تینا چهارسوقی امین
موسیقی
۱۶:۳۰
@tina_ch_amin
۱۶:۳۳
۱۶:۳۳
۱۶:۳۳
@fekratmediaa
تماشای گفتوگوی کامل
https://www.aparat.com/v/dwp5bv7
@tina_ch_amin
۱۷:۲۴
فعلا از فیلمها نام نمیبرم تا ذهنیت از پیش چارچوببندی شده برای مخاطب ایجاد نکنم... ولی این ضعف زبانی و دیالوگی بسیار جدی است و بسیار واضح...!!البته که سالهای پیش هم همین بوده... و این تکرار، معنادار است.
@tina_ch_amin
@tina_ch_amin
۱۷:۲۴
این یادداشت مبسوط را میتوانید در ویژهنامهٔ «سینمای ایران و دشمنانش» در بخش سینما در میدان نزاع بخوانید.
@Farhikhteganonline@charsoofarhang
@tina_ch_amin
۱۰:۵۸
۱۰:۵۸
۱۰:۵۸
در سپهر عمومی ما دچار یک خطای رایج هستیم: یکیانگاریِ «همدلی عاطفی» با «پذیرش سیاسی». گویی اگر با رنج انسانیِ فرد یا گروهی همدل باشیم، ناگزیر باید خوانش سیاسی، تحلیل یا راهحل پیشنهادی آنان را نیز بپذیریم. این خلط، هم اخلاق را تضعیف میکند و هم سیاست را.در سنت فلسفه اخلاق، تمایزی روشن میان ساحت عاطفی و ساحت داوری هنجاری وجود دارد. مارتا نوسباوم در کتاب «احساسات سیاسی» نشان میدهد که عواطف میتوانند پشتوانه اخلاق عمومی باشند، اما خودِ عاطفه جایگزین استدلال سیاسی نمیشود. همدلی، ما را نسبت به رنج حساس میکند؛ اما سیاست، نیازمند سنجش عقلانی، ارزیابی پیامدها و داوری هنجاری است.از سوی دیگر، یورگن هابرماس در نظریه کنش ارتباطی تأکید میکند که مشروعیت سیاسی از رهگذر گفتوگوی عقلانی و ارزیابی بینالاذهانی حاصل میشود، نه از شدت عاطفه. بنابراین میتوان (و گاه باید) با درد انسانی کسی همدردی کرد، اما استدلال سیاسی او را نپذیرفت، اگر آن استدلال از معیارهای عقلانی، حقوقی یا اخلاقی دفاعپذیر عبور نکند.پس تمایز میان «همدلی عاطفی» و «همدلی شناختی» یعنی فهم تجربه دیگری لزوماً به معنای همرأیی با او نیست. فهمیدن، مساویِ تأیید کردن نیست.نادیده گرفتن این تمایز دو پیامد خطرناک دارد:۱. اخلاق و انسانیت را با صف و جناح سیاسی خلط میکنیم.۲. هر نقد سیاسی را به بیرحمی و بیاخلاقی تعبیر میکنیم.
میتوان انسانی ماند، رنج را دید و آن را جدی گرفت، و در عین حال در ساحت سیاست، استدلال را با استدلال پاسخ داد. تفکیک این دو، نه بیاخلاقی است و نه بیتعهدی؛ بلکه شرط بلوغ گفتمان عمومی است.همدلی شرط لازم برای اخلاق عمومی است، اما شرط کافی برای اعتبار یک موضع سیاسی نیست. همدلی، اخلاق را زنده نگه میدارد؛ اما داوری سیاسی، نیازمند عقلانیت، گفتوگو و مسئولیت است.
نشست «سلبریتیها در میدان سیاستزدگی، نقد و بررسی مستند ترانه» به میزبانی رسانه فکرت در ۹ دی ماه ۱۴۰۴ انجام شد. برای درک مدل اقناعی این مستند و تحلیل گام به گام آن، به علاقمندان پیشنهاد میکنم این گفتوگو را کامل ببینند.
