اندیشکده تثبیت|حسینی
چهار دلیل حمله ترامپ از دید اندیشکده اسرائیلی اندیشکده اسرائیلی مطالعات استراتژیک بگین سادات (BESA) در مقاله اخیر خود به تاریخ ۲۷ آوریل به بررسی دلایل حمله ترامپ پرداخته است. خلاصه این مقاله که اصل آن در لینک زیر است، توسط اندیشکده تثبیت در ادامه تقدیم میشود: https://besacenter.org/why-did-trump-go-to-war-with-iran-it-wasnt-just-bibi/
اندیشکده تثبیت| حسینی @tasbit1444_ir
این مقاله به بررسی دلایل تصمیم دونالد ترامپ برای ورود به جنگ با ایران میپردازد و استدلال میکند که برخلاف تصور رایج، این تصمیم صرفاً تحت تأثیر بنیامین نتانیاهو نبوده، بلکه ریشه در چهار انگیزه اصلی و مستقل خود ترامپ داشته است. نتانیاهو «در را هل داد، اما در از قبل کاملاً باز بود».
چهار دلیل اصلی تصمیم ترامپ:
۱. کینه شخصی ۴۰ ساله: خصومت ترامپ با جمهوری اسلامی به دهه ۱۹۸۰ برمیگردد. او معتقد بود ایران آمریکا را تحقیر کرده است. این کینه با خروج از برجام، اعمال فشار حداکثری و دستور ترور قاسم سلیمانی در دوره اول، و همچنین توطئههای ترور شخص وی در دوره دوم تشدید شد.
۲. درس عبرت از کره شمالی: شکست مذاکرات ۲۰۱۹ هانوی با کیم جونگ اون به ترامپ آموخت که در برابر یک دشمن دارای سلاح هستهای، هیچ اهرم فشاری کارساز نیست. او با تماشای شتابگیری برنامه هستهای ایران پس از حملات ژوئن ۲۰۲۵، به این نتیجه رسید که پنجره جلوگیری از تبدیل ایران به کره شمالی دیگر در حال بسته شدن است.
۳. رقابت با چین و محور نفت: ایران با دور زدن تحریمهای آمریکا، نفت ارزان به چین میرساند و به اقتصاد این رقیب استراتژیک یارانه میدهد. هدف قرار دادن ایران نهتنها این شریان حیاتی را قطع میکرد، بلکه میتوانست «محور ایران-روسیه-چین-کره شمالی» را که در جهت تضعیف برتری آمریکا شکل گرفته، در هم بشکند.
۴. نمایش قدرت آمریکا: ترامپ به دنبال نمایشی قاطع بود تا این تصور جهانی که قدرت آمریکا در حال افول است را باطل کند. حمله به ایران، پیامی مستقیم به مسکو و پکن بود مبنی بر اینکه دوران تردید واشنگتن به پایان رسیده و آمریکا آماده استفاده از نیروی قاطع برای حفظ نظم جهانی است.
اندیشکده تثبیت| حسینی @tasbit1444_ir
چهار دلیل اصلی تصمیم ترامپ:
۱. کینه شخصی ۴۰ ساله: خصومت ترامپ با جمهوری اسلامی به دهه ۱۹۸۰ برمیگردد. او معتقد بود ایران آمریکا را تحقیر کرده است. این کینه با خروج از برجام، اعمال فشار حداکثری و دستور ترور قاسم سلیمانی در دوره اول، و همچنین توطئههای ترور شخص وی در دوره دوم تشدید شد.
۲. درس عبرت از کره شمالی: شکست مذاکرات ۲۰۱۹ هانوی با کیم جونگ اون به ترامپ آموخت که در برابر یک دشمن دارای سلاح هستهای، هیچ اهرم فشاری کارساز نیست. او با تماشای شتابگیری برنامه هستهای ایران پس از حملات ژوئن ۲۰۲۵، به این نتیجه رسید که پنجره جلوگیری از تبدیل ایران به کره شمالی دیگر در حال بسته شدن است.
۳. رقابت با چین و محور نفت: ایران با دور زدن تحریمهای آمریکا، نفت ارزان به چین میرساند و به اقتصاد این رقیب استراتژیک یارانه میدهد. هدف قرار دادن ایران نهتنها این شریان حیاتی را قطع میکرد، بلکه میتوانست «محور ایران-روسیه-چین-کره شمالی» را که در جهت تضعیف برتری آمریکا شکل گرفته، در هم بشکند.
۴. نمایش قدرت آمریکا: ترامپ به دنبال نمایشی قاطع بود تا این تصور جهانی که قدرت آمریکا در حال افول است را باطل کند. حمله به ایران، پیامی مستقیم به مسکو و پکن بود مبنی بر اینکه دوران تردید واشنگتن به پایان رسیده و آمریکا آماده استفاده از نیروی قاطع برای حفظ نظم جهانی است.
۱۵:۲۷
نظرسنجی جدید مرکز تحقیقات پیو نشان میدهد که محبوبیت و جایگاه دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، در میان افکار عمومی به طور مداوم کاهش یافته است. میزان رضایت از عملکرد او به ۳۴٪ رسیده که پایینترین سطح در دوره دوم ریاستجمهوریاش محسوب میشود. خلاصه این مقاله که از نشانی زیر در دسترس است، توسط اندیشکده تثبیت در ادامه تقدیم میشود:
https://www.pewresearch.org/politics/2026/05/01/trump-loses-ground-on-several-personal-traits-as-approval-rating-slips/
اندیشکده تثبیت| حسینی @tasbit1444_ir
https://www.pewresearch.org/politics/2026/05/01/trump-loses-ground-on-several-personal-traits-as-approval-rating-slips/
۱۵:۲۷
اندیشکده تثبیت|حسینی
نظرسنجی جدید مرکز تحقیقات پیو نشان میدهد که محبوبیت و جایگاه دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، در میان افکار عمومی به طور مداوم کاهش یافته است. میزان رضایت از عملکرد او به ۳۴٪ رسیده که پایینترین سطح در دوره دوم ریاستجمهوریاش محسوب میشود. خلاصه این مقاله که از نشانی زیر در دسترس است، توسط اندیشکده تثبیت در ادامه تقدیم میشود: https://www.pewresearch.org/politics/2026/05/01/trump-loses-ground-on-several-personal-traits-as-approval-rating-slips/
اندیشکده تثبیت| حسینی @tasbit1444_ir
خلاصه مقاله پیو (Pew Research Center) در تاریخ ۱ مه ۲۰۲۶ به شرح زیر است:
کاهش اعتماد عمومی در چندین حوزه کلیدی مشاهده میشود:
· ویژگیهای فردی: نسبت آمریکاییهایی که معتقدند ترامپ «به قولهایش عمل میکند» از ۵۱٪ (بلافاصله پس از انتخابات ۲۰۲۴) به ۳۸٪ کاهش یافته است. همچنین، درصد کسانی که او را «از نظر ذهنی تیزهوش» میدانند، از ۴۸٪ به ۴۴٪ رسیده است. با این حال، ۶۴٪ همچنان معتقدند او «برای آنچه به آن باور دارد، میایستد»، هرچند این رقم نیز نسبت به تابستان گذشته (۶۸٪) کاهش نشان میدهد.· اعتماد در مسائل کلیدی: اعتماد عمومی به تصمیمات ترامپ در حوزه سیاست مهاجرت (۴۱٪)، استفاده عاقلانه از نیروی نظامی (۳۸٪) و سیاست خارجی کاهش یافته است. اقتصاد همچنان از جمله حوزههای نسبتاً بهتر برای اوست، اما در این زمینه نیز تعداد مخالفان بیشتر از موافقان است.· کاهش حمایت در میان حامیان سابق: این کاهش جایگاه صرفاً ناشی از دیدگاه دموکراتها نیست، بلکه در میان جمهوریخواهان نیز آشکار است. به عنوان مثال، تنها ۷۸٪ از رأیدهندگان سال ۲۰۲۴ ترامپ هنوز عملکرد او را تأیید میکنند که این رقم نسبت به ۹۵٪ در اوایل دوره ریاستجمهوریاش کاهش شدیدی داشته است. این افت بهویژه در میان رأیدهندگان جوانتر (زیر ۵۰ سال) و اسپانیاییتبارها بیشتر محسوس است.
