دستورکارگذاری؛ تعیین و تنظیم اولویتهاموقعیت مساله (Problem Situation) که امر عینی است و نشانهها و روندهایی از مسئله را آشکار میکند به مثابه ابژهای است که سوژههای متنوع آنرا صورتبندی و مسالهمند (Problematize) میکنند. بازیگر عرصه سیاست پژوهی تلاش دارد این نشانههای تجمیع شده در موقعیت مسئله را به عللی که دخیل در شکلگیری آن است، پیوند دهد. تعیین (یا انکشاف) علل و بنیانهای مسئله به دانش پیشینی، نحوه ادارک، تجربههای نزدیک به موقعیت، ترتّب برخورد با شواهد، توجه به عناصر زمینهای، ارزشها و مَلکات پیشنی سوژه، وابسته است.موقعیت مساله امنیت ملی، که اصلیترین و فوریترین موضوع دولت – ملت است، متاثر از انگیزههای متنوع بازیگران دخیل در صورتبندی مساله است. بازیگران عرصه امنیت ملی براساس توان مداخله خود صورتبندیهایی از تهدید ارائه میدهند که بُرد، عمق و گستردهی متفاوتی در رفع یا کنترل تهدید ارائه میکند. این صورتبندیها بشدت به موقعیت امنیتی، اجتماعی، فناوری و کسب و کاری سوژه وابسته است. هر بازیگر تلاش دارد مساله را آنطور شکل دهد که در راستای موضع و ماموریتاش با مجموعه محدودیتها و مرزهای معین شده به آن، مسئله مند کند.اما سوال اینجاست موضوعات شکلگرفته در مختصات امنیت ملی را چگونه باید فهم و حل کرد. کدام نحوه پاسخ مناسبتر است و با چه فوریت و سرعتی، آشکار یا پنهان باید قدم به اصلاح برداشت. بهطور مثال اینکه دشمن درحال تهاجم شناختی – نظامی و حمله به تابآوری کشور است پاسخی اولیه مثل قطع ارتباطات بین الملل را دارد و تداومی مثل اینترنت پرو (کنترل پذیری) برای آن شکل میگیرد، اما آیا صرفا رویکرد امنیتیسازی همه پاسخ است و میتواند مساله چالش تابآوری اجتماعی با دستکاری شناختی را حل کند و منجر به بُروز مسائل دیگری نشود. آیا با این رویکرد میتوان عمق دقیق چالش و ابعاد آن را شناسایی کرد. آیا اگر احتمال وقوع تهدید کم شود، الزامات و سیاستهای وضع شده کارایی لازم را برای حل مساله (تابآوری اجتماعی) خواهد داشت.واقعیت این است در یک ساختار اجتماعی بهویژه وقتی رویکرد تمدنی وجود دارد، نمیتوان صرفا سیاستهای رفع تهدید را تکبعدی و با اتخاذ سیاستهای خطی پی گرفت. حکمرانی دیدن چندبعدی و چندساحتی موقعیت مساله است اینکه در یک توازن وزندهی شده، امنیت، تابآوری شناختی، فرهنگ و اقتصاد دیده شود و در عین حال مسیر تعالی، رشد و استقرار ارزشهای اساسی پیگیری شود. از این رو تسخیر مسئله توسط یک ارزش از میان ارزشهای عمومی یا وزندهی بیش از اندازه به آن، می تواند آثار جانبی منفی متعددی در بر داشته باشد. اینجاست که می گویند مسائل امروز ناشی از راه حلهای مسائل دیروز ما است.آنچه در حکمرانی مهم است صرفا تخفیف مساله یا جابجایی انگیزههای شکلگیری نیست، بلکه اصلاح ذاتی و ماهوی علل رخداد پدیده در جهت مشارکت همگانی برای راهبری سیاستها مربوطه است، البته با دستورکارگذاری (Agenda Setting) دقیقی که از خوانش چند ساحتی و چند بعدی موقعیت مساله شکل گرفته است. این وظیفه نهاد حکمران امروز کشور است تا سیاستهای امروز مسائل فرا نشود.
احسان کیانخواهhttps://ble.ir/transformations
احسان کیانخواهhttps://ble.ir/transformations
۱K
۱۸:۵۸