عکس پروفایل ترانگت

ترانگ

۲۲۴ عضو
عکس پروفایل ترانگت
۲۲۴ عضو

ترانگ

undefinedundefined ترانگ؛ روایت سرزمین گنج‌های پنهان
undefined ترانَگ در زبان بلوچی یعنی یاد و خاطرۀ زندگی.
undefined ما سعی داریم از زیست مردم سیستان و بلوچستان روایت کنیم تا بهتر با ظرفیت گنج‌هایی که در این سرزمین پنهان‌اند، آشنا شویم.
undefined ارتباط با پشتیبان ترانگ: @teranag_ad
ترانگ
undefined undefined به برکت همان امام شهیدمان مداح برنامه، خیلی حساب شده مداحی را انتخاب کرده؛ آتش وجودمان با سوز صدایش و محتوایی که انتخاب کرده، هزاران برابر می‌شود. می‌گوید: «هنوز نمی‌توانیم بگوییم شهید خامنه‌ای! نه قلبمان می‌پذیرد و نه زبانمان عادت می‌کند. به همان امام شهیدمان اکتفا می‌کنیم، آقا جان...» حضار گریه می‌کنند و وقتی به مداحی «یا برگرد یا آن دل را برگردان...» می‌رسد، نمی‌توانم بر اشک‌هایم کنترلی داشته باشم. دانشگاه فرهنگیان امشب حال و هوای عجیب و غریبی دارد. یک نفر دوربین شخصی خود را آورده و رایگان عکس می‌گیرد. آقای فلانی که قبلاً سر پروژه‌های رسانه‌ایش هزینه دریافت می‌کرد، خاک از لباس مشکی‌اش می‌تکاند و می‌گوید: «بعد از بستن داربست‌ها و جمع کردن صندلی‌ها، ان‌شاءالله تا سحر براتون فیلم‌های تدوین شده رو می‌فرستم.» دختران آیفون به دستی که مطمئن بودم هر جایی می‌شود دیدشان جز پشت موکب پذیرایی، بیشتر امیدوارم می‌کنند. با گرمی در جامۀ خادم دانشگاه بین مردم چای و خرما پخش می‌کنند. ردیف اول مراسم‌ها را که جایگاه مسئولین است، بیشتر دانشجویان و اساتید پر کرده‌اند. با چشم دنبالشان می‌گردم. یکی‌شان نظارت می‌کند تا اقلام خوراکی کم نباشد. چند نفرشان کنار دانشجویان به میهمانان سلام می‌دهند. مداح که به روضۀ بی‌بی زینب می‌رسد، دیگر هیچکس اختیاری بر اشک‌هایش ندارد. صدای گریه‌های مردانه با ناله و شیون خواهران، فضای دانشگاه را سنگین و سنگین‌تر می‌کند. مادران دختر بچه‌هایشان را محکم‌تر در آغوش می‌گیرند. یاد و خاطر دختر بچه‌های صورتی‌پوش در دلم زنده می‌شود. دختر شهید توکلی، اولین شهید محراب سیستان و بلوچستان را می‌بینم. مثل قبل متین و باوقار، با سکوتی آرامش‌بخش به جلو نگاه می‌کند. رد چشمانش را که دنبال می‌کنم، به عکس امام می‌رسم که رویش نوشته: «این دانشگاه عزادار پسر فاطمه است...» با خود می‌گویم به قربان نگاه غمگینت شوم که درد پدر را دو بار چشیده‌ای! وقتی مصاحبه می‌کند، صلابت حرف‌هایش دل آدمی را به لرزه در می‌آورد. او هم برائت و بیزاری‌اش را از اسرائیل و آمریکای کودک‌کش اعلام می‌کند. او هم خود را پیرو راه پدرش می‌داند. آقای فلانی پیام می‌دهد: «می‌توانید در بخش مصاحبه و پادکست همکاری کنید؟ کارمان هم فوری و هم مردمی‌ست، خواهرم...» حس و حال قشنگی دارد این فضای دانشگاه فرهنگیان. با خود می‌گویم: «این فضای همدلی و همکاری در دانشگاه به برکت صاحب مجلس است؛ همان امام شهیدمان...» undefined #نسترن_ناروئی/ ۱۳ اسفند ۱۴۰۴ undefined #جنگ_تحمیلی/ #رهبر_شهید ‌ undefined ترانگ؛ روایت سرزمین گنج‌های پنهان undefined @teranag_ir

روایت به برکت همان امام شهیدمان....mp3

۰۴:۱۰-۸.۰۹ مگابایت
undefined #آوای_ترانگ را در صوت بالا گوش کنید:
دانشگاه فرهنگیان امشب حال و هوای عجیب و غریبی دارد. یک نفر دوربین شخصی خود را آورده و رایگان عکس می‌گیرد. آقای فلانی که قبلاً سر پروژه‌های رسانه‌ایش هزینه دریافت می‌کرد، خاک از لباس مشکی‌اش می‌تکاند...
به برکت همان امام شهیدمانundefined نسترن ناروئی/ ۱۳ اسفند ۱۴۰۴undefined #خط_آقا/ #جنگ_رمضان
undefined ترانگ؛ روایت سرزمین گنج‌های پنهانundefined @teranag_ir
undefined۶

۱.۱K

۱۶:۱۳