👑 زن و زندگــے 👑
🪽 خب تصمیمتو گرفتی ؟؟ هوتن سری تکون داد و گفت: آره.. +خوب نتیجه چی شد؟؟ هوتن نگاهی بهم کرد و گفت :همونجور که بخوای میام و طلاقت میدم فقط به یه شرط... +چه شرطی؟؟ _ اینکه اول رضایت بدین کتایون آزاد بشه سری تکون دادم و گفتم : چرا باید همچین کاری بکنم؟؟ اول تو باید منو طلاق بدی.. هوتن شونهای بالا انداخت و گفت: از کجا بدونم که بعد زیر حرفتون نمیزنین؟؟ پوزخندی بهش زدم و گفتم: چرا فکر کردی همه مثل تو هستن؟؟؟هوتن اخمی کرد که گفتم : اول باید بریم درخواست بدیم برای طلاق توافقی....فکر میکنم باید دو سه جلسه مشاوره بریم و بعدش هم دادگاه حکم طلاقو میده... ادامه دارد...
هوتن سری تکون داد و گفت :خودم میدونم از وکیلم همه اینا رو پرسیدم...
+خب مشکلت چیه؟؟_بهت که گفتم اول باید رضایت بدی کتایون آزاد بشه...
پوزخندی بهش زدم و گفتم: کاره تو دست ما گیره.. هوتن سری تکون داد و گفت:
اتفاقا تویی که برای طلاق گرفتن ازمن کمک میخوای.. با جدیت نگاهش کردم و گفتم :پس قضیه منتفیه تو طلاق نده ما هم رضایت نمیدیم...
از جام بلند شدم برم که هوتن گفت: بشین سر جات...باهات حرف دارم× دیگه حرفی نمونده که بزنی...
هوتن نگاهی بهم کرد و گفت: الا من... من واقعاً دوست دارمچطور میتونی از من طلاق بگیری؟؟
وقتی که انقدر راحت دارم بهت اعتراف میکنم +تو دیگه برای من تموم شدی هوتن هیچ جایی توی قلبم نداری...
هوتن اخماشو کشید تو هم و گفت: به این زودی منو فراموش کردی؟؟ جوابشو ندادم که پوزخندی زد و با عصبانیت گفت :
ادامه دارد...°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°
۴K
۱۵:۴۵