در حال حاضر نمایش این پیام پشتیبانی نمیشود.
در میان صدقه هایی که مردم می دهند، هیچ صدقه ای ارزنده تر از یاد دادن علم و دانش نیست.پیامبر اکرم(ص)
روز معلم، روز بزرگداشت سنتهای پسندیده خدا و تعظیم علم و معرفت و سالروز شهادت استاد مرتضی مطهری گرامی باد.







موسسه فرهنگی تعقل در قرآن
@tdqn_ir
۷:۰۶
در حال حاضر نمایش این پیام پشتیبانی نمیشود.
بسم الله الرحمان الرحیم نبوت درقرآنخروج موسی علیهالسلام بابنی اسرائيل ازآب،&&&شرح حال یهود،سوره نساء،شرح۴۵،وَاللَّهُ أَعْلَمُ بِأَعْدَائِكُمْ وَكَفَىٰ بِاللَّهِ وَلِيًّا وَكَفَىٰ بِاللَّهِ نَصِيرًاﻭ ﺧﺪﺍ ﺑﻪ ﺩﺷﻤﻨﺎﻥ ﺷﻤﺎ ﺩﺍﻧﺎﺗﺮ ﺍﺳﺖ . ﻭ ﺑﺲ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺧﺪﺍ ﺳﺮﭘﺮﺳﺖ ﺷﻤﺎ ﺑﺎﺷﺪ ، ﻭ ﻛﺎﻓﻲ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺧﺪﺍ ﻳﺎﻭﺭ ﺷﻤﺎ ﺑﺎﺷﺪ .معناى آيه و خدا داناتر است چنين مى شود: آن چه اين جا برايت بيان مى كنيم تصديق و يا ارائه مصداق و نمونه اى است ، براى آنچه قبلا از حال كسانى كه مختال و فخورند و در نتيجه بخل و ريا مى ورزند مصدق و مصداق آن ، گفتار يهوديانى است بهره اى از كتاب به ايشان داده شده ، البته بهره اى نه آن طور كه خودشان ادعا دارند كه همه كتاب آسمانى را دارند ،آنگاه با همان سرمايه براى خود ضلالت مى خرند، و ضلالت را بر هدايت ترجيح مى دهند و مى خواهند شما مسلمانان نيز راه سعادت را گم كنيد.آرى يهوديان هر چند كه با شما به روى خوش ملاقات مى كنند، و هر چند اظهار محبت نموده ، در قيافه افراد صالح در مى آيند و آن چنان با شما برخورد مى كنند كه گويى خيرخواه و ياوران شمايند، و اى بسا حرفهايى بزنند كه طبع شما آن را بپسندد، و دلهايتان مجذوبش شود،كه چه حرفهاى درستى مى زنند، و ليكن بدانيد قصدى جز گمراه كردن شما از صراط مستقيم ندارند، دليلش هم خيلى روشن است ، و آن اين است كه خودشان از صراط مستقيم منحرفند و ضلالت را براى خود انتخاب كرده اند، و خداى عزوجل دشمنان شما را بهتر از خود شما مى شناسد، پس به هوش باشيد، كه يهود دشمنان شمايند، فريب آنچه از حالات آنها مى بينيد نخوريد، زنهار زنهار آنان را در پيشنهادهايى كه مى كنند اطاعت مكنيد، و به سخنان زيبا و فريبنده شان گوش ندهيد، به خيال اين كه واقعا دوست و خيرخواه شمايند،از سوى ديگر شما چه حاجتى به ولايت دروغين و دوستى كاذب آنان داريد، با اين كه خداى تعالى براى ولايت و يارى شما كافى است ، و با ولايت و يارى خدا چه حاجت به ولايت و يارى آنان ؟.منبع:ترجمه تفسیرالمیزان جلد۴صفحه ۵۷۹موسسه فرهنگی تعقل در قرآن
@tdqn_ir
۱۵:۳۶
در حال حاضر نمایش این پیام پشتیبانی نمیشود.
