#ویراستنگاره ایستاده چون دلیران تنگستان؛ از صلابت دریا تا لطافت امواج وقتی لرزش انگشتم روی دکمه شاتر با تپش قلبم یکی شد، فهمیدم که این بار دوربینم نه یک #فرمانده، که یک «دریا» رو قاب گرفته. نگاه #سردار_تنگسیری، آمیزهای عجیب از صلابت صخره و لطافت و مهربانی #امواج بود؛ & : Hamid Reza Mehrabanچشمانی که انگار تمامِ دلتنگیها و حماسههای #خلیج_فارس رو درون خودش جا داده. من مردی رو میدیدم که اقتدارش لرزه به اندامِ ناوهای بیگانه میاندازه، اما نگاهش بوی شرجیِ نخلستونهای جنوب و غیرتِ نجیبِ مردانِ آفتابسوخته را میده.او برای من، نبضِ دوبارهی «دلیران تنگستان» بود. انگار روحِ رئیسعلی دلواری در قامتِ این مرد جانی دوباره گرفته بود تا دوباره نگهبانِ این آبهای نیلگون باشد. وقتی به دستان مقتدرش نگاه میکردم که با هر حرکت، آرامش را به خلیج هدیه میده، حس میکردم تاریخِ پرغرور #ایران تو کادر من خلاصه شده.زیباترین لحظه اما، زمانی بود که آن لبخندِ شیرین و از تهِ دل روی صورتش نقش بست؛ لبخندی که تمامِ آن هیبتِ نظامی را در زلالِ مهربانیاش غرق کرد. #عکاسی از دلیر تنگستان، ثبتِ یک تصویر #نظامی نبود؛ ثبتِ لحظهای بود که توی اون، شکوهِ یک قهرمان با غربت و مظلومیتِ دریا گره میخورد.تو هر فریم، صلابتی نفوذناپذیر موج میزنه، اما اونچه عکس من رو ابدی کرد، لبخندِ مقتدرانه و عشقِ بیپایانِ مردیه که جونش رو فرشِ زیرِ پای امواجِ وطن کرد. او در قاب من، تکیهگاهی بود مقتدر، اما به وسعتِ تمامِ مهربانیهای دریا، عمیق و زلالِ خلیج همیشه فارس. حمیدرضا مهربان خوشگو┏━◇~◇◇~◇━┓@virast_negareh┗━◇~◇◇~◇━┛