«کمترین احترام به مردمی که تمام این شبها خودجوش در خیابان هستند و نشان دادند پای ارزشها و آرمانهای نظام و وطن هستند، این است که شفاف و صادقانه و صریح با آنها حرف بزنیم و آگاهشان کنیم.مثلا الان که هیئتی از مسئولان در حال مذاکره در #پاکستان هستند، مردم حق دارند از جزئیات این رویداد صادقانه و در چارچوب خطوط امنیتی مطلع شوند.ایران که مثل آمریکا ۳۰۰ نفر نفرستاده، بلکه حدوداً ۸۶ نفر هیئت اعزامی را تشکیل میدهند. مردم حتی حق دارند بدانند حضور این افراد چه معنیای دارد و هرکدام با چه توجیه و خاصیتی همراه هئیت شدهاند و چه کاراییای دارند. حتی از #متن نشستها و روند مذاکرات نه به صورت کلیگویی بلکه آنچه شایستهاست بداند ضمن حفظ خطوط امنیتی. و... »
حالا کاری ندارم چرا در برنامه مذکور این جملات به همراه چند مورد دیگر حذف شد؛ الان حرفم ضرورت همان شفافسازی صادقانهای است که عرض کرده بودم.
درست است که دوستان و اطرافیان پروژه بگیرمان هم عیانتر شدند، اما از این همه نااهلی چه سود؟
┄┄┅┅┅ ☫
۷:۳۶
بازارسال شده از قیل و قال ـ عباس حسیننژاد
خدایا! مرا با ناامیدی از انصافت امتحان نکن!
اللَّهُمَّ لَا تَفْتِنِّي بِالْقُنُوطِ مِنْ إِنْصَافِكَ
|از دعای چهاردهم|| #صحیفه_سجادیه |
@abbashosseinnejad
اللَّهُمَّ لَا تَفْتِنِّي بِالْقُنُوطِ مِنْ إِنْصَافِكَ
|از دعای چهاردهم|| #صحیفه_سجادیه |
۸:۵۷
[جملاتی از این بخش برنامه حذف شد که گمانم شرح این دغدغهام که تکراری هم است، نیاز به کمی توضیح دارد]
معتقدم تبدیل وصیتنامه سیاسی ـ الهی حضرت امام خمینی(ره) به یک واحد درسی اجباری در دانشگاهها(مثل دانشگاه آزاد)، ناخواسته ضربهای به فهم عمیق این متن راهبردی وارد کرد (بارها به این مسئله در کلاسها و برخی گفتوگوها اشاره کردهام). این متن صرفاً یک وصیتنامه شخصی نیست؛ بلکه سندی فکری و سیاسی برای ترسیم چارچوبها، دغدغهها و مسیر آینده جمهوری اسلامی است. متنی از این سنخ، در اصل باید در فضای گفتوگو، تأمل و مواجهه آزاد فکری خوانده شود؛ اما وقتی به قالب واحد درسی، سرفصل، آزمون و پاس کردن تقلیل پیدا میکند، اغلب به یک تکلیف اداری-آموزشی تبدیل میشود. نتیجه هم معمولاً روشن است: بهجای آنکه دانشجو با متن درگیر شود و افقهای آن را بفهمد، صرفاً تلاش میکند آن را برای امتحان و بستن واحدهای آموزشی حفظ کند.
مسئله البته فقط اجبار درسی نیست؛ نحوه ارائه و شیوه تدریس نیز نقش تعیینکننده دارد. وقتی متنی با چنین وزن معرفتی و تاریخی، با روشهای آموزشی کمرمق، غیرجذاب و گاه صرفاً گزارشی تدریس میشود، طبیعی است که ظرفیتهای عمیق آن برای نسل جدید آشکار نشود. در حالی که این متن اساساً میتوانست موضوع دهها حلقه گفتوگو، کارگاه فکری، روایت تحلیلی و مواجهه انتقادی در دانشگاهها باشد.
