از توجه شما سپاسگزارم!
۱۵:۴۵
از توجه شما سپاسگزارم!
۱۹:۱۲
۱۹:۳۶
۱۵:۲۲
بازارسال شده از محمود کریمی بیرانوند
بمب هستهای؟ نه ممنون خودمان تنگه هرمز داریم!
تیتر جالب واشینگتن تایمز: تنگه هرمز،بمب هستهای جدید ایران است!خلاصه این مقاله یک جمله است:«ایران به این نتیجه رسیده که کنترل تنگه هرمز و اخذ عوارض از کشتیرانی جهانی، از داشتن بمب هستهای هم مؤثرتر است.»
البته که مسئله فقط عوارض نیست. تثبیت ابرقدرتی،محوریت امنیتی-مدیریتی در خلیجفارس،بیاثرکردن تحریمها و البته کسب درآمدهای هنگفت هم از اثرات جانبی آن است.
محمود کریمی بیرانوند@mkarimibeyranvand
۱۷:۳۵
دکتر امین ترحمی اصل | روانشناس
بمب هستهای؟ نه ممنون خودمان تنگه هرمز داریم!
تیتر جالب واشینگتن تایمز: تنگه هرمز،بمب هستهای جدید ایران است! خلاصه این مقاله یک جمله است:«ایران به این نتیجه رسیده که کنترل تنگه هرمز و اخذ عوارض از کشتیرانی جهانی، از داشتن بمب هستهای هم مؤثرتر است.»
البته که مسئله فقط عوارض نیست. تثبیت ابرقدرتی،محوریت امنیتی-مدیریتی در خلیجفارس،بیاثرکردن تحریمها و البته کسب درآمدهای هنگفت هم از اثرات جانبی آن است.
محمود کریمی بیرانوند @mkarimibeyranvand
دکتر کریمی اخبار و تحلیلهای خوبی از جنبههای اقتصادی منتشر میکنند، قابل استفاده است.
۱۷:۳۵
از توجه شما سپاسگزارم!
۱۷:۳۶
از توجه شما سپاسگزارم!
۲۰:۴۶
نخست باید تصریح کنم که تا کنون دستاوردهای مقاومت خارقالعاده بوده و نیروهای مسلح بااقتدار توانستهاند دشمن را در رسیدن به اهداف اصلی خود به ناکامی کشیده و ضربات سهمگینی بر او وارد کنند، بنابراین آنچه مینویسم نگرانیهایی است که اولاً احساس میکنم مانع شکلدهی روایت پیروز میشود و ثانیاً شفافکردن جوانب دسیسهای است که شاید در عمق طرح آتشبس نهفته باشد.
هر چند چارچوب دهگانهای که در بیانیهٔ «شورایعالی امنیت ملی» مطرح شده، دستاورد قابلتوجهی است، اما فاصلهٔ «متن» تا «عمل» بیش از «آتشبس» است. تحقق اصول فوق عملاً انهدام هژمون ایالات متحده است (حداقل در منطقهٔ غرب آسیا) و این چیزی نیست که آمریکا با ارادهٔ خود و به این سهولت به آن تن در دهد؛ چراکه به نظر میرسد دستاوردهای مقاومت هر چند چشمگیر ولی هنوز بهاندازهای نیست که آمریکا را به چنین نقطهای رسانده باشد. فاصلهٔ بین شرایط ۱۰ بندی ما تا امیال ۱۵ بندی متجاوز، فاصلهٔ بین «خال مهرویان» است تا «فلفل سوزان»، هر دو دلسوزند ولیکن آن کجا و این کجا! بنابراین اولاً به فرایند و نتیجهٔ مذاکره خوشبین نیستم و ثانیاً احتمال تشدید تنش و آغاز مجدد تجاوز را جدیتر میدانم.