سایر یافتههای کلیدی نظرسنجی:
· اخلاق و صداقت در دولت: اکثریت آمریکاییها (۵۶٪) معتقدند سطح اخلاق و صداقت در دولت فدرال در دوره ترامپ کاهش یافته است. حتی در میان جمهوریخواهان، این دیدگاه منفیتر شده است؛ در حالی که ۵۹٪ از آنها در ابتدای دولت انتظار افزایش سطح اخلاقی را داشتند، اکنون تنها ۳۷٪ معتقدند این سطح واقعاً افزایش یافته و ۲۳٪ هم میگویند کاهش یافته است.· نامگذاری ساختمانهای دولتی: نیمی از آمریکاییها (۵۰٪) با نامگذاری ساختمانهای دولتی به نام ترامپ مخالف هستند. تنها ۹٪ این کار را در زمان ریاستجمهوریاش قابل قبول میدانند و ۲۱٪ معتقدند این کار پس از پایان دورهاش بلامانع است. ۷۷٪ دموکراتها این کار را تحت هیچ شرایطی قبول ندارند.
این نظرسنجی از ۲۰ تا ۲۶ آوریل ۲۰۲۶ و با مشارکت ۵,۱۰۳ بزرگسال آمریکایی انجام شده است.
اندیشکده تثبیت| حسینی @tasbit1444_ir
کاهش اعتماد عمومی در چندین حوزه کلیدی مشاهده میشود:
· ویژگیهای فردی: نسبت آمریکاییهایی که معتقدند ترامپ «به قولهایش عمل میکند» از ۵۱٪ (بلافاصله پس از انتخابات ۲۰۲۴) به ۳۸٪ کاهش یافته است. همچنین، درصد کسانی که او را «از نظر ذهنی تیزهوش» میدانند، از ۴۸٪ به ۴۴٪ رسیده است. با این حال، ۶۴٪ همچنان معتقدند او «برای آنچه به آن باور دارد، میایستد»، هرچند این رقم نیز نسبت به تابستان گذشته (۶۸٪) کاهش نشان میدهد.· اعتماد در مسائل کلیدی: اعتماد عمومی به تصمیمات ترامپ در حوزه سیاست مهاجرت (۴۱٪)، استفاده عاقلانه از نیروی نظامی (۳۸٪) و سیاست خارجی کاهش یافته است. اقتصاد همچنان از جمله حوزههای نسبتاً بهتر برای اوست، اما در این زمینه نیز تعداد مخالفان بیشتر از موافقان است.· کاهش حمایت در میان حامیان سابق: این کاهش جایگاه صرفاً ناشی از دیدگاه دموکراتها نیست، بلکه در میان جمهوریخواهان نیز آشکار است. به عنوان مثال، تنها ۷۸٪ از رأیدهندگان سال ۲۰۲۴ ترامپ هنوز عملکرد او را تأیید میکنند که این رقم نسبت به ۹۵٪ در اوایل دوره ریاستجمهوریاش کاهش شدیدی داشته است. این افت بهویژه در میان رأیدهندگان جوانتر (زیر ۵۰ سال) و اسپانیاییتبارها بیشتر محسوس است.
سایر یافتههای کلیدی نظرسنجی:
· اخلاق و صداقت در دولت: اکثریت آمریکاییها (۵۶٪) معتقدند سطح اخلاق و صداقت در دولت فدرال در دوره ترامپ کاهش یافته است. حتی در میان جمهوریخواهان، این دیدگاه منفیتر شده است؛ در حالی که ۵۹٪ از آنها در ابتدای دولت انتظار افزایش سطح اخلاقی را داشتند، اکنون تنها ۳۷٪ معتقدند این سطح واقعاً افزایش یافته و ۲۳٪ هم میگویند کاهش یافته است.· نامگذاری ساختمانهای دولتی: نیمی از آمریکاییها (۵۰٪) با نامگذاری ساختمانهای دولتی به نام ترامپ مخالف هستند. تنها ۹٪ این کار را در زمان ریاستجمهوریاش قابل قبول میدانند و ۲۱٪ معتقدند این کار پس از پایان دورهاش بلامانع است. ۷۷٪ دموکراتها این کار را تحت هیچ شرایطی قبول ندارند.
این نظرسنجی از ۲۰ تا ۲۶ آوریل ۲۰۲۶ و با مشارکت ۵,۱۰۳ بزرگسال آمریکایی انجام شده است.
۱۵:۲۸
نخستین جنگ پسامشورتی آمریکا
مقاله اخیر «جنگهای پسامشورتی آمریکا» از مؤسسه کیتو تحلیلی متفاوت بیان میکند:
نویسنده این ایده را مطرح میکند که جنگ ایران ممکن است نخستین جنگ «پسامشورتی» در تاریخ آمریکا باشد؛ به این معنا که نهادهای مشورتی کشور، یعنی کنگره و رسانهها، از وظیفه اصلی خود برای ایجاد بحث عمومی پایدار بر سر مهمترین انتخاب یک جمهوری (جنگ یا صلح) دست کشیدهاند.
وی با مقایسه وقایع پیش از جنگ عراق، مانند جلسات استماع کنگره و رأیگیری برای مجوز استفاده از نیروی نظامی، اشاره میکند که پیش از آغاز یکجانبه جنگ ایران توسط رئیسجمهور، هیچ بحث و تبادل نظر مشابهی در کنگره صورت نگرفت. کنگره تنها پس از شروع جنگ تلاشهایی ناموفق برای تصویب قطعنامههای اختیارات جنگی انجام داد که آنها را «تلاشهایی نیمهکاره برای برگرداندن اسبها به اصطبل» توصیف میکند. به گفته نویسنده، در دنیای وارونه واشنگتن، شانه خالی کردن از وظایف قانون اساسی به عنوان «مسئولیتپذیری» تعبیر میشود.
همچنین نویسنده رسانهها را به دلیل عدم ایفای نقش نظارتی خود در به چالش کشیدن روایتهای دولت و آگاهسازی عمومی نکوهش میکند و آن را بخشی از این شکست نهادی میداند. در نهایت، او به این موضوع اشاره میکند که کنگره عملاً از قدرت خود برای اعلام جنگ صرفنظر کرده و این امر پیامدهایی نگرانکننده برای دموکراسی و حکمرانی قانون اساسی در ایالات متحده به همراه دارد.
اندیشکده تثبیت| حسینی @tasbit1444_ir
مقاله اخیر «جنگهای پسامشورتی آمریکا» از مؤسسه کیتو تحلیلی متفاوت بیان میکند:
نویسنده این ایده را مطرح میکند که جنگ ایران ممکن است نخستین جنگ «پسامشورتی» در تاریخ آمریکا باشد؛ به این معنا که نهادهای مشورتی کشور، یعنی کنگره و رسانهها، از وظیفه اصلی خود برای ایجاد بحث عمومی پایدار بر سر مهمترین انتخاب یک جمهوری (جنگ یا صلح) دست کشیدهاند.
وی با مقایسه وقایع پیش از جنگ عراق، مانند جلسات استماع کنگره و رأیگیری برای مجوز استفاده از نیروی نظامی، اشاره میکند که پیش از آغاز یکجانبه جنگ ایران توسط رئیسجمهور، هیچ بحث و تبادل نظر مشابهی در کنگره صورت نگرفت. کنگره تنها پس از شروع جنگ تلاشهایی ناموفق برای تصویب قطعنامههای اختیارات جنگی انجام داد که آنها را «تلاشهایی نیمهکاره برای برگرداندن اسبها به اصطبل» توصیف میکند. به گفته نویسنده، در دنیای وارونه واشنگتن، شانه خالی کردن از وظایف قانون اساسی به عنوان «مسئولیتپذیری» تعبیر میشود.
همچنین نویسنده رسانهها را به دلیل عدم ایفای نقش نظارتی خود در به چالش کشیدن روایتهای دولت و آگاهسازی عمومی نکوهش میکند و آن را بخشی از این شکست نهادی میداند. در نهایت، او به این موضوع اشاره میکند که کنگره عملاً از قدرت خود برای اعلام جنگ صرفنظر کرده و این امر پیامدهایی نگرانکننده برای دموکراسی و حکمرانی قانون اساسی در ایالات متحده به همراه دارد.
۱۷:۴۲
تبعات جنگ ایران برای هند
مقاله اخیر «نشنال اینترست» تبعات جنگ ایران را برای هند بررسی میکند. خلاصه این مقاله به نشانی زیر، توسط اندیشکده تثبیت در ادامه تقدیم میشود:
https://nationalinterest.org/blog/silk-road-rivalries/indias-hidden-stakes-in-the-iran-war
اندیشکده تثبیت| حسینی @tasbit1444_ir
مقاله اخیر «نشنال اینترست» تبعات جنگ ایران را برای هند بررسی میکند. خلاصه این مقاله به نشانی زیر، توسط اندیشکده تثبیت در ادامه تقدیم میشود:
https://nationalinterest.org/blog/silk-road-rivalries/indias-hidden-stakes-in-the-iran-war
۱۷:۴۳
اندیشکده تثبیت|حسینی
تبعات جنگ ایران برای هند مقاله اخیر «نشنال اینترست» تبعات جنگ ایران را برای هند بررسی میکند. خلاصه این مقاله به نشانی زیر، توسط اندیشکده تثبیت در ادامه تقدیم میشود: https://nationalinterest.org/blog/silk-road-rivalries/indias-hidden-stakes-in-the-iran-war
اندیشکده تثبیت| حسینی @tasbit1444_ir
مقاله «منافع پنهان هند در جنگ ایران» به قلم دکتر آبهیناو پاندیا، بنیانگذار اندیشکده یوساناس، استدلال میکند که نگاه بیش از حد مثبت و مبتنی بر پیوندهای تمدنی به ایران، باعث شده تا سیاستگذاران هندی خطرات راهبردی یک پیروزی ایران را نادیده بگیرند.