بسم الله الرحمان الرحیم نبوت درقرآنخروج موسی علیهالسلام بابنی اسرائيل ازآب،&&&شرح حال یهود،سوره نساء،شرح آیه۴۶،مِّنَ الَّذِينَ هَادُوا يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ عَن مَّوَاضِعِهِ وَيَقُولُونَ سَمِعْنَا وَعَصَيْنَا وَاسْمَعْ غَيْرَ مُسْمَعٍ وَرَاعِنَا لَيًّا بِأَلْسِنَتِهِمْ وَطَعْنًا فِي الدِّينِ وَلَوْ أَنَّهُمْ قَالُوا سَمِعْنَا وَأَطَعْنَا وَاسْمَعْ وَانظُرْنَا لَكَانَ خَيْرًا لَّهُمْ وَأَقْوَمَ وَلَٰكِن لَّعَنَهُمُ اللَّهُ بِكُفْرِهِمْ فَلَا يُؤْمِنُونَ إِلَّا قَلِيلًاﺑﺮﺧﻲ ﺍﺯ ﻛﺴﺎﻧﻲ ﻛﻪ ﻳﻬﻮﺩﻱ ﺍﻧﺪ ، ﺣﻘﺎﻳﻖ [ ﻛﺘﺎﺏ ﺁﺳﻤﺎﻧﻲ ] ﺭﺍ [ ﺑﺎ ﺗﻔﺴﻴﺮﻫﺎﻱ ﻧﺎﺑﺠﺎ ﻭ ﺗﺤﻠﻴﻞ ﻫﺎﻱ ﻏﻠﻂ ﻭ ﻧﺎﺻﻮﺍﺏ ] ﺍﺯ ﺟﺎﻳﮕﺎﻩ ﻫﺎﻱ ﺍﺻﻠﻲ ﻭ ﻣﻌﺎﻧﻲ ﺣﻘﻴﻘﻲ ﺍﺵ ﺗﻐﻴﻴﺮ ﻣﻰ ﺩﻫﻨﺪ ، ﻭ [ ﺑﻪ ﺯﺑﺎﻥ ﻇﺎﻫﺮ ﺑﻪ ﭘﻴﺎﻣﺒﺮ ] ﻣﻰ ﮔﻮﻳﻨﺪ : [ ﺩﻋﻮﺗﺖ ﺭﺍ ] ﺷﻨﻴﺪﻳﻢ ﻭ [ ﺑﻪ ﺑﺎﻃﻦ ﻣﻰ ﮔﻮﻳﻨﺪ : ] ﻧﺎﻓﺮﻣﺎﻧﻲ ﻛﺮﺩﻳﻢ ﻭ [ ﺍﺯ ﺭﻭﻱ ﺗﻮﻫﻴﻦ ﺑﻪ ﭘﻴﺎﻣﺒﺮ ﺑﺮ ﺿﺪ ﺍﻭ ﻓﺮﻳﺎﺩ ﻣﻰ ﺯﻧﻨﺪ : ﺳﺨﻨﺎﻥ ﻣﺎ ﺭﺍ ] ﺑﺸﻨﻮ ﻛﻪ [ ﺍﻱ ﻛﺎﺵ ] ﻧﺎﺷﻨﻮﺍ ﺷﻮﻱ . ﻭ ﺑﺎ ﭘﻴﭻ ﻭ ﺧﻢ ﺩﺍﺩﻥ ﺯﺑﺎﻥ ﻭ ﺁﻭﺍﺯﺷﺎﻥ ﻭ ﺑﻪ ﻧﻴّﺖ ﻋﻴﺐ ﺟﻮﻳﻲ ﺍﺯ ﺩﻳﻦ [ ﺑﻪ ﺁﻫﻨﮕﻲ ، ﻛﻠﻤﻪ ] ﺭﺍﻋﻨﺎ [ ﺭﺍ ﻛﻪ ﺩﺭ ﻋﺮﺑﻲ ﺑﻪ ﻣﻌﻨﺎﻱ « ﻣﺎ ﺭﺍ ﺭﻋﺎﻳﺖ ﻛﻦ » ﺍﺳﺖ ، ﺗﻠﻔﻆ ﻣﻰ ﻛﻨﻨﺪ ﻛﻪ ﺑﺮﺍﻱ ﺷﻨﻮﻧﺪﻩ ، ﺭﺍﻋﻨﺎ ﻛﻪ ﻣﻔﻬﻮﻣﻰ ﺧﺎﺭﺝ ﺍﺯ ﺍﺩﺏ ﺩﺍﺭﺩ ، ﺗﺪﺍﻋﻲ ﻣﻰ ﺷﻮﺩ ] . ﻭ ﺍﮔﺮ ﺁﻧﺎﻥ [ ﺑﻪ ﺟﺎﻱ ﺍﻳﻦ ﻫﻤﻪ ﺍﻫﺎﻧﺖ ﺍﺯ ﺭﻭﻱ ﺻﺪﻕ ﻭ ﺣﻘﻴﻘﺖ ] ﻣﻰ ﮔﻔﺘﻨﺪ : ﺷﻨﻴﺪﻳﻢ ﻭ ﺍﻃﺎﻋﺖ ﻛﺮﺩﻳﻢ ﻭ [ ﺳﺨﻨﺎﻥ ﻣﺎ ﺭﺍ ] ﺑﺸﻨﻮ ﻭ ﻣﺎ ﺭﺍ ﻣﻬﻠﺖ ﺩﻩ [ ﺗﺎ ﻣﻌﺎﺭﻑ ﺍﺳﻠﺎم ﺭﺍ ﺩﺭﻙ ﻛﻨﻴﻢ ] ﻗﻄﻌﺎً ﺑﺮﺍﻱ ﺁﻧﺎﻥ ﺑﻬﺘﺮ ﻭ ﺩﺭﺳﺖ ﺗﺮ ﺑﻮﺩ ، ﻭﻟﻲ ﺧﺪﺍ ﺁﻧﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺳﺒﺐ ﻛﻔﺮﺷﺎﻥ ﻟﻌﻨﺖ ﻛﺮﺩﻩ ، ﭘﺲ ﺟﺰ ﻋﺪﻩ ﺍﻧﺪﻛﻲ ﺍﻳﻤﺎﻥ ﻧﻤﻰ ﺁﻭﺭﻧﺪ .#مِّنَ الَّذِينَ هَادُوا يحَرِّفُونَ الْكلِمَ عَن مَّوَاضِعِهِ... فى الدِّينِكلمه : (من ) در جمله (من الذين ...) بيانيه است ، البته بسا باشد كه گفته باشند جمله : ((من الذين هادوا)) بر سر هم خبرى است براى مبتدايى كه حذف شده ، و جمله : ((يحرفون الكلم )) همان محذوف را توصيف مى كند، ● معناى ((يحرفون الكم عن مواضعه... ))خداى تعالى اين طايفه از يهود را اينطور توصيف نموده ، كه كلمات كتاب خداى را تحريف مى كنند حال يا به اين كه جاى آنها را تغيير مى دهند، و پس و پيش مى كنند، و يا آنكه بعضى از كلمات را به كلى مى اندازند، و يا به اين كه كلماتى از خود به كتاب خدا اضافه مى كنند، همچنان كه تورات موجود دچار چنين سرنوشتى شده ، يعنى بسيارى از مطالبش آسمانى نيست ، و يا به اين است كه آن چه از موسى و از ساير انبيا (عليهم السلام ) در تورات آمده تفسيرش كرده اند به غير آن چه مقصود بوده است، معناى حقيقى آن را رها كرده معنايى تأويلىبراى آن كرده اند هم چنان كه بشارتهايى كه در تورات درباره آمدن رسول الله (صلى الله عليه و آله ) آمده بود و قبل از بعثت رسول خدا (صلى الله عليه و آله ) آن چه درباره عيسى (عليه السلام ) به عنوان بشارت وجود داشت همه را تاءويل كردند، و گفتند نه عيسايى (عليه السلام ) آمده و نه محمدى (صلى الله عليه و آله ) و ما هم اكنون منتظر آمدنشان هستيم .منبع:ترجمه تفسیرالمیزان جلد۴صفحه ۵۷۹موسسه فرهنگی تعقل در قرآن
@tdqn_ir
۱۶:۲۹
در حال حاضر نمایش این پیام پشتیبانی نمیشود.