تماشای گفتوگوی کامل
https://www.aparat.com/v/dwp5bv7
@tina_ch_amin
۹:۲۵
مونیخ و ژستهای سیاسی دیاسپورایی که نمایشش را برای میدان غرب اجرا میکند اما هزینه دادن و قربانی دادن و تحریم شدنش را به میدان داخل تحمیل میکند...
@tina_ch_amin
@tina_ch_amin
۱۷:۴۰
بازارسال شده از روزنامه آگاه
مشق خشونت در نمایشخانگی
نمایش خشونت در سینما و شبکه نمایش خانگی ایران، در سالهای اخیر از یک ابزار روایی به یک چالش اخلاقی و زیباشناختی تغییر ماهیت داده است. ما با پدیده خشونت عریان روبهرو هستیم که مرزهای واقعگرایی را پشت سر گذاشته و به مرز پورنوگرافی خشونت نزدیک شده است.
در آثاری که در پلتفرمهای آنلاین عرضه میشوند، دیگر خبری از استعاره یا فاصلهگذاریهای هنری نیست؛ بلکه دوربین با جزئیاتی وسواسگونه، لحظات شکنجه، قتلهای فجیع و تحقیر انسانی را به تصویر میکشد.
بسیاری از تحلیلگران معتقدند که سازندگان این آثار، خشونت را به عنوان میانبری برای جلب توجه مخاطب و ایجاد شوک به کار میگیرند. در نقدهای منتشر شده بر این آثار، این بحث مطرح شده است که آیا نمایش بیپروای خونریزی، واقعا در خدمت بازنمایی آسیبهای اجتماعی است یا صرفا تلاشی است برای پنهان کردن ضعفهای فیلمنامه؟
در نهایت، آنچه روشن است، هشدار نسبت به زیباییشناسی خشونت است. وقتی خشونت با ابزار سینمایی و موسیقایی ترکیب میشود، ناخودآگاه برای مخاطب جذاب جلوه میکند. اینجاست که هنر سینما به جای نقد ریشههای خشونت، خود به بازتولیدکننده و مروج آن تبدیل میشود. این آثار به جای آنکه مخاطب را به تفکر وا دارند، او را در وضعیتی از اضطراب دائمی رها میکنند که پیامدهای روانی آن در بلندمدت بر پیکره جامعه غیرقابل انکار خواهد بود.
برای بررسی عمیقتر ابعاد روانی و اجتماعی این حجم از خشونت در رسانههای تصویری این روزها با تینا چارسوقیامین، مدرس دانشگاه و پژوهشگر تحلیل گفتمان انتقادی و رتوریک به گفتوگو نشستیم.
او به عنوان پژوهشگر و تحلیلگر، مطالعات گستردهای در این زمینه داشته و معتقد است که محتوای رسانهای، بهویژه در بستر سینما و سریال، تنها جنبه سرگرمی ندارد، بلکه به عنوان ابزاری برای شکلدهی به روایتهای کلان و تاثیر بر ناخودآگاه جمعی عمل میکند. این گفتوگو را در ادامه با هم میخوانیم.
ادامه مطلب را اینجا بخوانید
@agaah_ir
Agaah.ir
۸:۱۵
تینا چهارسوقی امین
مشق خشونت در نمایشخانگی
نمایش خشونت در سینما و شبکه نمایش خانگی ایران، در سالهای اخیر از یک ابزار روایی به یک چالش اخلاقی و زیباشناختی تغییر ماهیت داده است. ما با پدیده خشونت عریان روبهرو هستیم که مرزهای واقعگرایی را پشت سر گذاشته و به مرز پورنوگرافی خشونت نزدیک شده است.
در آثاری که در پلتفرمهای آنلاین عرضه میشوند، دیگر خبری از استعاره یا فاصلهگذاریهای هنری نیست؛ بلکه دوربین با جزئیاتی وسواسگونه، لحظات شکنجه، قتلهای فجیع و تحقیر انسانی را به تصویر میکشد.
