👑 زن و زندگــے 👑
🤍
مامان سرمو محکم تو بغلش گرفت و شروع کرد به لالایی خوندن چیزی که همیشه تو بچگی آرومم میکرد.. آشوب روی خاک دراز کشیده بود و چشماشو بسته بود دلم براش حسابی میسوخت... هممون دور خاک بودیم و هیچکس دله بلند شدن و رفتن رو نداشت با صدایه کیان سرمو بلند کردم و با دیدنه نازنین و شادی که با ناراحتی نگاهم میکردن حالم بدتر شد.... نازنین اومد طرفم کنارم نشست و محکم بغلم کرد _الهی قربونت بشم بهت تسلیت میگم عزیزم چرا زودتر بهمون خبر ندادی.. با گریه گفتم: اصلاً خبره خوبی نبود نازنین چی میخواستم بگم ؟؟؟ نمیتونستم خبر مرگ بابام رو بدم... وای نازنین نمیدونی چقدر حالم بده... نمیدونی چقدر تنها شدم من همه پشت و پناهم بابام بود... حالا بدونه بابام چیکار کنم اصلاً نمیتونم باید چه جوری زندگی کنم.. بچهها پیشم بودن.. و کیان هم روبروم نشسته بود و داشت فاتحه میخوند که با شنیدن صدایه هوتن و سرمو بلند کردم... ادامه دارد... 🩷🩷🩷🩷🩷🩷🩷🩷🩷🩷🩷
🤍
همین که دیدمش با خشم فورا از جام بلند شدم و حمله ور شدم سمتش..
+اینجا چه غلطی میکنی ها؟؟؟ اصلاً با چه رویی پا شدی اومدی اینجا؟؟
هوتن با بهت گفت: اصلاً الا خبر نداشتم به خدا نمیدونستم عزیزم... همین الان از فامیلها شنیدم فوری خودمو رسوندم...
تسلیت میگم بهت بابت حسین آقا یقهی لباسش رو گرفتم و با عصبانیت گفتم:
به من نگو عزیزم آشغال عوضی گمشو از اینجا برو تو که اینجایی تنه بابام تویه گور میلرزه..
با مشتهای محکم به قفسه سینهاش میزدم که آیت هم سریع بلند شد..
بهزاد و سروش به زور گرفتنش کیان اومد طرفم بازومو گرفت و گفت :
عزیزم بیا عقب به خاطر مامانت ببینش چقدر ترسیده حالش خوب نیست بیا بریم عزیز دلم ...
ادامه دارد...🩷🩷🩷🩷🩷🩷🩷🩷🩷🩷🩷
همین که دیدمش با خشم فورا از جام بلند شدم و حمله ور شدم سمتش..
+اینجا چه غلطی میکنی ها؟؟؟ اصلاً با چه رویی پا شدی اومدی اینجا؟؟
هوتن با بهت گفت: اصلاً الا خبر نداشتم به خدا نمیدونستم عزیزم... همین الان از فامیلها شنیدم فوری خودمو رسوندم...
تسلیت میگم بهت بابت حسین آقا یقهی لباسش رو گرفتم و با عصبانیت گفتم:
به من نگو عزیزم آشغال عوضی گمشو از اینجا برو تو که اینجایی تنه بابام تویه گور میلرزه..
با مشتهای محکم به قفسه سینهاش میزدم که آیت هم سریع بلند شد..
بهزاد و سروش به زور گرفتنش کیان اومد طرفم بازومو گرفت و گفت :
عزیزم بیا عقب به خاطر مامانت ببینش چقدر ترسیده حالش خوب نیست بیا بریم عزیز دلم ...
ادامه دارد...🩷🩷🩷🩷🩷🩷🩷🩷🩷🩷🩷
۲.۸K
۱۴:۰۸