👑 زن و زندگــے 👑
🤍
سروش با دیس خالی برگشت و کنار آلما نشست مامان سرشو از روی قرآن بلند کرد و گفت: همه رو پخش کردی پسرم؟؟ سروش لبخند مهربونی زد و گفت : بله... امروز هفتمه بابا بود و مامان تصمیم گرفت به جای اینکه خرج بزرگ بده پولشو بین نیازمندا تقسیم کنه... خودمون هم خانوادگی اومدیم سر خاکه بابا مامان سری تکون داد و نگاهی به آشوب کرد و گفت : اگه حالت خوب نیست بلند شو برو خونه... _نه مامان حالم خوبه اینجا که هستم آرومم... بهزاد با اخم گفت : اما تویه اذیتی من اینو میفهمم... باید استراحت مطلق باشی.. آشوب با عصبانیت گفت: بهت گفتم اینجا راحتترم اصلاً تو چی میگی؟؟؟ حرفه منو نمیفهمی اصلاً منو درکم نمیکنی... مامان اخم میکرد و رو به آشوب گفت: سر خاک صداتو بیار پایین باید به حرف شوهرت گوش بدی... ادامه دارد... 🩷🩷🩷🩷🩷🩷🩷🩷🩷🩷🩷
🤍
نگران حاله توئه... آشوب و پوزخندی زد و گفت: نگران من نیست نگران بچهشه که تو شکمه منه...
بهزاد سری تکون داد و گفت: واقعاً همینجور فکر میکنی؟؟آشوب پوزخندی زد و گفت :
آره دقیقاً همین فکرو میکنم لبمو گاز گرفتم و به آشوب اشارهای کردم که دیگه حرف نزنه...
بهزاد هم با اخم از جاش بلند شد و گفت :پس حالا که اینجور فکر میکنی تا هر وقت که دوست داری همین جا بمون...
دست رهام رو گرفت و رفتن مامان با ناراحتی نگاهشو از آشوب گرفت و گفت:
اصلاً توقع نداشتم سر خاک پدرت این کارو بکنی آشوب با گریه گفت: آخه یکسره بهم میگه گریه نکن بچه حالش بد میشه...
نمیخواد بری سر خاک بابات بچه حالش بد میشه....حرف دهنش یکسره بچشه نه من ...
کاش یکمم به فکر من بود من پدرمو از دست دادم داغش هنوز روی دلم تازه است شبانه روز هم که همین جا بشینم بازم دلتنگیم رفع نمیشه...
ادامه دارد...
نگران حاله توئه... آشوب و پوزخندی زد و گفت: نگران من نیست نگران بچهشه که تو شکمه منه...
بهزاد سری تکون داد و گفت: واقعاً همینجور فکر میکنی؟؟آشوب پوزخندی زد و گفت :
آره دقیقاً همین فکرو میکنم لبمو گاز گرفتم و به آشوب اشارهای کردم که دیگه حرف نزنه...
بهزاد هم با اخم از جاش بلند شد و گفت :پس حالا که اینجور فکر میکنی تا هر وقت که دوست داری همین جا بمون...
دست رهام رو گرفت و رفتن مامان با ناراحتی نگاهشو از آشوب گرفت و گفت:
اصلاً توقع نداشتم سر خاک پدرت این کارو بکنی آشوب با گریه گفت: آخه یکسره بهم میگه گریه نکن بچه حالش بد میشه...
نمیخواد بری سر خاک بابات بچه حالش بد میشه....حرف دهنش یکسره بچشه نه من ...
کاش یکمم به فکر من بود من پدرمو از دست دادم داغش هنوز روی دلم تازه است شبانه روز هم که همین جا بشینم بازم دلتنگیم رفع نمیشه...
ادامه دارد...
۲.۵K
۱۵:۵۲