عکس پروفایل پرندهٔ آسمون آبی🕊️پ
۱۹۴ عضو

پرندهٔ آسمون آبی🕊️

☫آویخته به نورundefinedعکس‌هاکتاب‌ها و گاها نوشته‌ها همین!دانشجوی ارشد روانشناسی درگیر با هنر و رسانه#رَوَند (موضوعات روانشناسی)#بارقه_نور ( نهج البلاغه)
@talktobirdbot
پرندهٔ آسمون آبی🕊️
۱۶ سه سال زمان کمی نبود، پیامبر خدا هم زندگی خودش را چرخاند، و هم به زندگی عده‌ای رنگ و بوی زیبای خدایی داد! دیگر مردم مکه می‌دانستند که دین متفاوتی بین عده‌ای جریان پیدا کرده است؛ و این عده خلق و خویشان، رفتار و کارشان مثل همه نیست؛ مثل خداست و البته چه زیباست! امر خدا برای رسولش آمد: اقوام و خویشاوندانت را آگاه کن و...! کار مهمانی برعهدهٔ علی‌علیه‌السلام افتاد! مهمانی برپا شد، دعوتی‌ها آمدند؛ چهل نفری می‌شدند! آبگوشت غذایشان بود و خرما و شیر! سفره که جمع شد، سخن پیامبرﷺ شروع نشده ابولهب جمع را به هم زد! گفت: محمدﷺ ساحر است، کلامش هم جادو! همه رفتند تا فردا! چون اعلام اسلام امر خدا بود، رسول خدا کوتاه نیامد! دوباره علی‌ابن‌ابی‌طالب بساط پذیرایی را فراهم کرد؛ این شجاعت، این نورانیت را داشتند، که معنای پیام پیامبر را درک کنند، دل به او ببندند! ﴿فَمَن يُرِدِ اللَّهُ أَن يَهْدِيَهُ يَشْرَحْ صَدْرَهُ لِلْإِسْلَامِ﴾. دل‌های آماده، درهای گشودهٔ دل به سمت این معارف الهی و این دستورات الهی، با دست توانای پیغمبر این دل‌ها ساخته شد؛ این ذهن‌ها روشن شد و این اراده‌ها روزبه‌روز مستحکم‌تر شد! سختی‌هایی که در دوران مکه برای همان عدهٔ قلیل مؤمنین — که روزبه‌روز هم بیشتر می‌شدند — پیش آمده برای من و شما قابل تصور نیست! در فضایی که همهٔ ارزش‌ها، ارزش‌های جاهلی‌ست؛ تعصب‌ها، غیرت‌ورزی‌های غلط، کینه‌ورزی‌های عمیق، قساوت‌ها، شقاوت‌ها، ظلم‌ها، شهوت‌ها درآمیخته با هم، زندگی مردم را می‌فشرد و در خود احاطه کرده بود و می‌فشرد! در بین این سنگ‌های خارا و غیرقابل نفوذ، این نهال‌های سرسبز بیرون آمد! ﴿وَ إِنَّ الشَّجَرَةَ الْبَرِّيَّةَ أَصْلَبُ عُودًا وَ أَقْوَىٰ وَقُودًا﴾ که امیرالمؤمنین می‌گوید، این است! این سبزه‌ها، این نهال‌ها، این درخت‌هایی که از لای صخره‌ها رویید و ریشه دوانید و رشد کرد؛ هیچ توفانی نمی‌توانست این‌ها را تکان بدهد! سیزده سال؛ و بعد براساس این پایه‌های مستحکم، بنای جامعهٔ اسلامی، جامعهٔ مدنی و نبوی، بر روی این پایه‌ها گذاشته شد! #محبوب_من
۱۷
دشمن‌ها آغاز شد!فامیل شروع کردند، ابولهب عموی پیامبر کاری نبود که نکند!دشنام داد، مسخره کرد، بقیه را بر علیه پیامبر شوراندند!زن ابولهب خار و خس در راه پیامبر می‌ریخت،و کار به جایی رسید که کثا‌فات حیوان بر سر پیامبر ریخت!تبت یدا ابی لهب و تب...! خدا نفرینش کرد که بریده باد دست او...!
دیگران هم همراه شدند، مسلمانان تحت شکنجه و فشار قرار گرفتند؛ اما ایستادند!همه را از شهر بیرون کردند؛سه سال در خشکی صحرا ایستادگی کردند، گرسنگی و تشنگی،گرمای روز و سرمای شب و...اما پای حق ایستادند!
اول از همه همان رسا و ریشه سفيان قريش،و دوم هم بعضی از علمای يهود و مسيحيت مقابله کردند؛پیامبر را تهدید و تحریم کردند؛
و تبلیغ وسیع علیه‌اش راه انداختند!مهدی فاطمه هم که بیاید و صدای قیامش عالم را بگیرد،همهٔ متکبرین و داریان زر و زور.هرچند قیافه‌ی عالمانه داشته باشند، اولین مخالفت‌ها می‌شوند!همین حالا هم مقابل انقلابی که زمینه ‌ساز ظهور مولاست، صف کشیده‌اند به تحریم و تهدید و تحقیر و هزاران کانال و رسانه‌ای که جوانان شیعه را به لجنزار شهوات دعوت می‌کند تا آن‌ها را از قافلهٔ با شکوه اسلام جدا کند! خودتان را بیمه ‌کنید با محبت و اطاعت از محمدﷺ و آل محمدﷺ.﴿اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَىٰ مُحَقِّقٍ وَ آلِ مُحَقِّقٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ﴾.
#محبوب_من
undefined۱

۷۴

۲۲:۳۸