همچنین ذکر این نکته را ضروری میدانم که حتی اگر اقتضای زمان و شرایط، آتشبس بود (شاید مبنای تصمیم اطلاعات محرمانهای باشد که ما از آن بیاطلاع هستیم)، باز هم بهتر بود این واقعه بعد از سپریشدن مهلت مقرر رخ میداد، چراکه همزمانی اعلام و آغاز آتشبس با ضربالاجل گستاخانهٔ ترامپ، روایت متجاوز را تقویت میکند. در چنین شرایطی ضروری بود از تأیید هر نشانهای که متجاوز را در مقام تصمیمگیر جلوه میدهد اجتناب شود، همان انذاری که از ابتدا مطرح کرده بودیم: «شما میتوانید جنگ را شروع کنید، اما زمان پایان آن را ما تعیین خواهیم کرد.»، در همین راستا واکنشهایمان باید نشان میداد که نهتنها ما را به مهلت او نیازی نبوده و نیست؛ بلکه برعکس صلاح ما در زوال قرار اوست، چراکه هزینهٔ «تابوی حمله» بیش از هزینهٔ «حمله» است.
همچنین اگر همانگونه که در بیانیهٔ شعام آمده، دشمن از روی استیصال درخواست آتشبس داده است، بهتر بود متجاوز بهصراحت و روشنی امتیاز ویژهای را برای پذیرش آتشبس عطا میکرد، همچون «آزادی بخشی از داراییهای بلوکهشدهٔ ایران» یا هر امتیازِ نقدِ ممکنِ دیگری که خِشتی باشد در ساختِ بَنای روایت پیروز در جبههٔ مقاومت و جلوگیری از روایتسازی او و امتحان حسننیتش در آتشبس.
نکتهٔ بعدی اینکه اگر بنا به پذیرش آتشبس بود، میبایست فرایند آن به طور شفاف با مردمی که چهل شبانهروز فداکارانه مقیم خیابان بودند و هستند، طرح میشد و یا حداقل آمادگیهای لازم برای پذیرش آن ایجاد میگردید. انتشار خبر غیرمنتظرهٔ آتشبس در شرایطی که تا لحظهٔ آخر همهٔ مسئولین با قاطعیت وجود هر نوع آتشبس و گفتگویی را منکر میشوند، مخصوصاً زمانی که ترامپ به طور مداوم این گزاره را طرح میکند که «داریم مذاکره میکنیم»، بدنهٔ مردمی مقاومت را نسبت به مسئولین بیاعتماد کرده و بذر تردید و دلسردی را در ذهن و دلِ ارزشمندترین دارایی کشور میکارد.
بنابراین فارغ از نتیجهٔ آتشبس و مذاکره، فرایند، زمان و شکلپذیرش و آغاز آتشبس را برای تثبیت روایت پیروز مطلوب نمیدانم. اما به جز این مسئله، نکتهٔ مهم دیگری هم وجود دارد که در نوشتار بعدی توضیح میدهم:
۲۲:۱۲
در «نوشتار قبلی» بهاختصار توضیح دادم که چرا فارغ از نتیجهٔ آتشبس و مذاکره، فرایند، زمان و شکلپذیرش و آغاز آن را مطلوب نمیدانم. اکنون به طرح نگرانیام در خصوص دسیسهای میپردازم که ممکن است در عمق بازی آتشبس نهفته باشد.
متأسفانه نکتهٔ مهمتر، میوهای است که «تیم عملیات روانی» دشمن میتواند از موضوع آتشبس بچیند. به این معنی که چهبسا آتشبس طرحی باشد نه برای آتشبس؛ بلکه برای تشدید شکاف و ایجاد تفرقه بین «محور مقاومت» ، «ایران» و «مردم با مردم» ، یک بازی دو سر باخت برای ایران. به این شکل که چنانچه بعد از آتشبس، محور مقاومت مورد هجوم واقع شود، ایران دوراه پیش روی خود دارد: «حمایت نظامی» و یا صرفاً «حمایت دیپلماتیک».
اول، اگر ایران در دفاع از محور مقاومت حملات نظامی خود را آغاز کند، جنگ وارد مرحلهٔ جدیدی شده و «بدنهٔ سازش» که تا کنون به دلیل فضای حماسی جامعه امکان ابراز وجود نیافته است، فعال خواهد شد. بهاینترتیب اتحاد مؤثری که در نتیجهٔ «آرمان واحدِ دفاع از ایران» شکلگرفته و مهمترین پشتوانهٔ مقاومت محسوب میشود، سوخت موشکهایمان را تأمین کرده و قلب نظامیانمان را قوت میبخشد، توسط رسانههای دشمن زیر سؤال خواهد رفت. در ادامه هزینههای جنگ بهپای «دفاع از محور مقاومت» و نه «دفاع از ایران» نوشته خواهد شد، با شهادت هر شخص و ایجاد هر تخریب، رسانههای دشمن همین روایت را نشر داده و بدنهٔ سازش را تحریک و تقویت خواهند کرد تا اتحاد ملی را بشکافند.