محورهای اصلی تحلیل او عبارتند از:
۱. فراتر از بحران انرژی و اقتصاد:تأثیر جنگ تنها به اختلال در واردات نفت (۸۵ درصد نیاز)، گاز و کود شیمیایی و تورم محدود نمیشود. این جنگ معادلات امنیتی خاورمیانه را دگرگون کرده و پیامدهای بلندمدتی برای امنیت جنوب آسیا خواهد داشت.
۲. تهدیدهای امنیتی برای هند:نویسنده با اشاره به سیاست ایران در حمایت از گروههای اسلامگرا و همسانانگاری کشمیر با فلسطین، هشدار میدهد که پیروزی ایران (و تضعیف اسرائیل و آمریکا) به گروههای اسلامگرای تهدیدکننده امنیت هند، از جمله در مسئله کشمیر، قوت قلب روانی و مادی میبخشد.
۳. تضعیف شرکای استراتژیک و ظهور رقبا:اسرائیل که در گذشته در جنگ کارگیل (۱۹۹۹) و عملیات سیندور به هند کمک کرده، در صورت تضعیف، دیگر قادر به چنین حمایتهایی نخواهد بود. همزمان، تضعیف ایران میتواند به نفع ترکیه (شریک دفاعی پاکستان) تمام شود.
۴. انزوای منطقهای هند:کشورهای عرب خلیج فارس با درک محدودیتهای آمریکا به عنوان تأمینکننده امنیت، به سمت پاکستان، چین، ایران و روسیه متمایل خواهند شد. تلاشهای میانجیگرانه پاکستان جایگاهش را ارتقا میدهد و احتمال شکلگیری یک محور متحد ضد هندی با محوریت پاکستان، عربستان، مصر، ترکیه و چین افزایش مییابد.
نتیجهگیری اصلی: برخلاف باور رایج در دهلینو، تداوم و نتیجه این جنگ میتواند به انزوای راهبردی هند، تقویت جایگاه پاکستان و تشکیل یک بلوک متحد از دشمنان منجر شود.
اندیشکده تثبیت| حسینی @tasbit1444_ir
محورهای اصلی تحلیل او عبارتند از:
۱. فراتر از بحران انرژی و اقتصاد:تأثیر جنگ تنها به اختلال در واردات نفت (۸۵ درصد نیاز)، گاز و کود شیمیایی و تورم محدود نمیشود. این جنگ معادلات امنیتی خاورمیانه را دگرگون کرده و پیامدهای بلندمدتی برای امنیت جنوب آسیا خواهد داشت.
۲. تهدیدهای امنیتی برای هند:نویسنده با اشاره به سیاست ایران در حمایت از گروههای اسلامگرا و همسانانگاری کشمیر با فلسطین، هشدار میدهد که پیروزی ایران (و تضعیف اسرائیل و آمریکا) به گروههای اسلامگرای تهدیدکننده امنیت هند، از جمله در مسئله کشمیر، قوت قلب روانی و مادی میبخشد.
۳. تضعیف شرکای استراتژیک و ظهور رقبا:اسرائیل که در گذشته در جنگ کارگیل (۱۹۹۹) و عملیات سیندور به هند کمک کرده، در صورت تضعیف، دیگر قادر به چنین حمایتهایی نخواهد بود. همزمان، تضعیف ایران میتواند به نفع ترکیه (شریک دفاعی پاکستان) تمام شود.
۴. انزوای منطقهای هند:کشورهای عرب خلیج فارس با درک محدودیتهای آمریکا به عنوان تأمینکننده امنیت، به سمت پاکستان، چین، ایران و روسیه متمایل خواهند شد. تلاشهای میانجیگرانه پاکستان جایگاهش را ارتقا میدهد و احتمال شکلگیری یک محور متحد ضد هندی با محوریت پاکستان، عربستان، مصر، ترکیه و چین افزایش مییابد.
نتیجهگیری اصلی: برخلاف باور رایج در دهلینو، تداوم و نتیجه این جنگ میتواند به انزوای راهبردی هند، تقویت جایگاه پاکستان و تشکیل یک بلوک متحد از دشمنان منجر شود.
۱۷:۴۳
مقاله اخیر اندیشکده «چتم هاوس» به بررسی بازنگری اساسی عربستان در راهبردهای خود در دوره پساجنگ پرداخته است. خلاصه این مقاله که از نشانی زیر قابل مشاهده است، توسط اندیشکده تثبیت در ادامه تقدیم میشود:
https://www.chathamhouse.org/2026/05/how-iran-war-reshaping-saudi-strategy-hormuz-and-houthis-uaes-opec-exit
جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران، عربستان سعودی را وادار به بازنگری اساسی در راهبرد اقتصادی، انرژی و امنیتی خود کرده است:
· شوک تنگه هرمز و چرخش به دریای سرخ: بسته شدن تنگه هرمز نشان داد که آسیبپذیری مسیر اصلی صادرات نفت و کالاهای عربستان دیگر یک فرضیه دور از ذهن نیست و تهدیدی مستقیم برای موفقیت استراتژی «چشمانداز ۲۰۳۰» به شمار میرود. این بحران، ریاض را به سمت کاهش وابستگی به خلیج فارس و جهتدهی مجدد سیاستهایش به سمت دریای سرخ سوق داد که پروژههای خط ساحلی غربی، از جمله بنادر و مناطق صنعتی، اکنون اولویتهای کلیدی آن محسوب میشوند. با این حال، این چرخش صرفاً خطر را از خلیج فارس به دریای سرخ منتقل میکند، زیرا حملات حوثیهای همسو با ایران به کشتیرانی در این مسیر، به یک محدودیت جدی تبدیل شده است.
· تهدید حوثیها و موضع محتاطانه: تهدید امنیت دریایی در دریای سرخ، دلیل اصلی بیمیلی عربستان برای ورود مستقیم به جنگ علیه ایران و تلاشهای آن برای جلوگیری از تشدید تنش است. رهبری عربستان به خوبی آگاه است که یک پاسخ نظامی میتواند خطرات علیه تأسیسات انرژی و زیرساختهای حیاتیاش را افزایش داده و حوثیها را مستقیماً وارد درگیری کند که این امر مسیرهای صادراتی جایگزین را نیز تهدید خواهد کرد. بنابراین، عربستان ترجیح میدهد از طریق کانالهای دیپلماتیک با حوثیها گفتگو کند تا از بازگشت جنگ به مرزهای خود جلوگیری کند.
· شکاف با امارات و خروج از اوپک: جنگ، رقابت و تنشهای دیرینه بین عربستان و امارات را آشکار و عمیقتر کرده است. در حالی که عربستان موضعی محتاطانه در پیش گرفته، ابوظبی رویکردی سرسختانهتر علیه ایران و نزدیکتر به آمریکا و اسرائیل اتخاذ کرده است. اوج این واگرایی راهبردی، تصمیم امارات به خروج از اوپک بود. این اقدام ضربهای جدی به توانایی این کارتل برای کنترل قیمت نفت وارد کرد و عربستان را در موقعیتی قرار داد که ممکن است برای جبران افزایش تولید امارات، مجبور به کاهش تولید خود شود.
· بازاندیشی راهبردی و تجدید نظر در هزینهها: رهبری سعودی از فضای بحران برای بازنگری در اولویتهای هزینهکرد خود استفاده کرده است. این بازنگری که پیش از جنگ نیز آغاز شده بود، اکنون با شدت بیشتری دنبال میشود و شامل عقبنشینی از پروژههای کلان و پرهزینه «ونیتی» و تمرکز بر صنایع داخلی ضروری برای توسعه ملی و امنیت اقتصادی است. به طور کلی، محمد بن سلمان با درس گرفتن از مداخله پرهزینه در یمن، رویکردی محتاطانه، صبورانه و بلندمدت را به جای اقدامات فوری و کوتاهمدت در پیش گرفته است.
