گاهی فکر میکنیم گذشته تموم شده، اما یه اتفاق کوچیک کافیه تا همون احساسهای قدیمی دوباره زنده شن.
مثلاً فرض کنید یه بار به یکی اعتماد کردید و آسیب دیدید. حالا شاید چند سال از اون ماجرا گذشته باشه، اما هر وقت قرار باشه به یه آدم جدید اعتماد کنید، یهدفعه دلتون خالی میشه یا حس میکنید یه چیزی جلوتون رو گرفته.
سؤال اینجاست:اگر اون اتفاق تموم شده، چرا هنوز روی تصمیمهای امروزتون اثر میذاره؟
چون ذهن فقط خود اتفاق رو نگه نمیداره بلکه احساسی که اون اتفاق توی وجودتون ساخته رو هم ذخیره میکنه.
هر وقت شرایطی شبیه گذشته پیش میاد، ذهن برای اینکه از شما محافظت کنه، همون احساس رو دوباره فعال میکنه و انگار بهتون میگه:
برای همین، خیلی وقتها آدم فکر میکنه تصمیمی که گرفته کاملاً منطقیه؛ در حالی که ممکنه این گذشته باشه که داره به جای اون تصمیم میگیره.
توی روزهای آینده درباره این بیشتر براتون توضیح میدم، ولی الان شما تا فردا که به این موضوع بیشتر میپردازم به این سوال فکر کنید:
۷۸۸
۱۷:۰۹