همین نقد را میتوان درباره برخی دروس دیگر نیز مطرح کرد؛ از جمله درسهایی مانند «تاریخ دفاع مقدس». تجربه دفاع مقدس از آن سنخ پدیدههایی است که فهم آن بیش از هر چیز به «روایت»، «زیستجهان»، «حافظه جمعی» و «همدلی تاریخی» نیاز دارد. اما وقتی چنین تجربهای در قالب یک درس رسمی با نمره و امتحان عرضه میشود، خطر آن وجود دارد که بهجای شکلگیری پیوند عاطفی و معرفتی، صرفاً یک مواجهه حداقلی و رفع تکلیفی شکل بگیرد. در واقع، آنچه باید به تدریج درونی و فهمیده شود، به یک محتوای درسی تقلیل مییابد.
به نظرم مسئله اصلی اینجاست: همه مفاهیم را نمیتوان با منطق «واحد درسی اجباری» منتقل کرد. برخی معارف، بهویژه آنهایی که با هویت تاریخی، تجربه جمعی و افقهای فکری یک جامعه گره خوردهاند، بیشتر از مسیر گفتوگو، روایت، تجربه مشترک و مواجهه آزاد فکری درونی میشوند تا از مسیر الزام آموزشی.
همین نگرانی درباره «بیانیه گام دوم انقلاب» نیز وجود داشته و دارد. خوشبختانه تا این لحظه به یک واحد درسی اجباری تبدیل نشده است. به نظر میرسد تجربههای پیشین نشان داده که تبدیل چنین متونی به درس رسمی، لزوماً به تعمیق فهم آنها کمک نمیکند و گاه حتی اثر معکوس میگذارد.
اکنون که وزیر آموزشوپرورش از اضافه شدن روایتهایی از جنگ رمضان به کتابهای درسی سخن گفتهاند، این پرسش دوباره مطرح میشود: چگونه میتوان روایتی را که باید به شکلگیری یک فهم تاریخی و معرفتی کمک کند، وارد نظام آموزشی کرد بیآنکه به دلزدگی، سطحیشدن یا مصرف صرفاً امتحانی دچار شود؟ پاسخ این پرسش، بهگمان من، بیش از هر چیز به «طراحی شیوههای روایت و آموزش» بازمیگردد.
حتماً زمان آن رسیده که در کنار نظام رسمی آموزش، به شیوههای دیگری برای انتقال این معارف فکر کنیم: حلقههای گفتوگو، روایتهای چندصدایی، مواجهههای انتقادی، تجربههای میدانی، مستندهای تحلیلی و فضاهایی که دانشجو و دانشآموز در آنها نه برای نمره، بلکه برای فهمیدن وارد میدان شوند.
معرفت، بیش از آنکه محصول اجبار آموزشی باشد، نتیجه اقناع، گفتوگو و تجربه است. اگر این اصل جدی گرفته نشود، حتی مهمترین متون و روایتهای تاریخی ما نیز ممکن است در ذهن نسل جدید، به چیزی بیش از چند صفحه جزوه امتحانی تبدیل نشوند.
مشاهده کامل این قسمت در تلوبیون
┄┄┅┅┅ ☫
☫ ┅┅┅┄┄@tina_ch_aminhttps://zil.ink/tinachamin
مسئله البته فقط اجبار درسی نیست؛ نحوه ارائه و شیوه تدریس نیز نقش تعیینکننده دارد. وقتی متنی با چنین وزن معرفتی و تاریخی، با روشهای آموزشی کمرمق، غیرجذاب و گاه صرفاً گزارشی تدریس میشود، طبیعی است که ظرفیتهای عمیق آن برای نسل جدید آشکار نشود. در حالی که این متن اساساً میتوانست موضوع دهها حلقه گفتوگو، کارگاه فکری، روایت تحلیلی و مواجهه انتقادی در دانشگاهها باشد.
