نخست باید تصریح کنم که تا کنون دستاوردهای مقاومت خارقالعاده بوده و نیروهای مسلح بااقتدار توانستهاند دشمن را در رسیدن به اهداف اصلی خود به ناکامی کشیده و ضربات سهمگینی بر او وارد کنند، بنابراین آنچه مینویسم نگرانیهایی است که اولاً احساس میکنم مانع شکلدهی روایت پیروز میشود و ثانیاً شفافکردن جوانب دسیسهای است که شاید در عمق طرح آتشبس نهفته باشد.
هر چند چارچوب دهگانهای که در بیانیهٔ «شورایعالی امنیت ملی» مطرح شده، دستاورد قابلتوجهی است، اما فاصلهٔ «متن» تا «عمل» بیش از «آتشبس» است. تحقق اصول فوق عملاً انهدام هژمون ایالات متحده است (حداقل در منطقهٔ غرب آسیا) و این چیزی نیست که آمریکا با ارادهٔ خود و به این سهولت به آن تن در دهد؛ چراکه به نظر میرسد دستاوردهای مقاومت هر چند چشمگیر ولی هنوز بهاندازهای نیست که آمریکا را به چنین نقطهای رسانده باشد. فاصلهٔ بین شرایط ۱۰ بندی ما تا امیال ۱۵ بندی متجاوز، فاصلهٔ بین «خال مهرویان» است تا «فلفل سوزان»، هر دو دلسوزند ولیکن آن کجا و این کجا! بنابراین اولاً به فرایند و نتیجهٔ مذاکره خوشبین نیستم و ثانیاً احتمال تشدید تنش و آغاز مجدد تجاوز را جدیتر میدانم.
همچنین ذکر این نکته را ضروری میدانم که حتی اگر اقتضای زمان و شرایط، آتشبس بود (شاید مبنای تصمیم اطلاعات محرمانهای باشد که ما از آن بیاطلاع هستیم)، باز هم بهتر بود این واقعه بعد از سپریشدن مهلت مقرر رخ میداد، چراکه همزمانی اعلام و آغاز آتشبس با ضربالاجل گستاخانهٔ ترامپ، روایت متجاوز را تقویت میکند. در چنین شرایطی ضروری بود از تأیید هر نشانهای که متجاوز را در مقام تصمیمگیر جلوه میدهد اجتناب شود، همان انذاری که از ابتدا مطرح کرده بودیم: «شما میتوانید جنگ را شروع کنید، اما زمان پایان آن را ما تعیین خواهیم کرد.»، در همین راستا واکنشهایمان باید نشان میداد که نهتنها ما را به مهلت او نیازی نبوده و نیست؛ بلکه برعکس صلاح ما در زوال قرار اوست، چراکه هزینهٔ «تابوی حمله» بیش از هزینهٔ «حمله» است.
همچنین اگر همانگونه که در بیانیهٔ شعام آمده، دشمن از روی استیصال درخواست آتشبس داده است، بهتر بود متجاوز بهصراحت و روشنی امتیاز ویژهای را برای پذیرش آتشبس عطا میکرد، همچون «آزادی بخشی از داراییهای بلوکهشدهٔ ایران» یا هر امتیازِ نقدِ ممکنِ دیگری که خِشتی باشد در ساختِ بَنای روایت پیروز در جبههٔ مقاومت و جلوگیری از روایتسازی او و امتحان حسننیتش در آتشبس.
نکتهٔ بعدی اینکه اگر بنا به پذیرش آتشبس بود، میبایست فرایند آن به طور شفاف با مردمی که چهل شبانهروز فداکارانه مقیم خیابان بودند و هستند، طرح میشد و یا حداقل آمادگیهای لازم برای پذیرش آن ایجاد میگردید. انتشار خبر غیرمنتظرهٔ آتشبس در شرایطی که تا لحظهٔ آخر همهٔ مسئولین با قاطعیت وجود هر نوع آتشبس و گفتگویی را منکر میشوند، مخصوصاً زمانی که ترامپ به طور مداوم این گزاره را طرح میکند که «داریم مذاکره میکنیم»، بدنهٔ مردمی مقاومت را نسبت به مسئولین بیاعتماد کرده و بذر تردید و دلسردی را در ذهن و دلِ ارزشمندترین دارایی کشور میکارد.
بنابراین فارغ از نتیجهٔ آتشبس و مذاکره، فرایند، زمان و شکلپذیرش و آغاز آتشبس را برای تثبیت روایت پیروز مطلوب نمیدانم. اما به جز این مسئله، نکتهٔ مهم دیگری هم وجود دارد که در نوشتار بعدی توضیح میدهم:
۲۲:۱۲