن مصر آنقدر زیاد است که یونانی ها و رومی ها آرزوی رسیدن به مصر را داشتند و
البته در تاررخ نگاری های جدید مبدا خودشان را یونان قرار دادند در حالی که تمدن یونان در مقابل تمدن بزرگ مصر هیچ محسوب می شود و شاید با اطمینان گفت که هر دست آورد تمدنی که یونان دارد از مصر باستان گرفته است و تمدن یونانی یک کپی برداری از تمدن مصر بوده است.
حالا خداوند مشغول سخن گفتن با موسی ست، فضا فضای سنگینی برای موسی است، او خود را در برابر خدا هیچمی بیند و خداوند مهربانی ست بی همتا و اراده کرده تا موسی در این گفتگو معذب نباشد
، پس خداوند برای آن که فضا را تلطیف کند تا حضرت موسی راحت تر بشنود و سخن بگوید از موسی سوال می کند: آن چیزی که در دستت داری چیست؟ خداوند می خواهد موسی راحت باشد پس از چیزهایی که موسی دارد سوال می کند
در این هنگام موسی نگاهی به دستش می کند و می گوید : ای خداوند بزرگ! این که در دستم است، عصای من است که به آن تکیه می کنم و برای گوسفندانم برگ درختان را می تکانم و البته برای من فایده های دیگری نیز دارد.
موسی در جواب سوال پروردگار از واژه «من» استفاده کرد و این بدان معناست که در مقابل پروردگار از خودش سخن گفت.
ً
حضرت موسی در پاسخ سوال خداوند مکررا از من سخن گفت، هرچند حضرت موسی در این جا مرتکب گناهی نشد، اما خداوند برای آن که حقیقت این «منّیت» ها را به او
نشان بدهد و منزلت موسی را ارتقا بدهد به او دستور داد که عصا را بیندازد. خداوند می خواست با این کار
به او نشان بدهد که باطن منّیت چیزی جز دنیای مادی نیست که حقیقت آن به شکل موجودی بسیار
وحشتناک است و در این داستان پندهای زیادی برا تمام نسل های بشر در تمام قرون و اعصار است.
هنگامی که موسی عصا را بر زمین انداخت، ناگهان آن عصا تبدیل به ماری شد که در حال حرکت بود، بین انداختن موسی و تبدیل شدن عصا به مار هیچ فاصله ای نبود یعنی به محض اینکه عصا پرت شد، ماری بزرگ که حرکاتی سریع داشت و در جایی دیگر تعبیر شده اژدهایی بسیار بزرگ و وحشتناک که از دهانش آتش بیرون میزد، در پیش چشم موسی شروع به حرکت کرد
در قرآن کریم با چند تعبیر مختلف به ارن ماجرا اشاره شده است.
موسی با دیدن این اژدها ترسی سراسر وجودش را فرا گرفت و رعشه ای شدید بر جان و زانوهایش افتاد و از شدت ترس شروع به فرار کردن نمود که... ادامه دارد... #طاهره_سادات_حسینی
#داستان_واقعی #روایت_انسان #قسمت_سیصد_پنجاه_سه🎬:
موسی با دیدن آن اژدهایی که در تاریکی شب سفید میزد و خال های سیاه داشت و به تندی حرکت می کرد.مار جوانی که تا دهانش را باز می نمود شراره های آتش از دهانش خارج میشد، ترسی شدید به او دست داد و نا خوداگاه به سمت دیگر فرار کرد تا آن مار که همان عصای او بود به ایشان آسیبی نرساند.آری براستی بعضی از داشته های ما که به آن می نازیم همچون همین عصا هست که در ظاهر عصا و در باطن اژدهاست و اگر تکیه به پروردگار داشته باشیم و همه ی قدرت ها را ید خداوند بدانیم و دست از منیّت برداریم آن اژدها کمکی می شود به ما تا به سر منزل مقصود برسیم.