به نظرم مسئله اصلی اینجاست: همه مفاهیم را نمیتوان با منطق «واحد درسی اجباری» منتقل کرد. برخی معارف، بهویژه آنهایی که با هویت تاریخی، تجربه جمعی و افقهای فکری یک جامعه گره خوردهاند، بیشتر از مسیر گفتوگو، روایت، تجربه مشترک و مواجهه آزاد فکری درونی میشوند تا از مسیر الزام آموزشی.
همین نگرانی درباره «بیانیه گام دوم انقلاب» نیز وجود داشته و دارد. خوشبختانه تا این لحظه به یک واحد درسی اجباری تبدیل نشده است. به نظر میرسد تجربههای پیشین نشان داده که تبدیل چنین متونی به درس رسمی، لزوماً به تعمیق فهم آنها کمک نمیکند و گاه حتی اثر معکوس میگذارد.
حتماً زمان آن رسیده که در کنار نظام رسمی آموزش، به شیوههای دیگری برای انتقال این معارف فکر کنیم: حلقههای گفتوگو، روایتهای چندصدایی، مواجهههای انتقادی، تجربههای میدانی، مستندهای تحلیلی و فضاهایی که دانشجو و دانشآموز در آنها نه برای نمره، بلکه برای فهمیدن وارد میدان شوند.
معرفت، بیش از آنکه محصول اجبار آموزشی باشد، نتیجه اقناع، گفتوگو و تجربه است. اگر این اصل جدی گرفته نشود، حتی مهمترین متون و روایتهای تاریخی ما نیز ممکن است در ذهن نسل جدید، به چیزی بیش از چند صفحه جزوه امتحانی تبدیل نشوند.
┄┄┅┅┅ ☫
۱۰:۳۸
لینک مشاهده در تلوبیون
┄┄┅┅┅ ☫
۱۳:۱۷
لینک مشاهده در آپارات┄┄┅┅┅ ☫
۱۳:۱۷
وحدت، انسجام، همبستگی، یکپارچگی و... حتماً واجب، عالی و مهم است. تفرقه، چنددستگی، قطبیسازی و... حتماً اشتباه، مضر و تضعیفکننده است. در این موارد شکی داریم؟ خیر.
اما انگار فراموش میشود که حاصل شدن و مستمر ماندنِ وحدتِ این سرمایهٔ اجتماعی آنقدرها هم ساده و بدیهی نیست و الزاماتی دارد. وحدت نه محصول اراده یکسویه است و نه نتیجه حذف اختلافها؛ بلکه پدیدهای اجتماعی است که برای شکلگیری و استمرار، به مجموعهای از پیششرطها، سازوکارها و کنشهای متقابل نیاز دارد. [ قبلاً درباره بخش کوچکی از آن اینجا گفتهام]
یکی دیگر از پیششرطهای وحدت و اتحاد، آگاهیبخشی و شفافیت در قبال مطالبات است، آن هم برای مردمی که تامل میکنند و از سحرگاه ۱۰ اسفند به بعد با بعثت حضور خود، میدان معنایی جدیدی به سنگرهای نظامی وطن اضافه کردهاند. وحدت پایدار بدون امکان پرسش، نقد و مطالبه، بیش از آنکه واقعی باشد، صوری و شکننده خواهد بود.
وحدت، امر فرمایشی و نمایشی و پروژهای نیست! اینکه هر مطالبه و نقد و پرسش و دغدغهای را به چوب تفرقه یا وحدتشکنی بزنید، حتماً اشتباه است. هر صدایی که آگاهی میدهد و پرسشگری میکند، آن هم از مهمترین و اثرگذارترین رویداد جاری، منجر به تفرقه میشود و از گلوی دشمن است؟! چرا؟اتفاقاً آنچه میتواند به منافع دشمنان یاری رساند، خاموشکردن صداها، محدودکردن آگاهی و بیاعتبارسازی آگاهیدهنده، مطالبهگر و مطالبهگری است. وحدتی که بر ندانستن، نپرسیدن و انفعال بنا شود، نه وحدت واقعی، بلکه شکلی از انسجام جعلی و ناپایدار است.
