ادامه حدیث ۲۸.ب:
و اگر منافقان - که خدا لعنتشان کند - میدانستند که در باقی گذاشتن این آیات که تأویلشان را برایت بیان کردم چه بر سرشان خواهد آمد، به حذف و دستکاری در اینها اقدام میکردند؛ولی خداوند تبارک و تعالی، حکمش درباره الزام حجّت بر خلقش جاری است چنانکه خداوند متعال فرمود: «فَلِلَّهِ الْحُجَّةُ الْبالِغَةُ: پس حجّت رسا از آنِ خداست» (انعام/۱۴۹)؛ دیدگانشان را پوشانید و «بر دلهایشان پردهها نهاد» (انعام/۲۵؛ اسراء/۴۶؛ کهف/۵۷) از تأمّل در آن [= آن رمزها]؛ پس آن [آیاتِ رمزی] را به حال خود رها کردند و از توجه به آن [حقیقتی که] لباس ابطالِ آنان را بر تن داشت محجوب ماندند. پس نیکبختان بر آن [= تأمّل در رمزها و رسیدن به حجّت] استواری میورزند و تیرهبختان از آن کور میمانند. «و کسی که خدا برایش نوری قرار نداده باشد، پس هیچ نوری برای او نیست» (نور/۴۰).سپس همانا خداوند - جل ذکره- به خاطر گستردگیِ رحمت و مهربانیاش به خلق و آگاهیاش از قصد کسانی که درصدد تغییر و تحریف در کتابش هستند، کلامش را سه بخش تقسیم کرد: بخشی را قرار داد که عالم و جاهل آن را میفهمند؛ بخشی را که آن را نمیفهمد مگر کسی که ذهنش صاف و درکش لطیف و تشخیصش درست باشد از کسانی که «خدا سینهاش را برای اسلام گشاده کرده» (زمر/۲۲)؛ و بخشی را که آن را نمیفهمد مگر خداوند و امینان او و «راسخان در علم» (آلعمران/۷).و خدا این کار را فقط از آن رو کرد که اهل باطلی که بر میراث رسول الله (ص) چیره شده بودند، آن علم به کتاب را که خدا برایشان قرار نداده بود ادعا نکنند؛ و تا بناچار آنان را به فرمانبری از کسی بکشاند که خدا امر خود را به او واگذارده بود و آنان از فرمانش سر باز زدند از روی سرکشی و افترا به خداوند عزّوجلّ و فریفته شدن به کثرت کسانی که با آنان همپشت شدند و یاریشان کردند و با خدا و رسولش دشمنی ورزیدند.اما آنچه از فضیلت رسول خدا در کتاب خدا که جاهل و عالم آن را میفهمند، سخن خداوند عزّوجلّ است که فرمود: «مَنْ يُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطاعَ اللَّهَ: هر که از پیامبر فرمان برد، همانا از خدا فرمان برده است» (نساء/۸۰) و فرمود: «إِنَّ اللَّهَ وَ مَلائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِّ يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ وَ سَلِّمُوا تَسْلِيماً: همانا خدا و فرشتگانش بر پیامبر درود میفرستند؛ ای کسانی که ایمان آوردهاید، بر او درود فرستید و به شایستگی سلام کنید/ تسلیم باشید» (احزاب/۵۶). و این آیه را ظاهر و باطنی است: ظاهرش گفتار «صَلُّوا عَلَيْهِ: بر او درود فرستید» است و باطنش عبارت «وَ سَلِّمُوا تَسْلِيماً»؛ که این در حقیقت یعنی به آن کس که او [= پیامبر] به او وصیت کرد و او را به جانشینی برگزید و بر شما برتری داد و نیز آنچه را به او عهد سپرد، به شایستگی تسلیم شوید؛ و این از همان مواردی است که به تو گفتم تأویلش را نمیداند مگر کسی که درکش لطیف و ذهنش صاف و تشخیصش درست باشد.و همچنین است گفتار خداوند: «سَلامٌ عَلى آلِ ياسِينَ: سلام بر آل یاسین» (صافات/۱۳۰)؛ زیرا خداوند پیامبر (ص) را با «یس» نامیده آنجا که فرمود: «يس وَ الْقُرْآنِ الْحَكِيمِ. إِنَّكَ لَمِنَ الْمُرْسَلِينَ: یس، سوگند به قرآن حکیم، که تو قطعاً از فرستادگانی» (یس/۱-۳)، چون میدانست که [اگر مطلب را به این صورت بگوید که سلام علی آل محمد] آنان سخن خداوند «سلام بر آل محمد» را حذف میکنند، همچنان که دستکاریهای فراوانی در دین کردند؛ ولی همواره رسول خدا (ص) آنان را [با مهربانی] به خود جلب میکرد و به خود نزدیک میساخت و آنان را در راست و چپ خود مینشاند، تا آنکه خداوند عزّوجلّ به دور کردن آنان اجازه داد و فرمود: «وَ اهْجُرْهُمْ هَجْراً جَمِيلًا: و به طرزی زیبا از آنان دوری کن» (مزمل/۱۰) و «فَما لِ الَّذِينَ كَفَرُوا قِبَلَكَ مُهْطِعِينَ. عَنِ الْيَمِينِ وَ عَنِ الشِّمالِ عِزِينَ. أَ يَطْمَعُ كُلُّ امْرِئٍ مِنْهُمْ أَنْ يُدْخَلَ جَنَّةَ نَعِيمٍ. كَلَّا إِنَّا خَلَقْناهُمْ مِمَّا يَعْلَمُونَ: پس چرا کسانی که کافر شدند به سویت شتابانند؟ از راست و چپ گروهگروه. آیا هر یک از آنان طمع دارد که به بهشت پرنعمت درآورده شود؟ هرگز! ما آنان را از آنچه میدانند آفریدیم» (معارج، آیات ۳۶-۳۹). و نیز: «يَوْمَ نَدْعُوا كُلَّ أُناسٍ بِإِمامِهِمْ: روزی که هر گروهی را با پیشوایشان فرا میخوانیم» (اسراء/۷۱) ولی آنان را با نامهای خودشان و نامهای پدران و مادرانشان نام نبرد...
الإحتجاج (للطبرسي)، ج1، ص252-253@yekayeسند و متن حدیث فوق:https://eitaa.com/yekaye/14348
و اگر منافقان - که خدا لعنتشان کند - میدانستند که در باقی گذاشتن این آیات که تأویلشان را برایت بیان کردم چه بر سرشان خواهد آمد، به حذف و دستکاری در اینها اقدام میکردند؛ولی خداوند تبارک و تعالی، حکمش درباره الزام حجّت بر خلقش جاری است چنانکه خداوند متعال فرمود: «فَلِلَّهِ الْحُجَّةُ الْبالِغَةُ: پس حجّت رسا از آنِ خداست» (انعام/۱۴۹)؛ دیدگانشان را پوشانید و «بر دلهایشان پردهها نهاد» (انعام/۲۵؛ اسراء/۴۶؛ کهف/۵۷) از تأمّل در آن [= آن رمزها]؛ پس آن [آیاتِ رمزی] را به حال خود رها کردند و از توجه به آن [حقیقتی که] لباس ابطالِ آنان را بر تن داشت محجوب ماندند. پس نیکبختان بر آن [= تأمّل در رمزها و رسیدن به حجّت] استواری میورزند و تیرهبختان از آن کور میمانند. «و کسی که خدا برایش نوری قرار نداده باشد، پس هیچ نوری برای او نیست» (نور/۴۰).سپس همانا خداوند - جل ذکره- به خاطر گستردگیِ رحمت و مهربانیاش به خلق و آگاهیاش از قصد کسانی که درصدد تغییر و تحریف در کتابش هستند، کلامش را سه بخش تقسیم کرد: بخشی را قرار داد که عالم و جاهل آن را میفهمند؛ بخشی را که آن را نمیفهمد مگر کسی که ذهنش صاف و درکش لطیف و تشخیصش درست باشد از کسانی که «خدا سینهاش را برای اسلام گشاده کرده» (زمر/۲۲)؛ و بخشی را که آن را نمیفهمد مگر خداوند و امینان او و «راسخان در علم» (آلعمران/۷).