بسیاری از تحلیلگران معتقدند که سازندگان این آثار، خشونت را به عنوان میانبری برای جلب توجه مخاطب و ایجاد شوک به کار میگیرند. در نقدهای منتشر شده بر این آثار، این بحث مطرح شده است که آیا نمایش بیپروای خونریزی، واقعا در خدمت بازنمایی آسیبهای اجتماعی است یا صرفا تلاشی است برای پنهان کردن ضعفهای فیلمنامه؟
در نهایت، آنچه روشن است، هشدار نسبت به زیباییشناسی خشونت است. وقتی خشونت با ابزار سینمایی و موسیقایی ترکیب میشود، ناخودآگاه برای مخاطب جذاب جلوه میکند. اینجاست که هنر سینما به جای نقد ریشههای خشونت، خود به بازتولیدکننده و مروج آن تبدیل میشود. این آثار به جای آنکه مخاطب را به تفکر وا دارند، او را در وضعیتی از اضطراب دائمی رها میکنند که پیامدهای روانی آن در بلندمدت بر پیکره جامعه غیرقابل انکار خواهد بود.
برای بررسی عمیقتر ابعاد روانی و اجتماعی این حجم از خشونت در رسانههای تصویری این روزها با تینا چارسوقیامین، مدرس دانشگاه و پژوهشگر تحلیل گفتمان انتقادی و رتوریک به گفتوگو نشستیم.
او به عنوان پژوهشگر و تحلیلگر، مطالعات گستردهای در این زمینه داشته و معتقد است که محتوای رسانهای، بهویژه در بستر سینما و سریال، تنها جنبه سرگرمی ندارد، بلکه به عنوان ابزاری برای شکلدهی به روایتهای کلان و تاثیر بر ناخودآگاه جمعی عمل میکند. این گفتوگو را در ادامه با هم میخوانیم.
ادامه مطلب را اینجا بخوانید
@agaah_ir
Agaah.ir
آنجا که علیرضا عصار میخواند:«...خونریختن حادثهای دلخراش نیست
وقتی جنون عادت روزانه میشود...»
*مشق خشونت در نمایش خانگی*
نمایش خشونت در سینما و شبکه نمایش خانگی ایران، در سالهای اخیر از یک ابزار روایی به یک چالش اخلاقی و زیباشناختی تغییر ماهیت داده است. ما با پدیده خشونت عریان روبهرو هستیم که مرزهای واقعگرایی را پشت سر گذاشته و به مرز پورنوگرافی خشونت نزدیک شده است.
در آثاری که در پلتفرمهای آنلاین عرضه میشوند، دیگر خبری از استعاره یا فاصلهگذاریهای هنری نیست؛ بلکه دوربین با جزئیاتی وسواسگونه، لحظات شکنجه، قتلهای فجیع و تحقیر انسانی را به تصویر میکشد.
بسیاری از تحلیلگران معتقدند که سازندگان این آثار، خشونت را به عنوان میانبری برای جلب توجه مخاطب و ایجاد شوک به کار میگیرند. در نقدهای منتشر شده بر این آثار، این بحث مطرح شده است که آیا نمایش بیپروای خونریزی، واقعا در خدمت بازنمایی آسیبهای اجتماعی است یا صرفا تلاشی است برای پنهان کردن ضعفهای فیلمنامه؟
مسئله صرفا بازنمایی واقعیت اجتماعی نیست؛ بلکه اهمیت «چگونگی» این بازنمایی است. مسئله خشونت در غالب سریالها و فیلمها به عنوان یک کنش موثر، کارآمد و گرهگشا صورتبندی میشود.اینجاست که ما دیگر صرفا واقعیت سطح جامعه را بازتاب نمیدهیم، بلکه از بازتاب واقعیت عبور کرده و وارد «اعتبارسازی گفتمانی» برای امر خشونت میشویم. این مسئله بهویژه برای مخاطب نوجوانی که سازوکارهای مهار شناختی ذهنیاش هنوز تثبیت نشده و به باورمندی و ثبات شناختی کامل نرسیده، خطرناک است. وقتی او با چنین آثاری مواجه میشود، خشونت را نه فقط به عنوان یک تصویر، بلکه به عنوان یک گزینه قابلفهم و مشروع کنشی در ذهن خود اعتبارسازی میکند.