این چه طرز حفظ وحدت است؟ وحدت جعلی در جهل؟با سفسطهٔ «مسموم کردن چاه و مرد پوشالی» خطابه میکنید و برچسب میزنید که هرکسی بگوید و بپرسد، در دعوای انتخاباتی و جناحی و ضدانقلابی وارد شده و یا اطلاعاتش جعلی است و یا هدفش دیدهشدن و خفن بودن است!!یا تا وقتی اطلاعات به شما برسد خوب است ولی اگر به بقیه برسد، بد است!عجیب است... وحدت و اتحاد پروژهای و یا حول منافع شخصی یک نفر نیست؛ وحدت حول منافع ملی و ذیل زعامت رهبر معظم و خطوط ترسیم شده ایشان است. این مردم بزرگ، به خوبی درک میکنند مخاطبان واقعی «بزرگ شوید» چه کسانی هستند.
┄┄┅┅┅ ☫
۱۸:۲۰
بسم الله الرّحمن الرّحیم«در التجاء به صدرنشین سریر رضا حضرت علی بن موسی الرضا علیه السلام»
فارغ مرا ز رهگذر صبح و شام کنکار مرا به گردش چشمی تمام کن
بگشای صفحهای دگر از دفتر جمالبیتی فزون بر این غزل ناتمام کن
ای یادگار ساقی کوثر اباالحسن(ع)گاهی نظر به جانب این تشنهکام کن
ای حکمران کشور دل با کرشمهایزیر و زبر قرار دل خاص و عام کن
بنمای ره به مُلک رضا، جان خسته رامرغ رمیده را به شکر خنده رام کن
اینک هزار دست تمنّا گشوده بیندست کرم گشاده به رسم کرام کن
دارالشّفای آتش و آب است این سرایسوز دل مرا به نمی التیام کن
دیری است زاشیانه جدا ماندهای «امین»غربت بس است رو سوی آن کوی و بام کن
دانم که مستمند و تهیدست و بیکسیاز بارگاه فیض رضا(ع) توشه وام کن
و آنجا که آمد و شد خیل ملائک استکنجی گزین و تا به قیامت مُقام کن
┄┄┅┅┅ ☫
۹:۳۰
┄┄┅┅┅ ☫
۱۶:۰۰
بازارسال شده از فکرت
۹:۴۸
در فضای فرساینده جنگ، یک واقعیت بنیادین وجود دارد: با مردم باید شفاف، صادقانه و بهموقع سخن گفت (به کررات از این نیاز گفتهام و بارها ضرورت این اصل را در نوشتهها و پیامهای مختلفم تکرار کردهام). فشار اصلی جنگ همیشه در میدان نبرد خلاصه نمیشود؛ بخش بزرگی از آن در ذهن و روان جامعه شکل میگیرد. وقتی سکوت یا تأخیر در اطلاعرسانی رخ دهد، خلأ ایجادشده فوراً با شایعات و روایتهای غیررسمی پر میشود؛ روایتهایی که نه دقیقاند و نه قابلاعتماد.
آگاهی، منبع اصلی تابآوری اجتماعی است. جامعهای که اطلاع روشن و مستند دارد، حتی با خبرهای سخت نیز سازگار میشود. مردم زمانی که تصویر درستی از واقعیت و چشمانداز پیش رو داشته باشند، کمتر درگیر اضطراب جمعی میشوند و همکاری بیشتری نشان میدهند. اما وقتی آگاهی بهجای نهادهای رسمی، از دل شایعهها و منبعهای محدود اطلاعاتی به دست آید، احساس ناامنی و بیاعتمادی تشدید میشود.