بسم الله الرحمان الرحیم نبوت درقرآنخروج موسی علیهالسلام بابنی اسرائيل ازآب،&&&شرح حال یهود،سوره نساء،شرح۴۶،مِّنَ الَّذِينَ هَادُوا يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ عَن مَّوَاضِعِهِ وَيَقُولُونَ سَمِعْنَا وَعَصَيْنَا وَاسْمَعْ غَيْرَ مُسْمَعٍ وَرَاعِنَا لَيًّا بِأَلْسِنَتِهِمْ وَطَعْنًا فِي الدِّينِ وَلَوْ أَنَّهُمْ قَالُوا سَمِعْنَا وَأَطَعْنَا وَاسْمَعْ وَانظُرْنَا لَكَانَ خَيْرًا لَّهُمْ وَأَقْوَمَ وَلَٰكِن لَّعَنَهُمُ اللَّهُ بِكُفْرِهِمْ فَلَا يُؤْمِنُونَ إِلَّا قَلِيلًاﺑﺮﺧﻲ ﺍﺯ ﻛﺴﺎﻧﻲ ﻛﻪ ﻳﻬﻮﺩﻱ ﺍﻧﺪ ، ﺣﻘﺎﻳﻖ [ ﻛﺘﺎﺏ ﺁﺳﻤﺎﻧﻲ ] ﺭﺍ [ ﺑﺎ ﺗﻔﺴﻴﺮﻫﺎﻱ ﻧﺎﺑﺠﺎ ﻭ ﺗﺤﻠﻴﻞ ﻫﺎﻱ ﻏﻠﻂ ﻭ ﻧﺎﺻﻮﺍﺏ ] ﺍﺯ ﺟﺎﻳﮕﺎﻩ ﻫﺎﻱ ﺍﺻﻠﻲ ﻭ ﻣﻌﺎﻧﻲ ﺣﻘﻴﻘﻲ ﺍﺵ ﺗﻐﻴﻴﺮ ﻣﻰ ﺩﻫﻨﺪ ، ﻭ [ ﺑﻪ ﺯﺑﺎﻥ ﻇﺎﻫﺮ ﺑﻪ ﭘﻴﺎﻣﺒﺮ ] ﻣﻰ ﮔﻮﻳﻨﺪ : [ ﺩﻋﻮﺗﺖ ﺭﺍ ] ﺷﻨﻴﺪﻳﻢ ﻭ [ ﺑﻪ ﺑﺎﻃﻦ ﻣﻰ ﮔﻮﻳﻨﺪ : ] ﻧﺎﻓﺮﻣﺎﻧﻲ ﻛﺮﺩﻳﻢ ﻭ [ ﺍﺯ ﺭﻭﻱ ﺗﻮﻫﻴﻦ ﺑﻪ ﭘﻴﺎﻣﺒﺮ ﺑﺮ ﺿﺪ ﺍﻭ ﻓﺮﻳﺎﺩ ﻣﻰ ﺯﻧﻨﺪ : ﺳﺨﻨﺎﻥ ﻣﺎ ﺭﺍ ] ﺑﺸﻨﻮ ﻛﻪ [ ﺍﻱ ﻛﺎﺵ ] ﻧﺎﺷﻨﻮﺍ ﺷﻮﻱ . ﻭ ﺑﺎ ﭘﻴﭻ ﻭ ﺧﻢ ﺩﺍﺩﻥ ﺯﺑﺎﻥ ﻭ ﺁﻭﺍﺯﺷﺎﻥ ﻭ ﺑﻪ ﻧﻴّﺖ ﻋﻴﺐ ﺟﻮﻳﻲ ﺍﺯ ﺩﻳﻦ [ ﺑﻪ ﺁﻫﻨﮕﻲ ، ﻛﻠﻤﻪ ] ﺭﺍﻋﻨﺎ [ ﺭﺍ ﻛﻪ ﺩﺭ ﻋﺮﺑﻲ ﺑﻪ ﻣﻌﻨﺎﻱ « ﻣﺎ ﺭﺍ ﺭﻋﺎﻳﺖ ﻛﻦ » ﺍﺳﺖ ، ﺗﻠﻔﻆ ﻣﻰ ﻛﻨﻨﺪ ﻛﻪ ﺑﺮﺍﻱ ﺷﻨﻮﻧﺪﻩ ، ﺭﺍﻋﻨﺎ ﻛﻪ ﻣﻔﻬﻮﻣﻰ ﺧﺎﺭﺝ ﺍﺯ ﺍﺩﺏ ﺩﺍﺭﺩ ، ﺗﺪﺍﻋﻲ ﻣﻰ ﺷﻮﺩ ] . ﻭ ﺍﮔﺮ ﺁﻧﺎﻥ [ ﺑﻪ ﺟﺎﻱ ﺍﻳﻦ ﻫﻤﻪ ﺍﻫﺎﻧﺖ ﺍﺯ ﺭﻭﻱ ﺻﺪﻕ ﻭ ﺣﻘﻴﻘﺖ ] ﻣﻰ ﮔﻔﺘﻨﺪ : ﺷﻨﻴﺪﻳﻢ ﻭ ﺍﻃﺎﻋﺖ ﻛﺮﺩﻳﻢ ﻭ [ ﺳﺨﻨﺎﻥ ﻣﺎ ﺭﺍ ] ﺑﺸﻨﻮ ﻭ ﻣﺎ ﺭﺍ ﻣﻬﻠﺖ ﺩﻩ [ ﺗﺎ ﻣﻌﺎﺭﻑ ﺍﺳﻠﺎم ﺭﺍ ﺩﺭﻙ ﻛﻨﻴﻢ ] ﻗﻄﻌﺎً ﺑﺮﺍﻱ ﺁﻧﺎﻥ ﺑﻬﺘﺮ ﻭ ﺩﺭﺳﺖ ﺗﺮ ﺑﻮﺩ ، ﻭﻟﻲ ﺧﺪﺍ ﺁﻧﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺳﺒﺐ ﻛﻔﺮﺷﺎﻥ ﻟﻌﻨﺖ ﻛﺮﺩﻩ ، ﭘﺲ ﺟﺰ ﻋﺪﻩ ﺍﻧﺪﻛﻲ ﺍﻳﻤﺎﻥ ﻧﻤﻰ ﺁﻭﺭﻧﺪ .● مذمت يهود به جهت عمل ناپسندى كه مرتكب مى شدند:لَيَّا بِأَلْسِنَتهِمْ وَ طعْناً فى الدِّينِاصل (لئى ) به معناى تاب دادن و پيچاندن است ، پس معناى جمله مورد بحث اين مى شود كه يهوديان مورد بحث زبان خود را مى پيچند، تا به اين وسيله سخن باطل خود را به صورت حق جلوه داده ، اهانتى كه مى خواهند بكنند به صورت ادب و احترام بكنند، چون مؤمنين رسم داشتند هرگاه مى خواستند با رسول خدا (صلى الله عليه و آله ) سخن بگويند، (اجازه بفرماييد) و منظورمان اين است كه مهلت بده من همه حرفهايم را