دوم، اگر ایران به هر دلیلی صرفاً به حمایت دیپلماتیک از محور بپردازد، دو بار هزینه خواهد داد: (۱) اعتبار و جایگاه خود را در میان همپیمانان خود و ملتهای منطقه خواهد باخت، سرمایهٔ هنگفتی که مهمترین پشتوانهٔ منطقهای ایران است. (۲) نظام سلطه، اعضای محور را یکبهیک از میان برخواهد داشت، چرا که دشمن حتماً به این جمعبندی رسیده است که چارهای ندارد جز اینکه اتحاد بین جبهههای مختلف محور را که در سرتاسر منطقه گسترده شده است، درهمشکسته و هر یک را بهتنهایی تضعیف و نابود کند؛ بنابراین خیلی زود مجدداً نوبت به ایران خواهد رسید.
با این توضیح شاید روشن شود که چرا از روزهای ابتدایی جنگ، دشمن اصرار ویژهای به طرح موضوع آتشبس داشته است. اما اگر بخواهیم از آنچه رخداده عبور کنیم و به آنچه که لازم است بپردازیم، به ذهن حقیر چند نکته میرسد که البته حتماً قبل از من به ذهن شما و مسئولین فداکارمان هم رسیده است:
۱) طبعاً نیروهای مسلح ما که اشراف کامل به منطقه دارند با تمام قوت تحرکات دشمن را رصد کرده و اجازه نمیدهند تا پایگاههایِ غیرعملیاتی شده و تجهیزات از کارافتادهٔ دشمن بازسازی شده و مجدداً بر علیه ما تجهیز شوند.
۲) همچنین حتماً نیروهای مسلح ما با تشریفات دقیق و مشخصی حاکمیت مقتدرانهٔ ایران بر هرمز را اعمال خواهند کرد. هر ترتیبی (اخذ عوارض، تبادل با ارزی به جز دلار، عدم عبور کشتیهای متخاصم و...) که قرار است در آیندهٔ هرمز الزام باشد، باید همین روزها بهدقت اجرا و تثبیت شود.
۳) اکنون اقدام آشکار در دفاع از محور مقاومت صرفاً «جوانمردی در حمایت از همپیمانان» نیست؛ بلکه یک «اقتضا برای بقا و استمرار» است؛ بنابراین در صورت تعرض به محور، آتشبس معنایی ندارد، مذاکره ملغی است و هر متجاوزی که بهسوی محور شلیک میکند، باید مورد اصابت مستقیم و مداوم موشکهای ما قرار گیرد.
۴) در نهایت حفظ وحدت و انسجام ملی و ناکام گذاشتن دشمن در تحریک شکافهای داخلی باید موردتوجه جدی واقع شود، در این مسیر لازم است «بدنهٔ مقاومت» هر چه در توان دارد برای افشای دسیسهٔ دشمن و حفظ و همراهسازی عموم مردم انجام دهد، شاید مهمترین رسالت روزهای بعدی همین باشد.
۵) همانطور که ملت قهرمان ایران، تا کنون میدان را با خیابان تقویت کرده است، زینپس و تا پایان قطعی و اتمام کامل تجاوز نیز همین مسیر را ادامه خواهد داد؛ بنابراین تأکید در این مورد، مثل زیره به کرمان بردن است و زیبنده نیست.
۲۲:۲۸
بازارسال شده از رسانه رهبر انقلاب اسلامی
۹:۴۱
از توجه شما سپاسگزارم!
۱۵:۳۶
از توجه شما سپاسگزارم!
۱۵:۴۴
از توجه شما سپاسگزارم!
۱۹:۲۰
۱۱:۰۷
۸:۴۵
۱۱:۲۹
از توجه شما سپاسگزارم!
۱۳:۳۲
#روایت_پیروز
۱۴:۰۲
وقتی یک خودشیفته تصمیم میگیرد تنگهٔ هرمز را باز کند...
#زنگ_استراحت
۱۹:۲۰