چیزی شبیه معجزه...
۱۴:۰۸
خاطرات هَمْسَـران 🌸🍃







چیزی شبیه معجزه... 


.
سلام به همه ی خانومای خوب وخوشگل وبانوی عزیزمون ماریا جان
سلام علیکم بیزحمت امشب پیام مرابگذاریدعزیزانم امشب حالم خیلی بده سال قبل مثل چنین موقعی پسر گلم که بعدازیه سربازی پرتنش که لب مرز سیستان وبلوچستان بودوثانیه به ثانیه اش واسه ی من که جونم به جونش بسته بودپرازاسترس وگریه زاری بود بالاخره تموم شد وبخاطرشرایط بدخانواده رفت سرکاروموقع رفتن به سرکارش که باموتورمیرفت یه ماشین ازپشت سرباسرعت زیادی بهش زدوناظران صحنه هرکدام که مرابعدمیدیدن فقط میگفتن که خداچقدردوستت داشته که فقط پسرت خداراهزاران بارشکر زنده اس...
میخواستم امشب براتون ازفرشته ای که خداسرراهم قراردادبگم توی اون شرایط بدازیکی ازپرستارای خوب سراغ یه دکترخوب راگرفتم که بهم گفت اگه زیرمیزی میدی که یه دکترخوب بهت معرفی کنم من باوجودنداری ودست خالی گفتم فقط بگوچکارکنم که ایشون گفت که فلان مبلغ پول رابزن بنام این دکتروانتقالش بده به فلان بیمارستان که سریع باقرض انجامش دادم وپسرم راباآمبولانش خصوصی انتقالش دادن به بیمارستانی که دکتر گفته بودن سرتون رادردنیارم بعداز سه تاعمل یک روز درمیان و۱۶ روزبستری پسرم دربیمارستان خداراشکردکترعزیزازقطع شدن پای پسر۲۱ساله ی من مادرزجرکشیده پیش گیری کرد وبعدیک ماه دیگه دوباره یه عمل دیگه انجام دادوپسرم ۴ماه کامل فقط روی تخت خونه خوابید ونمیشدپاش راگچ گرفت فقط آتل بودپاش، بگذردکه من وخواهرش وحتی خودش چی کشیدیم وامشب درست یک سال ازاون اتفاق شوم میگذره ومن حالم هنوزم خرابه فقط امشب سرساعتی که پارسال پسرم تصادف کرده بود به سجده رفتم وبااشک چشم گفتم خدایا شکرت که پسرم رادارمش...ما دوروز قبل پیش دکترش بودیم هنوزم بعدیک سال درمان نشده ولی دوستان گل میخوام بهتون بگم که اگه خوبی کنید ودربرابرمشکلات صبرداشته باشین خدایه جایی جوابش رابه شما میده ومن با تمام وجودفهمیدم که این دکتر یه فرشته بودازسمت خداکه سرراه من قرارگرفت تمام پرسنل بیمارستان انگشت به دهان مونده بودن که چطور این دکتر این همه شکستگی راتونسته عمل جراحی کنه واینم بهتون بگم پیش یه دکترمعروف دیگه رفتم که گفت واقعا گل کاشته دکترش...
عزیزانم توراخدا برای همه جوون هادعاکنیدبرای پسرعزیزمنم دعاکنید ببخشید طولانی شد خدا نگه دارهمه ی شما خانواده ی دلبرونگی عزیز
#تجربه
#سیاست
#عاشقانه
دلانه هات رو برام بفرست 