اندیشکده تثبیت| حسینی @tasbit1444_ir
https://www.chathamhouse.org/2026/05/how-iran-war-reshaping-saudi-strategy-hormuz-and-houthis-uaes-opec-exit
جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران، عربستان سعودی را وادار به بازنگری اساسی در راهبرد اقتصادی، انرژی و امنیتی خود کرده است:
· شوک تنگه هرمز و چرخش به دریای سرخ: بسته شدن تنگه هرمز نشان داد که آسیبپذیری مسیر اصلی صادرات نفت و کالاهای عربستان دیگر یک فرضیه دور از ذهن نیست و تهدیدی مستقیم برای موفقیت استراتژی «چشمانداز ۲۰۳۰» به شمار میرود. این بحران، ریاض را به سمت کاهش وابستگی به خلیج فارس و جهتدهی مجدد سیاستهایش به سمت دریای سرخ سوق داد که پروژههای خط ساحلی غربی، از جمله بنادر و مناطق صنعتی، اکنون اولویتهای کلیدی آن محسوب میشوند. با این حال، این چرخش صرفاً خطر را از خلیج فارس به دریای سرخ منتقل میکند، زیرا حملات حوثیهای همسو با ایران به کشتیرانی در این مسیر، به یک محدودیت جدی تبدیل شده است.
· تهدید حوثیها و موضع محتاطانه: تهدید امنیت دریایی در دریای سرخ، دلیل اصلی بیمیلی عربستان برای ورود مستقیم به جنگ علیه ایران و تلاشهای آن برای جلوگیری از تشدید تنش است. رهبری عربستان به خوبی آگاه است که یک پاسخ نظامی میتواند خطرات علیه تأسیسات انرژی و زیرساختهای حیاتیاش را افزایش داده و حوثیها را مستقیماً وارد درگیری کند که این امر مسیرهای صادراتی جایگزین را نیز تهدید خواهد کرد. بنابراین، عربستان ترجیح میدهد از طریق کانالهای دیپلماتیک با حوثیها گفتگو کند تا از بازگشت جنگ به مرزهای خود جلوگیری کند.
· شکاف با امارات و خروج از اوپک: جنگ، رقابت و تنشهای دیرینه بین عربستان و امارات را آشکار و عمیقتر کرده است. در حالی که عربستان موضعی محتاطانه در پیش گرفته، ابوظبی رویکردی سرسختانهتر علیه ایران و نزدیکتر به آمریکا و اسرائیل اتخاذ کرده است. اوج این واگرایی راهبردی، تصمیم امارات به خروج از اوپک بود. این اقدام ضربهای جدی به توانایی این کارتل برای کنترل قیمت نفت وارد کرد و عربستان را در موقعیتی قرار داد که ممکن است برای جبران افزایش تولید امارات، مجبور به کاهش تولید خود شود.
· بازاندیشی راهبردی و تجدید نظر در هزینهها: رهبری سعودی از فضای بحران برای بازنگری در اولویتهای هزینهکرد خود استفاده کرده است. این بازنگری که پیش از جنگ نیز آغاز شده بود، اکنون با شدت بیشتری دنبال میشود و شامل عقبنشینی از پروژههای کلان و پرهزینه «ونیتی» و تمرکز بر صنایع داخلی ضروری برای توسعه ملی و امنیت اقتصادی است. به طور کلی، محمد بن سلمان با درس گرفتن از مداخله پرهزینه در یمن، رویکردی محتاطانه، صبورانه و بلندمدت را به جای اقدامات فوری و کوتاهمدت در پیش گرفته است.
۱۰:۳۳
بحران گاز در رژیم صهیونسیتی
مقاله اخیر اندیشکده صهیونیستی بگین سادات (BESA) به تاریخ ششم مه ۲۰۲۶ به بررسی بحران گاز در منطقه مخصوصاً رژیم صهیونسیتی پرداخته است. خلاصه این مقاله بدین شرح است:
https://besacenter.org/the-other-iranian-energy-crisis-how-israeli-gas-disruptions-will-reshape-east-mediterranean-energy-infrastructure/
این مقاله به بررسی بحران انرژی شرق مدیترانه میپردازد که همزمان با جنگ ایران و اختلال در تنگه هرمز رخ داد، اما کمتر به آن توجه شد. حملات موشکی مکرر ایران و حزبالله به سکوهای گازی اسرائیل، به مدت یک ماه باعث توقف صادرات گاز از میدانهای لویاتان و کاریش شد. این توقف، طولانیترین اختلال در عرضه گاز اسرائیل از زمان آغاز صادرات به همسایگان بود و آسیبپذیری شدید کشورهای همسایه، بهویژه اردن را که ۶۸ درصد برق خود را از گاز طبیعی (عمدتاً گاز اسرائیل) تأمین میکند، آشکار کرد. این اختلال، سومین مورد در دو سال اخیر، نشان داد که گاز اسرائیل در زمان درگیریها غیرقابل اتکا است.
این بحران، کشورهای واردکننده را به بازنگری در راهبرد انرژی خود واداشت. اردن برای جبران کمبود، به سوختهای پرهزینهتر مانند دیزل روی آورد. مصر نیز با وجود وابستگی کمتر (۱۵-۲۰ درصد مصرف گاز)، با افزایش واردات LNG و اعمال اقداماتی مانند تعطیلی زودهنگام مراکز تجاری برای صرفهجویی در مصرف برق، با بحران مقابله کرد. سوریه نیز که بهتازگی یک توافق گازی با اردن برای انتقال گاز اسرائیل امضا کرده بود، از این اختلال آسیب دید.
نتیجه راهبردی این است که همسایگان اسرائیل (اردن، مصر و سوریه) اکنون به دنبال «راهبردهای پوشش ریسک» هستند. آنها قصد دارند با گسترش انرژیهای تجدیدپذیر (که حالا یک موضوع امنیتی تلقی میشود)، افزایش ظرفیت واردات LNG و ایجاد کریدورهای جایگزین انرژی، وابستگی خود را کاهش دهند.
این وضعیت میتواند به نفع پروژه کریدور اقتصادی هند-خاورمیانه-اروپا (IMEC) تمام شود، به شرطی که این پروژه نه به عنوان یک مسیر ترانزیتی برای اروپا، بلکه به عنوان یک پروژه زیرساختی داخلی با هدف تأمین امنیت انرژی درونمنطقهای برای کشورهای عربی بازتعریف شود. در نهایت، این بحران هشداری درباره شکنندگی نظم نوظهور گازی در منطقه و لزوم سرمایهگذاری بر ارتباطات عمیقتر درونمنطقهای و زیرساختهای مشترک است.
اندیشکده تثبیت| حسینی @tasbit1444_ir
مقاله اخیر اندیشکده صهیونیستی بگین سادات (BESA) به تاریخ ششم مه ۲۰۲۶ به بررسی بحران گاز در منطقه مخصوصاً رژیم صهیونسیتی پرداخته است. خلاصه این مقاله بدین شرح است:
https://besacenter.org/the-other-iranian-energy-crisis-how-israeli-gas-disruptions-will-reshape-east-mediterranean-energy-infrastructure/
این مقاله به بررسی بحران انرژی شرق مدیترانه میپردازد که همزمان با جنگ ایران و اختلال در تنگه هرمز رخ داد، اما کمتر به آن توجه شد. حملات موشکی مکرر ایران و حزبالله به سکوهای گازی اسرائیل، به مدت یک ماه باعث توقف صادرات گاز از میدانهای لویاتان و کاریش شد. این توقف، طولانیترین اختلال در عرضه گاز اسرائیل از زمان آغاز صادرات به همسایگان بود و آسیبپذیری شدید کشورهای همسایه، بهویژه اردن را که ۶۸ درصد برق خود را از گاز طبیعی (عمدتاً گاز اسرائیل) تأمین میکند، آشکار کرد. این اختلال، سومین مورد در دو سال اخیر، نشان داد که گاز اسرائیل در زمان درگیریها غیرقابل اتکا است.
این بحران، کشورهای واردکننده را به بازنگری در راهبرد انرژی خود واداشت. اردن برای جبران کمبود، به سوختهای پرهزینهتر مانند دیزل روی آورد. مصر نیز با وجود وابستگی کمتر (۱۵-۲۰ درصد مصرف گاز)، با افزایش واردات LNG و اعمال اقداماتی مانند تعطیلی زودهنگام مراکز تجاری برای صرفهجویی در مصرف برق، با بحران مقابله کرد. سوریه نیز که بهتازگی یک توافق گازی با اردن برای انتقال گاز اسرائیل امضا کرده بود، از این اختلال آسیب دید.
نتیجه راهبردی این است که همسایگان اسرائیل (اردن، مصر و سوریه) اکنون به دنبال «راهبردهای پوشش ریسک» هستند. آنها قصد دارند با گسترش انرژیهای تجدیدپذیر (که حالا یک موضوع امنیتی تلقی میشود)، افزایش ظرفیت واردات LNG و ایجاد کریدورهای جایگزین انرژی، وابستگی خود را کاهش دهند.