موسی فرار را بر قرار ترجیح داد و در این حال خداوند به موسی فرمود: ای موسی! نترس، بیم و هراس به خود راه مده که من با تو هستم، پس دستت را دراز کن و با دستت آن مار را بگیر چرا که ما آن را به حالت اولیه باز می گردانیم.حضرت موسی پیامبر عدالتخواهی بود که می خواست با بزرگتررن فرعون های زمانه اش که خود را خدا می نامید درگیر شود و سختی های زیادی پیش رو داشت، پس چنین شخصی در چنین موقعیتی به شدت لازم داشت که به خداوند اعتماد کامل داشته باشد و به او تکیه کند و در این راه و سختی هایی که پیش می آمد حتی اندکی هم نلغزد.
هنگامی که حضرت موسی سخن پروردگار را شنید، بلافاصله دستش را جلو برد و آن مار بزرگ را گرفت و تن اژدها فورا به حالت اولیه اش باز گشت و دوباره عصایی شد که موسی به آن تکیه کندو حال برای حضرت موسی اطمینان کامل حاصل شد که هیچ چیزی از تحت قدرت این خدای بزرگ خارج نیست و این اعتماد به خداوند باید در وجود تمام عدالتخواهان عالم جاری باشد و اگر این اعتماد نباشد، کسی راه به جایی نخواهد برد.
اعتمادی که در حال حاضر ما در تک تک حرکات رهبر عزیزمان می بینیم، آنجا که از این اوضاع نابسامان به ایشان شکایت بردند و رهبر عزیزم با طمأنینه فرمودند:« ان معی ربی سیهدین» نگران نباشید که خداوند با ماست.
وقتی موسی عصا را به دست گرفت، حالا امری دیگر از خدا بر او جاری شد و خداوند به او فرمود: ای موسی! اینک دستت را درون گریبانت ببر و بیرون بیاور. حضرت موسی بلافاصله چنین کرد و دست در گریبان برد و هنگامی که حضرت موسی دستش را از گریبان بیرون آورد مشاهده کرد که دستش به شدت نورانی شد و این نور به حدی بود هنگامی که حضرت موسی این کار را در طول روز انجام می داد، نور دست موسی بر نور خورشید غلبه می کرد، یعنی نوری که از دست موسی بیرون میزد از نور خورشید درخشان تر و زیباتر و با عظمت تر بود و این نور شدید که آیت دوم و نشانه دوم خداوند برای پیامبری موسی بود چیزی جز سلامت و صداقت و عافیت برای موسی به ارمغان نداشت و هیچ ضرری برای او نداشت.پس از این گفتگوها خداوند به موسی فرمود: ای موسی! بدان و آگاه باش که من تو را برای رسالت انتخاب کردم پس به سوی سرزمین مصر و فرعون برو چرا که او طغیان کرده است.
حضرت موسی رهبر عدالتخواهی است که حالا سال هاست آموزش های لازم را زیر دست پیامبری دیگر دیده است و اینک ابزار مبارزه از طرف خداوند به او عطا شده؛ پس خداوند به او دستور می دهد که به سوی قوم طغیانگر حرکت کند و مبارزه را آغاز کند.
و این تازه اول ماجراری است که خداوند می خواهد توسط موسی پروژه اقامه اش را در مصر بزرگ پیش ببرد و موسی مأمور است تا دین خداوند را اقامه نماید و البته این سنت خداست که اول طغیانگر را هدایت می کند و اگر کار ساز نبود راه دیگری در پیش خواهد گرفت
ادامه دارد..#طاهره_سادات_حسینی
موسی با دیدن آن اژدهایی که در تاریکی شب سفید میزد و خال های سیاه داشت و به تندی حرکت می کرد.مار جوانی که تا دهانش را باز می نمود شراره های آتش از دهانش خارج میشد، ترسی شدید به او دست داد و نا خوداگاه به سمت دیگر فرار کرد تا آن مار که همان عصای او بود به ایشان آسیبی نرساند.آری براستی بعضی از داشته های ما که به آن می نازیم همچون همین عصا هست که در ظاهر عصا و در باطن اژدهاست و اگر تکیه به پروردگار داشته باشیم و همه ی قدرت ها را ید خداوند بدانیم و دست از منیّت برداریم آن اژدها کمکی می شود به ما تا به سر منزل مقصود برسیم.
