بله | کانال جنگ درونی دوم!
عکس پروفایل جنگ درونی دوم! ج

جنگ درونی دوم!

۲۰۷ عضو
بازارسال شده از مستوری.
خاورمیانه حواست هست؟ اینقدر بی‌حاشیه شدی همه ادمینا چنلشون دیلی شده.

۱۶:۵۸

با دیدن فیلم پری از داریوش مهرجویی متوجه شدم به چه میزان ما ایرانی‌ها در استفاده از ایده های مختلف بخیل هستیم که چنین ایده‌ای در این فیلم باید در تاریخ سینمای ایران تک و تنها بنوازد. لطفا به من تایم بدهید تا از این ایده‌ها برایتان بنوازم.

۱۸:۵۳

+کاش من یه اسب بودم-چرا اسب؟+چون اسب ها غذاشون علفه، علف هم که همه جا هست=)*ریش قرمز/آکیرا کوروساوا

۱۹:۲۰

با همه شوخی با منی که دست رد به خط سفید زدم هم شوخی؟

۲۱:۴۲

Default Gift Icon

پاکت هدیه

عکس پروفایل جنگ درونی دوم! ج

جنگ درونی دوم!

برای گوگولیا=))
انقدر بدم میاد بگم پاکت بعدی رو ۲۰۰ تایی میذارم، ولی میذارم دیگه.

۱۷:۰۱

بازارسال شده از نهان‌خانه
شما یادتون نمیاد یه زمانی انقدر کانفیگ مفت ریخته بود که هرکس اینستا فالوم می‌کرد یه دور از دید اون همه هایلایت‌های پیجم رو نگاه می‌کردم.

۱۷:۰۶

thumbnail
خو اومد زد.

۲۱:۲۶

این اتفاق که وقتی از یکی خوشم نمیاد چندی بعد تبدیل به کسی میشه که باهاش خیلی اوکیم دلیلش چیه؟ بابا تو همه چیو خراب کردی، برام یادآور یه عالمه خاطره تلخی ولی چجوری تو چشمات نگاه می‌کنم و عین گاو می‌خندم و فکر می‌کنی من بهترین دوستتم؟ چجوری من فکر می‌کنم بهت وابسته‌ام؟ چرا هرچقدر باهات صمیمی تر میشم حالم بهتره؟ ولی وقتی داری حرف می‌زنی و دارم تو سکوتم بهت گوش میدم یه دفعه همه چیز مرور میشه و از کنارت بودن، شوک عصبی تجربه می‌کنم؟ نمیدونم، خُلم.

۲۳:۳۳

جنگ درونی دوم!
از اینکه می‌بینم یسریا دارن گذشته منو تجربه می‌کنند و نمی‌تونم بهشون کمک برسونم چون مسئله به من مربوط نیست، کمی آزرده خاطر میشم.
برام کامل و با جزئیات شرح داد چیزی که تجربه کرده بودم رو. گفتم برگام، عجب زندگی تو داری دیگه، حس می‌کنم برای اینکه احساست رو درک بکنم زیادی آدم ساده‌ای هستم. نمیدونم تونستم بهش حس بدبخت ترین آدم جهان رو بدم یا نه، اما من اون موقع همین حس رو میخواستم.آخر گفت خیلی باهات احساس صمیمت می‌کنم.درست بود، همون حس رو‌ میخواست.

۱۰:۴۱

اگه خواننده‌ای چیزی بودم حتما تو این برهه از زندگیم یه ترک می‌دادم بیرون.

۱۳:۱۰

گلی: شما آقای مهربان نیستین مگه؟آقای مهربان: مهربان کدوم سگ پدریه؟ من مهربان بودم... *در دنیای تو ساعت چند است؟/صفی یزدانیان

۲۲:۴۲

حواخانم: اسباب عاشقی رو داری پسرجان، فقط جایی نداری بچینیشون... یه نفر رو پیدا کن واقعاً واقعی باشه... بچسب بهش، اسباب عاشقیت رو پیشش پهن کن... *در دنیای تو ساعت چند است؟/صفی یزدانیان

۲۲:۴۷

thumbnail
بزرگ شدن دوستی ها این شکلیه=)))

۲۳:۱۹

بازارسال شده از مرد مردادی
Default Gift Icon

پاکت هدیه

عکس پروفایل جنگ درونی دوم! ج

جنگ درونی دوم!

کمک هزینه خرید بنزundefined
فرهاد= خانم می‌پرسید هرکی از چی تو زمستون خوشش می‌آد. همایون خله گفت: از شیر سرد. آندره گفت: از برف. من گفتم: از تعطیلی مدرسه، به خاطر برف. تو گفتی: از بوی پوست پرتقال سوخته روی بخاری، وسط روز برفی. می‌دونستم تو یه چیزی می‌گی که شبیه بقیه نیست... تو فرق داشتی گلی.*در دنیای تو ساعت چند است؟/صفی یزدانیان

۱۷:۴۱

در دنیای تو ساعت چند است؟.mp3

۰۱:۱۱-۱.۳۸ مگابایت

۱۷:۵۱

بازارسال شده از مَـنِــیَّة
معصوم مردمیمولی در خفای خویشدرگیر توبه های مداوم و مکرریم.
@maniyat128

۱۹:۰۵

فرهاد: می‌گفت «مگه داری میری؟ هر وقت پا می‌شی ظرف می‌شوری یعنی خیال داری بری.»گلی: مگه داری میری؟فرهاد: ظرف نشسته بدشگونه، اگه بشوری مهمون زودتر برمی‌گرده. گلی: حالا مگه همیشه مهمون قراره برگرده؟*در دنیای تو ساعت چند است؟/صفی یزدانیان

۱۹:۵۶