بزنم ، عرض مى كردند: (راعنا) يعنى اجازه بده ، ما مطلب خود را تا به آخر بگوييم ، و اين كلمه در زبان يهود معناى زشتى داشت ، معنايى كه لايق به ساحت مقدس رسول خدا (صلى الله عليه و آله ) نبود، به همين جهت فرصت را غنيمت شمردند، هرگاه مى خواستند با آن جناب سخن بگويند به قصد مذمت و بى احترامى اين كلمه را استعمال مى كردند، و خداى تعالى در اين آيه شريفه ايشان (یهود)را مذمت كرد، و نخست به طور اجمال فرمود: ((يحرفون الكلم عن مواضعه )) و سپس آن را تفسير كرد به اين كه : ((و يقولون سمعنا و عصينا و اسمع غير مسمع ))، آنگاه مثل اين كه خواسته باشد اين را نيز تفسير كند، عطف كرد بر آن جمله : ((و راعنا)) را، آنگاه فرمود:مجذوبش شوديهوديان در حالى انجام مى شود كه زبان خود را تاب مى دهند، و به دين خدا طعنه مى زنند: ((ليا بالسنتهم و طعنا فى الدين ))، و اين دو مصدر يعنى مصدر (لى ) و (طعن ) در موضع حال قرار دارند.منبع:ترجمه تفسیرالمیزان جلد۴صفحه ۵۸۰موسسه فرهنگی تعقل در قرآن
@tdqn_ir
۱۵:۳۱
در حال حاضر نمایش این پیام پشتیبانی نمیشود.
بسم الله الرحمان الرحیم نبوت درقرآنخروج موسی علیهالسلام بابنی اسرائيل ازآب،&&&شرح حال یهود،سوره نساء،شرح۴۶،مِّنَ الَّذِينَ هَادُوا يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ عَن مَّوَاضِعِهِ وَيَقُولُونَ سَمِعْنَا وَعَصَيْنَا وَاسْمَعْ غَيْرَ مُسْمَعٍ وَرَاعِنَا لَيًّا بِأَلْسِنَتِهِمْ وَطَعْنًا فِي الدِّينِ وَلَوْ أَنَّهُمْ قَالُوا سَمِعْنَا وَأَطَعْنَا وَاسْمَعْ وَانظُرْنَا لَكَانَ خَيْرًا لَّهُمْ وَأَقْوَمَ وَلَٰكِن لَّعَنَهُمُ اللَّهُ بِكُفْرِهِمْ فَلَا يُؤْمِنُونَ إِلَّا قَلِيلًاﺑﺮﺧﻲ ﺍﺯ ﻛﺴﺎﻧﻲ ﻛﻪ ﻳﻬﻮﺩﻱ ﺍﻧﺪ ، ﺣﻘﺎﻳﻖ [ ﻛﺘﺎﺏ ﺁﺳﻤﺎﻧﻲ ] ﺭﺍ [ ﺑﺎ ﺗﻔﺴﻴﺮﻫﺎﻱ ﻧﺎﺑﺠﺎ ﻭ ﺗﺤﻠﻴﻞ ﻫﺎﻱ ﻏﻠﻂ ﻭ ﻧﺎﺻﻮﺍﺏ ] ﺍﺯ ﺟﺎﻳﮕﺎﻩ ﻫﺎﻱ ﺍﺻﻠﻲ ﻭ ﻣﻌﺎﻧﻲ ﺣﻘﻴﻘﻲ ﺍﺵ ﺗﻐﻴﻴﺮ ﻣﻰ ﺩﻫﻨﺪ ، ﻭ [ ﺑﻪ ﺯﺑﺎﻥ ﻇﺎﻫﺮ ﺑﻪ ﭘﻴﺎﻣﺒﺮ ] ﻣﻰ ﮔﻮﻳﻨﺪ : [ ﺩﻋﻮﺗﺖ ﺭﺍ ] ﺷﻨﻴﺪﻳﻢ ﻭ [ ﺑﻪ ﺑﺎﻃﻦ ﻣﻰ ﮔﻮﻳﻨﺪ : ] ﻧﺎﻓﺮﻣﺎﻧﻲ ﻛﺮﺩﻳﻢ ﻭ [ ﺍﺯ ﺭﻭﻱ ﺗﻮﻫﻴﻦ ﺑﻪ ﭘﻴﺎﻣﺒﺮ ﺑﺮ ﺿﺪ ﺍﻭ ﻓﺮﻳﺎﺩ ﻣﻰ ﺯﻧﻨﺪ : ﺳﺨﻨﺎﻥ ﻣﺎ ﺭﺍ ] ﺑﺸﻨﻮ ﻛﻪ [ ﺍﻱ ﻛﺎﺵ ] ﻧﺎﺷﻨﻮﺍ ﺷﻮﻱ . ﻭ ﺑﺎ ﭘﻴﭻ ﻭ ﺧﻢ ﺩﺍﺩﻥ ﺯﺑﺎﻥ ﻭ ﺁﻭﺍﺯﺷﺎﻥ ﻭ ﺑﻪ ﻧﻴّﺖ ﻋﻴﺐ ﺟﻮﻳﻲ ﺍﺯ ﺩﻳﻦ [ ﺑﻪ ﺁﻫﻨﮕﻲ ، ﻛﻠﻤﻪ ] ﺭﺍﻋﻨﺎ [ ﺭﺍ ﻛﻪ ﺩﺭ ﻋﺮﺑﻲ ﺑﻪ ﻣﻌﻨﺎﻱ « ﻣﺎ ﺭﺍ ﺭﻋﺎﻳﺖ ﻛﻦ » ﺍﺳﺖ ، ﺗﻠﻔﻆ ﻣﻰ ﻛﻨﻨﺪ ﻛﻪ ﺑﺮﺍﻱ ﺷﻨﻮﻧﺪﻩ ، ﺭﺍﻋﻨﺎ ﻛﻪ ﻣﻔﻬﻮﻣﻰ ﺧﺎﺭﺝ ﺍﺯ ﺍﺩﺏ ﺩﺍﺭﺩ ، ﺗﺪﺍﻋﻲ ﻣﻰ ﺷﻮﺩ ] . ﻭ ﺍﮔﺮ ﺁﻧﺎﻥ [ ﺑﻪ ﺟﺎﻱ ﺍﻳﻦ ﻫﻤﻪ ﺍﻫﺎﻧﺖ ﺍﺯ ﺭﻭﻱ ﺻﺪﻕ ﻭ ﺣﻘﻴﻘﺖ ] ﻣﻰ ﮔﻔﺘﻨﺪ : ﺷﻨﻴﺪﻳﻢ ﻭ ﺍﻃﺎﻋﺖ ﻛﺮﺩﻳﻢ ﻭ [ ﺳﺨﻨﺎﻥ ﻣﺎ ﺭﺍ ] ﺑﺸﻨﻮ ﻭ ﻣﺎ ﺭﺍ ﻣﻬﻠﺖ ﺩﻩ [ ﺗﺎ ﻣﻌﺎﺭﻑ ﺍﺳﻠﺎم ﺭﺍ ﺩﺭﻙ ﻛﻨﻴﻢ ] ﻗﻄﻌﺎً ﺑﺮﺍﻱ ﺁﻧﺎﻥ ﺑﻬﺘﺮ ﻭ ﺩﺭﺳﺖ ﺗﺮ ﺑﻮﺩ ، ﻭﻟﻲ ﺧﺪﺍ ﺁﻧﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺳﺒﺐ ﻛﻔﺮﺷﺎﻥ ﻟﻌﻨﺖ ﻛﺮﺩﻩ ، ﭘﺲ ﺟﺰ ﻋﺪﻩ ﺍﻧﺪﻛﻲ ﺍﻳﻤﺎﻥ ﻧﻤﻰ ﺁﻭﺭﻧﺪ .● مذمت يهود به جهت عمل ناپسندى كه مرتكب مى شدند:وَ لَوْ أَنهُمْ قَالُوا سمِعْنَا وَ أَطعْنَا وَ اسمَعْ وَ انظرْنَا لَكانَ خَيراً لهَُّمْ وَ أَقْوَمَاينكه فرموده : اگریهودیان بگويند (شنيديم واطاعت کردیم ،سخنان مارابشنو وبه مامهلت بده)كه مشتمل است بر ادب دين و خضوع در برابر حق ، بهتر و باقوام تر است از آنچه مى گفتند يعنى از ((سمعنا و عصينا...)) با اين كه اين سخن نه خير است و نه باقوام تا آن از اين بهتر و باقوام تر باشد، در حقيقت از باب مقايسه اثر حقى است كه در اين كلام حق است ، و اثرى كه يهود براى كلام خود قائل بود، هر چند كه كلام يهود در واقع هيچ خوبى و قوام نداشت ، پس مقايسه بين اثر حق است با اثرى كه يهود حقش مى پنداشت .وَ لَكِن لَّعَنهُمُ اللَّهُ بِكُفْرِهِمْ فَلا يُؤْمِنُونَ إِلا قَلِيلاًاين جمله خطاب به مسلمين است ، و براى هميشه نوميدشان مى كند از اين كه يهود بگويند: ((سمعنا و اطعنا)) هرگز نخواهند گفت ، زيرا اين كلمه ، كلمه ايمان است ، و اين يهوديان ملعونِ خدايند، و در نتيجه موفق به ايمان نخواهند شد، و ظاهرا حرف (با) در جمله ((بكفرهم )) براى سببيت است ، نه براى آلت ، براى اين كه كفر صفتى است كه ممكن است به وسيله ايمان زايل گردد، و بنابراين كفر بدان جهت كه كفر است مستوجب لعنتى كه ايمان را محال سازد نيست ، و چنان نيست كه بطور قاطع از ايمان جلوگيرى كند.بله كفر آنان سبب لعنت هست ، اما لعنتى كه ايمان را محال نمى سازد، ممكن است افراد انگشت شمارى ايمان بياورند (دقت بفرمائيد).منبع:ترجمه تفسير الميزان جلد 4 صفحه 581موسسه فرهنگی تعقل در قرآن
@tdqn_ir
۱۵:۴۱
در حال حاضر نمایش این پیام پشتیبانی نمیشود.