و خدا این کار را فقط از آن رو کرد که اهل باطلی که بر میراث رسول الله (ص) چیره شده بودند، آن علم به کتاب را که خدا برایشان قرار نداده بود ادعا نکنند؛ و تا بناچار آنان را به فرمانبری از کسی بکشاند که خدا امر خود را به او واگذارده بود و آنان از فرمانش سر باز زدند از روی سرکشی و افترا به خداوند عزّوجلّ و فریفته شدن به کثرت کسانی که با آنان همپشت شدند و یاریشان کردند و با خدا و رسولش دشمنی ورزیدند.اما آنچه از فضیلت رسول خدا در کتاب خدا که جاهل و عالم آن را میفهمند، سخن خداوند عزّوجلّ است که فرمود: «مَنْ يُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطاعَ اللَّهَ: هر که از پیامبر فرمان برد، همانا از خدا فرمان برده است» (نساء/۸۰) و فرمود: «إِنَّ اللَّهَ وَ مَلائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِّ يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ وَ سَلِّمُوا تَسْلِيماً: همانا خدا و فرشتگانش بر پیامبر درود میفرستند؛ ای کسانی که ایمان آوردهاید، بر او درود فرستید و به شایستگی سلام کنید/ تسلیم باشید» (احزاب/۵۶). و این آیه را ظاهر و باطنی است: ظاهرش گفتار «صَلُّوا عَلَيْهِ: بر او درود فرستید» است و باطنش عبارت «وَ سَلِّمُوا تَسْلِيماً»؛ که این در حقیقت یعنی به آن کس که او [= پیامبر] به او وصیت کرد و او را به جانشینی برگزید و بر شما برتری داد و نیز آنچه را به او عهد سپرد، به شایستگی تسلیم شوید؛ و این از همان مواردی است که به تو گفتم تأویلش را نمیداند مگر کسی که درکش لطیف و ذهنش صاف و تشخیصش درست باشد.و همچنین است گفتار خداوند: «سَلامٌ عَلى آلِ ياسِينَ: سلام بر آل یاسین» (صافات/۱۳۰)؛ زیرا خداوند پیامبر (ص) را با «یس» نامیده آنجا که فرمود: «يس وَ الْقُرْآنِ الْحَكِيمِ. إِنَّكَ لَمِنَ الْمُرْسَلِينَ: یس، سوگند به قرآن حکیم، که تو قطعاً از فرستادگانی» (یس/۱-۳)، چون میدانست که [اگر مطلب را به این صورت بگوید که سلام علی آل محمد] آنان سخن خداوند «سلام بر آل محمد» را حذف میکنند، همچنان که دستکاریهای فراوانی در دین کردند؛ ولی همواره رسول خدا (ص) آنان را [با مهربانی] به خود جلب میکرد و به خود نزدیک میساخت و آنان را در راست و چپ خود مینشاند، تا آنکه خداوند عزّوجلّ به دور کردن آنان اجازه داد و فرمود: «وَ اهْجُرْهُمْ هَجْراً جَمِيلًا: و به طرزی زیبا از آنان دوری کن» (مزمل/۱۰) و «فَما لِ الَّذِينَ كَفَرُوا قِبَلَكَ مُهْطِعِينَ. عَنِ الْيَمِينِ وَ عَنِ الشِّمالِ عِزِينَ. أَ يَطْمَعُ كُلُّ امْرِئٍ مِنْهُمْ أَنْ يُدْخَلَ جَنَّةَ نَعِيمٍ. كَلَّا إِنَّا خَلَقْناهُمْ مِمَّا يَعْلَمُونَ: پس چرا کسانی که کافر شدند به سویت شتابانند؟ از راست و چپ گروهگروه. آیا هر یک از آنان طمع دارد که به بهشت پرنعمت درآورده شود؟ هرگز! ما آنان را از آنچه میدانند آفریدیم» (معارج، آیات ۳۶-۳۹). و نیز: «يَوْمَ نَدْعُوا كُلَّ أُناسٍ بِإِمامِهِمْ: روزی که هر گروهی را با پیشوایشان فرا میخوانیم» (اسراء/۷۱) ولی آنان را با نامهای خودشان و نامهای پدران و مادرانشان نام نبرد...
۲۵
۱۹:۲۱