در این میان باید به یک نکته مهم توجه کرد: جنگ روایت، نه یک حاشیه، بلکه ضریبدهنده فرسایش نظامی و اقتصادی است. هر خلأ اطلاعرسانی، تبدیل به میدان عملیات روانی میشود و فشار را بر جامعه چند برابر میکند. با یک روایتسازی نادرست، میتوان هزینههای جنگ را برای مردم به مراتب سنگینتر جلوه داد؛ درست به همان اندازه که یک اطلاعرسانی دقیق و بهموقع میتواند این فشار را تعدیل کند. اکنون ما با خلأ روایت داخلی روبهرو هستیم، یعنی مردم در تعلیق روایی به سر میبرند.
به همین دلیل، همانطور که کشور در شرایط جنگی به سخنگوی نظامی، سخنگوی امنیتی و سخنگوی ویژه مذاکرات بینالمللی نیاز دارد، وجود یک سخنگوی معتبر اقتصادی نیز ضروری است. نگرانیهای اقتصادی مردم، از قیمتها و بازار گرفته تا سیاستهای حمایتی و مدیریت بحران، در مرکز فشار روانی جنگ قرار دارد و اگر به آن پاسخ روشن داده نشود، میدان برای شایعه و سوداگری باز میشود. همانطور که اکنون شاهد رفتارهای پر زیان کاسبان جنگ هستیم که چگونه یکباره با افزایش قیمتها، شوک به جامعه تزریق میکنند؛ ولی در مقابل فقط میشنویم که قیمتها در کنترل است و نظارت وجود دارد.
اما مسئله فقط داشتن سخنگویان متعدد نیست؛ هماهنگی میان آنها اهمیت حیاتی دارد. در لایههای مختلف نظامی، امنیتی، دیپلماسی خارجی، سیاست داخلی و اقتصاد باید یک خط خبری واحد و مبتنی بر واقعیت وجود داشته باشد. هر عدمهماهنگی، هر پیام دوگانه و هر تناقض، مستقیماً به اعتماد عمومی آسیب میزند و اثرگذاری روایت رسمی را کاهش میدهد. مسلم است که منظور از هماهنگی و خط خبری واحد، جعل واقعیت یا کتمان حقایق یا صرفاً حرکت بر مدار «همه چی خیلی خوبه و تحت کنترله» نیست.
جامعه امروز به سخنگویی نیاز دارد که هم اعتبار تخصصی داشته باشد، هم قدرت تبیین، هم توان ایجاد اعتماد. سخن گفتن با مردم یک وظیفه فرعی نیست؛ بخشی از مدیریت جنگ است. هر توضیح دقیق، هر شفافیت بهموقع، بخشی از جنگ روایت را خنثی میکند و سرمایه اعتماد عمومی را تقویت. در روزهای دشوار، بزرگترین پشتوانه یک کشور، همین اعتماد و همراهی مردم است؛ و این سرمایه تنها با گفتوگوی صادقانه و پیوسته با جامعه حفظ میشود.
┄┄┅┅┅ ☫
۹:۰۳
بازارسال شده از رسانه رهبر انقلاب اسلامی
۱۷:۲۵
تینا چهارسوقی امین
گسست آرمانها و واقعیتها در آموزش و پرورش آیا مدرسه توانسته نسل جدید را با انقلاب همزبان کند؟ رخدادهای میدانیِ اخیر تنها «خشونتهای کور» یا «اغتشاشهای صرف» نیستند، بلکه متنِ قابل خوانشی از یک شکاف گفتمانیِ عمیق هستند. این حوادث، علامتخطری است بر روی دیوار نهاد آموزش و پرورش که نشان میدهد زنجیره دالهای گفتمان انقلاب اسلامی، ایثار، هویت ملی-دینی، استقلال، تعلق جمعی، در فرآیند بازتولید نسل بهنسل دچار «لغزش معنایی» و «انقطاع پیوند عاطفی» شده است. آنچه در خیابان ظهور یافت، در حقیقت، نمود عینیِ شکست نسبیِ «هژمونی فرهنگی» نهاد رسمی تربیت در برابر رقبای سرسخت گفتمانی، از شبکههای اجتماعی بیمرز تا فرهنگ مسلط جهانی، است. اینجاست که پرسش بنیادین شکل میگیرد: چرا دستگاه عظیم آموزش و پرورش، با آن همه منابع و ادعا، در نهایت نتوانسته «وفاداری فعال» و «فاعلان انقلابی» و «حس تعلق جمعی» را به گونهای پایدار خلق کند؟ متن کامل: https://farsnews.ir/tina__amin/1768986390215713429 @tina_ch_amin
به مناسبت روز معلم مجدد به این یادداشتم اشاره میکنم، چراکه مخاطب آنچه اینجا عرض کرده بود هم معلمان هستند، هم اصحاب آموزش و پرورش و هم خانوادهها...روز معلم مبارک
┄┄┅┅┅ ☫
☫ ┅┅┅┄┄@tina_ch_aminhttps://zil.ink/tinachamin
┄┄┅┅┅ ☫
۱۹:۳۴
هماکنون
برنامه تلویزیونی دُردانه
موضوع: کنشگری سیاسی زنانمهمان: دکتر تینا چهارسوقی امین
شنبه ۲۹ فروردین ماه
ساعت ۱۷:۳۰
پخش از شبکه اصفهان
سردبیر: دکتر شیما فتورچیان
تهیه کننده و کارگردان :علی شمس
دردانه ، نخستین برنامه اندیشگانی زنان در سیمای اصفهان
@dordaneh_tv
┄┄┅┅┅ ☫
☫ ┅┅┅┄┄@tina_ch_aminhttps://zil.ink/tinachamin
@dordaneh_tv
┄┄┅┅┅ ☫
۱۴:۱۳
چون به نظر میرسد از لایه فتنه فرهنگی که به اسم حفظ وحدت و تکثر و بالابردن پذیرش و...، غافل هستید و یا چشمانتان را به روی آن بستهاید.فشار فتنه اقتصادی را حس نمیکنید؟ این گرانیها تنها اثر وضعی جنگ نیست، بلکه رهاسازی مافیاها، تزئینی بودن نظارت، سوءمدیریت و نتیجه همان سیاستهای غلط اقتصادی سال ۱۴۰۴ است.وقتی اجازه میدهید قیمت مسکن در بنگاهها و توسط دلالها تنظیم شود و خودتان فقط یک قیمت الکی و نمادین در رسانهها بیان میکنید، همین میشود.اگر اکنون قاطعانه و شفاف و محکم جلوی کاسبان جنگ و گرانسازیها را نگیرید، چند روز دیگر دیر است! قوه مجریه و قوه قضائیه باید در همکاری مستقیم و سریع و ضربتی با یکدیگر این کاسبان را در هر لایهای بگیرند و علنی برخورد کنند، تا روان مردم کمتر آزرده شود.به والله برخورد قاطعانه با این جماعت و متوقف ساختن این چرخه معیوب اهمیتش کمتر از اهمیت برخورد با اغتشاشگران مجرم و جاسوسان و وطنفروشها نیست.
┄┄┅┅┅ ☫
۷:۵۶
بازارسال شده از موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(س)
«اینکه تا الان شما پیروز شدید برای این است که پشتیبان شما خود ملت هست و خدای تبارک و تعالی این ملت را بعث کرده است به اینکه پشتیبان شما باشد»
حضرت امام خمینی (ره)، ۱ فروردین ۱۳۶۲
┄┄┅┅┅❅
❅┅┅┅┄┄@khomeiniicpikw
https://zil.ink/khomeini.icpikw
حضرت امام خمینی (ره)، ۱ فروردین ۱۳۶۲
┄┄┅┅┅❅
۷:۵۶
بازارسال شده از Dordaneh_tv
با حضور:
@dordaneh_tv
۱۶:۴۰
بازارسال شده از Dordaneh_tv
با حضور:
لینک تماشای کامل برنامه https://telewebion.ir/episode/0x16c0e128
@dordaneh_tv
۹:۱۷
نبرد مقدس 3 جلد 1 (2).pdf
۵.۱۷ مگابایت
┄┄┅┅┅ ☫
۱۴:۲۲