عکس پروفایل 👑 زن و زندگــے 👑👑
۸.۷ هزار عضو

👑 زن و زندگــے 👑

وقتی حال یه زن خوبهundefined حال یه زندگی خوبهundefinedاینجا با آموزشهای کانال و تجربیات خانمها یاد میگیریم چطور یه زندگی شاد داشته باشیم.هم آموزش هم خنده و سرگرمیundefined
کانالی شاد ومتفاوت🥰
شرایط ارسال تجربه،خاطره ،سوتی،و...undefinedundefinedhttps://ble.ir/khateratee_man
👑 زن و زندگــے 👑
undefined🪽 آلما نگاهی به هوتن کرد و گفت: البته یه راهی پیش روت هست هوتن با کنجکاوی گفت: چی؟؟ اینکه الان لج کردی و آلا رو طلاق نمیدی مامانو آیت رو بدجوری عصبانی کردی.. هوتن سری تکون داد که آلما گفت: بهتره آلارو طلاق بدی اون وقت من هم می‌تونم اونا رو راضی کنم که از خون کتایون بگذرم... هوتن با تعجب گفت : چی ؟؟؟آلار و طلاق بدم؟؟ آلما مصمم سریع تکون داد و گفت: آره طلاقش بده شما که دیگه هیچ وقت نمی‌تونین با هم زندگی کنین اینجوری دو نفرتون راحت می‌شین هوتن اخمی کرد و گفت: کی گفته که قرار نیست زندگی کنیم ؟؟پوزخندی بهش زدم و گفتم :من گفتم اما من طلاقت نمیدم شونه‌ای بالا انداختم و گفتم: طلاقم نده منم به هیچ عنوان برنمی‌گردم سر زندگیت و اون وقت تو می‌مونی و خون کتایون که گردنته.. _چه ربطی به من داره نگاهی به آلما کردم که گفت : گره این کار به دست تو باز میشه ادامه دارد...
undefined🪽






لابد با طلاق دادن آلا؟؟؟
سری تکون دادم و گفتم :آره منو
طلاق بده تا رضایت مامان و آیت رو
بگیری...

هوتن پوزخندی زد و گفت: فکر کن
الان من راضیم که طلاقت بدم چه
جوری می‌خوای مادرتو راضی کنی..

آلما سری تکون داد و گفت :تو به
اونش کاری نداشته باش اول باید
آلارو طلاق بدی..

از کجا بدونم راست می‌گین؟؟؟
شونه‌ای بالا انداختم و گفتم: کار تو دست ما گیره پس مجبوری که بهم اعتماد کنی...
هر وقت که توی دادگاه برگه طلاق نامه رو امضا کردی منم رضایت و از مامانم می‌گیرم...
بلند شو بریم آلما کیفمو برداشتم که هوتن گفت: یه لحظه صبر باهات حرف دارم...
سری تکون دادم و گفتم :حرفی این وسط نمونده هر وقت که برای طلاق راضی شدی بهم زنگ بزن...
آلما هم از جاش بلند شد و با هم از کافه رفتیم بیرون نفس عمیقی کشیدم و گفتم :به نظرت قبول می‌کنه؟؟؟

ادامه دارد...°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°
undefined۴۸
undefined۳
undefined۱

۳K

۱۶:۰۵