@mary1317
┄┅┅❅ خاطرات هَمْسَـران
❅┅┅┄
سلام به همه ی خانومای خوب وخوشگل وبانوی عزیزمون ماریا جان
سلام علیکم بیزحمت امشب پیام مرابگذاریدعزیزانم امشب حالم خیلی بده سال قبل مثل چنین موقعی پسر گلم که بعدازیه سربازی پرتنش که لب مرز سیستان وبلوچستان بودوثانیه به ثانیه اش واسه ی من که جونم به جونش بسته بودپرازاسترس وگریه زاری بود بالاخره تموم شد وبخاطرشرایط بدخانواده رفت سرکاروموقع رفتن به سرکارش که باموتورمیرفت یه ماشین ازپشت سرباسرعت زیادی بهش زدوناظران صحنه هرکدام که مرابعدمیدیدن فقط میگفتن که خداچقدردوستت داشته که فقط پسرت خداراهزاران بارشکر زنده اس...
میخواستم امشب براتون ازفرشته ای که خداسرراهم قراردادبگم توی اون شرایط بدازیکی ازپرستارای خوب سراغ یه دکترخوب راگرفتم که بهم گفت اگه زیرمیزی میدی که یه دکترخوب بهت معرفی کنم من باوجودنداری ودست خالی گفتم فقط بگوچکارکنم که ایشون گفت که فلان مبلغ پول رابزن بنام این دکتروانتقالش بده به فلان بیمارستان که سریع باقرض انجامش دادم وپسرم راباآمبولانش خصوصی انتقالش دادن به بیمارستانی که دکتر گفته بودن سرتون رادردنیارم بعداز سه تاعمل یک روز درمیان و۱۶ روزبستری پسرم دربیمارستان خداراشکردکترعزیزازقطع شدن پای پسر۲۱ساله ی من مادرزجرکشیده پیش گیری کرد وبعدیک ماه دیگه دوباره یه عمل دیگه انجام دادوپسرم ۴ماه کامل فقط روی تخت خونه خوابید ونمیشدپاش راگچ گرفت فقط آتل بودپاش، بگذردکه من وخواهرش وحتی خودش چی کشیدیم وامشب درست یک سال ازاون اتفاق شوم میگذره ومن حالم هنوزم خرابه فقط امشب سرساعتی که پارسال پسرم تصادف کرده بود به سجده رفتم وبااشک چشم گفتم خدایا شکرت که پسرم رادارمش...ما دوروز قبل پیش دکترش بودیم هنوزم بعدیک سال درمان نشده ولی دوستان گل میخوام بهتون بگم که اگه خوبی کنید ودربرابرمشکلات صبرداشته باشین خدایه جایی جوابش رابه شما میده ومن با تمام وجودفهمیدم که این دکتر یه فرشته بودازسمت خداکه سرراه من قرارگرفت تمام پرسنل بیمارستان انگشت به دهان مونده بودن که چطور این دکتر این همه شکستگی راتونسته عمل جراحی کنه واینم بهتون بگم پیش یه دکترمعروف دیگه رفتم که گفت واقعا گل کاشته دکترش...
عزیزانم توراخدا برای همه جوون هادعاکنیدبرای پسرعزیزمنم دعاکنید ببخشید طولانی شد خدا نگه دارهمه ی شما خانواده ی دلبرونگی عزیز
┄┅┅❅ خاطرات هَمْسَـران
۱۴:۰۸
من همیشه صدمو گذاشتم برای همسرم...
۱۴:۰۹
خاطرات هَمْسَـران 🌸🍃







من همیشه صدمو گذاشتم برای همسرم... 


.
من همیشه صدخودم روبراشوهرم گذاشتم.هر خوبی که بگی کردم.هرکاری لازم باشه انجام دادم.اینایی که میگن به مرد اقتداربدید
براهمه نسخه یکسان نپیچید.همه لایق بزرگی نیستن.فکرمیکنن پوخی هستن ولهت میکنن.من وخانوادم همه جوره به شوهرم خدمت کردیم.ادم حسابش کردیم.ولی نتیجش شد حیانت.دلم هیچ جوره صاف نمیشه.این ادم همه جوره همه چیز رو ازمن گرفت.تمرکز.اعتماد به نفس.اعتماد به جهان
الان من موندم باروحی افسرده.نه راه پس دارم نه راه پیش.فقط خدامیتونه کمکم کنه.
بدی هاش وخوبی های خودم یادم میفته داغون میشم.توروخدا برا دلم دعاکنید.مهریه ندارم نمیتونم جداشم.دوتاهم بچه دارم.ولی اعصاب وروان ندارم دیگه... فقط گریه ام میاد.یک سال ونیم میگذره از این اتفاق.راهنماییم کنید توروخدا
#تجربه
#سیاست
#عاشقانه
دلانه هات رو برام بفرست 



