عکس پروفایل ترانگت

ترانگ

۲۲۴ عضو
عکس پروفایل ترانگت
۲۲۴ عضو

ترانگ

undefinedundefined ترانگ؛ روایت سرزمین گنج‌های پنهان
undefined ترانَگ در زبان بلوچی یعنی یاد و خاطرۀ زندگی.
undefined ما سعی داریم از زیست مردم سیستان و بلوچستان روایت کنیم تا بهتر با ظرفیت گنج‌هایی که در این سرزمین پنهان‌اند، آشنا شویم.
undefined ارتباط با پشتیبان ترانگ: @teranag_ad
thumbnail
undefined فکر اینجایش را نکرده بودیم
آخر جمعیت ایستاده‌ام. اشرافم به مرد‌ها بیشتر است. آدم‌هایی که جز خندیدنشان را ندیدم، در بغل هم گریه می‌کنند. طاقت ندارم. پشت می‌کنم به آن‌ها‌. اشک‌هایم می‌ریزد. مردها که گریه می‌کنند، دنیا به مویی بند می‌شود. پشت به مردها می‌ایستم. پرچم‌های سرخی که رویش نوشته «یاامیرالمؤمنین» و عکس «ذوالفقار» دارد، از بین جمعیت سر برآورده و می‌چرخد. جمعیت شروع می‌کنند به تکبیر گفتن. الله اکبر، الله اکبر، خامنه‌ای... فکر اینجایش را نکرده بودیم. سکوت، ثانیه‌ای حکمفرما می‌شود و صدای شیون جایش را پر می‌کند. دوباره مرد پشت میکروفونِ مسجد جامع زاهدان می‌گوید تکبیر. می‌گوید تکبیر اما او هم به بخش دوم که می‌رسد ساکت می‌شود. پشت سرم اما زنی تقریباً پنجاه ساله مدام تکبیر می‌گوید؛ از ته ته دلش، از اعماق وجودش. صدای او تنها صدایی‌ست که همچنان بلند و رسا می‌گوید: «الله اکبر، الله اکبر، خامنه‌ای رهبر، خامنه‌ای رهبر.»انگار در خیالاتش راهپیمایی ۲۲ بهمن آمده. عکس آقا را چسبانده به سینه‌اش و فریاد می‌زند و تکبیر می‌گوید. یادم به شهادت سید حسن می‌افتد. آنها هم باور نکرده بودند رهبرشان را گرفتند. بعدِ سید حسن، رهبر ایران قوت دل لبنانی‌ها بود. به بعد آقا فکر می‌کنم، ته دلم خالیِ خالی‌ست. جمعیت دم می‌گیرد: «عزا عزاست امروز، روز عزاست امروز، مهدی صاحب زمان، صاحب عزاست امروز.»
undefined #فاطمه_رضائی/ ۱۰ اسفند ۱۴۰۴undefined #جنگ_تحمیلی/ #رهبر_شهیدundefined ترانگ؛ روایت سرزمین گنج‌های پنهانundefined @teranag_ir

۱.۳K

۱۲:۴۱