عکس پروفایل ترانگت

ترانگ

۲۲۴ عضو
عکس پروفایل ترانگت
۲۲۴ عضو

ترانگ

undefinedundefined ترانگ؛ روایت سرزمین گنج‌های پنهان
undefined ترانَگ در زبان بلوچی یعنی یاد و خاطرۀ زندگی.
undefined ما سعی داریم از زیست مردم سیستان و بلوچستان روایت کنیم تا بهتر با ظرفیت گنج‌هایی که در این سرزمین پنهان‌اند، آشنا شویم.
undefined ارتباط با پشتیبان ترانگ: @teranag_ad
ترانگ
undefined undefined دروغ خبری یک پیراهن چهارخانۀ زرد و سورمه‌ای پوشیده. شاید همسن باباست، شاید جوان‌تر. سرم را تکیه داده بودم به شیشه. مردم از خیابان آزادی زاهدان داشتند برمی‌گشتند. از داخل آینه گردن می‌کشد که چهره‌ام را ببیند. پف کرده، به هم ریخته. بی‌مقدمه می‌گوید: «حتماً شما باور کردین رهبر ایران رو زدن؟» سرم را جلوتر می‌آورم. بی‌‌رمق می‌گویم: «دیگه از رسانۀ ملی اعلام کردن، جمعیت برای همین اومده.» می‌خندد: «سیاست پدر مادر نداره خواهر من، الکی گفتن که ترامپ هر کار می‌خواد بکنه بعد بگن زنده‌ست.» اشک‌های خشک‌ شده‌ام می‌جوشد. نمی‌دانم، به این احتمال فکر نکرده بودم. چه احتمال امیدبخشی. «کی بدش میاد بگن دروغه حاج آقا!» حق به جانب با دو دست می‌چسبد به فرمان. «خواهر اگه می‌تونستن بزنن، توی جنگ دوازده روزه می‌زدن. سپاه خودش رو پیش مرگش می‌کنه ولی نمی‌ذاره خون از دماغش بیاد. الان با خانوادش تحت حفاظتن تا یه دفعه آمریکا رو غافلگیر کنه. اون تا ریشۀ اسرائیل رو نکنه، نمیره.» راننده مشکی تنش نبود، بغض نداشت. با اعتقاد کامل داشت این‌‌ها را برایم می‌گفت. از جلوی بیت‌الرقیه که رد شدیم، صدای آقا از اسپیکر طنین شد. «نگاه! حرف می‌زنه، کیف می‌کنی. همچین کسی رو کی می‌تونه بزنه؟» هرچه رمق باقی مانده برایم جمع می‌کنم که بتوانم حرف بزنم. می‌گویم: «کی بدش میاد این خبر دروغ باشه حاج آقا! الان همه دلمون می‌خواد دلمون با این صدا گرم بشه.» می‌خواهد ادامه بدهد، می‌گویم: «زحمت‌تون همین بغل نگه دارین.» سرعت را کم می‌کند. این بار برمی‌گردد به عقب نگاه می‌کند. می‌گوید: «این‌ها همه سیاسته... دعا کنید زودتر بگن اتفاقی نیوفتاده.» می‌گویم: «ان شاءالله، ان شاءالله.» و تشکر می‌کنم. کوچه کش آمده. زور تحلیل امیدوارکنندۀ راننده به حالم نرسید. اگر مسیر طولانی‌تر بود، شاید باور می‌کردم. شاید از فردایش مشکی را درمی‌آوردم و منتظر خبر می‌بودم، اما... undefined #فاطمه_رضائی/ ۱۰ اسفند ۱۴۰۴ undefined #جنگ_تحمیلی/ #رهبر_شهید ‌ undefined ترانگ؛ روایت سرزمین گنج‌های پنهان undefined @teranag_ir

روایت دروغ خبری.mp3

۰۳:۲۴-۵.۴۹ مگابایت
undefined #آوای_ترانگ را در صوت بالا گوش کنید:
از جلوی بیت‌الرقیه که رد شدیم، صدای آقا از اسپیکر طنین شد.«نگاه! حرف می‌زنه، کیف می‌کنی. همچین کسی رو کی می‌تونه بزنه؟»
دروغ خبریundefined مهدیه غلامی/ ارسلان محبیundefined #فاطمه_رضائی/ ۱۰ اسفند ۱۴۰۴undefined #عزای_آقا/ #جنگ_رمضان
undefined ترانگ؛ روایت سرزمین گنج‌های پنهانundefined @teranag_ir

۴۸۰

۸:۵۳