@mary1317
┄┅┅❅ خاطرات هَمْسَـران
❅┅┅┄
من همیشه صدخودم روبراشوهرم گذاشتم.هر خوبی که بگی کردم.هرکاری لازم باشه انجام دادم.اینایی که میگن به مرد اقتداربدید
براهمه نسخه یکسان نپیچید.همه لایق بزرگی نیستن.فکرمیکنن پوخی هستن ولهت میکنن.من وخانوادم همه جوره به شوهرم خدمت کردیم.ادم حسابش کردیم.ولی نتیجش شد حیانت.دلم هیچ جوره صاف نمیشه.این ادم همه جوره همه چیز رو ازمن گرفت.تمرکز.اعتماد به نفس.اعتماد به جهان
الان من موندم باروحی افسرده.نه راه پس دارم نه راه پیش.فقط خدامیتونه کمکم کنه.
بدی هاش وخوبی های خودم یادم میفته داغون میشم.توروخدا برا دلم دعاکنید.مهریه ندارم نمیتونم جداشم.دوتاهم بچه دارم.ولی اعصاب وروان ندارم دیگه... فقط گریه ام میاد.یک سال ونیم میگذره از این اتفاق.راهنماییم کنید توروخدا
┄┅┅❅ خاطرات هَمْسَـران
۱۴:۰۹
بازارسال شده از شاپرک
برای استعلام قیمت عدد «10» رو بفرستید
@tatliskin998@tatliskin998
پماد بیوممتیک اصل
از برند کارن لیان ایتالیایی
لیفتینگ فوقالعاده قوی پوست
رطوبت رسانی جهت ترمیم پوست اسیب دیده
تنظیم چربی پوست و ایجاد شفافیت
درمان منافذ باز
روشن کننده به شدت قوی
درمان چین و چروک های عمیق
درمان قطعی کک و مک
رایحه بسیار عالی و بدون حساسیت
جوانسازی به صورت کاملا طبیعی
ساخت کشور ایــتــالــیــا
تاثیرات دائمی و بدون بازگشت
۱۴:۱۲
بازارسال شده از tablighat...🦋🌷
اگه میخوایی تا عید پوست بلوری داشته باشی همین الان پیام بده 

@tatliskin998
@tatliskin998
@tatliskin998
@tatliskin998
۱۴:۱۲
یه خواهر بزرگتر از خودم دارم که ۵ساله از شوهرش طلاق گرفته بنا به مشکلاتی که تهمت زدن وبچه دار نشدن و...
۱۴:۳۳
خاطرات هَمْسَـران 🌸🍃







یه خواهر بزرگتر از خودم دارم که ۵ساله از شوهرش طلاق گرفته بنا به مشکلاتی که تهمت زدن وبچه دار نشدن و... 


.
باسلام وخسته نباشید به دوستان عزیزم
یه سوال داشتم ممنون میشم راهنماییم کنید .
یه خواهر بزرگتر از خودم دارم که ۵ساله از شوهرش طلاق گرفته بنا به مشکلاتی که تهمت زدن وبچه دار نشدن ومشکل از شوهرش هم بود ویکسال فقط خانه دار بودن .بعد از طلاق آقا تازه پشیمون شد وهمش در حد پیام باخواهرم در ارتباطه وخواهرم میگه گناه داره جواب میدم هرچند ماخیلی باهاش حرف میزنیم ولی لجبازه .خلاصه خواستگار زیاد داره ، اوایل خودش بهانه های الکی میگرفت ولی چندوقته هرکی میاد فقط درحد جلسه اوله ودیگه نمیان .خواهرم کلی چله ودعا میخونه که باز سروکله شوهر سابقش باز پیدا میشه .
خودشم میگه خسته شدم ودیگه ازدواج نمیکنم .التماس دعا از دوستات
#تجربه
#سیاست
#عاشقانه
دلانه هات رو برام بفرست 



@mary1317
┄┅┅❅ خاطرات هَمْسَـران
❅┅┅┄
باسلام وخسته نباشید به دوستان عزیزم
یه سوال داشتم ممنون میشم راهنماییم کنید .
یه خواهر بزرگتر از خودم دارم که ۵ساله از شوهرش طلاق گرفته بنا به مشکلاتی که تهمت زدن وبچه دار نشدن ومشکل از شوهرش هم بود ویکسال فقط خانه دار بودن .بعد از طلاق آقا تازه پشیمون شد وهمش در حد پیام باخواهرم در ارتباطه وخواهرم میگه گناه داره جواب میدم هرچند ماخیلی باهاش حرف میزنیم ولی لجبازه .خلاصه خواستگار زیاد داره ، اوایل خودش بهانه های الکی میگرفت ولی چندوقته هرکی میاد فقط درحد جلسه اوله ودیگه نمیان .خواهرم کلی چله ودعا میخونه که باز سروکله شوهر سابقش باز پیدا میشه .
خودشم میگه خسته شدم ودیگه ازدواج نمیکنم .التماس دعا از دوستات
┄┅┅❅ خاطرات هَمْسَـران
۱۴:۳۳
بازارسال شده از tablighat...🦋🌷
بیش از 1 میلیون کاشت مو!کلینیک فخرائی با 6 شعبه فعال در سراسر جهان بزرگترین کلینیک کاشت مو و زیبایی در جهان آماده ارائه خدمات زیبایی، لاغری و کاشت مو و ابرو نیز می باشد.
021-73823@fakhraeiclinic
۱۴:۳۴
بازارسال شده از tablighat...🦋🌷
سپرده بانکی
صندوق سرمایهگذاری «سپر»
سرمایهگذاری از طریق پنل معاملاتی کارگزاریهای بورسی و سامانه بیدار تریدر با جستجو نماد «سپر»
Bidartrader.irمشاوره و پشتیبانی: 02142029
۱۴:۴۰
از رفیق بازی شوهرش میگه ...
۱۵:۰۴
خاطرات هَمْسَـران 🌸🍃