بسم الله الرحمان الرحیم نبوت درقرآنخروج موسی علیهالسلام بابنی اسرائيل ازآب،&&&شرح حال یهود،سوره نساء،شرح۴۷،يَا أَيُّهَا الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ آمِنُوا بِمَا نَزَّلْنَا مُصَدِّقًا لِّمَا مَعَكُم مِّن قَبْلِ أَن نَّطْمِسَ وُجُوهًا فَنَرُدَّهَا عَلَىٰ أَدْبَارِهَا أَوْ نَلْعَنَهُمْ كَمَا لَعَنَّا أَصْحَابَ السَّبْتِ وَكَانَ أَمْرُ اللَّهِ مَفْعُولًا،ﺍﻱ ﻛﺴﺎﻧﻲ ﻛﻪ ﺑﻪ ﺷﻤﺎ ﻛﺘﺎﺏ ﺁﺳﻤﺎﻧﻲ ﺩﺍﺩﻩ ﺷﺪﻩ ! ﺑﻪ ﺁﻧﭽﻪ [ ﺑﺮ ﭘﻴﺎﻣﺒﺮ ﺍﺳﻠﺎم ]ﻧﺎﺯﻝ ﻛﺮﺩﻳﻢ ﻛﻪ ﺗﺼﺪﻳﻖ ﻛﻨﻨﺪﻩ ﺗﻮﺭﺍﺕ ﻭ ﺍﻧﺠﻴﻠﻲ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺑﺎ ﺷﻤﺎﺳﺖ ﺍﻳﻤﺎﻥ ﺁﻭﺭﻳﺪ ، ﭘﻴﺶ ﺍﺯ ﺁﻧﻜﻪ ﭼﻬﺮﻩ ﻫﺎﻳﻲ ﺭﺍ [ ﺍﺯ ﺷﻜﻞ ﻭ ﺷﺨﺼﻴﺖ ﺍﻧﺴﺎﻧﻲ ] ﻣﺤﻮ ﻛﻨﻴﻢ ، ﻭ [ ﺑﻪ ﻛﻴﻔﺮ ﺗﻜﺒّﺮ ﺩﺭ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﭘﻴﺎﻣﺒﺮ ﺍﺳﻠﺎم ﻭ ﻗﺮﺁﻥ ] ﺑﻪ ﻛﻔﺮ ﻭ ﮔﻤﺮﺍﻫﻲ ﺑﺎﺯﮔﺮﺩﺍﻧﻴﻢ ، ﻳﺎ ﭼﻨﺎﻥ ﻛﻪ ﺍﺻﺤﺎﺏ ﺳﺒﺖ ﺭﺍ ﻟﻌﻨﺖ ﻛﺮﺩﻳﻢ ، ﻟﻌﻨﺖ ﻛﻨﻴﻢ ; ﻭ ﻓﺮﻣﺎﻥ ﺧﺪﺍ ﻫﻤﻮﺍﺭﻩ ﺷﺪﻧﻲ ﺍﺳﺖ .#منظور از اصحاب سبت قومى از يهود است كه در روز شنبه از دستور الهى تجاوز مى كردند، و خداى تعالى لعنتشان نموده ، در نتيجه به صورت حيواناتى مسخشان كرد، و داستانشان در آيات زير آمده : (( از يهوديان بپرس اهل آن قريه اى كه لب دريا منزل داشتند و در شنبه ها از حدود الهى تجاوز مى كردند (چون شنبه كه صيد ماهى بر آنان حرام بود ماهى ها به كنار دريا و دسترس آنان مى آمدند و روزهاى ديگر نمى آمدند چه كردند كه هلاك شدند؟).و همان طور كه توجه فرموديد متعرض حال يهود و يا حداقل حال طايفه اى از يهود بود، و در آخِر، سخن به اين جا كشيده شد كه اين طايفه به خاطر اين كه به خداى تعالى و رسول او خيانت كردند، و آنچه در دين خودشان صالح بود فاسد كردند، جمعشان به لعنت خدا گرفتار شده ، در نتيجه توفيق ايمان از ايشان سلب شد، مگر از عدد اندكى از آنها،منبع:ترجمه تفسیرالمیزان جلد۴صفحه ۵۸۱موسسه فرهنگی تعقل در قرآن
@tdqn_ir
۱۶:۳۱
در حال حاضر نمایش این پیام پشتیبانی نمیشود.
بسم الله الرحمان الرحیم نبوت درقرآنخروج موسی علیهالسلام بابنی اسرائيل ازآب،&&&شرح حال یهود،سوره نساء،شرح۴۷،يَا أَيُّهَا الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ آمِنُوا بِمَا نَزَّلْنَا مُصَدِّقًا لِّمَا مَعَكُم مِّن قَبْلِ أَن نَّطْمِسَ وُجُوهًا فَنَرُدَّهَا عَلَىٰ أَدْبَارِهَا أَوْ نَلْعَنَهُمْ كَمَا لَعَنَّا أَصْحَابَ السَّبْتِ وَكَانَ أَمْرُ اللَّهِ مَفْعُولًا،ﺍﻱ ﻛﺴﺎﻧﻲ ﻛﻪ ﺑﻪ ﺷﻤﺎ ﻛﺘﺎﺏ ﺁﺳﻤﺎﻧﻲ ﺩﺍﺩﻩ ﺷﺪﻩ ! ﺑﻪ ﺁﻧﭽﻪ [ ﺑﺮ ﭘﻴﺎﻣﺒﺮ ﺍﺳﻠﺎم ]ﻧﺎﺯﻝ ﻛﺮﺩﻳﻢ ﻛﻪ ﺗﺼﺪﻳﻖ ﻛﻨﻨﺪﻩ ﺗﻮﺭﺍﺕ ﻭ ﺍﻧﺠﻴﻠﻲ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺑﺎ ﺷﻤﺎﺳﺖ ﺍﻳﻤﺎﻥ ﺁﻭﺭﻳﺪ ، ﭘﻴﺶ ﺍﺯ ﺁﻧﻜﻪ ﭼﻬﺮﻩ ﻫﺎﻳﻲ ﺭﺍ [ ﺍﺯ ﺷﻜﻞ ﻭ ﺷﺨﺼﻴﺖ ﺍﻧﺴﺎﻧﻲ ] ﻣﺤﻮ ﻛﻨﻴﻢ ، ﻭ [ ﺑﻪ ﻛﻴﻔﺮ ﺗﻜﺒّﺮ ﺩﺭ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﭘﻴﺎﻣﺒﺮ ﺍﺳﻠﺎم ﻭ ﻗﺮﺁﻥ ] ﺑﻪ ﻛﻔﺮ ﻭ ﮔﻤﺮﺍﻫﻲ ﺑﺎﺯﮔﺮﺩﺍﻧﻴﻢ ، ﻳﺎ ﭼﻨﺎﻥ ﻛﻪ ﺍﺻﺤﺎﺏ ﺳﺒﺖ ﺭﺍ ﻟﻌﻨﺖ ﻛﺮﺩﻳﻢ ، ﻟﻌﻨﺖ ﻛﻨﻴﻢ ; ﻭ ﻓﺮﻣﺎﻥ ﺧﺪﺍ ﻫﻤﻮﺍﺭﻩ ﺷﺪﻧﻲ ﺍﺳﺖ .#دراین آیه خطاب متوجه جميع اهل كتاب شد، چون ظاهر جمله :((يا ايها الذين اوتوا الكتاب )) همين عموميت را افاده مى كند - و در آن اهل كتاب را به سوى ايمان به كتابى كه نازل شده و مصدق كتاب آسمانى ايشان است دعوت فرمود، و تهديدشان كرد به اين كه اگر از در استكبار و بدون عذر تمرد كنند، به سخطى گرفتار مى شوند، كه يا لعنت است و يا طَمِس ( يعنى عذابى كه اثرى از آنان باقى نمى گذارد) و با اين لعن و طمس گريبان آنان را مى گيرد، و بدون ترديد دست بردار از آنان نيست .