رقص سایه ها به نام خالق عشق
مانند دو رودیم، در دو سوی کوهسار هرگز به هم نرسیم، در این سرنوشتِ تار
دریا یکی است، اما راهِ ما جداست افسوس، این جدایی، تا ابد برجاست
Part1#(از زبان دیبا)*اول مهرهکلاس بندی دارن میکننیا اکیپ پارسال نشسته بودم داشتیم می‌گفتیم میخندیدمتک تک اسمامونو صدا میزدن ماهم امیدوار بودیم که تو یه کلاس بیوفتیم بلند گو اسمارو تک تک صدا میزد(صدای معاون)*کلاس 2\6خانم .....،.....تا اینکه رسید به آریادخت منو مهرنوش دلشوره گرفتیم که نکنه یوقت جدا باشه کلاسمونبهو دیدم منو صدا زد خوشحال شدم واقعا و دویدم پیش آریادختوقتی دیدیم اسامی تموم شدن ناراحت شدیم مهرنوش باهامون نیوفتاده ~•~•~•~•~~•~•~•~~•~•~•~•~•~•~•~•#رقص‌سایها
undefined۴

۹۵

۹:۱۳