عکس پروفایل 👑 زن و زندگــے 👑👑
۸.۷ هزار عضو

👑 زن و زندگــے 👑

وقتی حال یه زن خوبهundefined حال یه زندگی خوبهundefinedاینجا با آموزشهای کانال و تجربیات خانمها یاد میگیریم چطور یه زندگی شاد داشته باشیم.هم آموزش هم خنده و سرگرمیundefined
کانالی شاد ومتفاوت🥰
شرایط ارسال تجربه،خاطره ،سوتی،و...undefinedundefinedhttps://ble.ir/khateratee_man
👑 زن و زندگــے 👑
undefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefined undefinedundefinedundefinedundefinedundefined undefinedundefinedundefinedundefined undefinedundefinedundefined undefinedundefined undefined شومیز مشکی رنگی رو تنم کردم و گوشیمو برداشتم از اتاق رفتم بیرون مامان و ماهک توی آشپزخونه بودن رفتم سمتشون و کارن رو از بغل ماهک گرفتم و گفتم: سلام عمه جون خوش اومدی ماهک نگاهی بهم کرد و گفت: سلام آلا خوبی؟؟ +ممنون تو چطوری؟؟ _ بد نیستم پستونک کارن از دهنش افتاد که شروع کرد به گریه کردن.. پستونک رو دوباره گذاشتم تو دهنش و گفتم: بگیر پسره غرغرو... چقدر امروز بد اخلاقی ماهک سری تکون داد و گفت: آره به خاطر کولیک معده‌شه شیر که می‌خوره یکم اذیت می‌شه برای همین بچم یکم بد اخلاقی می‌کنه..... آلما کجاست؟؟نگاهی به ساعت کردم و گفتم؛ دیگه کم کم باید پیداش بشه اونم رفته دانشگاه... ماهک سری تکون داد که مامان لیوان آبمیوه‌ای رو گرفت سمتم و گفت: اینو ببر برای آشوب.. لیوانو ازش گرفتم و رفتم سمت اتاق آشوب روی تخت دراز کشیده بود و سرش تو گوشیش بود ادامه دارد...
undefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefined


+سلام بیا برات آبمیوه آوردم ممنون بزارش روی میز لیوانو رو
میز گذاشتم و روی تخت نشستم

+بهزاد نیومده دنبالت؟؟
آشوب اخمی کرد و گفت :
بهش زنگ نزدم

+خوب اون چی بهت زنگ نزده؟؟
آشوب سری تکون داد که گفتم :
دلت برای رهام تنگ نشده؟؟

معلومه که دلم تنگ شده اما تا
وقتی خودش بچه‌مو نیاره بهش زنگ نمی‌زنم
+ فکر نمی‌کنی داری خیلی سخت می‌گیری؟؟آشوب سری تکون داد و گفت :تو چرا همش طرف بهزادی؟؟؟
+من طرف حقم عزیزم_وضعیت منو نمی‌بینی؟؟+ چرا اتفاقاً خوبم می‌بینم اما تو اون روز باهاش بد صحبت کردی ...
خب اونم ناراحت شد حق داره آشوب پوزخندی زد و گفت: تمام این مدت فکر و ذکرش بچه‌ایه که تو شکمه منه ...
حتی یه بارم حال منو نپرسیده فقط میگه مراقب باش بچه طوریش نشه...

ادامه دارد...
undefined۴۴

۲.۹K

۱۴:۴۴