از رفیق بازی شوهرش میگه ... 


.
سلام لطفا پیام منو بزارید تا عزیزان منو راهنمایی کنن.من ۳۵ ساله چهار تا بچه دارم. شوهرم همه چیزش خوبه فقط یه کم رفیق بازه .از اول ازدواجمون هر چی دعوا داشتیم بخاطر همین بود دیگه دیدم فایده نداره من کوتاه اومدم.البته هر چی رفاقت داشته به یک سال نرسیده ازش زده شده و تمام شده.بخاطر همین زیاد کاریش ندارم .نمیزاره اصلا رفیقاش بیان خونه یا من ببینمشون .فقط خیلی کوتاه یه خلاصه ای از شجره دوستش میگه .بهش اطمینان دارم که اهل حیانت هم نیست.مشکلم من از جایی شروع شد که شوهرم مریض شد و نیاز داشت تو بیمارستان چند روزی بستری شه و انژو بشه .خونه پدرم تو یه شهر دیگه است وما دور از اونجا تو یه استان دیگه تو روستا هستیم.من چند تا جاری دارم که با وقار هستن الا یکیش.شوهرم که نیاز به بستری داشت برادرم دو روز پیشش موند داداشش که خونش تو روستا نزدیک خودمونه گفت خودم میمونم داداشمو رد کرد گفت برو.شوهرم چند روز بیمارستان بود بعدش دو هفته ای خونه دختر برادر شوهرم موند ناگفته نمونه خرج خوراک این دوهفته دختر برادر شوهرم با شوهرم بوده اصلا عادتشه که هر جا بره خرجشو میبره.شوهرم انژو کرد زنگ میزدم رو گوشیش همش جاری جواب میدا د ناراحت میشدم اما چیزی نمی گفتم.یه بار هم بابا رفته بود عیادت شوهرم به بابام گفته بود به دخترت بگو کمتر زنگ بزنه رو گوشی اگه خبری بشه بهت میگیم بازم بخاطر وضعیت شوهرم چیزی نگفتم.وضعیت شوهرم جوری بود که باید نزدیک دکتر باشه . شوهرم قبل این اتفاق اصلا نمیذاشت من حتی با این جاری حرف بزنم خونشون که اصلا ندیده بودم.بعد دو هفته شوهر برگشت خونه دیدم خیلی تحویلشون میگیره روزی چند بار برادر شوهر و جاری بهش زنگ میزدن و هر بار یا پول ازش میخواستن یا یه کاری .هر شب میرفت خونشون تا نصف شب .حالا این جاری رو فقط بگم زیاد به اخلاقیات پایبند نیست.تا یه سال همینجور بود تا دیگه طاقطم تموم شد یه روز که شوهرم حالش خوب نبود جاری زنگ رد به شوهرم وگفت با ماشینت بیا ببرمون شهر شوهرم گفت حالم خوش نیست بیا ماشینو ببرید با شوهرت برو گفت نه خودت بیا اون کار داره.دیگه رسما شوهرم شده بود ادم تو دستش منم یه دعوایی با شوهرم راه انداختم هزار حرف بیراه بهش گفتم و اونم بیشتر وسایل خونه رو شکوند و تا دوهفته فقط واسه خواب میومد خونه و نمیدونم جا میرفت فقط بع بابام زنگ زده بود و گفته بود بیا دخترتون ببر نمیخوامش دیگه من کوتاه اومدم باز حالا دوسال از اون موضوع میگزره چند بار بهش گفتم راضی نیستم بری خون داداشت .شکایتت رو بخدا میکنم گفت باشه نمیرم اما دروغ میگه تلفناشو میره بیرون میزنه من تو این دوسال هر جا جاری رو دیدم رو ازش برگردوندم به چند نفر گفتم که بهش برسونن که مزاحم زندگیمه اما اینگار بع دیوار گفتی حالا خواهش دارم که یه راهی بزارین پیش پام ذکری دعایی که باعث قطع رابطه شوهرم با اونا بشه. اینم بگم امکان اینکه بخوایم جا بجا شیم و به جای دیگه ای بریم هم نداریم.منتظر شما راهنمایی هستم.انشالله غم تو دلتون نیاد.
#تجربه
#سیاست
#عاشقانه
دلانه هات رو برام بفرست 



