عکس پروفایل 👑 زن و زندگــے 👑👑
۸.۷ هزار عضو

👑 زن و زندگــے 👑

وقتی حال یه زن خوبهundefined حال یه زندگی خوبهundefinedاینجا با آموزشهای کانال و تجربیات خانمها یاد میگیریم چطور یه زندگی شاد داشته باشیم.هم آموزش هم خنده و سرگرمیundefined
کانالی شاد ومتفاوت🥰
شرایط ارسال تجربه،خاطره ،سوتی،و...undefinedundefinedhttps://ble.ir/khateratee_man
👑 زن و زندگــے 👑
undefined🪽 سری تکون دادم که آلما برسو داد دستم و از اتاق رفت بیرون و منو با یک عالمه فکر و خیال تنها گذاشت. پامو تند و تند و تکون می‌دادم که آلما با عصبانیت گفت : بس کن دیگه آلا چقدر پاتو تکون میدی اعصابم به هم ریخت.. +نمی‌تونم استرس دارم دست خودم نیست آلما با عصبانیت گفت: خب با این قیافه‌ای که تو داری هوتن می‌فهمه که داری بهش دروغ میگی... سری تکون دادم و گفتم : خب چیکار کنم دست خودم نیست آلما با عصبانیت گفت: پس لطف کن حرف نزن تا من بتونم کارمو پیش ببرم سری تکون دادم که آلما گفت؛ هوتن اومد .. با ترس نگاهی به سمت در کافه کردم که هوتن وارد کافه شد و با دیدنمون دستی تکون داد... نفس عمیقی کشیدم تا بتونم استرسمو کنترل کنم و آلما زیر لب گفت: آروم باش هیچ اتفاقی قرار نیست بیفته سری تکون دادم که هوتن رسید به میزمون پشت صندلی نشست و گفت: سلام خوبین؟؟ ادامه دارد...
undefined🪽




آلما نگاهی به هوتن کرد و گفت: البته یه راهی پیش روت هست هوتن با کنجکاوی گفت: چی؟؟
اینکه الان لج کردی و آلا رو طلاق
نمیدی مامانو آیت رو بدجوری عصبانی
کردی..

هوتن سری تکون داد که آلما گفت:
بهتره آلارو طلاق بدی اون وقت من
هم می‌تونم اونا رو راضی کنم که از
خون کتایون بگذرم...

هوتن با تعجب گفت :
چی ؟؟؟آلار و طلاق بدم؟؟
آلما مصمم سریع تکون داد و گفت:

آره طلاقش بده شما که دیگه هیچ
وقت نمی‌تونین با هم زندگی کنین
اینجوری دو نفرتون راحت می‌شین
هوتن اخمی کرد و گفت:

کی گفته که قرار نیست زندگی کنیم ؟؟پوزخندی بهش زدم و
گفتم :من گفتم
اما من طلاقت نمیدم

شونه‌ای بالا انداختم و گفتم: طلاقم نده منم به هیچ عنوان برنمی‌گردم سر زندگیت و اون وقت تو می‌مونی و خون کتایون که گردنته..
_چه ربطی به من داره نگاهی به آلما کردم که گفت : گره این کار به دست تو باز میشه
ادامه دارد...
undefined۴۸
undefined۲

۳K

۱۵:۴۳