این وضعیت میتواند به نفع پروژه کریدور اقتصادی هند-خاورمیانه-اروپا (IMEC) تمام شود، به شرطی که این پروژه نه به عنوان یک مسیر ترانزیتی برای اروپا، بلکه به عنوان یک پروژه زیرساختی داخلی با هدف تأمین امنیت انرژی درونمنطقهای برای کشورهای عربی بازتعریف شود. در نهایت، این بحران هشداری درباره شکنندگی نظم نوظهور گازی در منطقه و لزوم سرمایهگذاری بر ارتباطات عمیقتر درونمنطقهای و زیرساختهای مشترک است.
۱۰:۳۳
انسان غربگرا کپیتالیست است و همه چیز را با عینک پول و رانت میبیند لذا هیچ درکی از عالم معنا ندارد؛ نه برکت تجمعات را میفهمد و نه حضور فرشتگان در آنها را؛ نه ایثار و انفاق مردم را میفهمد و نه ایمان آنها به غیب را؛ او به ساینس ایمان دارد و جامعه را بورژوا و مرچنت مینگرد. این است خطای محاسباتی.
https://virasty.com/tasbit1444_ir/1778148755614694148
اندیشکده تثبیت| حسینی @tasbit1444_ir
https://virasty.com/tasbit1444_ir/1778148755614694148
۱۰:۳۳
سابقا گمان میشد دموکراسی آمریکا وارد مرحله دموکراسی اندیشکدهای شده اما مقاله اخیر مؤسسه کیتو (CATO)بیانگر این امر است که هماکنون اندیشکدهها در نظام حکمرانی آمریکا جایگاهی ندارند چرا که جنگ ترامپ با ایران بدون استفاده از نظرات این نهادها انجام شد! قابل توجه اساتید لیبرال علوم سیاسی در ایران!
https://virasty.com/tasbit1444_ir/1778149768788771907
اندیشکده تثبیت| حسینی @tasbit1444_ir
https://virasty.com/tasbit1444_ir/1778149768788771907
۱۰:۳۳
بعثت ترامپ
برخلاف تصور رایج، بعثت در قرآن کریم صرفاً مربوط به جبهه حق نیست. بلکه کنشهای سران کفر نیز ناشی از بعثت آنهاست: إِذِ انبَعَثَ أَشْقَاهَا (۱۲ شمس). انسان شقی و اشقی مبعوث میشود تا حجت الهی را نابود کند و ترامپ نیز مبعوث شده است. لذا دعوا سر بعثت نیست. دعوا سر آن پارادایمی است که بستر بعثت است. لذا کدام بعثت؟!
بعثت سران کفار ناشی از وحی شیطان است که وَإِنَّ ٱلشَّيَٰطِينَ لَيُوحُونَ إِلَىٰٓ أَوْلِيَآئِهِمْ لِيُجَٰدِلُوكُمْ(١٢١ انعام) و نهایتاً منجر به سیر امت وی از نور به سمت ظلمات میشود: وَٱلَّذِينَ كَفَرُوٓاْ أَوْلِيَآؤُهُمُ ٱلطَّـٰغُوتُ يُخْرِجُونَهُم مِّنَ ٱلنُّورِ إِلَى ٱلظُّلُمَٰتِ. اما بعثت مؤمنین ناشی از وحی و الهام الهی است و نهایتاً منجر به سیر از ظلمات به نور میشود: ٱللَّهُ وَلِيُّ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ يُخْرِجُهُم مِّنَ ٱلظُّلُمَٰتِ إِلَى ٱلنُّورِۖ.
البته برخی افراد نیز هستند که خداوند از بعثت و انبعاث آنها کراهت دارد: كَرِهَ اللَّهُ انبِعَاثَهُمْ فَثَبَّطَهُمْ وَقِيلَ اقْعُدُوا مَعَ الْقَاعِدِينَ (٤٦ توبه). این افراد مبعوث نمیشوند بلکه تثبیط میشوند و قعود میکنند و این بیخاصیتی این طیف، بستری است برای بهرهکشی سران مبعوثشده کفر از آنها. تفکیک انواع بعثتها و انبعاثها در ساحت مناسبات اجتماعی، یکی از لوازم قوه فرقان است.
اندیشکده تثبیت| حسینی @tasbit1444_ir
برخلاف تصور رایج، بعثت در قرآن کریم صرفاً مربوط به جبهه حق نیست. بلکه کنشهای سران کفر نیز ناشی از بعثت آنهاست: إِذِ انبَعَثَ أَشْقَاهَا (۱۲ شمس). انسان شقی و اشقی مبعوث میشود تا حجت الهی را نابود کند و ترامپ نیز مبعوث شده است. لذا دعوا سر بعثت نیست. دعوا سر آن پارادایمی است که بستر بعثت است. لذا کدام بعثت؟!
بعثت سران کفار ناشی از وحی شیطان است که وَإِنَّ ٱلشَّيَٰطِينَ لَيُوحُونَ إِلَىٰٓ أَوْلِيَآئِهِمْ لِيُجَٰدِلُوكُمْ(١٢١ انعام) و نهایتاً منجر به سیر امت وی از نور به سمت ظلمات میشود: وَٱلَّذِينَ كَفَرُوٓاْ أَوْلِيَآؤُهُمُ ٱلطَّـٰغُوتُ يُخْرِجُونَهُم مِّنَ ٱلنُّورِ إِلَى ٱلظُّلُمَٰتِ. اما بعثت مؤمنین ناشی از وحی و الهام الهی است و نهایتاً منجر به سیر از ظلمات به نور میشود: ٱللَّهُ وَلِيُّ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ يُخْرِجُهُم مِّنَ ٱلظُّلُمَٰتِ إِلَى ٱلنُّورِۖ.
البته برخی افراد نیز هستند که خداوند از بعثت و انبعاث آنها کراهت دارد: كَرِهَ اللَّهُ انبِعَاثَهُمْ فَثَبَّطَهُمْ وَقِيلَ اقْعُدُوا مَعَ الْقَاعِدِينَ (٤٦ توبه). این افراد مبعوث نمیشوند بلکه تثبیط میشوند و قعود میکنند و این بیخاصیتی این طیف، بستری است برای بهرهکشی سران مبعوثشده کفر از آنها. تفکیک انواع بعثتها و انبعاثها در ساحت مناسبات اجتماعی، یکی از لوازم قوه فرقان است.
۵:۵۳
اندیشکده تثبیت|حسینی
بعثت ترامپ برخلاف تصور رایج، بعثت در قرآن کریم صرفاً مربوط به جبهه حق نیست. بلکه کنشهای سران کفر نیز ناشی از بعثت آنهاست: إِذِ انبَعَثَ أَشْقَاهَا (۱۲ شمس). انسان شقی و اشقی مبعوث میشود تا حجت الهی را نابود کند و ترامپ نیز مبعوث شده است. لذا دعوا سر بعثت نیست. دعوا سر آن پارادایمی است که بستر بعثت است. لذا کدام بعثت؟! بعثت سران کفار ناشی از وحی شیطان است که وَإِنَّ ٱلشَّيَٰطِينَ لَيُوحُونَ إِلَىٰٓ أَوْلِيَآئِهِمْ لِيُجَٰدِلُوكُمْ(١٢١ انعام) و نهایتاً منجر به سیر امت وی از نور به سمت ظلمات میشود: وَٱلَّذِينَ كَفَرُوٓاْ أَوْلِيَآؤُهُمُ ٱلطَّـٰغُوتُ يُخْرِجُونَهُم مِّنَ ٱلنُّورِ إِلَى ٱلظُّلُمَٰتِ. اما بعثت مؤمنین ناشی از وحی و الهام الهی است و نهایتاً منجر به سیر از ظلمات به نور میشود: ٱللَّهُ وَلِيُّ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ يُخْرِجُهُم مِّنَ ٱلظُّلُمَٰتِ إِلَى ٱلنُّورِۖ. البته برخی افراد نیز هستند که خداوند از بعثت و انبعاث آنها کراهت دارد: كَرِهَ اللَّهُ انبِعَاثَهُمْ فَثَبَّطَهُمْ وَقِيلَ اقْعُدُوا مَعَ الْقَاعِدِينَ (٤٦ توبه). این افراد مبعوث نمیشوند بلکه تثبیط میشوند و قعود میکنند و این بیخاصیتی این طیف، بستری است برای بهرهکشی سران مبعوثشده کفر از آنها. تفکیک انواع بعثتها و انبعاثها در ساحت مناسبات اجتماعی، یکی از لوازم قوه فرقان است.