@mary1317
┄┅┅❅ خاطرات هَمْسَـران
❅┅┅┄
سلام لطفا پیام منو بزارید تا عزیزان منو راهنمایی کنن.من ۳۵ ساله چهار تا بچه دارم. شوهرم همه چیزش خوبه فقط یه کم رفیق بازه .از اول ازدواجمون هر چی دعوا داشتیم بخاطر همین بود دیگه دیدم فایده نداره من کوتاه اومدم.البته هر چی رفاقت داشته به یک سال نرسیده ازش زده شده و تمام شده.بخاطر همین زیاد کاریش ندارم .نمیزاره اصلا رفیقاش بیان خونه یا من ببینمشون .فقط خیلی کوتاه یه خلاصه ای از شجره دوستش میگه .بهش اطمینان دارم که اهل حیانت هم نیست.مشکلم من از جایی شروع شد که شوهرم مریض شد و نیاز داشت تو بیمارستان چند روزی بستری شه و انژو بشه .خونه پدرم تو یه شهر دیگه است وما دور از اونجا تو یه استان دیگه تو روستا هستیم.من چند تا جاری دارم که با وقار هستن الا یکیش.شوهرم که نیاز به بستری داشت برادرم دو روز پیشش موند داداشش که خونش تو روستا نزدیک خودمونه گفت خودم میمونم داداشمو رد کرد گفت برو.شوهرم چند روز بیمارستان بود بعدش دو هفته ای خونه دختر برادر شوهرم موند ناگفته نمونه خرج خوراک این دوهفته دختر برادر شوهرم با شوهرم بوده اصلا عادتشه که هر جا بره خرجشو میبره.شوهرم انژو کرد زنگ میزدم رو گوشیش همش جاری جواب میدا د ناراحت میشدم اما چیزی نمی گفتم.یه بار هم بابا رفته بود عیادت شوهرم به بابام گفته بود به دخترت بگو کمتر زنگ بزنه رو گوشی اگه خبری بشه بهت میگیم بازم بخاطر وضعیت شوهرم چیزی نگفتم.وضعیت شوهرم جوری بود که باید نزدیک دکتر باشه . شوهرم قبل این اتفاق اصلا نمیذاشت من حتی با این جاری حرف بزنم خونشون که اصلا ندیده بودم.بعد دو هفته شوهر برگشت خونه دیدم خیلی تحویلشون میگیره روزی چند بار برادر شوهر و جاری بهش زنگ میزدن و هر بار یا پول ازش میخواستن یا یه کاری .هر شب میرفت خونشون تا نصف شب .حالا این جاری رو فقط بگم زیاد به اخلاقیات پایبند نیست.تا یه سال همینجور بود تا دیگه طاقطم تموم شد یه روز که شوهرم حالش خوب نبود جاری زنگ رد به شوهرم وگفت با ماشینت بیا ببرمون شهر شوهرم گفت حالم خوش نیست بیا ماشینو ببرید با شوهرت برو گفت نه خودت بیا اون کار داره.دیگه رسما شوهرم شده بود ادم تو دستش منم یه دعوایی با شوهرم راه انداختم هزار حرف بیراه بهش گفتم و اونم بیشتر وسایل خونه رو شکوند و تا دوهفته فقط واسه خواب میومد خونه و نمیدونم جا میرفت فقط بع بابام زنگ زده بود و گفته بود بیا دخترتون ببر نمیخوامش دیگه من کوتاه اومدم باز حالا دوسال از اون موضوع میگزره چند بار بهش گفتم راضی نیستم بری خون داداشت .شکایتت رو بخدا میکنم گفت باشه نمیرم اما دروغ میگه تلفناشو میره بیرون میزنه من تو این دوسال هر جا جاری رو دیدم رو ازش برگردوندم به چند نفر گفتم که بهش برسونن که مزاحم زندگیمه اما اینگار بع دیوار گفتی حالا خواهش دارم که یه راهی بزارین پیش پام ذکری دعایی که باعث قطع رابطه شوهرم با اونا بشه. اینم بگم امکان اینکه بخوایم جا بجا شیم و به جای دیگه ای بریم هم نداریم.منتظر شما راهنمایی هستم.انشالله غم تو دلتون نیاد.
┄┅┅❅ خاطرات هَمْسَـران
۱۵:۰۴
بازارسال شده از گسترد تبلیغاتی هنر 🎨
همین حالا بیا تو کانال
ble.ir/join/CTr6MrvojW
۱۵:۰۶
بازارسال شده از tablighat...🦋🌷
خعیلی خووووبه..!!
ماریا هستم بهم پیام بده
┈•❀✾• @asheghooneee
۱۵:۳۲
اگه میخواین شوهرتون جذب شما بشه 🧲
وقتی تنها نشستهو تو لاک خودش فرو رفته
برید پیشش بشینید و باهاش حرف بزنید
البته موضوع صحبت خیلی مهمه اینجور جاها که مرد حالش خوب نیستسعی کنید بهش احساس حمایت بدید؛
ما آدما وقتی سختی میکشیم، دوست داریم یکی ازمون حمایت کنه، پس یه کاری کن که شوهرت تو رو حامی خودش بدونه
ماریا هستم بهم پیام بده
┄┅┅❅ خاطرات هَمْسَـران
۱۵:۳۲
بازارسال شده از 「 گـستـرده طـلـوع 🌞 」
چین و چروک صورتت و کامل ازبین ببر
ضدچین و چروک / رفع شل شدگی و افتادگی / رفع خط لبخند خط اخم خطوط پیشانی و روشن کننده و شفاف کننده پوست و کاهنده منافذ
با بیش از پنج سال سابقه فروش آنلاین ومشاوره محصول

