عکس پروفایل 👑 زن و زندگــے 👑👑
۸.۷ هزار عضو

👑 زن و زندگــے 👑

وقتی حال یه زن خوبهundefined حال یه زندگی خوبهundefinedاینجا با آموزشهای کانال و تجربیات خانمها یاد میگیریم چطور یه زندگی شاد داشته باشیم.هم آموزش هم خنده و سرگرمیundefined
کانالی شاد ومتفاوت🥰
شرایط ارسال تجربه،خاطره ،سوتی،و...undefinedundefinedhttps://ble.ir/khateratee_man
👑 زن و زندگــے 👑
undefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefined undefinedundefinedundefinedundefinedundefined undefinedundefinedundefinedundefined undefinedundefinedundefined undefinedundefined undefined بعد از حضور و غیاب چند تا اسم و خوند که منم جزوشون بودم بلند شدیم و شروع کرد به پرسیدن چند تا سوال... که خدا رو شکر تونستم جواب سوال‌هاش رو بدم و نمره‌ی کامل رو بگیرم... با خیال راحت سر جام نشستم که شادی سقلمه‌ای به پهلوم زد و گفت :خوب این روزا درس می‌خونی‌ها ... با تعجب نگاهی بهش کردم و گفتم: مگه خبر نداشتی امروز پرسش و پاسخ داشتیم ؟؟؟ شادی سری تکون داد و گفت :آره اما طبق معمول حوصله درس خوندن نداشتم... پوزخندی زدم و گفتم : پس چرا میای دانشگاه شادی بیخیال گفت :چون بابام مجبورم کرده +یعنی الان فقط به اجبار بابات میای؟؟ شادی سری تکون داد و گفت : آره من اصلاً درس خوندن رو دوست ندارم... ترجیح میدم برم دنبال یاد گرفتن یک هنر... سری تکون دادم و گفتم : خوب در کنار درس خوندنت هم می‌تونی هنر یاد بگیری... ادامه دارد...
.undefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefined



شادی سری تکون داد و گفت: اتفاقا توی فکرش هستم.تایم کلاس که تموم شد و استاد از کلاس رفت بیرون...
برگشتم سمت نازنین و گفتم :تو چیکار می‌کنی ؟؟؟حالت خوبه نازی سری تکون داد و گفت: بد نیستم
شادی رو به نازنین گفت :چه خبر از دانیال؟؟ نازی شونه‌ای بالا انداخت و گفت: خبری ازش ندارم دیروز درخواسته مهریه کردم
+کار خوبی کردی منم وکیلم همین حرفو می‌زنه که اگه مهریه نداشت بهت بده در ازای بخشیدنش حق طلاق رو ازش بگیری...
نازی پوزخندی زد و گفت :من حق طلاق رو دارم با تعجب گفتم :واقعا میگی ؟؟
نازی لبخندی زد و گفت: آره عزیزم تنها شرط پدرم برای قبول خواستگاری همین بود حق طلاق با منه
_ اول مهریمو ازش می‌گیرم و بعد درخواست طلاق میدم شادی با خوشحالی گفت:
آفرین کار عاقلانه رو بابایه تو کرده اینجوری دماغه دانیال هم حسابی می‌سوزه..

ادامه دارد...
undefined۴۵

۳.۱K

۱۵:۵۶