اندیشکده تثبیت| حسینی @tasbit1444_ir
۱۲:۴۳
«ترامپ برای فشار بر ایران برنامهریزی کرده بود، اما برای پیامدهای جهانی و داخلی آن نه»
اندیشکده «مؤسسه خاورمیانه» (MEI) در مقاله اخیر خود به تاریخ ۸ مه ۲۰۲۶ به بررسی دلایل شکست ترامپ پرداخته است. خلاصه این مقاله که از نشانی زیر در دسترس است، در ادامه تقدیم میشود:
https://mei.edu/publication/trump-planned-for-pressure-on-iran-but-not-the-global-and-domestic-blowback/
اندیشکده تثبیت| حسینی @tasbit1444_ir
اندیشکده «مؤسسه خاورمیانه» (MEI) در مقاله اخیر خود به تاریخ ۸ مه ۲۰۲۶ به بررسی دلایل شکست ترامپ پرداخته است. خلاصه این مقاله که از نشانی زیر در دسترس است، در ادامه تقدیم میشود:
https://mei.edu/publication/trump-planned-for-pressure-on-iran-but-not-the-global-and-domestic-blowback/
۱۴:۰۸
اندیشکده تثبیت|حسینی
«ترامپ برای فشار بر ایران برنامهریزی کرده بود، اما برای پیامدهای جهانی و داخلی آن نه» اندیشکده «مؤسسه خاورمیانه» (MEI) در مقاله اخیر خود به تاریخ ۸ مه ۲۰۲۶ به بررسی دلایل شکست ترامپ پرداخته است. خلاصه این مقاله که از نشانی زیر در دسترس است، در ادامه تقدیم میشود: https://mei.edu/publication/trump-planned-for-pressure-on-iran-but-not-the-global-and-domestic-blowback/
اندیشکده تثبیت| حسینی @tasbit1444_ir
مقاله فوق به تحلیل شکست راهبردی دونالد ترامپ در جنگ با ایران (۲۰۲۶) میپردازد و استدلال میکند که کاخ سفید صرفاً بر تحمیل «فشار حداکثری» نظامی و اقتصادی متمرکز بود، بدون آنکه برای «پیامدهای معکوس» (Blowback) ویرانگر آن در عرصه داخلی و بینالمللی برنامهای داشته باشد.
محورهای اصلی مقاله:
· بنبست راهبردی به جای پیروزی سریع: جنگ ۷۰ روزه (بسیار فراتر از پیشبینی ۴ تا ۶ هفتهای اولیه) به یک باتلاق تبدیل شد. ترامپ با وجود حذف رهبران نظام، نتوانست رژیم را ساقط کند و در نهایت به اعلام پیروزی زودهنگام و آتشبسهای شکننده متوسل شد. پروژه «آزادی» برای بازگشایی تنگه هرمز نیز ظرف ۴۸ ساعت متوقف شد.
· پیامدهای معکوس اقتصادی: سیاست «فشار اقتصادی حداکثری» به دلیل کنترل ایران بر تنگه هرمز و حملات به زیرساختهای انرژی خلیج فارس، به شکل افزایش شدید قیمت انرژی به خود آمریکا آسیب زد. این هزینههای فزاینده اقتصادی مستقیماً به کاهش بیسابقه محبوبیت داخلی ترامپ دامن زد.
· تنش با متحدان و قدرتگیری رقبا: این جنگ شکاف عمیقی با متحدان اروپایی و عربی ایجاد کرد. در مقابل، رقبای آمریکا بهویژه روسیه از افزایش قیمت انرژی بهره اقتصادی بردند و چین نیز موقعیت خود را تثبیت کرد.
· جنگ شناختی و ضعف دیپلماسی عمومی: مواضع ضدونقیض روزانه ترامپ، توانایی آمریکا را در جنگ روایتها تضعیف کرد، در حالی که ایران با استفاده هوشمندانه از ابزارهای رسانهای پیشرفته، افکار عمومی را هدف قرار داد.
نتیجهگیری نهایی مقاله:جنگ به جای تحکیم هژمونی آمریکا، «آسیبپذیریهای راهبردی» واشنگتن را در ابعاد نظامی، اقتصادی و سیاسی آشکار کرد و تردیدهای جدی درباره توانایی ایالات متحده در مدیریت همزمان بحرانهای جهانی ایجاد نمود. این تحلیل نشان میدهد که ناتوانی در پیشبینی تبعات یک سیاست، میتواند دستاوردهای ظاهری را به یک شکست راهبردی تمامعیار تبدیل کند.
اندیشکده تثبیت| حسینی @tasbit1444_ir
محورهای اصلی مقاله:
· بنبست راهبردی به جای پیروزی سریع: جنگ ۷۰ روزه (بسیار فراتر از پیشبینی ۴ تا ۶ هفتهای اولیه) به یک باتلاق تبدیل شد. ترامپ با وجود حذف رهبران نظام، نتوانست رژیم را ساقط کند و در نهایت به اعلام پیروزی زودهنگام و آتشبسهای شکننده متوسل شد. پروژه «آزادی» برای بازگشایی تنگه هرمز نیز ظرف ۴۸ ساعت متوقف شد.
· پیامدهای معکوس اقتصادی: سیاست «فشار اقتصادی حداکثری» به دلیل کنترل ایران بر تنگه هرمز و حملات به زیرساختهای انرژی خلیج فارس، به شکل افزایش شدید قیمت انرژی به خود آمریکا آسیب زد. این هزینههای فزاینده اقتصادی مستقیماً به کاهش بیسابقه محبوبیت داخلی ترامپ دامن زد.
· تنش با متحدان و قدرتگیری رقبا: این جنگ شکاف عمیقی با متحدان اروپایی و عربی ایجاد کرد. در مقابل، رقبای آمریکا بهویژه روسیه از افزایش قیمت انرژی بهره اقتصادی بردند و چین نیز موقعیت خود را تثبیت کرد.
· جنگ شناختی و ضعف دیپلماسی عمومی: مواضع ضدونقیض روزانه ترامپ، توانایی آمریکا را در جنگ روایتها تضعیف کرد، در حالی که ایران با استفاده هوشمندانه از ابزارهای رسانهای پیشرفته، افکار عمومی را هدف قرار داد.
نتیجهگیری نهایی مقاله:جنگ به جای تحکیم هژمونی آمریکا، «آسیبپذیریهای راهبردی» واشنگتن را در ابعاد نظامی، اقتصادی و سیاسی آشکار کرد و تردیدهای جدی درباره توانایی ایالات متحده در مدیریت همزمان بحرانهای جهانی ایجاد نمود. این تحلیل نشان میدهد که ناتوانی در پیشبینی تبعات یک سیاست، میتواند دستاوردهای ظاهری را به یک شکست راهبردی تمامعیار تبدیل کند.
۱۴:۰۸
چمران میفرمود در زمان جنگ، مرد از نامرد شناخته میشود و من میگویم در زمان جنگ اقتصادی، جوانمرد از ناجوانمرد شناخته میشود؛ و هماکنون زمان همین تفکیک است. این جنگ، جنگ جوانمردان و ناجوانمردان بود و جهان در این دوقطبی خلاصه میشود.
جوانمردی در سه مفهوم متجلی است: مروّت، عفت و فتوّت؛ که به ترتیب حیا از غیر، از خود، و از خداوند است؛ و منتج به انسانهای سخی، کریم و جواد میشود. دالّ مرکزی اسلام حیاست و ناشی از اقامه قسط است. لذا اخلاق اسلام جوانمردی است و ناجوانمرد بویی از اسلام نبرده است.
مهمترین محور گام دوم انقلاب نیز همین امر است: اقامه قسط از طریق احیای حیا و با روش اشاعه جنبش جوانمردان. اگر جوانمردان در عرصههای فرهنگی و اقتصادی و اجتماعی و علمی قیام به قسط کنند، مردم ایران و جهان از قید اسارت ناجوانمردان آزاد میشوند و جوانمردی سیستماتیک و تئوریک را نیز نابود خواهند کرد. راه نجات در حیاست.
https://virasty.com/tasbit1444_ir/1778347298150583530
اندیشکده تثبیت| حسینی @tasbit1444_ir
جوانمردی در سه مفهوم متجلی است: مروّت، عفت و فتوّت؛ که به ترتیب حیا از غیر، از خود، و از خداوند است؛ و منتج به انسانهای سخی، کریم و جواد میشود. دالّ مرکزی اسلام حیاست و ناشی از اقامه قسط است. لذا اخلاق اسلام جوانمردی است و ناجوانمرد بویی از اسلام نبرده است.