در واقع ما در مدیریت فرهنگی، مصرفکننده آن چیزی هستیم که مدیریت اقتصادی و سیاسی برای ما رقم میزند و به طور کلی هم اصلا فهم اشتباهی هم از مدیریت فرهنگی دارند؛ یعنی فکر میکنند واقعا فرهنگ امری است که ما باید طبق بقیه سازوکارها بنشینیم برایش نسخه پیچی کنیم و آن نسخه را به زور تزریق کنیم به نهادهای مصرفکننده و جامعه. در صورتی که مدیریت فرهنگی یعنی «فرهنگی مدیریت کردن اوضاع»؛ فرهنگی مدیریت کردن امر هنر، سینما، شعر، تئاتر، موسیقی، هویت، امر سیاسی و امر اقتصادی؛ یعنی بتوانی همه اینها را فرهنگی مدیریت کنی.
*ما ساحتهای دیگر گفتوگو را معنادار نکردهایم.* نوجوان ما احساس شنیده شدن یا مشارکت موثر ندارد. ما به یک نوجوان ۱۷ ساله مسئولیت اجتماعی رأی دادن را بار میکنیم اما به او اجازه نمیدهیم مطالبهگری کند یا بستر تمرین برای اعتراض و گفتوگو را ندارد.
کامل این گفتوگو را در سایت روزنامه آگاه یا خبرگزاری مهر بخوانید:
https://agaah.ir/x3bp39
http://mehrnews.com/x3bp7Y
شماره ۴۸۰ روزنامه آگاه، یکشنبه ۲۶ بهمن ۱۴۰۴
@agaah_ir
Agaah.ir
@tina_ch_amin
وقتی جنون عادت روزانه میشود...»
https://agaah.ir/x3bp39
http://mehrnews.com/x3bp7Y
@tina_ch_amin
۱۴:۴۰
این تصویر، چند خطی از چکیده صحبتهایم در آذر ۱۴۰۱ در جلسهای به میزبانی رئیس قوه مقننه است، که در گزارش فشردهای به همراه صحبتهای سایر حاضرین در جلسه مکتوب شده. میخواهم بگویم این امر که سامعه و ناطقه ساختار دچار مشکل است را پیش از این هم بارها گفتهام و همچنان معتقدم مشکل گفت و شنود جدی و بحرانی است.
و اما چند خطی درباره بحران گفت و شنود در «گفتمانِ سیاستزدودهٔ سیاستزده»


" />
«گفتمانِ سیاستزدودهٔ سیاستزده»
در جامعهٔ سیاستزدودهای که در همه لایهها عمیقاً سیاستزده است، امر سیاسی از سطح بیان رسمی کنار گذاشته میشود بیآنکه از زندگی روزمره مردم حذف شود. سیاست دیگر بهمثابه گفتوگوی روشن درباره توزیع قدرت و عرصهای برای حل تعارضها و چانهزنی بر سر منافع عمومی فهم نمیشود، بلکه به زبان خنثیِ مدیریتی یا توصیههای سیاستگذارانه و اخلاقی فروکاسته میگردد. در این وضعیت، ادراک سیاسی جامعه دچار معنازدایی میشود؛ مسئله وجود دارد، رنج وجود دارد، اما زبان مشترکی برای صورتبندی آن شکل نمیگیرد.
پیامد این گسست، تهیشدن دالهای حکمرانی است. واژهها در سطح رسمی فقط تکرار میشوند، اما به تجربه زیسته مردم دلالت ندارند. یعنی واژههای حکمرانی یا معنا ندارند یا معنایش با معنای زیست تجربی مردم متفاوت است. فاصله میان «زبان رسمی» و «زیستجهان» هر روز بیشتر میشود. این شکاف فقط به نشنیدن محدود نمیماند؛ اختلال در شنیدن، مقدمه اختلال در گفتن است. حکمرانی که صدای جامعه را نمیشنود، بهتدریج توان سخنگفتن معنادار با آن را نیز از دست میدهد، زیرا زبانش از بازخورد اجتماعی تهی میشود و به پژواک خود بسنده میکند.