و اين همان معنايى است كه از جمله : ((من قبل ان نطمس وجوها فنردها على ادبارها)) استفاده مى شود، پس معناى طمس وجوه عبارت شد از اين كه خداى تعالى وجوه آن عده از اهل كتاب را كه به قرآن ايمان نمى آورند به حالتى در آوردكه صاحبانش به جاى اين كه وجوه را به سوى مقاصدى متوجه كنند كه سعادت زندگيشان را تأمين مى سازد سعادتى كه از هر انسانى انتظار مى رود به آن برسد، به سوى ضد آن مقاصد متوجه سازند، پس طمس محوى است كه باعث دور شدن از مقصد، و يا بگو برگشتن به عقب خواهد بود، پس اين وجوه بر حسب فطرت بشرى كه دارد مقاصدى را كه هر انسانى بايد به آن برسد و انتظار مى رود كه به آن برسد دنبال مى كنند، و ليكن از آنجا كه با لعنت خدا رو به پشت قرار گرفته اند، جز دور شدن از آن مقاصد را دنبال نمى كنند، و جز به قهقرا پيش نمى روند.و اما اين كه لعنت خداى تعالى بر اينان را تشبيه كرد به لعنت درباره اصحاب سبت ، از ظاهرش برمى آيد كه اينان نيز مانند آنان به عذاب مسخ گرفتار مى شوند كه جريانش و اينكه به صورت ميمون مسخ شدند .پس مخاطبين از آيه شريفه برمى آيد همه آنان دچار اين دو سخن نمی شوند.و اين خود نوعى تصرف الهى به عنوان كيفر و عذاب است ، وَ كانَ أَمْرُ اللَّهِ مَفْعُولاًاين جمله اشاره است به اين كه تهديدى كه شد حتما واقع مى شود، همچنان كه واقع شد، و خداى تعالى يهود را همانطور كه در كتابش لعنت كرد، در خارج نيز خشم خود را شامل آنان نمود، و كينه و دشمنى را تا روز قيامت در بين آنان بيفكند، و آنچه در آيات بسيار ديگرى از قرآنش وعده داد بر سر آنان بياورد.منبع:ترجمه تفسیرالمیزان جلد۴صفحه ۵۸۵موسسه فرهنگی تعقل در قرآن
@tdqn_ir
۱۶:۱۲
در حال حاضر نمایش این پیام پشتیبانی نمیشود.
بسم الله الرحمان الرحیم نبوت درقرآنخروج موسی علیهالسلام بابنی اسرائيل ازآب،&&&روایاتی در مورد یهود،سوره نساء،شرح آیات۴۴-۴۶،در الدرالمنثور است كه ابن اسحاق و ابن جرير، و ابن منذر، و ابن ابى حاتم ، و بيهقى در دلايل ، از ابن عباس روايت كرده اند كه گفت : رفاعه بن زيد بن تابوت يكى از بزرگان يهود وقتى با رسول خدا (صلى الله عليه و آله ) سخن مى گفت ، زبان خود را تاب مى داد. و به طور مسخره مى گفت : ((ارعنا سمعك يا محمد، حتى نفهمك )) (گوش بده اى محمد، گوش بده تا تو را بفهمانم )، آن وقت شروع مى كرد به بدگويى و عيب جويى نسبت به اسلام ، خداى عزوجل در اين باره آيات زير(۴۴-۴۶سوره نساء) را نازل كرد: ((الم تر الى الذين اوتوا نصيبا من الكتاب ، يشترون الضلاله ... فلا يؤمنون الا قليلا)).مؤلف قدس سره : ظاهر آيات شريفه بنابر بيان ما كه درباره خصوص يهود از اهل كتاب نازل شده باشد، و ليكن آنچه ما نقل كرديم به بيش از اين دلالت ندارد، كه راويان خواسته اند آيات را با جريانى كه در خصوص يهوديان واقع شده تطبيق كنند، همچنان كه در غالب روايات شأن نزول ، وضع همين است ، و خدا داناتر است .منبع:ترجمه تفسیرالمیزان جلد۴صفحه ۶۰۳موسسه فرهنگی تعقل در قرآن
@tdqn_ir
۱۶:۱۵
در حال حاضر نمایش این پیام پشتیبانی نمیشود.