شماره تماس: 09934538613سبدخرید هم داریم
ارتباط باادمین و تهیهی کرم بیوممتیک
@MRezaii14 کانال
ble.ir/join/7QayZVMHAEble.ir/join/7QayZVMHAE
ضدچین و چروک / رفع شل شدگی و افتادگی / رفع خط لبخند خط اخم خطوط پیشانی و روشن کننده و شفاف کننده پوست و کاهنده منافذ
با بیش از پنج سال سابقه فروش آنلاین ومشاوره محصول
شماره تماس: 09934538613سبدخرید هم داریم
۱۵:۳۶
بازارسال شده از tablighat...🦋🌷
۱۵:۳۶
یه بارمیخواستم شهریه دانشگام واریزکنم.پول توحساب شوهرم بود.منم عقل کل بلندشدم رفتم بانک فیش برداشت پرکردم و به کارمنده دادم
بعدخودم فهمیدم چکارکردم
آبروم رف.کارمنده چپ چپ نگام میکردسرشم تکون داد
#مامان_علی#سوتی_بفرست🤣@mary1317
@zan_shohar
بعدخودم فهمیدم چکارکردم
آبروم رف.کارمنده چپ چپ نگام میکردسرشم تکون داد
#مامان_علی#سوتی_بفرست🤣@mary1317
۱۶:۱۰
اوایل ازدواجمون بود کلی سعی کرده بودم باکلاس باشم و با همه بسیار مودبانه حرف میزدم خلاصه کلی واسه خودم مثال زدنی بودم!عروس خاله شوهرم زایمان کرده بود. ما رفتیم دیدنش.من تا اخر مجلس سکوت کرده بودمو فقط با بله و خیر جواب میدادمخلاصه موقع برگشت شد و همه داشتن یه چیزی میگفتن یکی میگفت انشالا سایتون بالاسرش باشه.یکی میگفت انشالا قدمش خیر باشه.نوبت من که رسید نه گذاشتم نه برداشتم گفتم انشالا حلالزاده باشن!!!!قیافه من
قیافه عروس خاله
#ماریانوشت :با دعای شما حلال زاده است

#سوتی_بفرست🤣@mary1317
@zan_shohar
#ماریانوشت :با دعای شما حلال زاده است
#سوتی_بفرست🤣@mary1317
۱۶:۱۰