در «نوشتار قبلی» بهاختصار توضیح دادم که چرا فارغ از نتیجهٔ آتشبس و مذاکره، فرایند، زمان و شکلپذیرش و آغاز آن را مطلوب نمیدانم. اکنون به طرح نگرانیام در خصوص دسیسهای میپردازم که ممکن است در عمق بازی آتشبس نهفته باشد.
متأسفانه نکتهٔ مهمتر، میوهای است که «تیم عملیات روانی» دشمن میتواند از موضوع آتشبس بچیند. به این معنی که چهبسا آتشبس طرحی باشد نه برای آتشبس؛ بلکه برای تشدید شکاف و ایجاد تفرقه بین «محور مقاومت» ، «ایران» و «مردم با مردم» ، یک بازی دو سر باخت برای ایران. به این شکل که چنانچه بعد از آتشبس، محور مقاومت مورد هجوم واقع شود، ایران دوراه پیش روی خود دارد: «حمایت نظامی» و یا صرفاً «حمایت دیپلماتیک».
اول، اگر ایران در دفاع از محور مقاومت حملات نظامی خود را آغاز کند، جنگ وارد مرحلهٔ جدیدی شده و «بدنهٔ سازش» که تا کنون به دلیل فضای حماسی جامعه امکان ابراز وجود نیافته است، فعال خواهد شد. بهاینترتیب اتحاد مؤثری که در نتیجهٔ «آرمان واحدِ دفاع از ایران» شکلگرفته و مهمترین پشتوانهٔ مقاومت محسوب میشود، سوخت موشکهایمان را تأمین کرده و قلب نظامیانمان را قوت میبخشد، توسط رسانههای دشمن زیر سؤال خواهد رفت. در ادامه هزینههای جنگ بهپای «دفاع از محور مقاومت» و نه «دفاع از ایران» نوشته خواهد شد، با شهادت هر شخص و ایجاد هر تخریب، رسانههای دشمن همین روایت را نشر داده و بدنهٔ سازش را تحریک و تقویت خواهند کرد تا اتحاد ملی را بشکافند.
دوم، اگر ایران به هر دلیلی صرفاً به حمایت دیپلماتیک از محور بپردازد، دو بار هزینه خواهد داد: (۱) اعتبار و جایگاه خود را در میان همپیمانان خود و ملتهای منطقه خواهد باخت، سرمایهٔ هنگفتی که مهمترین پشتوانهٔ منطقهای ایران است. (۲) نظام سلطه، اعضای محور را یکبهیک از میان برخواهد داشت، چرا که دشمن حتماً به این جمعبندی رسیده است که چارهای ندارد جز اینکه اتحاد بین جبهههای مختلف محور را که در سرتاسر منطقه گسترده شده است، درهمشکسته و هر یک را بهتنهایی تضعیف و نابود کند؛ بنابراین خیلی زود مجدداً نوبت به ایران خواهد رسید.
با این توضیح شاید روشن شود که چرا از روزهای ابتدایی جنگ، دشمن اصرار ویژهای به طرح موضوع آتشبس داشته است. اما اگر بخواهیم از آنچه رخداده عبور کنیم و به آنچه که لازم است بپردازیم، به ذهن حقیر چند نکته میرسد که البته حتماً قبل از من به ذهن شما و مسئولین فداکارمان هم رسیده است:
۱) طبعاً نیروهای مسلح ما که اشراف کامل به منطقه دارند با تمام قوت تحرکات دشمن را رصد کرده و اجازه نمیدهند تا پایگاههایِ غیرعملیاتی شده و تجهیزات از کارافتادهٔ دشمن بازسازی شده و مجدداً بر علیه ما تجهیز شوند.
۲) همچنین حتماً نیروهای مسلح ما با تشریفات دقیق و مشخصی حاکمیت مقتدرانهٔ ایران بر هرمز را اعمال خواهند کرد. هر ترتیبی (اخذ عوارض، تبادل با ارزی به جز دلار، عدم عبور کشتیهای متخاصم و...) که قرار است در آیندهٔ هرمز الزام باشد، باید همین روزها بهدقت اجرا و تثبیت شود.
۳) اکنون اقدام آشکار در دفاع از محور مقاومت صرفاً «جوانمردی در حمایت از همپیمانان» نیست؛ بلکه یک «اقتضا برای بقا و استمرار» است؛ بنابراین در صورت تعرض به محور، آتشبس معنایی ندارد، مذاکره ملغی است و هر متجاوزی که بهسوی محور شلیک میکند، باید مورد اصابت مستقیم و مداوم موشکهای ما قرار گیرد.
۴) در نهایت حفظ وحدت و انسجام ملی و ناکام گذاشتن دشمن در تحریک شکافهای داخلی باید موردتوجه جدی واقع شود، در این مسیر لازم است «بدنهٔ مقاومت» هر چه در توان دارد برای افشای دسیسهٔ دشمن و حفظ و همراهسازی عموم مردم انجام دهد، شاید مهمترین رسالت روزهای بعدی همین باشد.
۵) همانطور که ملت قهرمان ایران، تا کنون میدان را با خیابان تقویت کرده است، زینپس و تا پایان قطعی و اتمام کامل تجاوز نیز همین مسیر را ادامه خواهد داد؛ بنابراین تأکید در این مورد، مثل زیره به کرمان بردن است و زیبنده نیست.
۲۲:۲۸