بسم الله الرحمان الرحیم نبوت درقرآنخروج موسی علیهالسلام بابنی اسرائيل ازآب،&&&بحث روایتی،روایاتی در مورد یهود،سوره نساء،شرح آیه۴۷،يَا أَيُّهَا الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ آمِنُوا بِمَا نَزَّلْنَا مُصَدِّقًا لِّمَا مَعَكُم مِّن قَبْلِ أَن نَّطْمِسَ وُجُوهًا فَنَرُدَّهَا عَلَىٰ أَدْبَارِهَا أَوْ نَلْعَنَهُمْ كَمَا لَعَنَّا أَصْحَابَ السَّبْتِ وَكَانَ أَمْرُ اللَّهِ مَفْعُولًاﺍﻱ ﻛﺴﺎﻧﻲ ﻛﻪ ﺑﻪ ﺷﻤﺎ ﻛﺘﺎﺏ ﺁﺳﻤﺎﻧﻲ ﺩﺍﺩﻩ ﺷﺪﻩ ! ﺑﻪ ﺁﻧﭽﻪ [ ﺑﺮ ﭘﻴﺎﻣﺒﺮ ﺍﺳﻠﺎم ]ﻧﺎﺯﻝ ﻛﺮﺩﻳﻢ ﻛﻪ ﺗﺼﺪﻳﻖ ﻛﻨﻨﺪﻩ ﺗﻮﺭﺍﺕ ﻭ ﺍﻧﺠﻴﻠﻲ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺑﺎ ﺷﻤﺎﺳﺖ ﺍﻳﻤﺎﻥ ﺁﻭﺭﻳﺪ ، ﭘﻴﺶ ﺍﺯ ﺁﻧﻜﻪ ﭼﻬﺮﻩ ﻫﺎﻳﻲ ﺭﺍ [ ﺍﺯ ﺷﻜﻞ ﻭ ﺷﺨﺼﻴﺖ ﺍﻧﺴﺎﻧﻲ ] ﻣﺤﻮ ﻛﻨﻴﻢ ، ﻭ [ ﺑﻪ ﻛﻴﻔﺮ ﺗﻜﺒّﺮ ﺩﺭ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﭘﻴﺎﻣﺒﺮ ﺍﺳﻠﺎم ﻭ ﻗﺮﺁﻥ ] ﺑﻪ ﻛﻔﺮ ﻭ ﮔﻤﺮﺍﻫﻲ ﺑﺎﺯﮔﺮﺩﺍﻧﻴﻢ ، ﻳﺎ ﭼﻨﺎﻥ ﻛﻪ ﺍﺻﺤﺎﺏ ﺳﺒﺖ ﺭﺍ ﻟﻌﻨﺖ ﻛﺮﺩﻳﻢ ، ﻟﻌﻨﺖ ﻛﻨﻴﻢ ; ﻭ ﻓﺮﻣﺎﻥ ﺧﺪﺍ ﻫﻤﻮﺍﺭﻩ ﺷﺪﻧﻲ ﺍﺳﺖ .#در كتاب الدارالمنثور است كه ابن جرير و ابن ابى حاتم از سدى روايت كرده اند كه در ذيل آيه شريفه : گفته است : اين آيه درباره مالك بن صيف و رفاعه بن زيد بن تابوت كه از بنى قينقاع است نازل شده .در همان كتاب است كه ابن اسحاق و ابن جرير و ابن منذر و ابن ابى حاتم و بيهقى در كتاب دلائل از ابن عباس روايت آورده اند كه گفت : رسول خدا (صلى الله عليه و آله ) با رئيسانى از علماى يهود از آن جمله عبدالله بن سوريا و كعب بن اسد گفتگو كرد، و فرمود: اى گروه يهود از خدا بترسيد، و اسلام بياوريد، به خدا سوگند شما مى دانيد كه آن چه من براى شما آورده ام حق است ، در پاسخ گفتند اى محمد ما چنين معرفتى به آن نداريم در اينجا بود كه خداى عزوجل این آيه را نازل كرد: در تفسير برهان از نعمانى و او به سند خود از جابر از امام باقر (عليه السلام ) روايت آورده كه در ضمن حديثى طولانى در وصف خروج سفيانى فرمود: در آخرالزمان وقتى سفيانى خروج مى كند با لشكرش در بيداء بيابانى گسترده لشكرگاه مى سازد، پس صدايى از آسمان ندا مى دهد: اى بيداء اين مردم را با خسف (فرو بردن در زمين ) نابود كن : پس زمين مى شكافد و به جز سه نفر كه خدا صورتهايشان را به پشت برگردانده باقى نمى ماند،و اين سه نفر درست از سگانند، و آيه مورد بحث درباره آنان نازل شد.منبع:ترجمه تفسیرالمیزان جلد۴صفحه ۵۸۲موسسه فرهنگی تعقل در قرآن
@tdqn_ir
۱۵:۴۶
در حال حاضر نمایش این پیام پشتیبانی نمیشود.
بسم الله الرحمان الرحیم نبوت درقرآنخروج موسی علیهالسلام بابنی اسرائيل ازآب،درخواست اهل کتاب ازپیامبرصلی الله علیه وآله که کتابی ازآسمان به ايشان نازل شود،سوره نساء،شرح آیه۱۵۳،يَسْأَلُكَ أَهْلُ الْكِتَابِ أَن تُنَزِّلَ عَلَيْهِمْ كِتَابًا مِّنَ السَّمَاءِ ...ﺍﻫﻞ ﻛﺘﺎﺏ [ ﺑﻨﺎ ﺑﻪ ﺧﻮﺍﺳﺖِ ﻧﺎﻣﻌﻘﻮﻟﺸﺎﻥ ] ﺍﺯ ﺗﻮ ﻣﻰ ﺧﻮﺍﻫﻨﺪ ﻛﻪ ﺍﺯ ﺁﺳﻤﺎﻥ ، ﻛﺘﺎﺑﻲ ﺑﺮﺍﻱ ﺁﻧﺎﻥ ﻧﺎﺯﻝ ﻛﻨﻲ ...#اين آيه سوالى را كه اهل كتاب از رسول خدا (صلى الله عليه و آله ) كرده اند بازگو مى كند و آن اين بوده كه خداى تعالى كتابى را از آسمان بر خود آنان نازل كند، چون آنها با نزول قرآن به وسيله وحى جبرئيل آن هم آيه آيه و تكه تكه قانع نشده بودند و خواستند تا كتابى در بسته مانند مرغى از هوا به سوى آنان پائين آيد .منظور از اهل كتاب ، يهود و نصارا است ، چون معهود در اصطلاح قرآن در امثال اين موارد همين است ، پس سائل هر دو طائفه بوده اند نه تنها يهوديان .و اين منافات ندارد كه مظالم و جناياتى كه در ضمن اين آيات شمرده شده ، مختص به يهود باشد از قبيل درخواست ديدن خدا و معبود گرفتن گوساله و نقض پيمان در هنگام بالا رفتن طور و امر به سجده و نهى از تجاوز در روز شنبه و غيره .براى اينكه مرجع هر دو طائفه به يك اصل است و ريشه يهود و نصارا همان نژاد اسرائيل است كه موسى و عيسى (عليهما السلام ) در بين آنان مبعوث شدند، هر چند كه دعوت عيسى بعد از رفتنش به آسمان در غير بنى اسرائيل يعنى در روم و عرب و حبشه و ديگران انتشار يافت .علاوه بر اينكه ظلم قوم عيسى به عيسى كمتر از ظلم يهود به موسى (عليه السلام ) نبود.و چون ريشه هر دو طائفه يكى بود، يهوديان را در خصوص جزاى خود آنان مورد خطاب قرار داده است.زيرا يهود عيسى (عليه السلام ) را قبول نداشت .منبع:ترجمه تفسیرالمیزان جلد۵صفحه ۲۱۱موسسه فرهنگی تعقل در قرآن
@tdqn_ir
۱۵:۳۱