مهمترین محور گام دوم انقلاب نیز همین امر است: اقامه قسط از طریق احیای حیا و با روش اشاعه جنبش جوانمردان. اگر جوانمردان در عرصههای فرهنگی و اقتصادی و اجتماعی و علمی قیام به قسط کنند، مردم ایران و جهان از قید اسارت ناجوانمردان آزاد میشوند و جوانمردی سیستماتیک و تئوریک را نیز نابود خواهند کرد. راه نجات در حیاست.
https://virasty.com/tasbit1444_ir/1778347298150583530
۱۷:۲۵
حیات انسان جوانمرد در مبارزه با علوم انسانی مدرن است. این علوم به تعبیر امام شهید، ذاتاً مسموماند و انسان را حیوان میدانند. این امر مستلزم حیازدایی است و انسان بیحیا نه توان اقامه قسط دارد و نه امکان خودشناسی؛ نه فتوّت دارد و نه مروّت و نه عفّت. و علوم انسانی مدرن مقوّم این بیحیاییاند.
بعنوان مثال، علم اقتصاد مدرن حیازداست و علم ناجوانمردی است و ازطریق سودمحوری و تعریف انسان مرچنت، ناجوانمردی را تئوریزه و تقدیس میکند. مسأله دست نامرئی مارکت، عرضه و تقاضاست و اقتضاء امر الهی هیچ جایگاهی در آن ندارد. در اقتصاد کپیتالیسم، greed و طمع مؤلفه محوری است و حیازداست و غایت این علم، تربیت جامعه گرگهاست.
علم روانشناسی نیز با فروکاست فؤاد به ذهن و تقلیل شأن خلیفهاللهی آدم، ظرفیت احیای حیا را از او سلب میکند. روانشناسانی نظیر فروید با زندگی آلوده خود، آلودگی را تئوریزه نموده و ترویج کردند و هماکنون مشروعیتبخشی جهانی به فحشای LGBT نتیجه همین تئوریهاست. لذا غایت این علم، جامعه خوکی است.
جنبش جوانمردان از طریق احیای علم حیا و با عقلانیت و قسطمحوری، با علوم حیازدا مبارزه میکند انشاءالله.
https://virasty.com/tasbit1444_ir/1778348873198056025
اندیشکده تثبیت| حسینی @tasbit1444_ir
بعنوان مثال، علم اقتصاد مدرن حیازداست و علم ناجوانمردی است و ازطریق سودمحوری و تعریف انسان مرچنت، ناجوانمردی را تئوریزه و تقدیس میکند. مسأله دست نامرئی مارکت، عرضه و تقاضاست و اقتضاء امر الهی هیچ جایگاهی در آن ندارد. در اقتصاد کپیتالیسم، greed و طمع مؤلفه محوری است و حیازداست و غایت این علم، تربیت جامعه گرگهاست.
علم روانشناسی نیز با فروکاست فؤاد به ذهن و تقلیل شأن خلیفهاللهی آدم، ظرفیت احیای حیا را از او سلب میکند. روانشناسانی نظیر فروید با زندگی آلوده خود، آلودگی را تئوریزه نموده و ترویج کردند و هماکنون مشروعیتبخشی جهانی به فحشای LGBT نتیجه همین تئوریهاست. لذا غایت این علم، جامعه خوکی است.
جنبش جوانمردان از طریق احیای علم حیا و با عقلانیت و قسطمحوری، با علوم حیازدا مبارزه میکند انشاءالله.
https://virasty.com/tasbit1444_ir/1778348873198056025
۱۷:۴۹
بازارسال شده از تا انتهایِ افق
از این سبک ویدئوهای مقایسه قیمت هم دیگه خیلی زیاد شده...
"بریم خرید خواربار تا ببینیم دونالد ترامپ چطور داره آمریکا رو دوباره با این قیمتهای پایین و تورم کم، عالی میکنه! اول از همه بریم سراغ این غلات صبحانه (Cereal)؛ ۹ دلار و ۵۹ سنت! چی؟ جدی میگی؟ ۹ دلار و ۵۹ سنت برای یک جعبه غلات؟ واقعاً که ترامپ، داری آمریکا رو اول میکنی!
قهوه فولجرز ۲۲ دلار و ۷۹ سنت؟ از این به بعد باید فقط آب بخوریم.این استیکها رو ببینید: ۴۱ دلار و ۵۸ سنت! باور نکردنیه. ۴۱ دلار برای ۱.۶ پوند گوشت؟ یعنی پوندی ۲۵ دلار!این گوشت راسته گوساله هم ۲۸ دلار و ۸۷ سنت برای حدود ۷۵۰ گرم؛ یعنی پوندی ۳۸ دلار! واقعاً داری آمریکا رو عالی میکنی ترامپ!
این بوقلمون چرخکرده رو نگاه کنید؛ ۱۵ دلار و ۲۹ سنت! چی؟ ۱۵ دلار برای این؟بال مرغ ۲۵ دلار و ۱۸ سنت! پوندی ۴ دلار و ۷۵ سنت. شاید بهتره استخونهاش رو هم بخوریم تا سیر بشیم.
دستمال توالت ۳۴ دلار و ۹۹ سنت! سایز کوچیکترش ۲۰ دلار و ۹۹ سنت. ترامپ، ما دیگه حتی توان دستشویی رفتن هم نداریم!دستمال حولهای ۱۵ دلار و ۹۹ سنت برای ۳ عدد! چه خبره آخه؟
یک بسته چیپس ۷ دلار و ۲۹ سنت! ترامپ، واقعاً داری آمریکا رو عالی میکنی؟ حتماً داری به یک عده کمک میکنی پولدار بشن، ولی اون ما نیستیم.این پفک چیتوز هم ۷ دلار و ۲۹ سنت؛ حتی دیگه توان خرید این رو هم ندارم.مایع لباسشویی ۲۳ دلار و ۳ سنت؛ دیگه حتی نمیتونم لباسهام رو بشورم.
نوشابه دو لیتری ۴ دلار و ۱۵ سنت؛ دیگه نوشابه هم نمیتونیم بخوریم.این مینی چیزکیکها ۱۳ دلار و ۴۹ سنت! حتی شیرینی هم نمیتونیم بخوریم.بیسکویت پنیر چدار ۸ دلار و ۲۵ سنت!با این قیمتها، قطعاً تو قیمتها رو پایین نیاوردی. اون قولی که روز اول دادی که قیمتها رو تو آمریکا پایین میاری چی شد؟ همهچی فقط داره میره بالا و بالا.
قیمت بنزین هم که اصلاً حرفش رو نزن، هیچجا گالنی ۱.۹۹ دلار پیدا نمیشه. ترامپ، تو قطعاً داری تمام قولهایی که دادی رو زیر پا میذاری."
برخی کامنت ها:- "ترامپ این بلا رو سر ما آورد، نه بایدن!"- "با این حال هنوز هم بهش رای میدن! کی داره این وسط سود میبره؟"طعنه به شعار MAGA: "آیا آمریکا الان دیگه عالی شده؟"
- "ما داریم ورشکست میشیم. هزینه پر کردن باک بنزینم از ۲۸ دلار رسیده به ۴۰ دلار."- "من فکر میکردم کانادا گرونه، ولی این قیمتها از اونجا هم بدتره."- "ترامپ داره طبقه کارگر و متوسط رو تو آمریکا نابود میکنه."- "این وضعیت واقعاً افسردهکنندهست. چطور خانوادهها با این قیمتها دووم میارن؟"...
@ninfrance
"بریم خرید خواربار تا ببینیم دونالد ترامپ چطور داره آمریکا رو دوباره با این قیمتهای پایین و تورم کم، عالی میکنه! اول از همه بریم سراغ این غلات صبحانه (Cereal)؛ ۹ دلار و ۵۹ سنت! چی؟ جدی میگی؟ ۹ دلار و ۵۹ سنت برای یک جعبه غلات؟ واقعاً که ترامپ، داری آمریکا رو اول میکنی!
قهوه فولجرز ۲۲ دلار و ۷۹ سنت؟ از این به بعد باید فقط آب بخوریم.این استیکها رو ببینید: ۴۱ دلار و ۵۸ سنت! باور نکردنیه. ۴۱ دلار برای ۱.۶ پوند گوشت؟ یعنی پوندی ۲۵ دلار!این گوشت راسته گوساله هم ۲۸ دلار و ۸۷ سنت برای حدود ۷۵۰ گرم؛ یعنی پوندی ۳۸ دلار! واقعاً داری آمریکا رو عالی میکنی ترامپ!
این بوقلمون چرخکرده رو نگاه کنید؛ ۱۵ دلار و ۲۹ سنت! چی؟ ۱۵ دلار برای این؟بال مرغ ۲۵ دلار و ۱۸ سنت! پوندی ۴ دلار و ۷۵ سنت. شاید بهتره استخونهاش رو هم بخوریم تا سیر بشیم.
