ترانگ
جنس عزای ما آدمهای گروه فامیلی دو دسته شدهاند؛ یکی دهۀ هفتادیها و هشتادیها که خون خونشان را میخورد و دیگری پدر و مادرها که میخواهند ما را آرام کنند. «بچهها، خودتون رو نبازید، انقلاب اسلامی مقتدرتر از قبل پا برجاست.» «بچهها، سیرۀ آقا ناامیدی نبود ها!» «امام که رفت، انقلاب باز هم موند و هر روز قویتر شد. بعد اینم همینه...» و من به این فکر میکنم که ما تقصیری نداریم. ما تصوری از نبودن آقا نداریم. تمام کودکی و نوجوانی و جوانی ما با اسم او ساخته شده و حالا حق داریم سوگواری کنیم. ما فعالیتها و روزمرگیهایمان را با گوشۀ چشمی به تعریف او از جوان مؤمن انقلابی پیش بردهایم و حالا ماندهایم چگونه از این غم عبور کنیم و دوباره بلند بشویم و بایستیم! و تنها دلخوشیم به مژدۀ پیروزی است که آقای شهیدمان دائماً از آن سخن میگفت. به قول خودش که در عزای سید حسن نصرالله میگفت: «ما عزاداریم اما این به معنای ماتم و یک گوشه نشستن نیست. جنس عزای ما از جنس عزای سیدالشهداست؛ زنده و زندهکننده است.»
#رضوان_جهانتیغی/ ۱۰ اسفند ۱۴۰۴
#جنگ_تحمیلی/ #رهبر_شهید
ترانگ؛ روایت سرزمین گنجهای پنهان
@teranag_ir
روایت جنس عزای ما.mp3
۰۲:۰۸-۴.۳ مگابایت
تمام کودکی و نوجوانی و جوانی ما با اسم او ساخته شده و حالا حق داریم سوگواری کنیم.
جنس عزای ما
۴۶۸
۹:۱۷