عکس پروفایل 👑 زن و زندگــے 👑👑
۸.۷ هزار عضو

👑 زن و زندگــے 👑

وقتی حال یه زن خوبهundefined حال یه زندگی خوبهundefinedاینجا با آموزشهای کانال و تجربیات خانمها یاد میگیریم چطور یه زندگی شاد داشته باشیم.هم آموزش هم خنده و سرگرمیundefined
کانالی شاد ومتفاوت🥰
شرایط ارسال تجربه،خاطره ،سوتی،و...undefinedundefinedhttps://ble.ir/khateratee_man
👑 زن و زندگــے 👑
undefined🪽 از همه چی از وضعیت تو و رابطه‌ای که بینتون شکل گرفته لبمو گاز گرفتم که گفت: آیت هم بود حسابی غیرتی شد و می‌خواست کیان رو بزنه که سروش جلوش رو گرفت.. دستمو گذاشتم روی صورتم و گفتم: وای خدایا چه آبروریزی شده آلما سری تکون داد و گفت: دقیقاً آره اما خوب شد که حرفاشو زد +آیت و مامان چی گفتن؟؟؟ آلما سری تکون داد و گفت: مامان که هیچی نگفت اما آیت خوب عصبی شده بود می‌شناسیش که اخلاقش چه جوریه... سری تکون دادم و گفتم: پسره‌ی احمق بهش گفتم نیاد خونه باز بدون اینکه به من بگه پا شده و اومده.. آلما با ناراحتی نگاهم کرد و گفت: اومدنش زیاد مهم نیست من از یه چیز دیگه ناراحتم... + از چی؟؟ _فکر نمی‌کنم آیت بخواد رضایت بده و مامانو هم که می‌شناسی رو حرف آیت حرف نمی‌زنه... ادامه دارد... °°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°
undefined🪽
کلافه سری تکون دادم و گفتم: من دیگه نمی‌دونم این وسط باید چیکار بکنم؟؟
آلما با ناراحتی نگاهم کرد و گفت: قربونت بشم شرایط تو درک می‌کنم گوشیو برداشتم و شماره کیان رو گرفتم که بازم جواب نداد..
به کیان زنگ می‌زنی؟؟
سری تکون دادم که آلما با خنده
گفت: به دور از شوخی باید بگم که
پسر خیلی خوبی بود

+ واقعاً میگی؟؟
آره من که حسابی نظرم گرفته
چشمکی بهم زد که خندم گرفت و گفت:
اما تو بی‌معرفتی که ازم پنهون کردیسری تکون دادم و گفتم :بحث پنهون کاری نیست آلما با ناراحتی گفت:
اما من قضیه سروش رو بهت گفتم ابرویی بالا انداختمو رو به آلما گفتم :
قضیه من با تو خیلی فرق می‌کنه تو مجرد بودی اما من الان شوهر دارم حتی خودم نسبت به رابطم با کیان احساس بدی دارم چه برسه به بقیه که از این موضوع با خبر بشن...

ادامه دارد...°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°
undefined۳۹

۲.۷K

۱۳:۴۸