دستمال توالت ۳۴ دلار و ۹۹ سنت! سایز کوچیکترش ۲۰ دلار و ۹۹ سنت. ترامپ، ما دیگه حتی توان دستشویی رفتن هم نداریم!دستمال حولهای ۱۵ دلار و ۹۹ سنت برای ۳ عدد! چه خبره آخه؟
یک بسته چیپس ۷ دلار و ۲۹ سنت! ترامپ، واقعاً داری آمریکا رو عالی میکنی؟ حتماً داری به یک عده کمک میکنی پولدار بشن، ولی اون ما نیستیم.این پفک چیتوز هم ۷ دلار و ۲۹ سنت؛ حتی دیگه توان خرید این رو هم ندارم.مایع لباسشویی ۲۳ دلار و ۳ سنت؛ دیگه حتی نمیتونم لباسهام رو بشورم.
نوشابه دو لیتری ۴ دلار و ۱۵ سنت؛ دیگه نوشابه هم نمیتونیم بخوریم.این مینی چیزکیکها ۱۳ دلار و ۴۹ سنت! حتی شیرینی هم نمیتونیم بخوریم.بیسکویت پنیر چدار ۸ دلار و ۲۵ سنت!با این قیمتها، قطعاً تو قیمتها رو پایین نیاوردی. اون قولی که روز اول دادی که قیمتها رو تو آمریکا پایین میاری چی شد؟ همهچی فقط داره میره بالا و بالا.
قیمت بنزین هم که اصلاً حرفش رو نزن، هیچجا گالنی ۱.۹۹ دلار پیدا نمیشه. ترامپ، تو قطعاً داری تمام قولهایی که دادی رو زیر پا میذاری."
برخی کامنت ها:- "ترامپ این بلا رو سر ما آورد، نه بایدن!"- "با این حال هنوز هم بهش رای میدن! کی داره این وسط سود میبره؟"طعنه به شعار MAGA: "آیا آمریکا الان دیگه عالی شده؟"
- "ما داریم ورشکست میشیم. هزینه پر کردن باک بنزینم از ۲۸ دلار رسیده به ۴۰ دلار."- "من فکر میکردم کانادا گرونه، ولی این قیمتها از اونجا هم بدتره."- "ترامپ داره طبقه کارگر و متوسط رو تو آمریکا نابود میکنه."- "این وضعیت واقعاً افسردهکنندهست. چطور خانوادهها با این قیمتها دووم میارن؟"...
@ninfrance
۱۷:۵۱
مقاله اخیر کارگروه «تهدیدات حیاتی» در اندیشکده «امریکن اینترپرایز» به تاریخ ۸ مه ۲۰۲۶ با عصبانیت از کنترل تنگه هرمز توسط ایران، اهمیت بازگشایی آن را برای ایالات متحده متذکر شده است. خلاصه این مقاله که از نشانی زیر در دسترس است، در ادامه توسط اندیشکده تثبیت تقدیم میشود:
https://www.criticalthreats.org/analysis/iran-must-not-rule-the-strait-of-hormuz
اندیشکده تثبیت| حسینی @tasbit1444_ir
https://www.criticalthreats.org/analysis/iran-must-not-rule-the-strait-of-hormuz
۱۹:۲۸
اندیشکده تثبیت|حسینی
مقاله اخیر کارگروه «تهدیدات حیاتی» در اندیشکده «امریکن اینترپرایز» به تاریخ ۸ مه ۲۰۲۶ با عصبانیت از کنترل تنگه هرمز توسط ایران، اهمیت بازگشایی آن را برای ایالات متحده متذکر شده است. خلاصه این مقاله که از نشانی زیر در دسترس است، در ادامه توسط اندیشکده تثبیت تقدیم میشود: https://www.criticalthreats.org/analysis/iran-must-not-rule-the-strait-of-hormuz
اندیشکده تثبیت| حسینی @tasbit1444_ir
این مقاله با عنوان «ایران نباید بر تنگه هرمز حکومت کند» هشدار میدهد که ایران بهدنبال تثبیت حاکمیت دائمی خود بر تنگه هرمز و کنترل ترافیک دریایی در این آبراه راهبردی است. به نوشته نویسنده، مقامات ایرانی در هفتههای اخیر بارها اعلام کردهاند که تنگه هرمز را بخشی از آبهای سرزمینی خود میدانند و قصد دارند عبور و مرور کشتیها را تنظیم کرده و از آنها عوارض دریافت کنند. این موضعگیری، اهداف جنگی ایران را فراتر از «بقا» و «ممانعت از پیروزی آمریکا و متحدانش» گسترش داده و تهران را در موقعیتی قرار میدهد که بتواند با وتوی دسترسی دیگران به این گلوگاه حیاتی، جایگاه راهبردی خود را بهشدت تقویت کند.
نویسنده تأکید میکند که ایران برای مشروعیتبخشی به این ادعا، به تأسیس «سازمان تنگه خلیج فارس» اقدام کرده تا از کشتیهای عبوری، مشابه سازوکار اداره کانال پاناما، هزینه دریافت کند. با این حال، نکته کلیدی این است که تهران عملاً حاکمیتی بر سراسر تنگه ندارد و تنها در صورتی میتواند به کنترل کامل دست یابد که آمریکا صریحاً یا تلویحاً این ادعا را به رسمیت بشناسد. در غیر این صورت، ایران ناچار خواهد بود با شلیک موشک و پهپاد یا توقیف کشتیها، ادعای خود را پیش ببرد؛ اقدامی که بهوضوح تجاوزکارانه تلقی شده و خطر تشدید تنش را در پی دارد.
مقاله هشدار میدهد که سیطره ایران بر تنگه هرمز نهتنها موقعیت آمریکا در خاورمیانه را تضعیف میکند، بلکه امنیت متحدان واشنگتن در اروپا و حوزه ایندو-پاسیفیک را نیز به خطر میاندازد. تهران میتواند با تهدید به مسدودسازی تنگه، کشورهای حاشیه خلیج فارس را وادار به کاهش همکاری با آمریکا و اسرائیل کند و با دریافت عوارض به ریال ایران از طریق بانکهای ایرانی، تحریمهای بینالمللی را دور بزند. فراتر از آن، عادیسازی این نقض آشکار حقوق بینالملل دریایی میتواند بازیگران تهاجمی دیگری همچون چین را جسور سازد تا در گلوگاههای دیگر نیز ادعاهای مشابهی مطرح کنند.
در پایان، نویسنده نتیجه میگیرد که تأمین آزادی کامل کشتیرانی در تنگه هرمز، صرفنظر از دیدگاهها درباره خود جنگ، یک منافع حیاتی ملی برای آمریکا و متحدانش است و باید بهعنوان «شرط غیرقابل مذاکره» در هر توافقی برای پایان دادن به جنگ کنونی گنجانده شود.
اندیشکده تثبیت| حسینی @tasbit1444_ir
نویسنده تأکید میکند که ایران برای مشروعیتبخشی به این ادعا، به تأسیس «سازمان تنگه خلیج فارس» اقدام کرده تا از کشتیهای عبوری، مشابه سازوکار اداره کانال پاناما، هزینه دریافت کند. با این حال، نکته کلیدی این است که تهران عملاً حاکمیتی بر سراسر تنگه ندارد و تنها در صورتی میتواند به کنترل کامل دست یابد که آمریکا صریحاً یا تلویحاً این ادعا را به رسمیت بشناسد. در غیر این صورت، ایران ناچار خواهد بود با شلیک موشک و پهپاد یا توقیف کشتیها، ادعای خود را پیش ببرد؛ اقدامی که بهوضوح تجاوزکارانه تلقی شده و خطر تشدید تنش را در پی دارد.
مقاله هشدار میدهد که سیطره ایران بر تنگه هرمز نهتنها موقعیت آمریکا در خاورمیانه را تضعیف میکند، بلکه امنیت متحدان واشنگتن در اروپا و حوزه ایندو-پاسیفیک را نیز به خطر میاندازد. تهران میتواند با تهدید به مسدودسازی تنگه، کشورهای حاشیه خلیج فارس را وادار به کاهش همکاری با آمریکا و اسرائیل کند و با دریافت عوارض به ریال ایران از طریق بانکهای ایرانی، تحریمهای بینالمللی را دور بزند. فراتر از آن، عادیسازی این نقض آشکار حقوق بینالملل دریایی میتواند بازیگران تهاجمی دیگری همچون چین را جسور سازد تا در گلوگاههای دیگر نیز ادعاهای مشابهی مطرح کنند.
در پایان، نویسنده نتیجه میگیرد که تأمین آزادی کامل کشتیرانی در تنگه هرمز، صرفنظر از دیدگاهها درباره خود جنگ، یک منافع حیاتی ملی برای آمریکا و متحدانش است و باید بهعنوان «شرط غیرقابل مذاکره» در هر توافقی برای پایان دادن به جنگ کنونی گنجانده شود.
۱۹:۲۹