در چنین بستری، فقدان زبان اعتراض نیز خود را نشان میدهد. اعتراض یا در سکوتی فرساینده فروکاسته میشود، یا در هیجانی بیسامان و پرگوییِ بیافق تخلیه میگردد که امکان ترجمه به مطالبهای منسجم را ندارد. نه سکوت الزاماً نشانه رضایت است و نه همهمه دلالت بر مشارکت دارد؛ هر دو میتوانند محصول اختلال در گردش معنا باشند. نتیجه، جامعهای است که در آن کرختی نهادی و التهاب اجتماعی همزمان حضور دارند؛ سیاست از عرصه رسمی رانده شده، اما در لایههای عاطفی و غیررسمی انباشته میشود.
بحران گفتوگو در ساحت رسانه رسمی تا فضای مجازی تا تمام لایههای جامعه (عمودی و افقی) برجسته است. کرختی نهادی در کنار التهاب اجتماعی مینشیند. دستگاه سامعه مختل میشود و بهدنبال آن، دستگاه بیان نیز دچار لکنت میگردد. در این چرخه، هم حکمرانی از جامعه فاصله میگیرد و هم جامعه از امکان صورتبندی عقلانیِ مطالبات خود محروم میشود؛ و این همان پارادوکس سیاستزدودگیِ سیاستزده است.
برای خروج از این پارادوکس، پیش از هر چیز نیازمند احیای «تخیل سیاسی» هستیم؛ چراکه جامعهای که در بند لکنت زبان گرفتار است، اساساً قدرت تصویرگری آینده را از دست میدهد و در تکرار ملالآور اکنونِ خود غرق میشود. این بازسازی زبانی تنها از طریق احیای نهادهای میانجی (نهادهای مدنی، مدارس، دانشگاهها، مساجد، احزاب، صنوف، کرسیهای آزاداندیشی، محافل گفتوگویی و...)میسر است؛ نهادهایی که نه صرفاً به عنوان ابزار قدرت، بلکه در مقام «مترجمانِ معنا» عمل میکنند تا رنجهای عریان مردم را به مطالبات سیاسیِ منسجم تبدیل کنند. تنها در این صورت است که میتوان عدالت را از یک مفهوم انتزاعی و اخلاقی، به پروژهای عملی برای ترمیم مطالبات و ناعدالتیهای معیشتی (حق زیستن) و منزلتی (هویت و حق بودن) بدل کرد و با پیوند زدن دوباره «زبان رسمی» به «زیستجهان مردم»، از همهمه بیافق به سوی گفتوگوی سازنده حرکت نمود.
@tina_ch_amin
و اما چند خطی درباره بحران گفت و شنود در «گفتمانِ سیاستزدودهٔ سیاستزده»
در جامعهٔ سیاستزدودهای که در همه لایهها عمیقاً سیاستزده است، امر سیاسی از سطح بیان رسمی کنار گذاشته میشود بیآنکه از زندگی روزمره مردم حذف شود. سیاست دیگر بهمثابه گفتوگوی روشن درباره توزیع قدرت و عرصهای برای حل تعارضها و چانهزنی بر سر منافع عمومی فهم نمیشود، بلکه به زبان خنثیِ مدیریتی یا توصیههای سیاستگذارانه و اخلاقی فروکاسته میگردد. در این وضعیت، ادراک سیاسی جامعه دچار معنازدایی میشود؛ مسئله وجود دارد، رنج وجود دارد، اما زبان مشترکی برای صورتبندی آن شکل نمیگیرد.
پیامد این گسست، تهیشدن دالهای حکمرانی است. واژهها در سطح رسمی فقط تکرار میشوند، اما به تجربه زیسته مردم دلالت ندارند. یعنی واژههای حکمرانی یا معنا ندارند یا معنایش با معنای زیست تجربی مردم متفاوت است. فاصله میان «زبان رسمی» و «زیستجهان» هر روز بیشتر میشود. این شکاف فقط به نشنیدن محدود نمیماند؛ اختلال در شنیدن، مقدمه اختلال در گفتن است. حکمرانی که صدای جامعه را نمیشنود، بهتدریج توان سخنگفتن معنادار با آن را نیز از دست میدهد، زیرا زبانش از بازخورد اجتماعی تهی میشود و به پژواک خود بسنده میکند.