موسی فرار را بر قرار ترجیح داد و در این حال خداوند به موسی فرمود: ای موسی! نترس، بیم و هراس به خود راه مده که من با تو هستم، پس دستت را دراز کن و با دستت آن مار را بگیر چرا که ما آن را به حالت اولیه باز می گردانیم.حضرت موسی پیامبر عدالتخواهی بود که می خواست با بزرگتررن فرعون های زمانه اش که خود را خدا می نامید درگیر شود و سختی های زیادی پیش رو داشت، پس چنین شخصی در چنین موقعیتی به شدت لازم داشت که به خداوند اعتماد کامل داشته باشد و به او تکیه کند و در این راه و سختی هایی که پیش می آمد حتی اندکی هم نلغزد.
هنگامی که حضرت موسی سخن پروردگار را شنید، بلافاصله دستش را جلو برد و آن مار بزرگ را گرفت و تن اژدها فورا به حالت اولیه اش باز گشت و دوباره عصایی شد که موسی به آن تکیه کندو حال برای حضرت موسی اطمینان کامل حاصل شد که هیچ چیزی از تحت قدرت این خدای بزرگ خارج نیست و این اعتماد به خداوند باید در وجود تمام عدالتخواهان عالم جاری باشد و اگر این اعتماد نباشد، کسی راه به جایی نخواهد برد.
اعتمادی که در حال حاضر ما در تک تک حرکات رهبر عزیزمان می بینیم، آنجا که از این اوضاع نابسامان به ایشان شکایت بردند و رهبر عزیزم با طمأنینه فرمودند:« ان معی ربی سیهدین» نگران نباشید که خداوند با ماست.
وقتی موسی عصا را به دست گرفت، حالا امری دیگر از خدا بر او جاری شد و خداوند به او فرمود: ای موسی! اینک دستت را درون گریبانت ببر و بیرون بیاور. حضرت موسی بلافاصله چنین کرد و دست در گریبان برد و هنگامی که حضرت موسی دستش را از گریبان بیرون آورد مشاهده کرد که دستش به شدت نورانی شد و این نور به حدی بود هنگامی که حضرت موسی این کار را در طول روز انجام می داد، نور دست موسی بر نور خورشید غلبه می کرد، یعنی نوری که از دست موسی بیرون میزد از نور خورشید درخشان تر و زیباتر و با عظمت تر بود و این نور شدید که آیت دوم و نشانه دوم خداوند برای پیامبری موسی بود چیزی جز سلامت و صداقت و عافیت برای موسی به ارمغان نداشت و هیچ ضرری برای او نداشت.پس از این گفتگوها خداوند به موسی فرمود: ای موسی! بدان و آگاه باش که من تو را برای رسالت انتخاب کردم پس به سوی سرزمین مصر و فرعون برو چرا که او طغیان کرده است.
حضرت موسی رهبر عدالتخواهی است که حالا سال هاست آموزش های لازم را زیر دست پیامبری دیگر دیده است و اینک ابزار مبارزه از طرف خداوند به او عطا شده؛ پس خداوند به او دستور می دهد که به سوی قوم طغیانگر حرکت کند و مبارزه را آغاز کند.
و این تازه اول ماجراری است که خداوند می خواهد توسط موسی پروژه اقامه اش را در مصر بزرگ پیش ببرد و موسی مأمور است تا دین خداوند را اقامه نماید و البته این سنت خداست که اول طغیانگر را هدایت می کند و اگر کار ساز نبود راه دیگری در پیش خواهد گرفت
ادامه دارد..#طاهره_سادات_حسینی
۲۲۰
۱۷:۰۷