در چنین بستری، فقدان زبان اعتراض نیز خود را نشان میدهد. اعتراض یا در سکوتی فرساینده فروکاسته میشود، یا در هیجانی بیسامان و پرگوییِ بیافق تخلیه میگردد که امکان ترجمه به مطالبهای منسجم را ندارد. نه سکوت الزاماً نشانه رضایت است و نه همهمه دلالت بر مشارکت دارد؛ هر دو میتوانند محصول اختلال در گردش معنا باشند. نتیجه، جامعهای است که در آن کرختی نهادی و التهاب اجتماعی همزمان حضور دارند؛ سیاست از عرصه رسمی رانده شده، اما در لایههای عاطفی و غیررسمی انباشته میشود.
بحران گفتوگو در ساحت رسانه رسمی تا فضای مجازی تا تمام لایههای جامعه (عمودی و افقی) برجسته است. کرختی نهادی در کنار التهاب اجتماعی مینشیند. دستگاه سامعه مختل میشود و بهدنبال آن، دستگاه بیان نیز دچار لکنت میگردد. در این چرخه، هم حکمرانی از جامعه فاصله میگیرد و هم جامعه از امکان صورتبندی عقلانیِ مطالبات خود محروم میشود؛ و این همان پارادوکس سیاستزدودگیِ سیاستزده است.
برای خروج از این پارادوکس، پیش از هر چیز نیازمند احیای «تخیل سیاسی» هستیم؛ چراکه جامعهای که در بند لکنت زبان گرفتار است، اساساً قدرت تصویرگری آینده را از دست میدهد و در تکرار ملالآور اکنونِ خود غرق میشود. این بازسازی زبانی تنها از طریق احیای نهادهای میانجی (نهادهای مدنی، مدارس، دانشگاهها، مساجد، احزاب، صنوف، کرسیهای آزاداندیشی، محافل گفتوگویی و...)میسر است؛ نهادهایی که نه صرفاً به عنوان ابزار قدرت، بلکه در مقام «مترجمانِ معنا» عمل میکنند تا رنجهای عریان مردم را به مطالبات سیاسیِ منسجم تبدیل کنند. تنها در این صورت است که میتوان عدالت را از یک مفهوم انتزاعی و اخلاقی، به پروژهای عملی برای ترمیم مطالبات و ناعدالتیهای معیشتی (حق زیستن) و منزلتی (هویت و حق بودن) بدل کرد و با پیوند زدن دوباره «زبان رسمی» به «زیستجهان مردم»، از همهمه بیافق به سوی گفتوگوی سازنده حرکت نمود.
@tina_ch_amin
۸:۲۷
@tina_ch_amin
۱۹:۰۴
تینا چهارسوقیامین، مدرس دانشگاه و پژوهشگر تحلیل گفتمان انتقادی و رتوریک در گفتوگو با رسانه تصویری «آن»:
#مثبت_آن
@ONnewsmedia
@tina_ch_amin
۱۳:۵۳
تینا چهارسوقیامین، مدرس دانشگاه و پژوهشگر تحلیل گفتمان انتقادی و رتوریک در گفتوگو با رسانه تصویری «آن»:
#مثبت_آن
@ONnewsmedia
@tina_ch_amin
۱۹:۱۲
تینا چهارسوقیامین، مدرس دانشگاه و پژوهشگر تحلیل گفتمان انتقادی و رتوریک در گفتوگو با رسانه تصویری «آن»:
#مثبت_آن
سایت:http://on-news.ir
@tina_ch_amin
۸:۲۶
تینا چهارسوقیامین، مدرس دانشگاه و پژوهشگر تحلیل گفتمان انتقادی و رتوریک در گفتوگو با رسانه تصویری «آن»:
#مثبت_آن
سایت:http://on-news.ir
@tina_ch_amin
۱۵:۵۵